مستغاثی دات کام

 
مروری بر وقایع خرداد 1360
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ تیر ۱۳۸۸
 

 

 

 

 

تاریخ را ورق بزنیم (1)

 

 

 

 

 

الله اکبر

در آستانه پیاده شدن آخرین مرحله کودتا...سازمان... پیشنهاد می کند که... مردم قهرمان... بار دیگر فریاد پرخروش الله اکبر را در مخالفت با روش های انحصارطلبانه ضدّمردمی و  ضداسلامی و درحمایت از آزادی های اساسی و رییس جمهور دکتر بنی صدر ٬ در پشت بام  خانه ها طنین افکن سازند.

 

درست حدس زدید  ، این جملات مربوط به این روزها نیست ، بلکه برگرفته از اعلامیه سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در تاریخ 27 خرداد 1360 و در حمایت از بنی صدر است ، آنگاه که حضرت امام خمینی ( ره) او را به دلیل خود سری ها و قانون گریزی ها و اتحادش با گروهک های ضدانقلابی از فرماندهی کل قوا خلع کرده و به دنبال آن ، صلاحیتش نیز در مجلس شورای اسلامی در حال بررسی بود.

تردیدی نیست که در وقایع تاریخی بسیاری از شرایط زمانی و  مکانی متفاوت به نظر می آیند. اما آنچه رخدادهای گوناگون تاریخ را به یکدیگر نزدیک کرده تا بنا به نص صریح کلام الله مجید و یا به فرمایش حضرت امام علی ( ع) موجب عبرت آیندگان شود ، همانا ماهیت و درونمایه این اتفاقات است.

فی المثل آنچه کودتای 28 مرداد 1332 در ایران را به کودتای 11 سپتامبر 1973 شیلی (علیرغم فاصله قابل توجه مکانی و زمانی  و تفاوت های بارز شخصیتی رهبران و مخالفین و حتی نحوه شکل گیری آن ) نزدیک می سازد ، همانا حضور تعیین کننده سازمان های اطلاعاتی و جاسوسی غرب ، به خصوص آمریکا و انگلیس در طراحی و اجرای این دو کودتا توصیف می شود. چنانچه حتی نوع جنگ روانی توسط برخی مطبوعات وابسته ( که در کودتای 28 مرداد 32 توسط شبکه صهیونیستی موسوم به "بدامن" سازماندهی می شد ) به طور حیرت انگیزی با آنچه در ایام پیش از کودتای ژنرال پینوشه علیه دکتر سالوادور آلنده صورت می گرفت ، شباهت داشت ، همچنانکه در بسیاری از دیگر موارد مشابه در موقعیت هایی که منافع آمریکا در سرزمین های دیگر به خطر افتاده ، همین نوع جنگ روانی رسانه ای را شاهد هستیم .

یا آنچه انقلاب اسلامی ایران را با انقلاب ساندینیست ها در نیکاراگوئه دارای اشتراکاتی می گرداند ( با وجود تفاوت های اساسی در ایدئولوژی و نوع مبارزه و شخصیت رهبران و انقلابیون) ، قلمداد کردن امپریالیسم آمریکا به عنوان دشمن اصلی و همچنین برخوردها و توطئه های مداوم این دشمن اصلی است.

همچنین است مثلا شباهت های انکار ناپذیر اشغال عراق توسط ارتش آمریکا در این سالها با لشگر کشی همین ارتش در دهه 60  و 70میلادی به ویتنام . کسی شکی ندارد که مثلا ویت کنگ ها با به اصطلاح غربی ها ، ستیزه جویان عراقی فرق می کنند و یا هوشی مینه هیچگونه قرابتی با صدام حسین نداشت! اما ماهیت هردو لشگر کشی در تامین منافع نامشروع آمریکا یکسان تلقی می گردد.

به هرحال از آنجا که این روزها مقارن با سالگرد وقایع سال 1360 منجر به مقابله بنی صدر و تیغ کشی مجاهدین خلق ( منافقین) در مقابل ملت ایران است ، بی مناسبت نیست که تاریخ ورق بزنیم و نگاهی به ریشه ها و شکل گیری فضایی که منجر به مقابله بنی صدر و منافقین با مردم ایران در سال 60 شد ، بیندازیم .خصوصا که متاسفانه  شباهت های تردید ناپذیری با آنچه امروز در جریان است ،دارد .  فاعتبروا یا اولی الابصار 

 

 در واقع قضیه تقابل ابوالحسن بنی صدر  با انقلاب و امام که از اواسط سال 59 جدی شده بود در اسفند همان سال در چالش بین او و  مجلس ٬ بار دیگر اوج گرفت. نمایندگان مجلس یک طرح دوفوریتی ارائه دادند تا دولت بتواند تکلیف وزارتخانه های بی سرپرست را روشن نماید. گفت وگوهای مجلس بین موافقان و مخالفان طرح ٬ باب جدیدی را در سیر انتقاد و دفاع از بنی صدر گشود. به دنبال این مباحث و مسکوت ماندن طرح موردنظر ٬ در یازدهم اسفند ماه ٬ دادستان کلّ کشور ٬ آیة الله موسوی اردبیلی ٬ جلسه ای با حضور مسئولان طراز اول کشور (دکتر بهشتی ٬ بنی صدر ٬ شهید رجایی ٬ آیت الله هاشمی رفسنجانی ٬ دکتر باهنر ٬ آیت الله مهدوی کنی و آیت الله خامنه ای ) در خانه خود تشکیل داد تا به بحران تکمیل کابینه پایان داده شود. در چنین زمینه و فضای سیاسی ملتهبی ٬ مراسم 14 اسفند در دانشگاه تهران با مشارکت فعال طرفداران بنی صدر و سازمان مجاهدین خلق ٬ برنامه ریزی و اجرا شد.

بخش سازماندهی شده و متشکل جمعیتی که در 14 اسفند در دانشگاه تهران اجتماع کردند ٬ هواداران سازمان مجاهدین خلق بودند. روز قبل از مراسم به وسیله سرتیم ها از تمام افراد میلیشیا و هواداران سازمان خواسته شد که از صبح پنجشنبه برنامه خود را شروع کنند. تیم ها با فرماندهی مشخص و آمادگی کامل برای درگیری تقسیم شده بودند.

از جمله شعارهایی که از طرف سازمان با تمرکز بر حملات شدید به حزب جمهوری اسلامی به عنوان نماد متشکل نیروهای پیرو خط امام ٬ به میلیشیا و دیگر هواداران ابلاغ شده بود چنین بودند:

«حزب چماق به دستان  باید بره گورستان » ٬« مرگ بر حزب چماق به دستان » ٬« مرگ بر چماقدار » ٬« بنی صدر ٬ بنی صدر ٬ افشاکن »  ، « تا حزب سقط نشود  این وطن وطن نشود» ٬« نصر من الله و فتح قریب ،  مرگ بر این حزبک مردم فریب » ٬ ٬« مرگ بر بهشتی » ٬« صدا و سیمای ما ٬ از انحصار حزبی ٬ آزاد باید گردد » ٬« تا بهشتی کفن نشود ، این وطن وطن نشود » ٬« بهشتی ٬ بهشتی ٬ طالقانی را تو کشتی»

میلیشیا و دیگر هواداران سازمان به صورت منسجم و منظّم قبل از شروع مراسم وارد دانشگاه شدند؛ جلوی تریبون را اشغال کرده و قسمت های در نظر گرفته شده زمین چمن را پوشاندند.

پس از شروع سخنرانی بنی صدر و از آغاز برنامه ریزی شده درگیری ها ٬ گروه ضربت سازمان که از افراد قوی متشکّل بود ٬ با کلیه توان و نیرو در درگیری و هدایت آن شرکت کردند.

با درگیری وسیع نیروهای گارد ریاست جمهوری علیه مردم و ضرب و شتم بسیاری از آنان توسط نیروهای سازماندهی شده میلیشیا و گارد بنی صدر با فرماندهی مستقیم شخص رییس جمهور ٬ اغتشاش 14 اسفند چالش سیاسی اجتماعی وسیع و گسترده ای حول مشروعیت و صلاحیت سیاسی و فکری رییس جمهور پدید آورد. عدم حمایت اکثریت مردم از فراخوان های بعدی بنی صدر و گروه های سیاسی مؤتلف وی ٬ غائله 14 اسفند را به نقطه عطف سرنوشت سیاسی بنی صدر تبدیل نمود و پس از آن عملاً رییس جمهور کاملاً به رییس یک جبهه محدود گروه های سیاسی برای مقابله با نیروهای پیرو خط امام مبدل گردید.

در روز دهم اردیبهشت ٬1360 حضرت امام خمینی (ره) طی سخنانی مجدداً به گروه های مسلح و از جمله سازمان مجاهدین خلق هشدار دادند  تا اسلحه را کنار گذاشته و به آغوش ملت بازگردند:

"...اینها اشتباه می کنند. اگر اینها به ملت برگردند که برای خودشان صلاح است و اگر به این امر[تشنج آفرینی] ادامه بدهند یک روز [ در پیش] است که پشیمانی دیگر سودی ندارد و آن روزی است که به ملت تکلیف شود ٬ تکلیف شرعی الهی به مقابله با اینها و تکلیف آخری نسبت به اینها تعیین شود...شما چیزی نیستید که بتوانید درمقابل این موج خروشان انسان های بپاخاسته مقاومت کنید. پس صلاح شما و صلاح ملت و صلاح همه این است که اسلحه ها را زمین بگذارید و از این شیطنت ها دست بردارید و به آغوش ملت برگردید..."

 

سازمان در نامه خود بدون پذیرش خلع سلاح ٬ از موضع مظلوم و حق به جانب و در عین حال مدعی قدرت ٬ خطاب به امام این گونه به تهدید برخاسته بود:

"... بی گمان شما در هر موقعیتی که مقتضی بدانید « تکلیف نهایی »مورد اشاره در سخنان ده اردیبهشت را مقررخواهید فرمود ٬ لیکن ما باز هم به عنوان انقلابیون یکتاپرست به عرض می رسانیم...تا وقتی راه های مسالمت آمیزِ ابراز عقیده وفعالیت انقلابی مطلقاً مسدودنشده و به اصطلاح حجت تمام نگردیده است [تلاش خواهیم نمود] از عکس العمل های خشونت بار و قهرآمیز بپرهیزیم... در برابر«تکلیفی » که گوشزد فرمودید چه چاره ای جز نوشتن و تقدیم وصیت نامه ها باقی می ماند؟ "

 

قسمتی از سخنان حضرت امام خمینی (ره) در سخنرانی مورخ 21 اردیبهشت 60 در پاسخ به نامه سازمان که در واقع آخرین اتمام حجت ها با سازمان محسوب می شود در پی می آید:

"...آنهایی که این طور باقلم هایشان ٬ علاوه برتفنگ هایشان ٬ با ما معارضه دارند ٬ به آنها کراراً گفته ایم و حالا هم می گوییم که مادامی که شما تفنگ ها را در مقابل ملت کشیده اید ٬ یعنی در مقابل اسلام با اسلحه قیام کرده اید ٬ نمی توانیم صحبت کنیم و مجلسی با هم داشته باشیم. شما اسلحه ها را زمین بگذارید و به دامن اسلام برگردید ٬ اسلام شما را می پذیرد... در آن نوشته ای که نوشتید ٬ در عین حالی که اظهار مظلومیت های زیاد کرده اید ٬ لکن باز ناشی گری کردید و تهدید به قیام مسلحانه کردید. ما چه طور با کسانی که می خواهند بر ضداسلام قیام مسلحانه بکنند می توانیم تفاهم کنیم؟... اسلام دین رحمت است ٬ دین عدل است ٬ دیانت قانون است. شما به قوانین اسلام سربگذارید ٬ گردن فروبیاورید ٬ کشور اسلامی ٬ همه شما را می پذیرد... و من هم که یک طلبه هستم با شما حاضرم که در یک جلسه ٬ نه در یک جلسه ٬ در ده ها جلسه با شما بنشینم وصحبت کنم... و من اگر یک در هزاراحتمال می دادم که شما دست بردارید از آن کارهایی که می خواهیدانجام بدهید ٬حاضر بودم که باشماتفاهم کنم و من پیش شمابیایم ٬ لازم هم نبودشما پیش من بیایید. وحالا هم به موجب احکام اسلام به شمانصیحت می کنم.شما در مقابل این سیل خروشان ملت نمی توانید کاری انجام بدهید... برگردید به دامن اسلام... دست بردارید از قیام مسلحانه... مادامی که اسلحه در دست شماست... تهدید به قیام می کنید ٬ ما نمی توانیم ازشما این طور مسائل را قبول کنیم..."

 

سازمان برای رهایی از بن بست ناشی از پاسخ مشروط امام ٬ توجیه عدم تمکین عملی از درخواست امام برای خلع سلاح را طی نامه ای ٬ با هماهنگی قبلی به بنی صدر اعلام کرد و شرط گذاشت که اگر وی ٬ به عنوان«عالی ترین مقام رسمی کشور » اجرای قانون اساسی را تضمین کند و وسایل اجرای این  تضمین را ارائه نماید و تأمین سیاسی کافی برای سازمان فراهم نماید ٬ برای تحویل سلاح های خود اعلام آمادگی خواهد کرد.

بنی صدر هم در یک مصاحبه مطبوعاتی از دادن تضمین ٬ اظهار ناتوانی کرده و عملاً با موجه جلوه دادن موضع سازمان راه را گشود تا سازمان از بن بست پدید آمده رهایی یابد.

با اوج گیری تنش در فضای سیاسی کشور ٬ بنی صدر در مقابله با مجلس شورای اسلامی و دولت رجایی و در شرایط حساس ناشی از جنگ عراق علیه ایران ٬ با حمایت تبلیغاتی سازمان مجاهدین خلق ، مدعی وقوع« بن بست » شده و برگزاری  " رفراندوم "را عنوان کرد.

« نهضت آزادی »نیز با حمله به دولت و مجلس ٬ از طرح بنی صدر اعلام حمایت کرد. روزنامه های انقلاب اسلامی (بنی صدر) ٬ میزان (نهضت آزادی) و نشریه مجاهد ارگان سازمان ٬ تحلیل ها و مواضعی مشابه و هماهنگ ٬ برای اثبات وجود بحران غیرقابل حل و ضرورت رجوع مستقیم به آرای عمومی ٬منتشر ساختند. مسعود رجوی که در طرح های بنی صدر ٬ همفکری و هماهنگی قبلی و بعدی سازمان با وی را هدایت می کرد ٬ طی نامه ای با تبریک به رییس جمهور به خاطر ارائه تز رفراندوم ٬ او را در پی گیری این طرح تشجیع و تشویق نمود و تأکید کرد :

"هیچ یک از حضرات را یارای حذف شمانیست... طرف دیگر ٬ به  خوبی می داند که شماچه از نظرسیاسی و چه به لحاظ اجتماعی در وضعی هستید که اگربخواهید و اگر بایستیدمی توانید فی الواقع جارویش کنید."

در آن زمان برخی گزارش ها از درون دفتر رییس جمهور حاکی از آن بود که دو روز در میان مسعود رجوی و موسی خیابانی با بنی صدر جلسه دارند و دقیقاً هر کاری که دارد انجام می گیرد توسط اینها هدایت می شود.

در پاسخ به تشنج آفرینی بنی صدر و سازمان که در آن زمان در حمله به مجلس و روحانیت و دولت رجایی کاملاً از همراهی علنی سیاسی و تبلیغاتی نهضت آزادی نیز برخوردار بودند ٬ حضرت امام خمینی (ره ) در دیدار با نمایندگان مجلس شورای اسلامی در تاریخ 6 خرداد 60  ٬ طی سخنان مشروحی ضمن حمایت قاطع از مجلس به تحلیل شرایط کشور پرداخت. امام در سخنان خود مواضع آشکار و قاطعی در برابر طرح بن بست و رفراندوم ارائه داد و رییس جمهور و متحدانش را نسبت به تخطی از قانون انذار نمود:

"...نگویید که ملت با من است ٬ ملت با اسلام است ٬ نه با من است نه باشما و نه با دیگری... ملت اسلام رامی خواهد. ملت شخص نمی خواهد...شما به بن بست رسیدید.اشتباه می کنید. مملکت اسلام که به بن بست نمی رسد... این مردم ٬ اسلام را می خواهند. اگر پایتان را از اسلام کنار بگذارید ٬ این طلبه ای که اینجا نشسته با کمال قوا باشما مخالفت می کند... آقای رییس جمهور حدودش درقانون اساسی هست. یک قدم آن ور بگذارد من با اومخالفت می کنم...نمی شود از شما پذیرفت که ما قانون را قبول نداریم.غلط می کنی قانون را قبول نداری ، قانون تو را قبول ندارد... همه باید مقید به این باشید که قانون رابپذیرید ولو برخلاف رأی شماباشد... آن چیزی را که قوانین یا قانون اساسی پذیرفته است ، بپذیرد. آن چیزی را که مجلس به آن رای می دهد و شورای نگهبان آن را موافق قانون شرع می داند باید بپذیرد اینها را ، اگر می خواهید از صحنه بیرونتان نکنند ، بپذیرید قانون را... "

 

آیة الله دکتر بهشتی رییس دیوان عالی کشور نیز در مصاحبه مطبوعاتی خود با اشاره به اصلی بودن و تقدم موضوع جنگ در آن شرایط ٬ در مورد رفراندوم چنین اظهارنظر نمود:

"...طرح مسئله رفراندوم درست به منظور تضعیف جمهوری اسلامی ٬ تضعیف قانون اساسی ٬ مجلس و دولت است... ملت باید درمقابل هر نوع ندا و آوایی که درجهت خلاف ثبات وضع است بایستد. اینکه برخی از روزنامه ها می کوشند ٬ بگویند در جمهوری اسلامی ٬ امروز یک بحران است و راه حل این بحران را در رفراندوم و چیزهای دیگرجستجو می کنند ٬ این کارها اصلاً به منظورایجاد بحران صورت می گیرد..."

 

سازمان در سرمقاله اولین شماره نشریه مجاهد پس از سخنان امام ٬ بر دیدگاه خود مبنی بر وجود بن بست سیاسی تأکید مجدد کرد و شرایط کشور را مشابه سال آخر رژیم شاه توصیف نمود. سازمان در  این موضع گیری با تهدید تلویحی به احتمال« ساعت صفر » و « وقوع انفجار » رفراندوم پیشنهادی بنی صدر را تنها راه خروج مسالمت آمیز از بحران برشمرد و مقابله خود با رهبری انقلاب را آشکارتر ساخت.

بنی صدر نیز در مصاحبه مطبوعاتی خود مجدداً بر موضع خود پافشاری نمود و انگیزه اصلی خود ازطرح این موضوع را جلوگیری از تضعیف خود برشمرد و موقعیت خود را در« مخاطره » توصیف کرد. وی همچنین در سخنرانی پایگاه هوایی شیراز ٬ برخلاف توصیه امام مبنی بر عدم سخنرانی تحریک آمیزِ ، مطالب تند و تحریک آمیزی علیه سایر قوا به ویژه قوه قضائیه ایراد نمود و تصریح کرد من در خطی که هستم با استقامت می ایستم.

هیئت سه نفره حل اختلاف  نیز سخنرانی و مصاحبه مزبور را تخلف از فرمان امام و قانون اساسی اعلام نمود و تخلف دو روزنامه انقلاب اسلامی و میزان را نیز محرز دانست. و سخنگوی این هیئت با قرائت اصل 59 قانون اساسی در مورد شرایط همه پرسی عمومی گفت:

"...مراجعه به آراء عمومی دراختیار هر کس نیست ٬ بلکه باید در مجلس مطرح شود و اگر دو سوم مجموعنمایندگان مجلس موافق بودند آن وقت می توان به آراء عمومی مراجعه کرد ٬ ولی آقای بنی صدر درهیچ کدام از دومصاحبه اخیرشان به این قسمت آخر اصل [قانون اساسی] تصریح نمی کنند..."

 

تظاهرات گسترده و میلیونی مردم در سالگرد قیام 15 خرداد در سراسر کشور 4 و اعلام حمایت سراسری مجدد از امام خمینی و روحانیت ٬ آشکار ساخت که اکثریت مردم در برابر جبهه ائتلافی بنی صدر قرار دارند.

مقطع جدیدی از رودررویی بنی صدر با امام و نیروهای انقلابی ٬ آغاز گردید و مجاهدین خلق ٬ جبهه ملی و نهضت آزادی در کنار گروه های کوچکتری مانند حزب ملت ایران و حزب مائوئیستی رنجبران بر شدت فعالیت های سیاسی و اجتماعی تنش زای خود افزودند.

به دنبال تحرکّات غیرقانونی و غوغاگری طرفداران بنی صدر در روزنامه ها و نشریات و ضمناً محرز اعلام کردن تخلفات آنها توسط هیئت سه نفره حل اختلاف ٬ دادستانی انقلاب در اطلاعیه 18 خرداد ماه 1360 اعلام کرد:

" به حکم دادستان انقلاب اسلامی مرکز ، نشریات آرمان ملّت[ارگان حزب ملّت ایران به رهبری داریوش فروهر] ٬ انقلاب اسلامی [ارگان بنی صدر] ٬ جبهه ملّی [ارگان جبهه ملی ایران] ٬ میزان [ارگان بازرگان و نهضت آزادی] ٬ نامه مردم [ارگان حزب توده ایران] و عدالت [ارگان حزب رنجبران] ٬ به دلیل نشر مقالات تشنّج آفرین ٬ تا اطّلاع ثانوی توقیف شدند."

 

همان روز ٬ مجاهدین خلق واکنش علنی و رسمی نشان دادند. فرصت زیادی باقی نمانده بود؛ سازمان در اجابت وعده حمایت یکپارچه و کامل خود از بنی صدر باید همه موجودیت خود را  به تدریج  خرج می کرد. آری ٬ سرنوشت مجاهدین خلق و بنی صدر به هم گره خورده بود. سازمان به دنبال توقیف نشریات یاد شده ٬ با صدور اطلاعیه ای آن را محکوم ساخت و ضمن توصیف این اقدام به عنوان توطئه حذف رییس جمهور ٬ از وی اعلام حمایت نمود:

"...توطئه تعطیلی روزنامه های غیرحزبی ٬ به ویژه روزنامه انقلاب اسلامی ایران ٬ گام بلندی است در مسیرحذف رییس جمهور دکتر بنی صدر؛ که جزخفقان هرچه بیشتر وخشنودی دشمنان این میهن و سرکوب و کشتار داخلی را در پیش ندارد..."

 

همچنین 9 ٬ تن از نمایندگان مجلس از جمله مهدی بازرگان ٬ سلامتیان ٬ غضنفرپور ٬ یدالله سحابی و کاظم سامی طی نامه ای به رییس مجلس ٬ توقیف نشریات توسط دادستانی انقلاب را غیرقانونی دانسته و محکوم نمودند.

صفحه اول نشریه هفتگی « مجاهد » مورخ 21 خرداد ٬60 تماماً به پیام و سخنان بنی صدر و اطلاعیه های سازمان در حمایت از وی اختصاص یافته بود و مضامین تحلیل ها و سایر مطالب آن نیز آشکارا تحریک و آماده سازی شورش علیه نظام را به مخاطبان القا می کرد. در همین شماره نامه سرگشاده بازرگان  و بیانیه شیخ علی تهرانی  خطاب به وی که از مضمون مشابه ولی صریح تر و تحریک آمیزتری درباره امام برخوردار بود ٬ به چاپ رسید. جهت گیری اصلی این مطالب ٬ زیر سؤال بردن مشروعیت و اعتبار سیاسی و قانونی رهبری انقلاب بود. با این موضع گیری های صریح علیه امام ٬ به نظر می رسید بهانه های سازمان برای توجیه اقدامات تروریستی بعدی علیه نظام تقویت می گردید. در بیانیه نهضت آزادی مورخ 20 خرداد نیز ضمن حمایت از رییس جمهور ٬ اقدام قوه قضائیه و دادستانی محکوم گردید و تلویحاً تلاطم ها و تشنج ها امری موجه و ناشی از عدم اجرای قانون توسط حاکمیت توصیف شد.

امام خمینی (ره) روز هجدهم خردادماه در یک سخنرانی پرشور و قاطع در مورد اقدامات بنی صدر و مؤتلفین وی ٬ آخرین اتمام حجت ها را اعلام نمود و مقاومت در برابر قانون و مصوبات قانونی مجلس را دیکتاتوری نامید و صریحاً به تشنج آفرینان هشدار داد.

با دعوت بنی صدر از مردم برای مقاومت و ایستادگی در دفاع از وی ٬ در چند نقطه تهران و شهرستان ها در روزهای 18 و 19 خرداد ٬ تجمع های غیرقانونی و آشوبگرانه گروه هایی از طرفداران بنی صدر و مجاهدین خلق ٬ با حضور خودجوش مردم خاتمه یافت  و نشان داد که پایگاه مردمی جریان مخالف رهبری انقلاب برخلاف تصور و توهم خود ٬ بسیار اندک است.

روز بعد ٬ امام خمینی (ره) با یک حکم  که در جمله ای واحد نگاشته بود  ابوالحسن بنی صدر را از فرماندهی نیروهای مسلّح عزل کرد:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران. آقای بنی صدر از فرماندهی کلّ نیروهای مسلّح  برکنار شده اند.

روح الله الموسوّی الخمینی  20/3/60

 

بنی صدر در زمان صدور این حکم در کرمانشاه به سر می برد ٬ و اختفای وی از همانجا آغاز شد. فردای آن شب ٬ سازمان اطلاعیه دیگری در حمایت از بنی صدر تحت عنوان «هشدار نسبت به حفظ جان رییس جمهور » صادر کرد:

"...مجاهدین خلق ایران با اخطار قاطع انقلابی علیه هرگونه سوءنیّت به جان رییس جمهور ٬ از تمامی خلق قهرمان ایران ٬ روشنگری ٬ هوشیاری ٬ آمادگی و حضور دایمی درصحنه ها و مقاومت پیگیر را طلب نموده؛ و در این شرایط ٬حمایت ازشخص رییس جمهور وحفاظت از جان او را یک وظیفه مبرم انقلابی در سراسر کشور تلقی می کند..."

 

سازمان ٬ تحولات سیاسی کشور و اقدامات قانونی رهبری انقلاب و مجلس شورای اسلامی برای جلوگیری از قانون شکنی بنی صدر و دفاع از حریم قانونی ارکان نظام را ٬ « کودتای مرتجعین»  نام گذاری کرد و مردم را به مقابله با نظام فراخواند.

از صبح پنجشنبه 21 خرداد ماه ٬1360 بعد از برکناری بنی صدر از فرماندهیِ کلّ قوا ٬ با پشتیبانی اعضای سازمان ٬ درگیری های خشونت بار پراکنده ای در تهران و چند شهر بین گروه های طرفدار بنی صدر با مردم رخ داد که از جمله در تهران پس از تجمع حدود 150 نفر از افرادی که به شعار و فحاشی علیه دولت و مسئولان کشور و حمایت از رییس جمهور پرداختند ٬ جمعی از مردم برای متفرّق کردن آنان وارد عمل شدند؛ عده ای از پاسداران نیز مجبور به مداخله گشتند. در این درگیری ٬ گلوله ای به سمت پاسداران شلّیک شد که یکی از آنها زخمی و در بیمارستان به شهادت رسید.

بنی صدر بار دیگر ٬ در بیانیه مورّخ 22 خرداد 60  ٬ مردم را به مبارزه علنی علیه نظام و حاکمیت جمهوری اسلامی فراخواند. وی در بخشی از این بیانیه بلند با تأکید بر اینکه  « کودتای خزنده » در حال اجراست و آزادی و امنیت از بین رفته ٬ مدعی وجود خطرهای جدی برای استقلال کشور گردید:

"... با شما مردم سخنم همواره این بوده است که... استقامت کنیم. راه های استقامت راشما خود درگذشته یافته اید و اینک نیزمی توانیدبیابید. ... به شما می گویم: اگر امروز  که هنوز وقت باقی است نایستادید و استبداد را که هنوز قوام نگرفته ٬ دفع شر نکردید واستبدادبا سلطه خارجی پیوند قطعی پیدا کرد ٬ همه آنچه را که گفتم و بدتر از آن را برشماخواهند آورد و... آنچه را که باید به اطلاع شما می رساندم ٬ رساندم. بر شما مردم است که نگران سرنوشت انقلاب اسلامی و کشورخودباشید و استقامت کنید..."

 

از سوی دیگر ٬ نهضت آزادی نیز در تاریخ 24 خرداد 60 با صدور بیانیه ای تحت عنوان« احساس خطر و پیشنهادات به رهبری و دولتمردان و مردم»٬ مضمون و مفاد بیانیه بنی صدر و مواضع مجاهدین خلق درباره شرایط سیاسی کشور را تکرار و تأکید نمود.

در این بیانیه که از ساختار کاملاً مشابه متن اطلاعیه بنی صدر برخوردار بود ٬ در حمایت از وی تصریح شد که انقلاب چنان از شعارهای اصلی خود فاصله گرفته که «رییس جمهور منتخب مردم ناچار است روی پنهان کند ». ادعای فقدان آزادی و امنیت و وجود اختناق ٬ همانند بیانیه های سازمان و سایر گروه های مؤتلف بنی صدر ٬ در این اطلاعیه مجدداً تشریح و تکرار شده بود. همچنین این اتهام تکرار شده بود که نقض قانون و انحصارطلبی مسئولان نظام موجب خشونت و دشمنی گردیده است. و نیز در تأیید برچسب« کودتای مرتجعین » که از سوی مجاهدین خلق و بنی صدر طرح شده بود ٬ نهضت آزادی نیز وضع کشور را یادآور روزهای قبل از کودتای 28 مرداد توصیف کرده بود.

پیشنهادات مطروحه در این بیانیه نیز ناظر بر آن بود که امام و دولتمردان و مجلس و نهادهای انقلابی مقصران وضعیت پدید آمده هستند و می بایست تغییر رفتار دهند و با رییس جمهور تفاهم کنند و به انحصارطلبی خاتمه دهند تا حکومت قانون استقرار یابد. همان مواردی که در بیانیه های بنی صدر و مجاهدین خلق به انحای مختلف طرح و تکرار شده بود و برآیند آنها ٬ موجه ساختن اقدام خشونت بار در مقابل نظام محسوب می گردید.

سازمان نیز طی اطلاعیه مورخ 24 خرداد خود در واکنش به طرح بررسی کفایت سیاسی رییس جمهور « اخطار »کرد که عزل رییس جمهور  در مجلس ٬ عملاً مفهومی جز اعلام جنگ مرتجعین به تمامی خلق ایران ندارد.

در این اطلاعیه مجدداً نسبت به احتمال تهدید جان بنی صدر که در اولین اطلاعیه بعد از برکناری وی از فرماندهی کل قوا طرح شده بود ٬ هشدار داده شد. تأکید ویژه سازمان بر این موضوع یکی از سوژه های اصلی برای نظامی کردن فضا و تحریک مخاطبان به اقدامات خشونت بار بود.

نشریه « مجاهد » همچنین اطلاعیه های گوناگونی از افراد و گروه های مختلف با گرایش های سیاسی گوناگون در مخالفت با اقدامات قانونی رهبری انقلاب و مجلس انتشار می داد و به شدت فضای کشور را در معرض فروپاشی ترسیم می کرد.

از جمله در بیانیه 61 نفر از نویسندگان و خبرنگاران تحت عنوان« به موج تازه سرکوب تسلیم نشویم » نشریه سازمان منتشر شد که ضمن تکرار ادعاهای مجاهدین خلق علیه نظام ٬ مردم را به مقاومت دعوت می کرد. برخی از کسانی که این بیانیه را امضا کردند عبارت بودند از:

 رضا براهنی ٬ باقر پرهام ٬ مهدی خانبابا تهرانی ٬ اسماعیل خوئی ٬ علی دهباشی ٬ غلامحسین ساعدی ٬ محمدعلی سپانلو ٬ احمد شاملو ٬ هوشنگ گلشیری ٬ جواد مجابی ٬ هما ناطق ٬ منوچهر هزارخانی.

در بیانیه دیگری با اعلام حمایت از بنی صدر و دعوت به « مقابله با تمام قوا با غول استبداد » ،  نظام جمهوری اسلامی به سرنوشتی مشابه رژیم شاه تهدید شد. از جمله امضا کنندگان این بیانیه محمد شانه چی ٬ محمد ملکی ٬ احمد علی بابایی و ... بودند.

ادامه دارد ...

منابع-

١-کتاب ٣ جلدی "سازمان مجاهدین خلق ، پیدایی تا فرجام (١٣٨۴-١٣۴۴) - به کوشش جمعی از پژوهشگران موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی

٢- صحیفه امام

٣- نشریات و مطبوعات سال ١٣۶٠