مستغاثی دات کام

 
درباب فروش 7 میلیاردی "اخراجی ها 2 "
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

 

 

 

چه کسی از اخراجی ها می ترسد؟!

 

 

شاید هنوز باور کردنی نباشد ولی به قول آن تبلیغ و آگهی قدیمی ، "حقیقت دارد" ! در حالی که بنا به اعتقاد طیف وسیعی از ناظران و منتقدان و دست اندرکاران و حتی مدیران سینمای ایران ، این سینما سالهاست درگیر بحران فزاینده ای به نام بحران تماشاگر است ، در حالی که علیرغم واقعیات و تجارب مختلف ، هنوز گروهی از تهیه کنندگان و سیاه مشق کنندگان این سینما ، بحران یاد شده را ناشی از کمبود سالن های سینما دانسته و هیچ تقصیر و قصوری را متوجه بی تخصصی و کم سوادی خود نمی دانند ، در حالی که همین دسته از به اصطلاح تهیه کنندگان ، هنوز که هنوز است برای عدم استقبال مردم از تولیدات زیر خط استانداردشان ، هزار و یک دلیل تراشیده و زمین و زمان را به هم می بافند تا ضعف مفرط کار خود را به گردن دیگران اندازند و در حالی که ... ناگهان فروش افسانه ای یک فیلم از همین سینما و در همین سالن های محدود و نامطلوب و در کنار همان هزار و یک دلیل نفروختن فیلم های دیگر ، همه آن بهانه ها و تحلیل ها و تئوری ها را زیر علامت سوال سنگینی می برد.

به نظرم امروز بررسی دلائلی که فیلمی به نام "اخراجی ها 2" را با استقبال حیرت انگیز تماشاگر ایرانی مواجه ساخته (یعنی همان تماشاگری که به نظر گروهی از تولیدکنندگان  سیاه مشقی به خاطر وضعیت بد سالن های سینما و فصل مسابقات فوتبال و هوای گرم و دوری مسیرها و CD های ارزان قیمت و سهل الوصول و  ...به سینما نمی رود) و با فاصله ای بسیار بعید از دیگر رقبایش ، همچنان به دروکردن سینماروها مشغول است ، می تواند و باید موضوع و سوژه سمینارها و همایش های متعددی قرار گیرد و نتایج آن به عنوان راهکارهای پدید آوردن یک سینمای پویا ، پرمخاطب و استاندارد فرض شود.

قطعا فیلم "اخراجی ها 2" یک اثر سینمایی تمام و کمال نیست و دارای اشکالات متعدد ساختاری و محتوایی است اما آنچه در طی سالها به عنوان محور اصلی بحران سینمای ایران مطرح شده و می شود ، گریز تماشاگر از سالن ها و آثار تولیدی آن است که برای یافتن دلائل و زمینه های آن شاید تاکنون دهها نشست و سمینار برگزار شده و دهها هزار صفحه از نشریات و روزنامه های مختلف سیاه گردیده و هزاران دقیقه از برنامه های رادیو و تلویزیونی اشغال شده و ...اما راهکاری اینچنین واضح و عملی که فیلمی همچون "اخراجی ها 2" به بار آورده ، عاید نگردانده اند.

به نظرم در همایش ها و نشست ها و سمینارهایی که بایستی برای بررسی علل استقبال شگفت انگیز از فیلم "اخراجی ها 2" برگزار شود ، حداقل این فرضیه های مطرح خواهد شد:

 

1- آیا یکی از علت های اصلی فروش فیلم "اخراجی ها 2" ، موضوع کمدی و طنز آمیز آن بوده است ؟

 

پاسخ : این پارامتر می تواند موثر باشد ، اما تعداد زیادی از فیلم های تولید شده با مایه های کمدی برپرده سینماها رفته که از کمترین فروش برخوردار گشته اند. نمونه اش را در میان فیلم های اکران شده سال گذشته(حتی آنها که بررویشان ، حساب های ویژه باز می شد)  به کرات می توان مشاهده کرد.

 

2- آیا بهره گیری از بازیگران معروف و شناخته شده و یا به قول معروف سوپراستارها باعث این استقبال جنجالی شده است؟

 

پاسخ: به نظر نمی آید این علت نیز به تنهایی توانسته باشد ، چنین شوری در مخاطب سینمای ایران برانگیزد . چراکه بسیار فیلم ها بوده اند که از تعداد بیشتری بازیگر معروف بهره برده اند ولی گیشه هایشان حتی در سطح یک فیلم متوسط نیز کار نکرده است. نمونه اش را بازهم در میان آثار اکران شده سال های گذشته به تعداد قابل توجهی می توان جستجو کرد.

 

3- آیا به قول بعضی منتقدین ، شکستن برخی خطوط قرمز ( که البته از نظر نگارنده در فیلم "اخراجی ها 2" چنین اتفاقی نیفتاده است) باعث فروش سرسام آور این فیلم شده است؟

 

پاسخ : بعید است حتی بدبین ترین ناظران سینمای امروز ایران برچنین با.ری باشند. چرا که بسیار فیلم ها بودند که تحت شرایط خاص سالهای 1376 به بعد و در طی نیمه دوم دهه 70 و اوایل دهه 80 ، خطوط قرمز عرفی و شرعی متعددی را شکستند ولی آنچه نتیجه همه آن به اصطلاح خط شکنی ها شد ، سقوط  کمی و کیفی سینمای ایران در طی آن سالها و رسیدن به دومین نقطه اضمحلال تاریخی اش (پس از ورشکستگی رسمی سال 1356) در سال 1382 بود. همین قضیه به خوبی به دست اندرکاران سینمای ایران ثابت کرد (چنانچه برخی از این دست اندرکاران در مصاحیه های خویش مکرر اعلام کردند) که تماشاگر ایرانی به دلیل پایبندی فکری و اخلاقی به یک سری اصول نمی تواند اینگونه به اصطلاح خط شکنی ها را بپذیرد و تحمل نماید. به خاطر داریم که در همان سالها خیل قابل توجهی از مردم در گفت و گوهای رسانه ای در مقابل چرایی عدم استقبال از فیلم های روی پرده ، اظهار می داشتند که دیگر نمی توانند با خیال آسوده خانواده هایشان را به سینما بیاورند!

 

4- آیا به قول برخی دیگر از تحلیل گران متفکر ، استفاده از یک ترانه و آهنگ طاغوتی این استقبال را موجب گشته است؟!

 

پاسخ : به نظر می آید جواب این سوال دیگر اظهر من الشمس است ، آن هم در شرایطی که در طول این سالها استفاده هرچه بیشتر از موزیک های به قول معروف طاغوتی نزد بعضی از به اصطلاح روشنفکران در آثار مورد وثوقشان ، نشانه فضیلت شد و بعضا فیلم هایی در لیست این حضرات به چشم می خورد که (بنا بر نوشته های خودشان )اصلا بهره گیری از این نوع ترانه ها ، موجب قرارگرفتنشان در فهرست مذکور شده است!!

 

تماشاگر ایرانی را بسیار بایستی دست کم گرفت و با نقطه نگرشی سطح پایین فرض کرد که استقبالش از فیلم "اخراجی ها 2" را به دلائل فوق قلمداد نمود ، در حالی که بسیاری از آثار مورد علاقه حضرات ، مملو از پارامترهای یاد شده ، بوده است ولی از کمترین استقبال برخوردار شده !!!و همین تماشاگر (به فرموده آقایان ساده اندیش و ناآگاه) ثابت کرده که آگاهانه از بسیاری آثار فرهنگی و اندیشمند استقبال خواهد کرد.

سالهاست که از سوی این دسته از به اصطلاح شبه روشنفکران ، همواره آثار مردمی با القابی نظیر عوام گرایی و پوپولیسم محکوم شده درحالی که خود این حضرات برای توفیق هرچند ضعیف بعضی فیلم های مورد نظر خود ، داد و هوار راه انداخته و به کوس و کرنا زده اند و در آرزوی استقبال میلیونی سوخته اند.

البته این نوع تحلیل ها که بیشتر از سوی قشر به اصطلاح شبه روشنفکران ( که این روزها کپی های دسته چندمشان را در میان اظهار نظرکنندگان سینما هم می بینیم) ارائه می شود ، ریشه ای تاریخی در گذشته این مملکت و زمینه های تولد و رشد پدیده ای به نام "روشنفکری" دارد. شاید برخی محققان و پژوهشگران تاریخ معاصر مطلع تر باشند که اساسا پدیده روشنفکری در تاریخ این سرزمین با ورود فراماسون ها شکل گرفت و رشد کرد ( که در آن زمان با نام منورالفکری عنوان می گردید) چنانچه حتی شبه روشنفکران امروز هم در نشریات خویش ، علنا اسطوره ها و به قولی پدران تاریخی شان را فراماسون هایی همچون میرزا ملکم خان و جلال الدین میرزا قاجار و آخوند زاده به شمار می آورند که طومار خیانت هایشان به این آب و خاک انکار ناشدنی است. شاید از همین رو باشد که به قولی اساس روشنفکری در ایران ، بیمار متولد شد و شاید از همین رو بود که رد پای آنها در هرجریان خیانت بار تاریخ این سرزمین قابل ردیابی است ؛ از قضیه قراردادهای ذلت باری همچون گلستان و ترکمانچای گرفته تا رویتر و رژی تا انقلاب مشروطیت که اساس به انحراف کشیدنش بودند و تا همراهی رضاخان و استعمار در بنیانگذاری  سلطنت پهلوی و دیکتاتوری به اصطلاح منور ، تا گسترش تشکیلات مخوف  فراماسونری در ساختارهای گوناگون این کشور تا همراهی سازمان های صهیونیستی برای قلع و قمع منابع مادی و معنوی ایران تا به شکست کشاندن نهضت ملی شدن صنعت نفت و پای کوبی بر جسد آن تا سکوت و پاسیویسم و بعضا همراهی با امپریالیسم در جریاناتی مانند 15 خرداد 1342 و کاپیتولاسیون و جشن های 2500 ساله و حزب رستاخیز و ...و تا دوری یا ایستادن در برابر  تمامی حرکات مردمی این دیار که در جریان انقلاب اسلامی و سالهای پس از پیروزی خصوصا در طی دوران دفاع مقدس واضح تر و روشن تر گردید و بررسی آن نیاز به فرصت مناسب تری دارد.

 فقط شاید بازگویی یک نکته برای نسل امروز جالب باشد که در ایام پایانی عمر رژیم شاه که توفان نهضت مردم در مقابل چشمان حیرت زده اربابان طاغوت ، مشغول جارو کردن ته مانده های سلطنت پهلوی و اذنابش بود ، روشنفکران به اصطلاح ملی ، حرکت توفنده ملت را تند روی تلقی کرده و همچنان بر طبل قدیمی خود یعنی" شاه سلطنت کند نه حکومت" می کوفتند و روشنفکران چپ درون دخمه های خود در حال بررسی و یافتن راههایی برای حرکت مردم بودند!!! (اسناد هر دو مثال موجود است و بارها و بارها حتی از جانب خود این اساتید منتشر شده است!)  به نظر می آید همین دو حقیقت تاریخی برای عقب ماندگی تاریخی جریان روشنفکری این مملکت کفایت کند.

هنوز هم همین دار و دسته از تحلیل اینکه چرا در راهپیمایی های ملی یا انتخابات و یا بزنگاههای تاریخی ،(علیرغم همه انتقادها و تمامی اعتراضات به حق)  اینچنین ملت به میدان می آید و چشم ها را خیره می کند ، عاجز هستند.

همین گونه تحلیل ها در مورد فیلم "اخراجی ها 2" و این بار از سوی برخی دوستان که ریشه های فکری و اندیشه خود را متاسفانه در همان جریان تاریخی روشنفکری جستجو می کنند ، اتفاق افتاد!! بدون اینکه قصد تشبیه "اخراجی ها 2" را با وقایع تاریخ ذکر شده داشته باشم  اما به نظرم از جهت یک نوع استقبال شگفت انگیز و غیر قابل تحلیل مردمی ( البته در محافل یاد شده) قابل تامل است.

متاسفانه شاید یکی از دلائل عقب ماندگی شبه روشنفکر امروز خصوصا در عرصه سینما و هنر ، عدم استقلال اندیشه و به قول معروف نوعی جو گیر شدن باشد. چرا که همه یک نوع بیان دارند و با یک ادبیات خاص سخن می گویند. کمتر کسی پیدا می شود که ولو اندکی از این نوع بیان و ادبیات تخطی کند. کافیست که نگاهی به نوشته ها و مکتوباتشان بیندازید . اگرچه این فقره نیز ریشه در همان ضایعه تاریخی پدیده روشنفکری این دیار به نظر می آید و به قول مرحوم جلال آل احمد که درمورد خصوصیات این جریان روشنفکری در کتاب "در خدمت و خیانت روشنفکران" می نویسد :

"...در دوران جت و بمب اتم و جدول کلمات متقاطع ، آسمان همه جاهای غربزده به یکرنگ است ؛ به رنگ بی اعتباری روشنفکرانی که نه در محیط بومی و برای حل مسائل بومی ، بلکه در محیط متروپل (کلان شهرهای غربی) یا به معیارهای متروپل و برای تطبیق محیط های بومی و مسائل آن با محیط های متروپل ومسائل آن تربیت شده اند. به خصوص که ابزار کسب خبر و پخش آراء و آثار (رادیو – سینما – تلویزیون – مطبوعات) در ممالک غربزده ، رابط میان خلایق کثیر و روشنفکران نیست. بلکه ابزار اعمال قدرت حکومت های دست نشانده است که در همه جا یکسان عمل می کنند. حکومت هایی که با تکیه به قدرت های نظامی و سلاح های غربی و قراردادهای منطقه ای و تنها تظاهر به دمکراسی فقط حافظان محیط های امن اند برای رفت و آمد متاعی که فقط کاروانسرای استعمار را آباد نگه می دارد. روشنفکران ممالک غربزده یا استعمارزده در چنین شوریده بازاری جز دلالان یا دیلماجان یا بیگاری کنندگان نیستند و آیا این بوده است آخرین حد لیاقت روشنفکری ؟...و هر روز بیش از پیش روشنفکران را به عنوان مزدوران به صف طویل کارمندان  دست به دهان خود می پیوندند و ایشان را به دنبال گوساله سامری جدیدی که رفاه باشد ، از لاهوت چون و چرا و توجیه و تفسیر مسائل حاد اجتماعی و سیاسی باز می دارد و کم کم خواهد رسید روزی که در این نوع ممالک ، روشنفکر واقعی بدل به نوعی حیوان باستانی شود که سراغش را اگرنه در موزه ها و باغ وحش ها ، بلکه تنها در تیمارستان ها باید گرفت..."

 

اگرچه پسندیدن یا عدم پسند فیلمی مثل "اخراجی ها 2" امری طبیعی بوده و به سلائق و علائق شخصی برمی گردد و هر مخاطب یا تماشاگری حق دارد بنا بر سلیقه خود با این فیلم یا هر اثر دیگر برخورد نماید و نظرگاهش قابل احترام است اما متهم کردن انبوه تماشاگران این فیلم به ابتذال گرایی و لومپنیسم، از همان تحلیل های عقب مانده روشنفکرنمایی برمی آید و بس! همچنانکه سالهاست خیل شرکت کنندگان در راهپیمایی های مختلف در این کشور ، از سوی محافل منجمد شده خارج کشور و برخی همفکران داخلی شان ، نتیجه آگراندیسمان دوربین ها و هدایای جنبی و چلوکباب ناهار و شام تلقی می شود غافل از آنکه مشروطیت کعبه آمال و آرزوهای این حضرات بود که سر از دیگ پلوی سفارت انگلیس در آورد!!

به هر حال به نظر می رسد براساس روحیات مردم ایران و به خصوص تماشاگر سینمارویش ، آنچه بیش از هر موضوعی می تواند موجبات جلب و جذب وی را به فیلمی همچون "اخراجی ها 2" فراهم آورده باشد در یک عبارت گرایش تاریخی به اسطوره و حماسه است. حماسه هایی که سالها افتخار و عزت نفس برای این ملت به بار آوردند و موجب مباهات و فخر نسل اندر نسل آن گشتند.

 چگونه است که در طول تاریخ این سرزمین ، ادبیات و هنر حماسی همچنان از پایگاه و خاستگاهی مردمی برخوردار بوده و هست و پرطرفدارترین نمایشات و آیین های این ملت ، آن بود که از حماسه های عدالت خواهی و ظلم ستیزی دینی و ملی اش سخن می راند ؟ مگر تا همین پیش پای ورود جعبه جادو به این سرزمین و حتی سالها پس از آن ، قهوه خانه ها همواره محل تجمع مردمی نبود که برای شنیدن چندین و چندباره نقل حماسه رستم و سهراب ، دود و دم سماورهای قدیمی و قلیان ها را تحمل می کردند؟ مگر قرن ها نیست که  تعزیه ها و دسته جات عزاداری حضرت سیدالشهداء (ع) برای پاسداشت حماسه کربلا و عاشورا مملو از زن و مرد و پیر و جوان و کودک و نوجوان می گردد؟

از این فاکت های تاریخی که بگذریم در همین سینمای خودمان ملاحظه می نماییم که هنوز پر بیننده ترین فیلم سینمای پس از انقلاب ، "عقابها" ساخته ساموئل خاچیکیان است که به حماسه خلبانان ارتش ایران در طی حماسه دفاع مقدس می پرداخت. همان فیلمی که در سالهای اوج جنگ تحمیلی و در حالی که شهرها در زیر بمباران هواپیماهای دشمن قرار داشت ، مردم را به سالن های سینما کشانید و در هر صحنه ای آنها را به تشویق و تحسین خلبانان روی پرده واداشت.(مگر پربیننده فیلم سالهای پیش از انقلاب نیز "قیصر" نبود که  به نوعی سخن از عدالت خواهی و ظلم ستیزی می راند؟)  

فیلم "اخراجی ها 2" نیز در محور داستان خود ، به یکی از همین حماسه ها می پردازد. حماسه ای که هنوز سالهای چندانی از رویدادش سپری نشده و یادگارهایش هنوز بر ذهن و جان این مردم باقی است و نسل های بعد و بعدتر را نیز همراهی خواهد کرد. "اخراجی ها 2" نزدیکترین حماسه این سرزمین نقالی می کند و آن را با چاشنی طنز و مطابیه نیز همراه می سازد تا تلخی هایش نیز  به کام مخاطب شیرین و گوارا گردد. از همین روست که پس از سالها این مخاطب گریزان شده از سالن های سینمای ایران ، پا به پای فیلم و قهرمان هایش همراه می شود ، برایشان دست می زند ، به شوخی هایشان می خندد ، بر درنده خویی و ددمنشی دشمن بعثی لعنت می فرستد ، به یاد شهدایش اشک بر دیده می آورد و با سرودخوانی پایان فیلم ، هم آوا می شود.

او برای نخستین بار ، حضور رزمندگان را در اسارتگاههای رژیم صدام برپرده می بیند و اقسام چالش هایی که این رزمندگان را درگیر می ساخت ، نظاره می کند. او برای اولین بار بر پرده عریض سینما مشاهده می کند که در اوج جنگ و اشغال میهن توسط بیگانه چگونه گروهی با شعار دفاع از خلق ، به اعمال تروریستی روی آورده و با هواپیماربایی به آغوش بعثی ها پناه بردند. همان گروهی که امروز توسط مدعیان دمکراسی و حقوق بشر در دنیا از لیست تروریست ها خارج شده و در حالی که بنا به ادعای رهبران خود ، دهها هزار نفر از مردم این آب و خاک را آن هم در اوج تهاجم نظامی دشمن ، ترور کرده و به شهادت رسانده ، لقب "مقاومت مردم ایران" را از اربابان آمریکایی / اسراییلی اش دریافت می کند!

در فیلم "اخراجی ها 2" برای نخستین بار وجهه مردمی یک روحانی رزمنده و قدرت رهبری و هدایت گری اش (آنچه مکرر در تاریخ 200 ساله این کشور اتفاق افتاده ولی غالبا از نگاه سینما پنهان مانده است ) را در کادر دوربین قرار می دهد و همدلی تماشاگر ایرانی را با یکی از دیرپاترین سمبل های ملی و دینی اش برمی انگیزد.

نکته قابل تامل اینکه اغلب صحنه هایی که دوستان شبه روشنفکر معتقد بودند در فیلم به اصطلاح گل درشت بوده و زیادی است ، بیش از دیگر صحنه ها مورد استقبال تماشاگران قرار گرفت و حتی احساسات مخاطبان را برانگیخت (مانند صحنه سرود خواندن که در بسیاری موارد همراهی تماشاگران در سالن های سینما را به بار آورد) و همین موضوع باردیگر نشان داد که قشر شبه روشنفکر ما تا چه اندازه از توده مردم دور است و نه تنها  قادر به درک روحیه و تفکر وی نیست و حتی نمی تواند اندکی در او تاثیر بگذارد بلکه غالبا پس از مدتی مغبون و افسرده و به اکراه همان می گوید که قبلا مردم گفته بودند .