مستغاثی دات کام

 
 
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٤
 

«عقابها» 20 ساله شد

 

پربيننده‌ترين فيلم سينمای

 پس از انقلاب

 

«عقابها» ساخته ساموئل خاچيكيان از آثار استثنايي تاريخ سينماي ايران به شمار مي‌آيد. استثنايي از اين رو كه اثر كارگرداني از نسل اول كارگردانان تاريخ اين سينماست. فيلمسازي كه اساسا «كارگرداني» را در ابعاد استانداردش به سينماي ايران آورد.

فيلمسازي كه در پرتلاطم‌ترين دهه‌هاي تاريخ اين سينما حرف اول را مي‌زد و اينك پس از پيروزي انقلاب اسلامي كه بسياري از ارزش‌ها و ديدگاه‌ها در زمينه فرهنگ و هنر تغيير كرده بود، حداقل در زمينه جذب مخاطب باز هم حرف اول را زد و اين حرف اول هنوز پس از گذشت 20 سال باقي است.

فيلم «عقابها» در طول اين سال‌ها همواره بصورت تك سالني در تهران و شهرستان‌ها اكران متداومي داشته و بر پرده سينماها بوده است. اين فيلم در زمان اكران اول خود حدود 30 درصد از جمعيت تهران را به سالن‌هاي سينما كشانيد. آنهم در شرايطي كه پايتخت در زير بمباران دشمن بعثي قرار داشت.

براي درك بهتر ميزان مخاطب فيلم «عقابها» كافيست مقايسه كوچكي به عمل آوريد كه فيلم «مارمولك» با آن اكران شگفت‌آور و فروش حيرت‌انگيز، در طول اكران اولش در تهران حدود 7 درصد از اهالي پايتخت را به خود جلب كرد.

به هر حال درباره فيلم «عقابها» گفتني‌هاي ناگفته بسيار است كه سعي داريم در اين جا به آن بپردازيم.

 

عقابها(1363)

 

كارگردان و تدوينگر: ساموئل خاچيكيان (با تشكر از امير قويدل). نويسنده فيلمنامه: محمدرضا يوسفي براساس داستاني از عبدالله عليخاني. مدير فيلمبرداري: علي مزيناني. موسيقي متن: مجيد انتظامي. آواز: رضا رويگري. گريمور: علي جاويدان. صدا: محسن روشن، جمشيد توفيقي. افكت: احمد كلانتري،‌ محمدرضا دلپاك. صداگذاري و ميكساژ: اسحاق خانزادي. افكت‌هاي مخصوص: منصور مزيناني،‌ رفيعي، روزبهاني. تهيه‌كنندگان: منصور مزيناني و علي مزيناني.

بازيگران: احمد حق‌پرست‌راد (سعيد راد)، جمشيد هاشم‌پور (جمشيد آريا)، زري برومند، رضا رويگري، شهاب عسگري،‌ علي‌اكبر ايلخاني،‌ مرتضي نيكخواه، بهرام رحيم‌خاني، علي برجسته و ... با معرفي رضا آشتياني

 

خلاصه داستان:

سي و يكم شهريور ماه 1359 عراق با هواپيما به تهران حمله مي‌كند. پايگاه هوايي يكم شكاري مهرآباد به حال آماده باش درآمده و قرار مي‌شود نخستين حمله هوايي به وسيله يك اسكادران «اف ـ 5» به فرماندهي سروان خلبان درخشان (سعيد راد) و با حضور سروان رضا كريمي ( رضا رويگري)، سروان شهاب صديقي (شهاب عسگري)، سرگرد كمالي (بهزاد رحيم‌خاني) صبح اول مهرماه به مواضع تعيين شده در خاك عراق انجام شود. عمليات با موفقيت انجام مي‌شود.

به همين ترتيب عمليات متعدد ديگري توسط اسكادران پروازي سروان درخشان به خاك عراق صورت مي‌گيرد كه در يكي از آنها هواپيماي سروان كريمي دچار سانحه گرديده و او به شهادت مي‌رسد. در همين اوضاع از سوي يكان تكاوران نيروي زميني، سروان جمشيد پويا (جمشيد آريا) جهت اجراي يك رشته عمليات شناسايي در خاك كردستان عراق، عازم آن منطقه مي‌گردد كه ورودش به منطقه مصادف با عمليات هوايي اسكادران سروان درخشان و سقوط هواپيماي اوست. سروان درخشان كه با چتر نجات فرود آمده مورد هجوم سربازان عراقي قرار مي‌گيرد ولي سروان پويا با سربازان عراقي به مقابله برخاسته و سروان درخشان را كه آسيب ديده نجات داده به خانه يكي از معتمدان روستاهاي كردنشين عراقي مي‌برد. روستاهايي كه اغلب اهالي آن مخالف رژيم صدام حسين هستند. گروهي از افراد اداره اطلاعات عراق به دنبال خلبان ايراني شروع به جستجو در روستاهاي كردنشين كرده و هر مقاومتي را با گلوله سركوب مي‌نمايند. آنها در حالي كه به نزديكي محل اختفاي سروان درخشان رسيده‌اند با امتناع پسران خان روستا نسبت به جستجوي خانه او مواجه مي‌گردند و هنگامي كه وارد خانه مي‌شوند با جسدي مواجه مي‌گردند كه ادعا مي‌شود يكي از پسران خان است و در درگيري با سربازان عراقي كشته شده است. فرداي آن روز براي خارج نمودن سروان درخشان از روستاي محاصره شده او را به جاي پسر كشته شده خان درون تابوت مي‌گذارند و تا آستانه خروج از روستا تشيع‌اش مي‌كنند ولي با مطلع گرديدن سربازان عراقي از محتواي تابوت، پسران خان و اهالي روستا با سربازان درگير شده تا سروان درخشان به همراه سروان پويا سوار بر موتورسيكلتي فرار كنند. يك هليكوپتر عراقي آنها را تا مرز ايران تعقيب مي‌كند و در آنجا مورد اصابت ضد هوايي ايراني‌ها قرار مي‌گيرد. موتور سيكلت سروان پويا و سروان درخشان روي مين رفته و متلاشي مي‌گردد. سروان درخشان نجات مي‌يابد ولي سروان پويا به شهادت مي‌رسد. سروان درخشان بالاي سر او با سلام نظامي، احترام مي‌گذارد.

 

گزارش توليد:

 

ساموئل خاچيكيان پس از اجازه نمايش نگرفتن فيلم «انفجار» به درخواست اكبر صادقي، به كمك وي رفته و بخش‌هاي اصلي فيلم «بالاش» را كارگرداني مي‌كند و سپس پس از پايان فيلمبرداري آن را تدوين مي‌نمايد.

در همين زمان است كه علي مزيناني و منصور مزيناني از همكاران قديمي ساموئل (كه توسط خود ساموئل به سينما آمده و فيلمبردار شدند) به او پيشنهاد ساخت فيلمي را مي‌دهند درباره خلبان‌هاي نيروي هوايي.

قابل ذكر است پس از توقيف فيلم «انفجار» علي مزيناني ابتدا قصد مي‌كند تا فيلم «سناتور» را به كارگرداني ساموئل خاچيكيان تهيه كند. براي تهيه اين فيلم، فيلمنامه در خانه خاچيكيان خوانده شده، قرار و مدارها هم گذاشته مي‌شود اما به علت عدم تصويب فيلمنامه، برنامه‌ريزي توليد به بعد از تصويب آن موكول مي‌گردد. در فاصله تصويب فيلمنامه «سناتور»، علي مزيناني فيلمبردار فيلم «رهايي» نخستين ساخته رسول صدرعاملي شد و در تهيه فيلم هم با وي شريك گرديد. فروش نسبتا مناسب فيلم «رهايي» مزيناني را در امر تهيه فيلمي با ساموئل مصمم‌تر كرد، چون تا آن زمان كسي فيلم پرمخاطب و مطرحي درباره جنگ نساخته بود و مزيناني سابقه ذهني خوبي از «خداحافظ تهران» و پرداخت صحنه‌هاي جنگ آن توسط ساموئل داشت،‌ به صرافت توليد يك فيلم جنگي افتاد.

علي مزيناني كه انگيزه اصلي‌اش براي ساخت فيلم «عقابها» را به رفت و آمدش در اوايل جنگ در خانه‌هاي سازماني پايگاه نيروي هوايي مربوط مي‌داند در اين مورد در مصاحبه‌اي با نگارنده مي‌گويد: «آشنايي داشتم كه در خانه‌هاي سازماني واقع در پايگاه نيروي هوايي زندگي مي‌كرد. با توجه به رفت و آمدهايي كه در آنجا داشتم متوجه يك نوع گرفتگي و نااميدي در چهره پرسنل شدم كه اين در خانواده‌هاي آنها نيز رخنه كرده بود، با هنگامه به شهادت رسيدن يكي از خلبانان، اين امر سبب تضعيف روحيه ساكنين شهرك شد و آنها هم گله‌مند بودند از صدا و سيما و مسئولين كه چرا مورد كم لطفي قرار گرفته‌اند و حتي در پخش اخبار نيز بسنده مي‌كردند كه خلبانان ما در فلان عمليات موفق شدند اهداف تعيين شده را مورد حمله قرار بدهند. اين اوضاع مربوط مي‌شود به سال 59 يعني اوايل جنگ، بعد از اين من تحقيق كردم و با تعدادي از خلبانان و همسران آنها به گفت و گو نشستم، همسران خلبان‌ها مي‌گفتند آنها وقتي از خانه بيرون مي‌آيند كمتر به بازگشت‌شان اميدي داريم، غوغايي در دورن ما به وجود مي‌آيد تا آنها به سلامت بازگردند. يك فضاي غمزده دردناك و كشنده‌اي مستولي بود كه انسان را واقعا تحت تاثير قرار مي‌داد. اين مسئله يك تلنگري به ذهن من زد كه مي‌توان اين فضا را به نوعي به تصوير كشيد و اين حماسه آفريني آنها را نشان داد و در ضمن اداي ديني هم نسبت به جنگ و رزمنده‌ها كرد. در بعضي سكانس‌ها به ياد دارم كه بعد از فيلمبرداري و پس از خاموش شدن دوربين‌ها، عوامل گريه مي‌كردند...»

اصل قصه «عقابها» به كتابي تحت عنوان «سقوط در چهلمين پرواز»: خاطرات سرگرد خلبان شريفي‌راد مربوط مي‌شود كه براساس واقعيت زندگي خود و سانحه‌اي كه در چهلمين پروازش رخ داد و منجر به سقوط وي در كردستان عراق گرديد، ارتباط پيدا مي‌كند. وي دچار شكستگي پا شده و كردهاي عراقي وي را با زحمت زياد به مرز ايران آورده و تحويل مقامات مي‌دهند. علي مزيناني اين كتاب را به عبدالله عليخاني مي‌دهد كه سناريويي از آن تهيه كند. حاصل كار چندان مورد قبول نيست. پرداخت قصه به چند نفر ديگر واگذار مي‌شود كه يكي از آنها مسعود بهنود است. باز هم فيلمنامه مورد نظر نوشته نمي‌شود تا اين‌‌كه نسخه نهايي را مهدي فخيم‌زاده مي‌نويسد كه همان نسخه، مورد استفاده قرار مي‌گيرد. (اسم او در تيتراژ به صورت محمدرضا يوسفي مي‌آيد.) اگر چه خود ساموئل در گفت و گويي با نگارنده بازنويسي نهايي فيلمنامه را كه تا اواسط فيلمبرداري ادامه داشت، توسط خودش اعلام كرد. به هر حال علي مزيناني با مشاركت برادرش منصور مزيناني كه سابقه كار در زمينه توليد و تداركات داشت، كار را شروع كرد. «روشن فيلم» آن زمان هنوز دفتر مستقلي نداشت و بعضي كارها در دفتر تعاوني ميلاد واقع در خيابان بهار شيراز انجام گرديد. بعد از بازنويسي فيلمنامه، علي مزيناني با شناختي كه از روحيه ساموئل در استفاده از چهر‌هاي جديد داشت، براي بازي هنرپيشگان معروف در نقش‌هاي اول پافشاري كرد.

خودش در همان مصاحبه در اين باب اظهار داشت: «آقاي خاچيكيان در مورد انتخاب هنرپيشه‌ها بسيار حساس بودند. او از كار سعيد راد كمي واهمه داشت. به دليل اين‌‌كه سابقه همكاري نداشتند و حدس مي‌زد كه شايد به لحاظ ارتباط كم به مشكل بربخورند. اين شد كه با چنگيز وثوقي وارد مذاكره شديم اما به دليل پاره‌اي مسائل همكاري ميسر نگرديد و ما رسيديم به همان انتخاب اولمان كه آقاي راد بود.

ايشان نيز در نهايت همكاري و حتي بدون اين‌‌كه فيلمنامه را بخوانند، سر فيلمبرداري حاضر شدند. آقاي هاشم‌پور را خود ساموئل معرفي كردند. البته در آن موقع معروف نبود ولي در اين فيلم واقعا فوق‌العاده كار كردند.»

فيلمبرداري در مهرماه 1363 در طالقان شروع مي‌شود و ساموئل ابتدا صحنه‌هاي كردستان عراق و درگيري‌هاي آنجا را در طالقان فيلمبرداري مي‌كند. اما در پايان اين صحنه‌ها و براي فيلمبرداري صحنه‌هاي داخل پايگاه و خانواده خلبان‌ها، ساموئل بيمار شده و حتي كارش به عمل جراحي مي‌كشد.

مزيناني مي‌گويد: «ما 10 روز منتظر بهبود و بازگشت ايشان شديم كه اين امر ميسر نشد تا اين‌‌كه با رضايت خود ايشان قرار شد ادامه كار به شخص ديگري واگذار شود. لذا ما با اطلاع از اين‌‌كه آقاي امير قويدل در چند پروژه سينمايي دستيار آقاي خاچيكيان بود و از نظر فكر و كار شباهت‌هايي حس مي‌كرديم، وي را انتخاب كرديم و سكانس‌هاي نيروي هوايي و داخل خانه خلبان‌ها را آقاي قويدل كارگرداني كردند.»

ساموئل خود در مصاحبه‌اي با نگارنده درباره اين صحنه‌ها گفت: «بخش‌هايي از فيلم به علت ناراحتي و خونريزي كليه بنده، توسط دوست عزيزم، قويدل فيلمبرداري شد و چون مربوط به فرودگاه مهر‌آباد تهران بود، دوگانگي در فيلم ايجاد نكرد. هر چند بنده خود در اكثر اين صحنه‌ها به كمك عصا و ويلچر حاضر بودم.»

فيلمبرداري فيلم «عقابها» با صرف هزينه كمي تمام شد، مزيناني آن را شش ميليون و دويست هزار تومان اعلام كرد. زيرا كه تمامي صحنه‌هاي پرواز هواپيماها و جنگ‌هاي هوايي با استفاده از فيلم‌هاي مستند روي ميز مونتاژ ساخته شد و فيلم با زمان 98 دقيقه براي نمايش آماده شد.

در مورد صحنه‌هاي مونتاژي فيلم، ساموئل در همان مصاحبه‌اش گفت: «عقابها از فيلم‌هايي بود كه بخش عمده آن روي ميز تدوين شكل گرفت. نبردهاي هوايي توسط ماكت، فيلمبرداري شد ولي به لحاظ محدوديت مجبور به استفاده از فيلم‌هاي آرشيوي بوديم كه تدوين اين سكانس‌ها، زحمات و زمان زيادي صرف نمود...»

اما بخش‌هايي از فيلم كه تصوير هواپيماها را در حال برخاستن از زمين يا فرود و يا مانور نشان مي‌داد با قرار گرفتن دوربين در باند فرودگاه فيلمبرداري شد و سكانس‌هاي پرواز آنها در آسمان، با ايجاد ابر مصنوعي در اطراف كابين توسط كپسول‌هاي بزرگ آتش‌نشاني و تراولينگ دوربين فيلمبرداري گرديد كه در نوع خود براي سينماي ايران تمهيدات نو و تازه‌اي به شمار مي‌آيند.

اگر چه فيلمبرداري در پايگاه‌هاي هوايي نيز در ابتدا براي گروه مشكل ‌آفرين بود،‌ علي مزيناني در اين باب گفت: «ابتدا با مشكل فراواني مواجه بوديم و به هر طريق از فيلمبرداري ممانعت به عمل مي‌آورند. مخصوصا از بازي سعيد راد به لحاظ فيزيك صورت ايشان. تا اين‌‌كه مطلع شديم در عراق قرار است فيلمي در خصوص جنگ ساخته شود و از آنتوني كويين هم دعوت به عمل آورده‌اند. ما اين اطلاعات را جمع‌آوري كرديم و همراه تعدادي فيلم مذهبي نظير «عمرمختار» با بازي آنتوني كويين نشان مسئولين عقيدتي ـ سياسي نيروي هوايي داديم و همچنين بحث‌هايي در مورد تاثير سينما بر مردم داشتيم تا بالاخره موافقت حاصل شد و مجوز فيلمبرداري در پايگاه را به ما دادند...»

 

حرفه‌اي ترين عوامل فني سينماي ايران

 

«عقابها» در مراحل فني به دست حرفه‌اي‌ترين عوامل و متخصصين جوان مي‌افتد كه هر يك در سال‌هاي بعد در حرفه خود براي سينماي ايران بي‌رقيب مي‌شوند:

«مجيد انتظامي» موسيقي متن فيلم را مي‌سازد. آهنگسازي كه بعدها مجموعه‌اي از ماندگارترين موسيقي فيلم‌هاي ايران را نوشت و ساخت.

«محمدرضا دلپاك» كار افكت‌گذاري فيلم را برعهده دارد كه در سال‌هاي بعد در عرصه صدا و ميكس بارها و بارها جايزه مي‌گيرد و كار تدوين جلوه‌هاي ويژه صوتي او براي فيلم‌هايي همچون: «رنگ خدا» و «باران» در عرصه‌هاي بين‌المللي مطرح مي‌گردد.

«اسحاق خانزادي» به عنوان صداگذار و ميكس كننده فيلم هم در سال‌هاي بعد در سينماي ايران در رشته خود يكه‌تاز مي‌شود و بسياري فيلم‌ها با نام خانزادي سامان مي‌گيرد. و بالاخره نام «محسن روشن» تيم حرفه‌اي صداي فيلم «عقابها» را تكميل مي‌كند.

 

شگفتي به هنگام اكران «عقابها»

 

 

 

«عقابها» زماني در تهران و شهرستان‌ها به نمايش عمومي درآمد كه بمباران شهرهاي ايران پايان يافته بود و آرامش به تهران و ديگر شهرها بازگشته بود. خلبانان نيروي هوايي جمهوري اسلامي ايران در نبرد هوايي با دشمن حماسه‌ها آفريده بودند. اين عوامل در فروش فيلم، بسيار تاثير داشت. در تمام صحنه‌هاي نبرد هوايي فيلم، زماني كه خلبانان ايران، هواپيماي دشمن را ساقط مي‌كردند، تماشاگران در تمامي سينماهاي تهران و شهرستان‌ها با سوت و دست، خلبان‌هاي فيلم را تشويق مي‌كردند.

علي مزيناني در گفت و گويش با نگارنده در مورد فروش فيلم ابراز كرد: «از نظر ساختار فيلم تا حدودي قابل پيش‌بيني بود، اما ما مطمئن بوديم كه اين فيلم حداقل با استقبال نظامي‌ها مواجه خواهد شد و آنها خود قشر عظيمي از جمعيت را تشكيل مي‌دادند! مضاف بر اين‌‌كه خانواده آنها را نيز در آمار داشتيم. با توجه به اين‌‌كه ما در فيلم، تنها به خلبان‌ها نپرداختيم بلكه از نگهبان دم در گرفته تا امنيت پرواز و غيره هم را لحاظ كرديم. بنابراين مخاطب بيشتري را تحت شمول و پوشش قرار داديم. در كل بايد بگويم كه تقريبا 80 درصد پيش‌بيني مي‌شد اما نه به اين شكل،‌ وقتي در روز اول اكران ساعت 8 صبح حدود 200 نفر را در صف تهيه بليت فيلم «عقابها» ديدم پي به قضيه بردم. البته تيزر آن كه در شب‌هاي قبل از تلويزيون پخش شد بي‌تاثير نبود، چرا كه «عقابها» اولين فيلمي بود كه پس از انقلاب، تيزر تبليغاتي آن از تلويزيون پخش شد...»

 

ارقام حكايت مي‌كنند

 

ـ فيلم «عقابها» در 13 مرداد 1364 در 12 سينماي تهران به اكران درمي‌آيد كه در همان اكران اول خود حدود 16 ميليون تومان فروش مي‌كند يعني با قيمت ميانگين بليت 9 تومان يك ميليون و هفتصد و چهل هزار و هفتصد و سيزده نفر (713/740/1 نفر) را جذب سينماها مي‌كند كه نسبت به جمعيت آن روز تهران (000/950/15 نفر)

25/29% كل جمعيت را در بر مي‌گيرد (كافيست اين رقم را با پرفروش‌ترين فيلم‌هاي سال‌هاي اخير سينماي ايران مقايسه كنيد كه حداكثر 5% از كل جمعيت تهران را در اكران اول خود جذب سالن‌هاي سينما كردند!!)

ـ فيلم «عقابها» علاوه بر مقام پرفروش‌ترين فيلم اكران سال 1364 تهران، دو سال متوالي 1364 و 1365 به ترتيب با 964/206/13 تومان و 827/795/15 تومان پرفروش‌ترين فيلم شهرستان‌ها مي‌گردد.

نكته جالب اين‌‌كه فيلم «عقابها» علاوه بر نمايش از تلويزيون و عرضه در شبكه ويدئويي، پس از گذشت 20 سال از توليد آن در برخي سينماهاي تهران و شهرستان‌ها هنوز به صورت آزاد نمايش عمومي مي‌يابد و اين در سال‌هاي پس از انقلاب براي يك فيلم ركورد محسوب مي‌شود كه حدود 20 سال به طور مداوم روي اكران سينماها باقي بماند.

طبق آمار ارائه شده فيلم «عقابها»در طول ۱0 سال ازمردادماه 1364 تا سال 1374 با رقم فروش 089/219/23۶

 تومان و جذب 029/205/10 نفر به سالن‌هاي سينما به عنوان پرتماشاگرترين فيلم سينماي پس از انقلاب همچنان بي‌رقيب باقي مانده و فاصله‌اش با فيلم دوم يعني «كاني‌مانگا» حدود 3 ميليون نفر مي‌باشد.

هنوز از خاطره‌ها نمي‌رود كه فيلم «عقابها» پس از سال‌ها باعث شد صف‌هاي طويل و ازدحام غيرقابل پيش‌بيني جمعيت در مقابل سينماهاي نمايش دهنده به وجود آيد. فروش «عقابها» باعث شد دفتر توليد و توزيع روشن فيلم تاسيس گردد و علي مزيناني و منصور مزيناني به جرگه تهيه‌كنندگان و پخش‌كنندگان سينماي ايران بپيوندند اگرچه ساموئل خاچيكيان، سعيد راد و جمشيد آريا را در ليست ممنوع‌الكارها وارد ساخت.

علي مزيناني راجع به فروش فيلم «عقابها» مي‌گويد: «لازم به ذكر است كه ما فيلم را در حالي كه همچنان مي‌فروخت به اجبار از دور اكران خارج كرديم چرا كه طبق جدول زمان‌بندي اكران، فيلم ديگري مي‌بايست نمايش داده مي‌شد. اين مسئله با مخالفت تعدادي از سينماداران مواجه شده، لذا به نمايش آن ادامه دادند. ارشاد در مقابل، فيلم «فرار به سوي پيروزي» را ارائه داد اما تغييري در ميزان استقبال مردم از «عقابها» حاصل نشد.»

 

«عقابها»؛ اولين فيلم جنگي هوايي سينماي ايران

 

ساموئل خاچيكيان در يكي از مصاحبه‌هايش با نگارنده راجع به علت استقبال كم‌نظير مردم از فيلم «عقابها» گفت: «عقابها اولين فيلم جنگي هوايي سينماي ماست. تقويت عرق ملي،‌ نو بودن موضوع، هيجان و ريتم مناسب،‌ نوع انتخاب بازيگران و تلاش تمامي عوامل از علل موفقيت آن مي‌باشند... فيلم به لحاظ موضوع در سينماي ايران، نو و بديع بود...»

ساموئل با «عقابها» ثابت مي‌كند كه همچنان به روزترين فيلسماز تاريخ سينماي ايران است و با درك هوشمندانه از شرايط جامعه،‌ به اصطلاح رگ خواب مخاطب اين سينما را در دست دارد و همواره به موضوع و مسئله مورد علاقه وي مي‌پردازد. برخلاف فيلمسازاني كه عليرغم ادعاهاي بسيار، هيچ‌گاه مخاطب سينماي ايران را درك نكردند. ساموئل همچنان به آن نكته‌اي كه روزي در ديدار با نگارنده عنوان كرد اعتقاد داشت كه: «كارگردان بايد تماشاگرش را بشناسد. نمي‌شود خودخواه بود و فقط طبق خواست خود فيلم ساخت. در فيلم‌هاي بسياري سليقه تماشاگر را در نظر مي‌گرفتم. اگر چه در همان‌ها هم دغدغه‌هاي خود را وارد مي‌ساختم.»

ساموئل با «عقابها» باز هم ثابت مي‌كند كه عليرغم سن بالا نه تنها از زمانه عقب نيست بلكه يك گام هم جلوتر حركت مي‌كند و با فهم و درك نسل هر زمان و علائق و سلائق آنها سينماي خود را پيش مي‌برد. از اين رو سينماي ساموئل خاچيكيان را مي‌توان روزآمدترين نوع در تاريخ سينماي ايران دانست.

فيلم «عقابها» علاوه بر موضوع و محتواي ملموس و متناسب با زمان خود به لحاظ مونتاژ يكي از خوش‌ريتم‌ترين فيلم‌هاي سينماي ايران است و فيلمنامه هم ضرب تندي دارد، زود شروع مي‌شود و بدون مقدمه‌چيني وارد اصل قضيه مي‌شود. در همان دو پرده اول، خلبان‌ها 2 بار به مناطق دشمن حمله مي‌كنند و سه پرده اول پر از ماجراست. از زماني كه هواپيماي سعيد راد توسط دشمن ساقط مي‌شود و خلبان مجروح با چتر در منطقه دشمن فرود مي‌آيد، ضرب و ريتم كار اوج مي‌گيرد. در نيمه پاياني فيلم قسمت فرار و گريز خلبان و تكاور، ساموئل در پديد آوردن فضا و ايجاد هيجان با حداقل هزينه و امكانات در حد فيلم‌هاي ايتاليايي جنگي موفق است.

«عقابها» اولين فيلم جنگي سينماي ايران است كه در آن جنگ هوايي و تعقيب با هلي‌كوپتر وجود دارد و نماي هوايي در اين تعقيب گرفته شده است.

«عقابها» اولين فيلم ايراني است كه در آن هلي‌كوپتري منفجر مي‌شود و اين انفجار قابل باور است.

«عقابها» اولين فيلم جنگي ايراني است كه بيشتر داستان آن در جنگ مي‌گذرد و حوادث در جنگ به دنبال هم داستان را پيش مي‌برند.

ساموئل خاچيكيان در همان گفت و گويش با نگارنده گفت: «افتخار مي‌كنم به عنوان يك ايراني اولين فيلم جنگي هوايي را اينجا خوب ساخته‌ام كه به نظرم يك وظيفه ملي بوده است و همان‌‌طور كه گفتم هميشه براي مردم فيلم ساخته‌ام و رضايت مردم بزرگترين جايزه برايم بوده و هست. «عقابها» به اين دليل جايگاهي والا در سينماي بنده دارد.»