مستغاثی دات کام

 
در متن و حاشیه مراسم اسکار 2009
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧
 

 

 

اسکارهای برباد رفته

 

 

 

هشتاد و یکمین مراسم اسکار ، همانگونه که پیش بینی می شد برگزار و جوایز آن تقسیم گردید و تقریبا 90 درصد پیش بینی های هفته گذشته نگارنده  در همین صفحه ، تحقق یافت (به جز اسکاری که برای فیلم/انمیشن "والس با بشیر" پیش بینی کرده بودم و به نظرم از آن رو به این فیلم نرسید که حتی دست اندرکاران مراسم اسکار هم نخواستند با اهدای جایزه مستقیم به فیلمی از اسراییل ، تا آن حد مراسم خود را آلوده کنند!!)

سایر برنده ها و بازنده ها همان ها بودند که حدس زده می شد. یعنی در واقع خود نامزدهایی که هیچ شانسی برایشان پیش بینی نشده بود ، برخلاف هر سال کمترین هیجانی نداشتند و خیلی آرام روی صندلی های خود نشسته بودند. ( مریل استریپ در مقابل آنهمه تعریف های سوفیالورن هشتاد و چند ساله که به زور روی پای خود ایستاده بود ، فقط پوزخند می زد!!!)

اولین مسئله ای که در اسکار هشتاد و یکم توی ذوق می زد ، عدم حضور بسیاری از بازیگران معروف و سرشناس بود . حتی آنهایی که هرسال پای ثابت این مراسم محسوب می شدند ، نیز نیامده بودند. از اشخاصی همچون : جک نیکلسن و آل پاچینو و نیک نولتی گرفته تا کاترین زیتا جونز و وارن بیتی و جیم کری و رابین ویلیامز و مورگان فریمن و ...و حتی از سوپر استارهای جوان پسندی مثل تام کروز و لئوناردو دی کاپریو ( که بازی اش در فیلم "جاده رولوشنری" مورد تحسین قرار گرفته بود ) و راسل کرو  هم خبری نبود.

به روال هر سال ، برندگان سال قبل برروی سن نرفتند و بالتبع جایزه برگزیده امسال را ندادند . مثلا برای اسکار بهترین کارگردانی یک بازیگر معمولی مانند ریس ویترسپون روی صحنه رفت و از برادران کوئن (برندگان سال قبل ) اثری نبود. در واقع هر آن کس که در این مراسم اسکار شرکت داشت ، یا جایزه بگیر بود و یا جایزه دهنده! فردی نبود که فقط به حساب اعتبار و معروفیتش مهمان مراسم باشد و در هیچیک از شاخه ها ، اسکار دهنده و اسکارگیرنده نباشد. همین کمبود بازیگران معروف باعث شد که مجری مراسم برای شروع کارش از هنرپیشه های درجه دومی مانند رابرت داونی جونیور و آن هاتاوی شروع کند!!

علیرغم ولخرجی برای آراستن صحنه مراسم و کاربرد صدها هزار قطعه کریستال برای آویزهای روی سن و آن نقش های منحنی به سبک خیابان های باستانی رم ، اما مقتصد رفتار کردن برگزار کنندگان باعث شده بود که اغلب یک نفر برای اعطای جایزه روی سن رفته و بعضا چند جایزه را همو به برندگان بدهد! مثلا ویل اسمیت اعلام اسکار بهترین جلوه های تصویری و پس از آن صدا و تدوین جلوه های صوتی و همچنین تدوین  را برعهده گرفت که در سالهای قبل،  چند گروه برای اهدایشان دعوت می شدند و البته بعد از همه اینها ، ویل اسمیت باز هم روی صحنه باقی مانده بود که به شوخی گفت : من هنوز اینجا هستم! (البته این رفتار مقتصدانه در بخش بازیگری ، جایش را به گشاده دستی داده بود و به جای یک بازیگر ، 5 هنرپیشه در رشته های فوق در روی صحنه حضور یافتند).

مجری مراسم (هیو جکمن) هم برخلاف هرسال که از میان مجریان و شومن های کارکشته انتخاب می شد ، یک بازیگر متوسط بود که نه مجری قابلی محسوب شده ( مثل بیلی کریستال و جان استوارت و حتی ووپی گلدبرگ) و نه بازیگر مشهوری است. قابل ذکر است که وی معمولا به دلیل دستمزد کم ، در پروژه های مختلف ، جانشین سوپراستارها می شود. نمونه اخیرش فیلم "استرالیا" (باز لورمان) ذکر گردیده بود که نقش اصلی به راسل کرو پیشنهاد شد ولی به دلیل دستمزد کم پیش بینی شده ، مورد قبول وی قرار نگرفت و به همین جناب هیو جکمن داده شد!

وی سعی می کرد به سبک بیلی کریستال ، فیلم های برتر را با رقص و آواز معرفی نماید ولی به دلیل کم تجربه گی ، آن را با کمترین جذابیت ارائه کرد ، به طوری که چندبار در هنگام اجرا ، در نزد تماشاگران تصور اتمام آن پیش آمد!!

مونولوگ پیش درآمد هم که معمولا حدود 10 دقیقه در آغاز مراسم به طول می انجامید و شامل جوک ها و لطیفه های متعددی از مسائل روز و شایعات می گردید ، خیلی مختصر و در 4-5 دقیقه جمع و جور شد و از کمترین طنز  و مطایبه هم برخوردار بود به طوری که شوخی های آن منحصر به برخی هنریشه های حاضر در سالن شد.

وی به شدت و به قول فیلمسازان ، به طور گل درشتی ، از هرگونه اظهار نظر سیاسی پرهیز کرد ، گویی به وی تاکید شده بود که سیاسی حرف نزند! (برخلاف جان استوارت که مجری دیلی شو به عنوان یکی برنامه سیاسی روزانه بوده و کلیت اجرای خود را با شوخی های سیاسی پیش برد) . گویی این توصیه به سایر افراد نیز شده بود که برروی سن مراسم اسکار سخنی از مباحث سیاسی برزبان نیاورند. در این میان شاید تنها شان پن بود که پس از دریافت اسکارش ، به بهانه تجلیل از میکی رورک ، اشاره ای به ریاست جمهوری اوباما ( بدون ذکر نام او) نمود. جالب اینکه همین جناب شان پن در مراسم سال 2003 که برای فیلم "رودخانه میستیک" ، اسکار بهترین بازیگر مرد را گرفت ، در آن روزها  که به تازگی آمریکا وارد عراق شده بود ، به سختی سیاست های اشغالگرانه بوش را مورد حمله  قرار داد اما امروز که همچنان پس از گذشت 6 سال ، ارتش آمریکا علیرغم کشتن حدود یک میلیون عراقی و  از دست دادن هزاران سرباز آمریکایی ، همچنان و با تمام قدرت در عراق است ، سخنی برزبان نراند و گفت از اینکه در چنین کشوری زندگی می کند ، به خود می بالد!! فقط به خاطر اینکه کسی همچون میکی رورک به صحنه بازیگری بازگشته است؟!!!

و شان پن اسکار را گرفت ، نه به خاطر قوت بازی اش ، بلکه به خاطر حواشی نقشی که یک سیاستمدار همجنس گرا را به تصویر می کشید و بیانگر نظرات امروز سیاستمداران آمریکایی برای حقنه فساد و تباهی همجنس گرایی به همه دنیا بود.  این در حالی است که به اعتراف اغلب منتقدین و کارشناسان ، بازی کلینت ایستوود در "گرن تورینو" ، بنسیو دل تورو در "چه" ، جاش برولین در "دبلیو" و حتی لئونادو دی کاریو در " جاده رولوشنری" قویتر و تاثیر گذارتر بوده است.

 درواقع مراسم اسکار ، سیاسی ترین نظرات حاکمان خود را اعمال می کند بدون آنکه اجازه دهد کسی ، سخن سیاسی برزبان آورد. همین اتفاق در مورد کیت وینزلت و ایفای نقش یک عامل هلوکاست افتاد. در واقع به خاطر پروپاگاندای دیگری درمورد یکی از تابوهای جهان امروز سیاست که در کف صهیونیست ها اداره می شود ، بازیگری اسکار می گیرد که به نظر بسیاری از کارشناسان چندان لیاقت این جایزه را نداشت و در میان خود کاندیداها ، مریل استریپ برای ایفای نقش یک راهبه سخت گیر و متعصب در فیلم "شک" یا آن هاتاوی برای بازی در نقش یک دختر دچار بحران روانی در فیلم "ریچل ازدواج کرده" و یا حتی آنجلینا جولی برای به تصویر کشیدن یک مادر فرزند گم کرده در فیلم "بچه عوضی" محق تر به نظر می رسیدند.   

اما پس از سالها ، رهبر ارکستر مراسم ، بیل کانتی نبود و همین از ابهت برنامه کاسته بود. گویا او نیز به دلیل دستمزد کم حاضر نشده بود ، در این مراسم ارکسترش را به میدان آورد. از همین رو در هنگام اعلام نامزدها و برنده ها ، آهنگ های بی ربط بسیار نواخته شد. مثلا وقتی 5 بازیگر برای معرفی اسکار بهترین هنرپیشه نقش اول زن به روی صحنه آمدند ، موسیقی فیلم "برباد رفته" شنیده می شد!!!

پس از سالها خبری از اسکار افتخاری برای فعالیت یک عمر هم نبود و جایزه ایروینگ تالبرگ هم داده نشد ، تنها جری لوییس بود که به روی صحنه آمد و جایزه جین هرشولت را برای فعالیت های خیریه از ادی مورفی گرفت در حالی که به سبک و سیاق همیشه از فیلم ها و فعالیت های او هم چندان تصاویری نمایش داده نشد.

تنها چیزی که همچنان مانند سابق در مورد نحوه نمایش  مراسم برای رسانه ها در نظر گرفته شد ، پخش با 7 ثانیه تاخیر یا به صورت "Live- Recorded" برای جلوگیری از اتفاقات ناخوشایند بود که حتی در شوخی هیوجکمن با میکی رورک هم مستتر بود،  وقتی نزد او رفت و خطاب به وی گفت اگر این مراسم با 7 ثانیه تاخیر پخش می شود ، اگر تو برروی صحنه بروی و بخواهی صحبت کنی ، باید با 20 دقیقه تاخیر مراسم را پخش کنند!!( کنایه از نحوه نامطلوب سخن گفتن میکی رورک که اغلب از کلام ناشایست و توهین آمیز استفاده می کند. او در مراسم گلدن گلوب ، پس از دریافت جایزه به روش تشکر از دوستان که معمولا روی سن چنین مراسمی صورت می گیرد ، از همه سگ هایش تشکر کرد!!!)

پس از چند سال ( از سال 2003 به این طرف که قسمت سوم "ارباب حلقه ها" 11 اسکار گفت) که معمولا اسکار فیلم ها  از 3-4 جایزه تجاوز نمی کرد ، امسال فیلم "میلیونر زاغه نشین" یا با ترجمه صحیح تر " میلیونر زاغه سگی" ، 8 اسکار را از آن خود کرد. این موضوع اگرچه بیشتر به نفع شرکت های تبلیغاتی و اسپانسرهای مراسم تمام می شود ( در قاموس مراسم اسکار همواره ، اختصاص جوایز بیشتر به یک فیلم ، سود بیشتری را برای حامیان مالی آن و خود مراسم به بار آورده است و همیشه تقسیم جوایز در این گونه مراسم را نوعی شکست به حساب آورده اند).

 بعضا گفته شد ، این نوع تقسیم جوایز ( که بعد از 6 سال اتفاق می افتاد) به دلیل مشکلات مالی برای برگزاری اسکار هشتاد و یکم ، انجام گرفت. خصوصا که فیلم "میلیونر زاغه سگی" مورد اعتراض بسیاری از هندیان اهل مومبئی قرار گرفته بود و آن را خصوصا از سوی یک انگلیسی ، توهینی آشکار به ملت هند به شمار آورده بودند. ( توضیح آنکه در فیلم یاد شده ، هندیان ، آدم هایی بی فرهنگ ، خلافکار ، مافیایی ، شقی و با قساوت قلب و بدبخت و بیچاره تصویر شده بودند ، بدون آنکه عامل همه این سیه روزی ها یعنی ردپای دیرین استعمار در این کشور مورد توجه قرار بگیرد) . یکی از نکته های مورد اعتراض هندیان ، این بود که انگلیسی ها در زمان حاکمیتشان بر این شبه قاره ، اهالی هند را با لقب " سگ" خطاب می کردند و حالا گذاردن این لقب برروی فیلمی درباره هندوستان و مردمش ، می تواند تداعی همان نوع نگاه استعمارگرانه و تحقیر کننده باشد.

 

نکته دیگر اینکه کارگردان مراسم هم در یکی دو لحظه به قول معروف سوتی داده بود ، یکی  زمانی که قرار بود برای به روی صحنه آمدن اهداء کنندگان اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن ، سکانس هایی از لحظات برنده شدن برگزیدگان سالهای پیشین  برروی صفحه نمایشگر سالن پخش سود که در همین لحظه به جای آنکه پرده بازشود ، بسته شد و بخش هایی از همان لحظات روی پرده بسته به نمایش درآمد!

به هنگام نمایش تصاویر رفتگان سال گذشته هم که کویین لطیفه آوازش را می خواند ، دوربین  به جای آنکه تصاویر مربوطه را نمایش دهد ، به شکلی سرگردان در سالن می چرخید و مابین نمایش تصاویر مربوطه و  خود کویین لطیفه بلاتکلیف مانده بود که تماشاگران این سوی آنتن ، تقریبا متوجه نام و عنوان اکثر درگذشتگان سال 2008 نشدند. (ضمنا تصویر هیث لجر هم با آن همه تبلیغات و جایزه و مرثیه خوانی در میان آنها نبود! این هم یک سوتی دیگر!!)

اما پخش آگهی های بین مراسم از اعصاب خردکن ترین بخش ها بود که برخلاف هرسال به فاصله هر جایزه ، نمایش داده می شد. یعنی هرچه بانیان مراسم در تعداد اهداء کنندگان جوایز و دعوت شدگان ، خست به خرج داده بودند ، در پخش آگهی دست و دل بازی کردند و به اصطلاح حسابی برروی اعصاب بینندگان مراسم  دویدند تا شاید چند دلاری بیشتر عایدشان بشود!