مستغاثی دات کام

 
نگاهی به بخش "نگاه نو" جشنواره بیست و هفتم
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱:٤٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٧
 

 

 

برای اولین بار ؛ 9 جایزه برای نگرش های نوین

 

 

حامد بهداد در صحنه ای از فیلم دل خون

 

 

در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر ، 23 فیلم اول و دوم در بخشی تحت عنوان "نگاه نو" حضور داشت که این رقم برای تاریخ بیست و هفت ساله این جشنواره و سینمای ایران یک رکورد محسوب می شود. بیشترین حضور فیلم های کارگردانانی که آثار سینمایی اول یا دوم خود را ساخته بودند در جشنواره فیلم فجر به دوره بیست و پنجم یعنی دو سال پیش بازمی گردد که 17 اثر در این بخش شرکت کرده بودند. آن هم در شرایطی که کل فیلم های متقاضی بخش یاد شده از همان تعداد فراتر نمی رفت. این در حالی است که در این دوره بسیاری از فیلم های اول و دوم به دلیل ظرفیت محدود بخش "نگاه نو" ناگزیر از واگذاری میدان رقابت گردیدند.

در همان جشنواره بیست و پنجم نوشتم ، یکی از دلایل رکود ساختاری و محتوایی سینمای ایران  را  محدودیت تعداد افراد فعالی  دانسته اند  که در عرصه حرفه ای آن حضور دارند. سال‌های متمادی ترکیب مجموعه این افراد  ثابت ماند و کمتر پذیرای چهره‌ها و نیروهای جدید و جوان شد. این درحالی است که سینمای امروز دنیا حتی سینمای امریکا که اساسش بر پول و سرمایه‌های کلان قرار دارد و آدم‌های شناخته شده در آن نقش عمده ای ایفا می‌کنند ( به این مفهوم که  یک آدم تازه‌کار نه می‌‌تواند کارگزار کارآمدی بیابد و بالتبع آن هم نخواهد توانست به آسانی در سیستم فیلم‌سازی امریکا که بر بنیاد استودیو‌ها و کمپانی‌های بزرگ می‌چرخد، راه یابد) ، در 70 تا 80 درصد فیلم‌های هر سال خود عنان کار را   به سینماگران تازه‌کار می‌سپارد.

اما متاسفانه در سینمای ما سالها یک سری افراد و چهره‌ها مدام تکرار می‌شدند. چهره‌هایی را که تقریبا در اغلب جشنواره‌ها ، مراسم ، جشن‌ها و همایش‌ها ،  سمینارها و بزرگداشت‌ها می‌دیدیم و مرتبا جای خود را با هم عوض می‌کردند.

 

بهرام رادان ، ترانه علیدوستی و حامد کمیلی در تردید

 

 

سینمای ایران در سالهای پس از انقلاب بنا به اعتبار خود انقلاب که در درجه نخست از سوی بانیانش پدیده ای فکری و فرهنگی قلمداد گردید ، با یک پتانسیل قابل توجه ، کار خودش را شروع کرد. به‌همین سیاق  ، ژانرهای مختلف هم (که در واقع در ارتباط با همین سینمای فرهنگی یک نوع تبادل اعتبار متقابل داشتند) با یک ظرفیت قابل قبول آغاز به‌کار کردند. ولی پس از گذشت زمانی، اتفاقی مشابه در ژانرهای مختلف رخ داد ؛ در سینمای جنگ ، سینمای کودک ، ملودرام ، سینمای کمدی و... گونه های دیگر،  عده‌ای که در زمینه های مختلف سینما ، دست‌‌اندرکار فعال و جدی بودند چه در سطح مسئول و برنامه‌ریز یا تهیه‌کننده و کارگردان و فیلمنامه‌نویس و یا دیگرانی که فی المثل به عوامل سینمای کودک یا جنگ و یا ملودرام معروف شده بودند، به‌طور ناخواسته یا خواسته، معادله‌ای را در این سینما به‌وجود آوردندکه ورود به این عرصه را دشوار ‌ساخت.یعنی افرادی که اتفاقا درهر یک از این گونه های سینمایی به انحاء مختلف تبحر و استادی داشتند ، خود را انگار در قلعه‌ای محبوس دیدند، قلعه‌ای که هیچ در ورودی برایش تعبیه نکرده بودند. این برای سینمای ما کافی نبود. امکان داشت که مسئله این سینما را در کوتاه مدت حل کند ولی در دراز مدت قطعا آن را  با مشکل مواجه می کرد  که کرد. تصور می‌شود از همان ابتدا راه‌حل ساده‌ای وجود داشت که برای این قلعه درهای متعددی تعبیه می‌شد و البته با نظارت و حفاظت تخصصی، افراد تازه نفس را به داخل می‌پذیرفتند.

این باعث نوعی رکود در سینمای ایران  گردید و سرنوشت این سینما با سرنوشت همان اهالی قلعه مذکور گره خورد. یعنی با کنار رفتن هر یک از این افراد و تغییر مسیرشان از سینمایی خاص به نوعی دیگر از سینما و یا کناره گیریشان از کلیت سینما ( به دلائل گوناگون) ، ژانر مذکور لاجرم ضربه می‌خورد و فرد دیگری هم جانشین آن‌ها نمی‌شد . در واقع به این ترتیب ، با خلایی در سینمای ایران  مواجه می شدیم که  هیچ راه حلی برای آن متصور نبود.

صحنه ای از اخراجی ها٢

 

 

سینمای جوان و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی هم اگرچه در مسیر جذب نیروهای جوان ، گام های ارزشمندی برداشتند ولی این گام ها کمتر  به سینمای حرفه ای راهی یافت . بدنه سینمای به اصطلاح حرفه ای ما که اغلب از همان تولیدکنندگان غیر متخصص تشکیل شده و متاسفانه عنانش  در کف اختیار برخی  تهیه کنندگان غیراستاندارد قرار داشت ، بالتبع نتوانست ، نیروها و استعدادهای جوان را وارد عرصه سینمای حرفه ای ایران نماید. چرا که اولا ؛ همه مقصودش از فیلمسازی ، سودی بود که از قبل اسپانسرها و یارانه و امکانات دولتی و دیگر منابع مالی بدست می آورد . ثانیا ؛ نمی توانست  با خلاقیت ها و ابداعات نیروهای جوان کنار بیاید و نهایت افق دیدش تجارب کلیشه ای و نخ نما شده گروهی از فیلمسازان بود که طبعا دورانشان به سرآمده و ثالثا ؛ نگرشی استثمار گرایانه و بهره کشانه نسبت به نیروهای جوان داشت . گویا کارگردانان جوان  برای ساخت یک فیلم در دفتر این آقایان  باید عالم و آدم را به مجیز ایشان  فرا می خواندند  و همه فرامینشان را به گوش جان اجرا می نمودند!!

از طرف دیگر هم بعضی تهیه کنندگان وابسته به بخش دولتی سینما ، به جای استفاده از خیل استعدادهای سینمایی جوان در داخل مملکت ، از جهت ژست و افه قضیه هم که بود،  از کیسه بیت المال و  از آن سوی آب فیلمسازانی  را به جشنواره فجر کشاندند و  سیاه مشق های آماتوری و عذاب آورشان (مثل فیلم "یک روز دیگر" و "بابا عزیز") را به خورد سینمای ایران دادند تا به سبک و سیاق مدیران فوتبال کشور مثلا ادعا کنند  که ما هم از لژیونرها بهره می گیریم!! و آن وقت کارگردانان جوان و خوش ذوق داخلی علیرغم دریافت مجوز کارگردانی ، همچنان در گوشه و کنارها و در انتظار فرصت ها ماندند.

مونا احمدی در صحنه ای از فیلم کودک و فرشته

 

 

از همین رو بود  که  نسبت 60 درصدی فیلمسازان اول و دوم به دیگر کارگردانان در نهمین جشنواره فیلم فجر یعنی در سال 1369 ، به 25 در صد در سال 1382 ، 21 در صد در سال 1383 و بالاخره 12 درصد در بیست و چهارمین جشنواره فیلم فجر در سال 1384 تنزل پیدا کرد.

اما امسال در بیست و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر نوای دیگری ساز شده که حکایت از نوگرایی در مسئولین سینمایی و مدیران جشنواره فیلم فجر دارد. رقم بیسابقه  23 فیلم در بخش مسابقه فیلم های اول و دوم ، نسبت شگفت انگیزی از سینماگران تازه وارد را نسبت به دیگر فیلمسازان بخش مسابقه اصلی سینمای ایران جشنواره در برابرمان قرار می دهد. این رقم حیرت آور حکایت از یک نوگرایی قابل توجه در جشنواره فیلم فجر و بالتبع سینمای ایران دارد که به هرحال پس از 27 سال به شدت نیاز به پوست اندازی داشت.

این پویایی یک سینما و جشنواره اصلی آن به نظر می آید  که هرچند سال با سینماگران جدید و جوان ، روح خود را تازه سازد و عرصه های جدیدی را تجربه کند . خوشبختانه بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر ، چنین نوگرایی را در ورطه اهالی سینمای ایران تجربه کرد. سینماگرانی که هریک می توانند در آینده سینمای ایران جریان ساز و تاثیرگذار باشند.

نکته مهم حضور کارشناسی و مشارکتی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در کنار اغلب پروژه های سینمایی اول و دوم بود که علیرغم بعضی ضعف های آشکار در محتوای آثار ، اما به لحاظ ساختاری ، فیلم های مورد بحث را از یک حداقل استاندارد ساختاری بهره مند ساخته بود. نکته مثبتی که در اکثر آثار تازه واردهای از کانال بخش ظاهرا خصوصی سینمای ایران ، جای چندانی ندارد. براساس همه دلائل فوق ، فیلم های اول و دوم بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر ، از کیفیت و بدعت های متعددی برخوردار بودند که بالتبع کار انتخاب و گزینش را برای هیئت داوران این بخش ، بسیار دشوار می ساخت. همین دشواری بود که باعث شد تا هیئت داوران بخش نگاه نو جشنواره فیلم فجر بیست و هفتم با مساعدت معاونت محترم سینمایی و همچنین دبیر سخت کوش جشنواره ، به جز دو سیمرغ اصلی این بخش(برای بهترین فیلم و بهترین کارگردانی)  ، یک جایزه به عنوان سیمرغ بلورین جایزه ویژه هیئت داوران و 6 دیپلم افتخار در رشته های مختلف اهداء نماید تا این نوگرایی و نوپردازی قابل توجه در سینمای امروز ایران را پاس دارد. به این ترتیب برای نخستین با در تاریخ 27 ساله جشنواره فیلم فجر ، 9 جایزه در بخش آثار اول و دوم فیلمسازان اهداء گردید( در رشته های کارگردانی ، فیلمنامه نویسی ، بازیگری و فیلمبرداری )  که حکایت از اهمیت و وزن و جایگاه سینمای نوپرداز در عرصه هنر هفتم این مرز و بوم داشت.

لیلا حاتمی و بهرام رادان در صحنه ای از فیلم بی پولی

 

 

 واقعا نمی شد در کنار فیلم تکان دهنده ای همچون "دل خون" و کارگردانی پیچیده و دشوار واروژ کریم مسیحی در فیلم "تردید" از  نوگرایی سامان استرکی در "صندلی خالی" گذشت ، نگرش متفاوت مسعود نقاش زاده به دفاع مقدس در فیلم "کودک و فرشته" را نادیده گرفت ، به فیلمنامه درخشان "بی پولی" نوشته حمید نعمت الله و هادی مقدم دوست ، توجهی نکرد ، بر بازی های تاثیر گذار حامد بهداد در "دل خون" و مونا احمدی در "کودک و فرشته" چشم فرو بست و فیلمبرداری حیرت انگیز فریدون شیردل در "وقتی لیموها زرد شدند" را به قضاوت آینده واگذارد.

انصاف نبود که در برابر آن تلاش و کوشش قابل احترام و سخت و دشوار  جمع قابل توجهی از اهالی سینمای ایران در به تصویر کشیدن ابعاد دیگری از رشادت ها و حماسه های دفاع مقدس در فیلم "اخراجی ها 2" سکوت کرد.

این درحالی است که بسیاری و بسیاری از عناصر و عوامل فیلم ها و آثار سینمایی بخش "نگاه نو" بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر بودند که بدون شک شایسته و سزاوار تقدیر و تجلیل به شمار می آمدند ، اما افسوس که دست هیئت داوران بیش از آنچه کرد ، باز نبود و به هرحال محدودیت های مختلف از جمله آیین نامه جشنواره فیلم فجر مانع از پاسداشت همه سزاواران گشت. اما از همین جا به عنوان عضو کوچکی از هیئت داوران بخش "نگاه نو" و از سوی همقطاران بزرگوارم ، به تمامی دیدگاهها و تلاش های نوگرای فیلمسازان اول و دوم تبریک گفته و آرزوی افق ها و چشم انداز امید بخشی در عرصه فرهنگ و هنر و سینمای این سرزمین از درگاه خداوند متعال برایشان دارم.   

احترام و جایگاه کارگردانان قدیمی همیشه در تاریخ این سینما محفوظ است ولی خود آنها هم بارها بر این نکته اذعان داشته اند که سینمای ایران برای دستیابی به میدان استاندارد و رسیدن به ابعاد جهانی نیاز به تفکرات و اندیشه ها و خلاقیت های جوان دارد. قطعا در سالهای آینده از فیلمسازان جوانی که امسال فیلم های نخست خود را در جشنواره شرکت داده اند بسیار خواهیم شنید و در جشنواره های بعدی انتظار آثارشان را خواهیم کشید. حضور 23 فیلم و فیلمساز اول و دوم ، هوای تازه ای برای جشنواره فیلم فجر به شمار آمد که می تواند چشم انداز امیدوار کننده ای برای این جشنواره و سینمای ایران باشد.