مستغاثی دات کام

 
به بهانه فیلم انیمیشن "والس با بشیر"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ دی ۱۳۸٧
 

 

 

تروریسم علیه دمکراسی

 

 

انیمیشن "والس با بشیر" (که در جشنواره فیلم کن 2008 نیز نامزد دریافت نخل طلا بود) دومین فیلم درباره فلسطین است که به مراسم گلدن گلوب/اسکار راه پیدا می کند.(اگرچه هنوز حضورش در اسکار 2009 قطعی نشده ولی فعلا به عنوان کاندیدای دریافت گلدن گلوب بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان معرفی گردیده است) . نخستین فیلم ، " حالا بهشت" ساخته هانی ابواسد بود که در سال 2006 نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان شد.

"والس با بشیر"  ساخته آری فالمن ، یک حدیث نفس تلخ و تراژیک از خاطره ای سیاه و تکان دهنده درباره قتل عام اردوگاههای فلسطینی صبرا و شتیلاست که از زبان یک سرباز اسراییلی (خود آری فالمن) که در همان زمان شاهد جنایت فوق بوده ، روایت می شود. روایتی که در تمام این سالها در سینه اش حبس شده و اینک برون تراویده و بر نوار سلولویید جاری شده است. قتل عام  اردوگاههای صبرا و شتیلا که در فیلم "والس با بشیر" یک هلوکاست دیگر لقب می گیرد ، در زمان خویش در غوغای رسانه های غربی گم شد و خون هزاران زن و مرد و کودک فلسطینی گویی که نزد سازمان های به اصطلاح حقوق بشری ، اساسا به حساب نمی آمد ، به فراموشی تاریخ پیوست ولی امروز که دیگر انگار جنایت با موجودیت رژیم صهیونیستی عجین شده و تعجب کسی را برنمی انگیزد ، توسط سربازان خود این رژیم و این بار در کسوت فیلمساز بیان می شود.

جنایت صبرا و شتیلا توسط صهیونیست ها انجام شد ولی به نام فالانژهای لبنان ثبت گردید و اسراییل هرگز جرات نکرد که مسئولیت آن را برعهده بگیرد. آنچه که در فیلم "والس با بشیر" نیز در کادر دوربین آری فالمن قرار می گیرد ، ورای این اعلان دو پهلو نیست. فالمن به جز موضع انفعالی و بی خیالی آریل شارون در برابر خبر قتل عام اردوگاههای فلسطینی ، تصویر دیگری از پشت پرده این جنایت تاریخی نشان نمی دهد و تنها ناراحتی آری فالمن و راوی "والس با بشیر" در این است که چرا دربرابر جنایت فالانژیست ها ، سکوت کرده و فقط به نظاره نشستند. فالمن از حضور مستقیم صهیونیست ها در پشت صحنه قتل عام فوق ،  نمایی ارائه نکرده و آن را در ابهام محض قرار می دهد ، در حالی که امروزه بسیاری از اسناد و مدارک موجود حکایت از طرح و نقشه مستقیم صهیونیست ها برای حمله به اردوگاههای فلسطینی صبرا و شتیلا دارد.

"والس با بشیر" از دیگر آثاری است که در شرایط و موقعیت کنونی رژیم صهیونیستی که کوس رسوایی اش بر سر هر کوی و برزن به صدا درآمده ، سعی در پنهان نمودن نقش بلاتردید آن در جنایات تاریخی همچون قتل عام صبرا و شتیلا دارد و شاید از همین رو هم برای جوایز گلدن گلوب و اسکار کاندیدا شده و یا می شود.

در این روزهایی که نسل کشی صهیونیست ها در نوار غزه ، بار دیگر سبوعیت و ددمنشی این فرقه شیطانی و حاکم بر قدرت های جهانی نمایان گردانده است ، آثاری همچون "والس با بشیر" که در تلاش است تا در مقابل ماهیت ضد بشری صهیونیسم ، علامت سوال قرار دهد ، می تواند برای نهادها و موسسات وابسته همچون گلدن گلوب و اسکار ، یک نقطه گریز از مسئولیت نمایش واقعیات باشد. نقطه گریزی که ادعای عمل به تکلیف رسانه ای را نیز پوشش می دهد. اما ...

 

انگار این صهیونیست ها نبوده و نیستند که  در طول حدود 60 سال از زمان تاسیس دولت اسراییل (که با اشغال زمین های اعراب و بیرون راندن آنها همراه بود) جنایات بی حسابی را در حق ملت فلسطین مرتکب شده و می شوند.

نسل امروز باید بداند که  بسیاری از دانشمندان و نویسندگان معروف یهودی با نفرت و انزجار فجایع سازمان های تروریستی یهود در جریان تشکیل دولت اسراییل را اعلام کردند. آلبرت اینشتین ، دانشمند بزرگ یهودی ، وجود دولت صهیونیستی را شرم آور و نفرت انگیز خوانده و در کتابی در اواخر عمرش تحت عنوان "سالهای آخر زندگیم" نوشت :

"...من توافق با اعراب براساس زندگی مسالمت آمیز را به ایجاد یک کشور یهودی ترجیح می دهم. ملاحظات عملی به کنار ، آنچه من از ماهیت اصلی یهودیت می دانم ، با ایده یک کشور یهودی با مرزهای مشخص ، ارتش و قدرت دنیوی و فانی نمی خواند..."

دانشمند دیگر یهودی "مارتین بوبر" هم اعمال صهیونیست ها را در فلسطین با نازی ها مقایسه کرده و گفت که رهبران صهیونیست ، اعمال هیتلر را سرمشق خود قرار داده اند! او ضمن شرح آوارگی صدها هزار عرب فلسطینی نوشت :

"...مسئولیت ما در قبال پناهندگان بیچاره عرب که شهرهایشان را اشغال کرده ایم و یهودیان سرزمین های دیگر را در آنها اسکان داده ایم ، بسیار عظیم است..اعرابی که خانه هایشان را به ارث برده ایم . برزمین هایشان کشت و زرع می کنیم ، میوه های باغها و تاکستان ها یشان را جمع آوری می کنیم و در شهرهایی که از آنها غصب کرده ایم مدرسه و نماز خانه و مراکز خیریه ساختهایم و مدام لاف از این می زنیم که ما مردم کتاب مقدس و "روشنایی ملت ها" هستیم!"

شاید نسل امروز اطلاع نداشته باشد  و غوغای رسانه ها هم مجال یافتن حقیقت را به او ندهد اما این نسل باید بداند که چگونه دولت اسراییل با توطئه انگلیس و با استفاده از تشکیلات نظامی صهیونیست ها که طی 3 سال بعد از جنگ دوم جهانی (1945 تا 1948) قدرت گرفته بود ، هنگامی که با طرح قبلی ،  ناگهان نیروهای انگلیسی سرزمین فلسطین را ترک کردند ، تشکیل شد. این نسل باید بداند که طی آن سالها سازمان های تروریستی صهیونیست ها از جمله سازمانی به نام ایرگون به رهبری مناخیم بگین قدرت یافته و عملیات تروریستی وسیعی را علیه اعراب انجام دادند تا آنها را از سرزمین های خود برانند. ایرگون خود اعتراف کرده که طی سالهای 1945 تا 1948 (سال تشکیل دولت فلسطین) بیش از 200 فقره عملیات تروریستی انجام داده که فقط در یکی از آنها ، انفجار هتل کینگ دیوید در بیت المقدس بیش از 100 نفر کشته شدند. نسل جدید باید بداند که همین سازمان ایرگون کمتر از یکماه قبل از تشکیل دولت اسراییل در وحشیانه ترین عملیات خود در آوریل 1948 سکنه روستای دیریاسین در نزدیکی بیت المقدس را قتل عام کرد. در این فاجعه که مناخیم بگین در خاطراتش با غرور و افتخار از آن یاد می کند،  254 زن و مرد و کودک عرب کشته شدند که از آن جمله 137 زن و بین آنها 25 زن حامله بودند. همین مناخیم بگین است که در سال 1979 ، جایزه صلح نوبل را از آکادمی سلطنتی سوئد دریافت می کند!!

نسل امروز باید بداند که از زمان تشکیل دولت اسراییل ، بارها و بارها نیروهای نظامی این کشور ساکنان آواره اردوگاههای فلسطینی را قتل عام کردند ، از فاجعه کشتار روستای کفرقاسم (که 56 روستایی بی خبر از اعلام حکومت نظامی را هنگام بازگشت از سرکار اعدام کردند) تا کشتار پناهندگان اردوگاه تل زعتر در اوت 1976 که پس از 52 روز محاصره و قطع آب و برق ، همه اردوگاه را به خاک و خون کشیدند تا فجایع اردوگاههای صبرا و شتیلا (که گوشه ای ناچیز از آن در انیمیشن "والس با بشیر" به تصویر کشیده می شود) و...و تا همین جنگ 33 روزه  که پناهگاه زنان و کودکان در روستای "قانا" لبنان را با خاک یکسان کرد. این نسل باید بداند که  نزدیک به 20 سال پس از شکل گیری دولت اسراییل و جنایات بیشمارش ،  در سال 1965 برای نخستین بار مقاومت فلسطین شکل گرفت و پیش از آن در واقع در طول 17 سال رژیم صهیونیستی هرآنچه که خواست بدون کمترین مقاومت به سر فلسطینیان آورد. نسل جدید باید بداند که برخلاف تبلیغات جهانی ، ورود و جنگ اسراییل در لبنان برای نخستین بار به طور رسمی در سال 1975 (یعنی 4 سال پیش از انقلاب اسلامی) انجام شد و ارتش رژیم صهیونیستی به بهانه پناهندگی فلسطینیان در لبنان ، جنوب و شمال و مرکز این کشور از جمله بیروت را به خاک و خون کشانید و مزدوران خود را تحت عنوان فالانژیست (یک نیروی شبه نظامی نامشخص) بر بخش های وسیعی از این کشور حاکم ساخت تا در غیاب سربازان اسراییل ، مردم لبنان از جنایات آنها بی بهره نباشند. در آن روز هیچ کشور غربی یا سازمان ملل به حضور این نیروهای مزدور اعتراض نکرده و خواستار خلع سلاح آنها نشدند. و فالانزیست ها تا آنجا که می توانستند کشتند و اسیر گرفتند و در مقابل حقوق مردم ایستادند و جای پای صهیونیست ها را مستحکم ساختند ،  از جمله گروگان گرفتن 4 دیپلمات ایرانی در سال 1361 که هنوز از سرنوشت آنها خبری در دست نیست. آنوقت در رسانه هایشان تبلیغ می کنند که ایران چه تضاد منافعی با اسراییل دارد؟!! چه راحت بر همکاری های اسراییل با رژیم شاه سرپوش می گذارند که با تجهیز و آموزش خشن ترین رفتارها و شکنجه ها به مامورین ساواک و پلیس شاه ، هزاران نفر از پاکبازترین مبارزین ایرانی را به مسلخ بردند. که با تمام توان برای قتل و  غارت افزونتر سرزمین ایران ، رژیم شاه را حمایت کرد. که همواره در کنار دشمنان ملت ایران و علیه این مردم ایستاد. شاید اکنون در غوغای دمکراسی خواهی شیطان بزرگ یعنی آمریکا همه آن واقعیات رنگ باخته باشد ولی زمانی که فضای خبر رسانی  اینقدر مه گرفته و آلوده نبود، هیچ مبارز و انقلابی و انسان آزاده و آزادیخواهی در جهان وجود نداشت  که رژیم اسراییل را به دلیل سوابق و کارنامه سیاهش ، دشمن خود نپندارد و در کنار مبارزان فلسطینی قرار نگیرد. 

نسل امروز باید بداند که در حالی آمریکا و اسراییل و سایر کشورهای غربی بر اجرای قطعنامه 1559 شورای امنیت سازمان ملل جهت  خلع سلاح حزب الله تاکید دارند که کشور اسراییل از سال 1967 تا امروز بیش از 1000 قطعنامه این سازمان را نادیده گرفته (از جمله قطعنانه 242 و عقب نشینی از سرزمین های اشغالی) و آمریکا با نفوذش مانع از صدور صدها قطعنامه دیگر علیه اسراییل شده است!!!

در واقع آنچه امروز در نوار غزه اتفاق می افتد، تهاجم تروریسم دولتی اسراییل (که حتی در فیلمی همچون "مونیخ" استیون اسپیلبرگ به خوبی نمایان است!) و حامیان آمریکایی و اروپایی اش علیه دمکراسی مردم غزه است که در انتخاباتی آزاد و زیر نظر سازمان ملل ، "حماس" را انتخاب کردند. آنچه امروز در غزه روی می دهد ، پایمال کردن تمامی ادعاهای حقوق بشری و دمکراسی خواهی غرب صهیونیستی توسط خود همین حضرات است و نشانگر آنکه آنچنان از جنبش جهانی اسلام ، جانشان به لب رسیده که دیگر همه شعر و شعارهایشان را بی واسطه و بدون هرگونه پوشش و رنگ و لعاب ، زیر پا له می کنند. امروز دیگر حتی بنگاههای دروغ پراکنی شان مانند CNN و BBC و ...نمی توانند جنایت صهونیست ها را نادیده بگیرند و اگرچه با مسامحه و آغشته به شبه افکنی ولی ناگزیر و پی درپی تصاویر نسل کشی در غزه را نمایش می دهند.

امروز همه کشورهای اسلامی و سازمان های حقوق بشری و موسسات بین المللی خاموش و در سکوتی مرگبار ، نظاره گر  هلوکاست مسلمانان غزه توسط صهیونیست ها هستند تا نه خاک و خون غلتیدن مردم آن نوار باریک سرزمین فلسطین بلکه قتل عام همه شعارها و حیثیت و موجودیت حقوقی خویش را شاهد باشند . که از این پس ، سخن از دمکراسی و حقوق بشر در سرتاسر این کره خاکی تنها مضحکه خود و لقلقه زبان است . همین!

در آستانه سال نو میلادی و آغاز حاکمیت رییس جمهوری جدید آمریکا ، چشمان جهانیان بر این هدیه مسیحیت صهیونیستی به مردم غزه روشن!!