مستغاثی دات کام

 
نگاهی به فیلم "دعوت"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۸٧
 

 

بچه هایی که در انتظارشان نیستند!

 

 

 

در فیلم "فرزندان بشر" ساخته آلفونسو کوارون ، سالها بر جامعه بشری گذشته  که هیچ نوزادی به دنیا نیامده و اساسا بشر توانایی بارداری خویش را از دست داده است. جهان دارای آشفتگی غریبی است و همه در حال قتل و غارت یکدیگر هستند ، انگار که خداوند تمامی لطف و رحمتش را از انسان دریغ داشته است. مصداق همان گفته مشهور رابیندرانات تاگور ، شاعر مشهور هندی که هرگاه نوزادی به دنیا می آید ، در می یابیم خداوند هنوز لطفش را از بشر دریغ نداشته و به وی امیدوار است.

شاید از همین روست در آن فیلم ، پس از آنکه یکی از همین افراد بشر ، ناگهان در آستانه زایمان قرار می گیرد ، گویا که معجزه ای رخ داده و گروهی مامور می شوند تا برای امنیت تولد بچه ، از مادر به شدت مراقبت کنند.

اما در فیلم "دعوت" ، تازه ترین ساخته ابراهیم حاتمی کیا ، قضیه برعکس است. تعدادی از آدم ها در حالی که اصلا منتظر نوزادی در جمع خویش نیستند و اساسا براین باورند که آمادگی پذیرش چنین امری را ندارند ، درمی یابند به زودی صاحب بچه خواهند شد.

شاید بنا به همان مفهوم گفته تاگور که پروردگار تا حد قابل توجهی به این جماعت ، عنایت دارد.(برعکس آنچه در فیلم کوارون تصویر شده بود.) حداقل در دو صحنه فیلم "دعوت" (از اپیزودهای "قصه سیده خانم" و "قصه بهار") بچه های درراه را هدیه های خداوند می نامند.

 با نگاهی به تک تک اپیزودهای فیلم "دعوت" متوجه می شویم که سخن تاگور ، به همین قوت  می تواند در سراسر اثر اخیر حاتمی کیا نیز مصداق داشته باشد.

 5 اپیزود یا قصه جداگانه با یک به اصطلاح پرولوگ یا پیش درآمد و مقدمه به یکدیگر پیوند خورده و خط اتصالشان ، همان موضوع مقدمه فیلم است که در یک آزمایشگاه اتفاق می افتد و قرار می شود ، پیش از تعطیلی چند روزه آزمایشگاه مربوطه ، جواب آزمایش چند تست بارداری را به اطلاع صاحبان آنها برسانند و همین اعلام نتایج است که قصه ها و اپیزودهای مختلف "دعوت" را بوجود می آورد.

در اپیزود اول که "قصه شیدا" نام دارد ، شیدا صوفی (با بازی مهناز افشار) یک بازیگر مشهور سینما ، نتیجه مثبت آزمایش خود را دریافت می نماید در حالی که سرصحنه فیلمبرداری مشغول بازی در یک سکانس دشوار زیر آب است. بارداری شیدا قطعا می تواند به موقعیت شغلی وی در فیلمی که بازی می کند ، لطمه وارد آورده و حتی موجب خط خوردنش از فیلم مذکور شود. از همین رو وی به هیچوجه انتظار و امادگی بچه دار شدن را ندارد. این درحالی است که همسر وی ، علی ( بابازی سیامک انصاری) به شدت علاقه مند پدر شدن بوده و ابراز می دارد که برای محقق شدن این آرزو حاضر است هر تاوانی را متقبل گردد. او حتی در مقابل خواهش و تمنای همسر خود جهت سقط جنین مقاومت کرده و می خواهد که وی به هرقیمتی شده جنین را نگه دارد. شاید به دلیل همین علاقه و ثبات است که خداوند فرزندی به آنها عطا می نماید.

در "قصه خورشید " ، این "سودابه"(با ایفای نقش سحر جعفری جوزانی) یک زن شهرستانی است که به همراه شوهرش ، زینال(با بازی محمد رضا فروتن) به کار تخلیه و بازکردن چاه مشغول هستند ، مخالف بارداری خود در یک شهر غریب است ، در حالی که همسرش چندان به این امر بی میل نشان نمی دهد. آنها هم برای سقط جنین به سراغ همان پزشکی می روند( با ایفای نقش آناهیتا نعمتی)  که شیدا در قصه قبلی رفت  و برای ملاحظه وضعیت جنین خود نیز در مطب دکتری به نام افسانه حضور پیدا می کنند و تقریبا همه زنان باردار قصه های مختلف "دعوت" در این دو مکان مشترک دیده می شوند.

 اما اگر در "قصه شیدا" ، شوهر وی یعنی علی ، مانع سقط گردیده بود ، در "قصه خورشید خانم" ، زن مرموزی به نام خورشید ( با ایفای نقش ثریا قاسمی) است که سودابه و زینال را به خانه خود می کشاند تا (به سبک فیلم "جونو") با خرید بچه آنها ، وی را از خطر سقط نجات دهد. خریدی که بهانه ای بیش برای زنده ماندن بچه نیست. به نظر می آید که خورشید خانم برای جبران گناهی در گذشته ، اقدام به نجات بچه های در آستانه سقط می نماید . گناهی که شاید در حق بچه هایی دیگر روا داشته . بچه هایی که زندگی شان به ورطه ای فاجعه بارتر از سقط در زمان جنینی کشانده شد. شاید از سر همین پشیمانی و توبه و قصد جبران باشد که خداوند برای نجات بچه سودابه و زینال لطف بی پایان خودش در واقع در حق خورشید خانم جاری ساخته تا فرصت دیگری برای جبران گناهانش داشته باشد.

قصه سوم ، "قصه سیده خانم" نسخه آبرومندانه تری از فیلم "بله برون" است. خانم مسنی که دارای 4 دختر در سنین مختلف بوده (از جمله یکی از آنها در آستانه زایمان است و دیگری در حال ازدواج کردن) خبر بارداری اش را می شنود در حالی که چنین امری را موجب آبروریزی و از بین رفتن حیثیتش در میان خویشاوندان و همسایگان می داند. اما در اینجا نیز پدر خانواده یعنی آقا مهدی ( بابازی رضا بابک) مخالف این امر بوده و بچه در راه را هدیه و علامت خداوند برای خود می داند. او با شدت به همسرو دخترانش تشر می زند که به چه جراتی این هدیه الهی را مایه آبروریزی به حساب می آورند. قطعا همین ایمان و اعتقاد می تواند دلیل عنایت خداوند به خانواده آقا مهدی باشد که به همراه همسر خویش به تازگی از زیارت کربلا بازگشته است.

در قصه چهارم به قول معروف خیاط در کوزه می افتد و دکتر افسانه( با ایفای نقش کتایون ریاحی)  که در اپیزودهای قبلی به معاینه زنان باردار می پرداخت ، خود خبر بارداری اش را می شنود. بارداری که معمولی نبوده و به طریق لقاح مصنوعی صورت گرفته است. در اینجا اگرچه هر دو نفر زوجین یعنی دکتر افسانه و شوهرش مهندس کاوه (مجید مشیری) در آرزوی بچه دار شدن هستند اما ماجرای لقاح مصنوعی و زنی که در این میان واسط انتقال تخمک به دکتر افسانه است به رابطه نامشروع وی با مهندس کاوه کشیده می شود اما آرزوی افسانه برای بچه دار شدن و تصمیم انسانی اش برای خوشحال کردن همسرش (آنچنان که به گفته خودش پدران بسیاری را با دادن خبر بارداری همسرشان خوشحال کرده بوده ) باعث جاری شدن عنایت خداوند شده و او را هم از اتاق سقط جنین سلامت به درمی برد.

قصه پنجم وجه دیگری از بارداری های ناخواسته را به تصویر می کشد . بارداری برای یک زوج صیغه ای که طرف زن نیز اساسا دچار نازایی بوده است. در "قصه بهار" ، بهار سماوات ( با ایفای نقش مریلا زارعی) منشی موسسه ای تحقیقاتی در زمینه ژنتیک ، همسر صیغه ای رییس شرکت (بابازی فرهاد قائمیان) شده و علیرغم اینکه نازاست و به همین دلیل توسط شوهر سابقش طلاق داده شده و باز به همین دلیل هم به عقد موقت جناب رییس درآمده اما ناگهان با جواب مثبت آزمایش بارداری اش ، آرزویی را که سالها برایش می سوخت یعنی مادرشدن را محقق می بیند. او پس از شنیدن خبر باداری خدا را شکر می کند که نعمت مادری را به وی عطا نمود و از این تناقض می نالد که زمانی به خاطر نقیصه نازایی از شوهرش جدا شد و حالا به خاطر برطرف شدن آن نقیصه ، زندگی مشترک موقتش درآستانه خطر فروپاشی قرار گرفته است!

در میان 5 اپیزود فیلم "دعوت" ، بهار در قصه پنجم حماسی ترین تلاش را برای حفظ جنینش به خرج می دهد. او در واقع برای گریز از سقط جنین ، خود را به آب و آتش می زند ، در میان برف و یخ و از بین کوه و دره می گریزد ، خودش را به میان خیابان پرتاب می کند و هرنوع خطری را به جان می خرد تا وظیفه مادری اش رابه جا آورد .چراکه آن را ودیعه الهی می داند.

به نظر می آید پس از سیری در ماجراهای دفاع مقدس و اثری درخشان برای برخورد با مقوله مرگ(در سریال حلقه سبز) اینک حاتمی کیا موضوع انسانی دیگری را مورد دقت قرار می دهد که محل مناقشات بسیاری را در ارتباطات انسانی داشته و دارد. مناقشاتی که به کررات در عالم سینما هم مطرح شده اند. از جمله در فیلم "توت فرنگی های وحشی"(اینگمار برگمان) پسر پروفسوری بازنشسته به نام آیزاک بورگ ( با بازی ویکتور دیوید شوستروم) در مقابل همسرش (ماریان) برای بچه دار شدن می ایستد و معتقد است به دنیا آوردن فرزندی در این دنیای نامتعادل و نامساعد ، جنایتی در حق اوست. اما در نهایت ، پروفسور بورگ وی را برای تفاهم با همسرش متقاعد می سازد.

بارداری شیطانی میافارو در فیلم "بچه رزماری"(رومن پولانسکی) وجه دیگری از این مقوله الهی نشان داده می شود که در قاب دوربین آنان که چندان با باورهای الهی سازگار نیستند و از سینما مقاصدی به جز اهداف انسانی و اخلاقی را جستجو می کنند ، به موضوعی هولناک بدل می شود.

عروس فیلم "بیل را بکش" کویینتین تارانتینو نیز پس از باردار شدن و برای به وجود آوردن محیطی امن جهت تولد و رشد بچه اش ، اقدام به کناره گیری از گروه گنگستری اش و سپس کشتن تک تک هم گروهی هایش  از جمله خود بیل می کند.

در فیلم "جونو" (جیسن رایتمن) که سال گذشته نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم بود و اسکار بهترین فیلمنامه اریژینال را از آن خود کرد و همچنین " Knocked Up" ساخته جود اپاتو  به مقوله بارداری ناخواسته به عنوان معضل جدی روابط نامشروع در میان جوانان و نوجوانان جامعه غرب نگریسته می شود.   

در سینمای خودمان در فیلم "شاید وقتی دیگر" (بهرام بیضایی) کیان که در زمان کودکی از خواهر دوقلویش ویدا جدا افتاده ، از بچه ای صحبت می کند که از راه دوری می آید و کسی منتظرش نیست. او اینگونه خبر بارداری خود را به همسرش می دهد. چراکه عکس العمل او را در مقابل چنین خبری چندان خوشایند و مطلوب نمی بیند. همچنانکه در فیلم  "یک بار برای همیشه" (سیروس الوند) بارداری زن ، مانعی برای مهاجرت او همراه شوهرش به خارج از کشور و ژاپن است که کوشش نافرجام مرد را برای سقط جنین به همراه دارد و بالاخره نمونه اخیرترش فیلم "میم مثل مادر" مرحوم رسول ملاقلی پور بود که مرد پس از اطلاع از ناقص بودن جنین همسرش ، سعی در سقط جنین می کند و هنگامی که موفق نمی شود ، زن را ترک می کند.

اما نگاه حاتمی کیا به موضوع بارداری و زایمان (همچنانکه گفته شد) از زاویه هدیه الهی و بنا به همان نقل قول از تاگور ، لطف خداوند نسبت به انسان هاست. اینکه برای به وجود آوردن و ورود یک انسان دیگر  به این جهان ، من و تو و ما تصمیم گیرنده نیستیم  و گرنه چطور ممکن بود که سرنوشت انسانها ، از آدم تا خاتم یعنی تولد آن همه انبیاء و اولیاء و صالحان و دانشمندان و فرهیختگان و ...به تصمیم انسان هایی امثال ما باشد در حالی که براین باوریم که سرنوشت همه ما آدمیان و همچنین سایر مخلوقات خداوندی در دفتر الهی از ازل ثبت شده و تعیین گردیده است. به این مفهوم که به خصوص در این حیطه خاص ، قضیه از مقوله پیچیده جبر و اختیار فراتر رفته و ما آدمیان جز واسط اجرای امر الهی نبوده و نیستیم. اگرچه شایستگی ها و ظرفیت ها می تواند ملاک و معیار عنایت خداوند باشد اما همچنان اوست که پرورش می دهد و هدایت می کند همچنانکه حضرت موسی (ع) را در دربار فرعون پرورد و حضرت یوسف را دور از پدر و در قصر عزیز مصر و همچنین حضرت ابراهیم خلیل الله را در کنار عمویی بت تراش و بت پرست.

از همین روست که بسیار در پیرامون خود دیده و نظاره کرده ایم که چه بسیار آدم ها علیرغم درمان های متعدد ، به افتخار پدر و مادر شدن نائل نشده اند و چه بسیار انسان های که برخلاف میل یا انتظارشان بچه دار شده اند.همچنان که در فیلم "دعوت" هم شاهدیم دکتر افسانه (که خود پزشک زنان و زایمان است) از نعمت بارداری محروم بوده و از طریق لقاح مصنوعی و با عنایت الهی ، باردار می شود و یا بهار سماوات نازا برخلاف انتظار خود و همسر موقتش و علیرغم همه معاینات پزشکی ، باردار می شود و جنین او با وجود تمامی صدمات جسمی و روحی که متحمل می گردد ، سالم می ماند. او در استخاره اش به قرآن با سوره مبارکه مریم (س) مواجه می شود و آیه هایی که درباره بارداری همسر زکریا پس از سالها نازایی و همچنین در سنین کهولت او سخن گفته اند و از این طریق به خواست و اراده الهی آگاه شده که باعث می گردد تا پای جان از بچه اش مراقبت و محافظت نماید.

حاتمی کیا همه موقعیت های خطیر بشر امروز را در مقابل ودیعه بچه دار شدن ، ناچیز و حقیر نشان می دهد ، چه سوپر استاری شیدا صوفی در "قصه شیدا" ، چه آبرو و عزت و حیثیت ظاهری زوج مسن و معتقدی مانند سیده خانم و آقا مهدی در "قصه سیده خانم" و چه آبرو و حیثیت جناب مدیر مسئول در "قصه بهار" . و از قضا تمامی موقعیت های فوق را در دشوارترین شرایط خود نشان می دهد.

شیدا صوفی به عنوان یک سوپر استار به هیچوجه از بدل استفاده نمی کند و در اسب سواری و اسکی روی برف و غرق شدن در استخر ، خود با همان وضعیت بارداری جلوی دوربین قرار می گیرد. سیده خانم نیز در حالی به مسئله باردار شدن خویش پی می برد که از یک سو در حال شوهر دادن یکی از دخترانش است و از دیگر سو معضل زایمان دختر دیگرش را در مقابل دارد ، در حالی که یکی دیگر از دخترانش هم دانشجوی پزشکی است و به حمایت و پشتیبانی وی سخت نیازمند است. این موقعیت دشوار و خطیر برای آقای مدیر "قصه بهار" هم به شدت وجود دارد.اما آنچه بیش ازتمامی این وضعیت های بشری مهم به نظر می رسد ، همانا اراده الهی مبنی بر ورود انسانی دیگر به دنیای فانی است اگرچه دیگران چندان در انتظارش نباشند.