مستغاثی دات کام

 
نگاهی به فیلم "مجموعه دروغ ها"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٧
 

 

Body of Lies

 

همان داستان همیشگی...

 

 

شاید پیش از اینکه فیلم "مجموعه دروغ ها" را ببینیم،یک تماشگر پی گیر سینما می توانست حدس بزند که اگر کسی همچون ریدلی اسکات آن هم با فیلمنامه ای از ویلیام ماناهان بخواهد فیلمی به سبک و سیاق روز هالیوود درباره به اصطلاح جنگ آمریکا علیه تروریسم بسازد ، چه اثری از آب خواهد درآورد. چراکه پیش از این فیلم های پروپاگاندای آقای اسکات در حمایت از سیاست های جنگ طلبانه و امپریالیستی آمریکا و غرب به خوبی می توانست روشنگر حدس و گمان ها باشد. ( فیلم هایی مانند :"سقوط بلک هاوک" یا "1492:فتح بهشت" ویا "جی آی جین" و بالاخره اثر تاریخی اش یعنی "قلمرو بهشت " که همه دق و دلی های غرب صلیبی از مسلمان ها را پس از قرن ها در سینما خالی کرد) بعید هم بود که  محافظه کاری همچون ریدلی اسکات همانند الیور استون همه ساخته های قبلی اش را ندید گرفته و طرحی نو در اندازد.(همچنانکه استون دمکرات و ضد جنگ فیلم های "جوخه" و "متولد چهارم جولای" و "آسمان و زمین" به یک جنگ طلب کنسرواتیو در "اسکندر" و "مرکز تجارت جهانی " بدل گردید.)

به هر حال با دیدن "مجموعه دروغ ها " حدس ها درست از کار درآمد و فیلم مذکور در یک عبارت به جز اثری دیگر در پروپاگاندای میلیتاریسم و ژاندارمی آمریکا در دنیا و وهن اسلام و سیاه نمایاندن چهره مسلمانان نیست(که ظاهرا آنان رادرقالب طالبان والقائده نشان می دهد ولی در اصل آیات قرآن و کلام خداوند در این کتاب آسمانی را زیر سوال برده و همان تئوری استعماری و کهنه که اسلام به حز این خشونت ها و عقب ماندگی ها نیست را مجددا علم می کند!). از این لحاظ هم فیلم اسکات اثر تازه ای به نظر نمی رسد و تقریبا به صورت کپی برابر اصل فیلم سال گذشته پیتر برگ (از خاندان فیلیپ برگ کابالیست) یعنی فیلم "قلمرو" (The Kingdom)که همین مایه را پرداخت کرده بود ، جلوه می نماید.

اینکه تجاوز آمریکا به دیگر کشورها مشروعیت داشته و جاسوسان و ماموران عملیاتی سازمان سیا مختارند که تا گوشه گوشه کشورهای دیگر را سرک بکشند! با دوربین های ماهواره ای تا درون کوچه و بازار شهرهای دیگران را بکاوند !! در هر نقطه ای که بخواهند عملیات انجام دهند و آدم بکشند !! چراکه عده ای عرب و مسلمان تروریست می خواهند دنیا را ناامن ساخته( برای سلطه طلبان؟!) و آمریکا به عنوان ژاندارم جهان وظیفه دارد ، نظم را برقرار سازد !!! و در این راه زندان های مخفی بسازد ، گروههای تروریستی درست کند ، به انفجار اماکن عمومی دست بزندو ... !!!!

در فیلم "مجموعه دروغ ها" ، "راجر فریس"( بابازی لئوناردو دی کاپریو) یک مامور سازمان CIA است که در عراق ،  به اصطلاح تروریست شکار کرده و در عملیات مختلف با بی باکی و تهور همه را قلع و قمع می نماید ( به قولی می توان مجموعه ای از تیپ جیمزباند به علاوه جیسن بورن را در وجود او دید!). کشف محل اختفای سرکرده تروریست ها که هویتش به دنبال یک سری انفجار پی در پی در اروپا توسط CIA روشن گردیده( به نام "السلام" که از قضا یک بازیگر اسراییلی به نام "آلون ابوتبول" نقشش را بازی کرده)از طریق یک مسئول سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا که "اد هافمن" ( با ایفای نقش راسل کرو) نام دارد به راجر فریس انتقال پیدا می کند و او که توانسته طی این سالها نقاط نفوذی در میان اعراب پیدا کند ( و حتی به زبان عربی هم تکلم می کند) داوطلب اجرای این عملیات می شود. وی از طریق همکاری با مسئول امنیتی و اطلاعاتی اردن به نام "هانی سلام" کارش را در عمان ، پایتخت اردن شروع کرده و با  بوجود آوردن یک گروه تروریستی کاذب به اسم یک آرشیتکت فلسطینی به نام "عمر صدیقی" ( که شصتش هم از ماجرا خبر ندارد) و انجام انفجاری در ترکیه وی را در دام تروریست های مورد نظر می اندازد. اما اد هافمن ، دو طرفه بازی کرده و راسا با هانی وارد معامله شده که حتی به قیمت قربانی کردن راجر فریس ، "السلام" را به چنگ آورد.

ریدلی اسکات و ویلیام ماناهان علنا در فیلم "مجموعه دروغ ها" ، غرب و اسلام را در مقابل هم قرار داده و هرآنچه نکات مثبت بوده به خود نسبت داده و برعکس آن را متوجه اسلام و مسلمانان نموده اند. گویی فیلم "قلمرو بهشت" تکرار شده ، با این تفاوت که ماجراهای آن از قرون وسطی به قرن بیست و یکم کشیده شده است. گویی غرب و اعوان و انصارش هنوز داغدار جنگ های صلیبی هستند ، آنچنان که وقتی هم ژنرال آلنبی (فرمانده نیروهای انگلیسی) در اواخر جنگ اول جهانی ، فلسطین را از عثمانی گرفت و وارد این سرزمین شد ، بالای گور "صلاح الدین ایوبی" شمشیرش را برزمین کوبید و فریاد زد که اینک جنگ های صلیبی پایان یافت!!

در فیلم "مجموعه دروغ ها"شاهدیم که چگونه در عراق ، از در و دیوارش ، نیروهای آمریکایی را موشک باران  کرده و قتل عام می کنند ( برخلاف آنچه نشریه معتبر "لنست" مهمترین ارگان مطبوعاتی جامعه پزشکی انگلیس در اکتبر 2006 براساس اسناد و مدارک مستند به چاپ رسانید که به طور متوسط هر روز حدود 300 عراقی توسط نیروهای گشتی آمریکایی در عراق به قتل می رسند! که براساس همین محاسبه خوان کول،‌ مطرح‌ترین محقق آمریکایی خاورمیانه، این موضوع را در اظهار نظری بسیار روشن خلاصه کرد: «ماجراجویی‌های مصیبت‌بار آمریکا در عراق [ظرف مدتی بیش از سه سال] باعث کشته شدن آن عده غیرنظامی شده است که صدام در ظرف ۲۵ سال نتوانسته بود مرتکب این همه قتل شود")

در فیلم "مجموعه دروغ ها" اعراب و مسلمانان مسئول کشتار مردم و انفجار بمب ها معرفی می گردند! در صحنه ای بسیار شعاری و  مضحک ، راجر فریس که در دست به اصطلاح تروریست های مسلمان اسیر شده(در سوریه یا اردن؟ چون وی را از مرز اردن به داخل سوریه می برند ولی در نهایت هانی سلام یعنی همان مسئول امنیتی اردنی به دادش می رسد!!) رهبر آنان یعنی همان "السلام" را نصیحت می کند که چرا به خشونت متوسل می شوند و آدم های بی گناه را می کشند و خودشان را با عملیات انتحاری به کشتن می دهند . در اینجا ماناهان و اسکات آیه ای از قرآن مجید را بر زبان "السلام" می گذارند و تا او  با ادامه قرائت همین آیات به همراه سایر افرادش به شکنجه فریس بپردازند ( آنها که با ادعای حقوق بشر و خدشه دار شدن احساسات 15 میلیون یهودی،انکار هلوکاست را مستوجب عقوبت می دانند ، چگونه توهین به آیات کلام الله مجید را پایمال کردن احساسات 5/1 میلیارد مسلمان به شمار نمی آورند!!)تا اینکه ماموران هانی از راه رسیده و ضمن دستگیری السلام ، راجر فریس را نیز در آستانه مرگ ، نجات می دهند. (در این صحنه رهبر القائده شکل و شمایل یک روحانی شیعی را دارد ! امروز حتی آمریکای هایی همچون گری سیک و نوآم چامسکی این استدلال احمقانه بوش و دار و دسته اش را بارها به تمسخر گرفته اند که چگونه ایران را متهم به حمایت از القائده و طالبان می کنند در حالی که امثال القائده و طالبان دشمن خونی شیعیان هستند ولی عربستان که اساسا محل پیدایش و کانون پشتیبانی بی چون و چرا از این گروههای تروریستی بوده ، رابطه بسیار نزدیکی با حاکمان آمریکا به خصوص خاندان جرج بوش دارد!!! این در حالی است که دیری است اسناد بوجود آوردن و حمایت و تقویت گروههای تروریستی همچون القائده و طالبان توسط دولت ایالات متحده و انگلیس افشاء شده است. نمونه اش رسوایی سناتور چارلی ویلسن است که سال گذشته فیلمی هم توسط مایک نیکولز به نام "جنگ چارلی ویلسن"درباره اش ساخته شد!)

اگرچه در فیلم "مجموعه دروغ ها" همه به هم دروغ می گویند ، از اد هافمن گرفته تا هانی و حتی خود راجر فریس اما به نظر، بزرگترین دروغ را در این مجموعه خود ریدلی اسکات و ویلیام ماناهان گفته اند.

نصیحت یک مامور سازمان CIA ( سازمانی که به شواهد مدارک و اسنادی که از سوی خودشان هم انتشار یافته ، یک تاریخ جنایت و مداخله در کشورهای دیگر و قساوت و قتل و غارت را در کارنامه خود به ثبت رسانده اند) برای دست برداشتن دیگران از کشتار و قتل بی گناهان ، آنقدر آبکی و نخ نماست که حتی سر و صدای تماشاگرانی که در سایت معتبر IMDB نظرات خود را ابراز داشته اند هم درآورده است.

جالب است که در همین فیلم "مجموعه دروغ ها" ماموران سازمان CIA با دوربین های ماهواره ای از آن سوی دنیا به شکار آدم ها در این طرف دنیا می پردازند ، برای دستیابی به اهداف خود حتی مراکز آمریکایی را در ترکیه منفجر می نمایند و افراد بی گناه را به کام مرگ می سپارند ، اما بازهم ادعای رهایی بخشی و ناجی گری می کند.

کاراکتر "ادهافمن" مسئول عملیاتی CIA خود می تواند افشاگر همین ادعاها باشد. کسی که در لانگلی ویرجینیا به بازی دخترش می رسد و بچه هایش را به مدرسه می رساند ولی  در همین حال عملیات مخرب و مخوف CIA را در هزاران مایل آن طرف تر هدایت کرده و جان آدمها را مثل برگ خزان در دستانش می گیرد.

به هرحال نمایش چهره منفی از شرقی ها و به خصوص مسلمانان حداقل در هالیوود تازگی نداشته و ندارد و سابقه اش تقریبا به اندازه طول عمر فعالیت این به اصطلاح کارخانه رویا سازی است. اما در چند سال اخیر این قضیه اوج دیگری یافته و آش آنقدر شور شده که به قول معروف خان هم فهمیده و صدایش در آمده است! اگرچه این اعتراض بیشتر از جنبه ای است که حیثیت خود آمریکایی ها بیش از این خدشه دار نشود!!

"زیبگنیو برژینسکی" مشاور امنیت ملی جیمی کارتر (رییس جمهور اسبق آمریکا) که از تندروترین سیاستمداران آمریکایی در قبال مردم شرق و از جمله مسلمانان به شمار رفته و می رود ،  در  بخشی از مقاله مفصلش تحت عنوان" این پارانویا را متوقف کنید " سال گذشته در روزنامه واشینگتن پست در اعتراض به این موج ضد اسلامی نوشت :

 "... برنامه هایی که در آن تروریستها با چهره های «ریش دار» به عنوان کانون افراد شرور نمایش داده می شوند ، اثرات عمومی آن تقویت احساس خطر ناشناخته اما مخفی است که می گوید به نحو رو به افزایشی زندگی آمریکاییها را تهدید می کند . صنعت فیلم سازی نیز در این خصوص اقدام کرده است.در سریالهای تلویزیونی و فیلمها، شخصیتهای اهریمنی با قیافه و چهره های عربی(اسلامی) که گاهی با وضعیت ظاهری مذهبی، برجسته می گردند، نشان داده می شوند که از اضطراب و نگرانی افکار عمومی بهره برداری کرده و ترس از اسلام را بر می انگیزد.کلیشه صورتهای اعراب (مسلمان ها) بویژه در کاریکاتورهای روزنامه ها، به نحو غم انگیزی یادآور تبلیغات ضد یهودی نازی هاست. اخیراً حتی برخی سازمانها و تشکلهای دانشجویی دانشگاهها درگیری چنین تبلیغی شده اند که ظاهراً نسبت به خطرات ارتباط میان برانگیختن نژادپرستی و انزجار مذهبی و برانگیختن جنایات بی سابقه هولوکاست بی خبرند..."

اما از مسائلی که هفته ها پیش از اکران عمومی،  ایرانی ها را در داخل و خارج کشور در مورد فیلم "مجموعه دروغ ها" حساس کرد ، حضور بازیگر ایرانی گلشیفته فراهانی  در آن بود. او در این فیلم نقش یک پرستار ایرانی – فلسطینی به نام عایشه را بازی می کند که مقیم اردن است و پس از زخمی شدن راجر فریس در کلینیکی او را پانسمان می نماید. ملاقات عایشه با راجر در همان کلینیک یک بار دیگر نیز پس از بازگشت وی به اردن تکرار شده تا به یک قرار چایی در رستورانی انجامیده و سرانجام یک بار دیگر هم راجر در خانه عایشه به دیدارش می رود که مورد عتاب خواهر عایشه قرار می گیرد. راجر خود را یک مشاور سیاسی معرفی کرده که بعضا با پادشاه اردن هم مراوده دارد. کل این صحنه ها حدود 12 دقیقه از 130 دقیقه فیلم را در بر می گیرد و در آنها ضمن آشنایی راجر با عایشه ، وجه احساسی و به اصطلاح لطیف و عاشق پیشه این مامور CIA در فیلم بروز می نماید. اگرچه چندان حرف های عاشقانه ای بین این دو رد و بدل نمی شود . صحبت ها تقریبا رسمی است. از جمله در همان دیدار نخست ، راجر درباره لهجه انگلیسی عایشه قضاوت می کند که وی ایرانی است!! (چگونه؟) و در دیدار رستوران ، این عایشه است که به لهجه عربی راجر می خندد و آن را ناشیانه می داند!!! عایشه از کارش می گوید و راجر از زنی که طلاق داده است.

به نظر نمی آید حضور کاراکتر عایشه در فیلم "مجموعه دروغ ها" به جز ارائه بعدی دیگر از شخصیت راجر فریس ، کاربردی داشته و اساسا کاراکتر مستقلی به شمار آید و از همین رو در صورت حذف هم خللی به قصه وارد نیامده . اگرچه راجر ظاهرا به خاطر ربوده شدن دروغین عایشه است که شرط و شروط تروریست ها را می پذیرد و راهی دامگاه آنان می گردد ، در حالی که عایشه در همکاری با سازمان امنیت اردن ، در این طعمه ساختن وی هم شریک بوده است. اما گویی راجر به این مسائل توجه نداشته و از همه زندگی اش در آمریکا و سازمان CIA می برد و به خاطر عایشه در اردن می ماند اگرچه همچنان زیر نظر دوربین های ماهواره ای CIA قرار دارد. دوربین هایی که تا کوچه پس کوچه های شهرها و روستاها را کاویده و  جستجو می کنند ولی قطعا نمی توانند به افکار مردم پی ببرند.به قول رییس اسبق سازمان CIA که در مورد علل وقوع انقلاب ایران علیرغم وجود این دوربین ها گفته بود"...ما می توانستیم حتی نمره اتومبیل لیموزین برژنف (رهبر وقت شوروی) را ببینیم ولی افکاری که مردم در ذهن خود داشتند را نمی توانستیم بخوانیم..."!

این همان اصلی است که آمریکایی ها و اعوان و انصارشان را علیرغم همه این به اصطلاح پیشرفت های تکنولوژیک از مقابله با ملت ها عاجز کرده است. اگرچه سراسر دنیا را تیول نیروهای اشغالگر و یا تروریست های وابسته به خود گردانده اند. در همین فیلم "مجموعه دروغ ها"  مشاهده می کنیم که اد هافمن یا راجر فریس (ماموران CIA) چگونه از این کشور به آن کشور می روند ، توسط اتومبیل های ویژه استقبال می شوند ، به سهولت و با اسلحه در خیابانها می چرخند و  هر وقت تشخیص دهند افراد را با گلوله هدف قرار می دهند.

"چالمرز جانسن" ، نویسنده ، روزنامه نگار و تحلیل گر معروف آمریکایی اخیرا در مقاله ای تحت عنوان "امپراطوری پایگاههای نظامی آمریکا" نوشت :

"... آمریکایی ها، برخلاف تمام مردمان دیگر، تشخیص نمی دهند- یا نمی خواهند تشخیص دهند- که ایالات متحده ی آمریکا ‏از طریق قدرت نظامی خود بر جهان تسلط دارد. شهروندان ما اغلب، بعلت پنهانکاری دولت، نسبت به این امر که پادگان های ‏ما سراسر گیتی را محاصره کرده اند بی اطلاع هستند. این شبکه ی وسیع پادگان های آمریکایی مستقر در تمام قاره ها، جز ‏قاره جنوبی، در واقع شکل جدیدی از امپراتوری را تشکیل می دهد. امپراتوری پایگاهها با جغرافیای ویژه خود که ‏احتمالاً در هیچ کلاس جغرافیای دبیرستانی آموزش داده نمی شود. بدون فهم ابعاد این جهان - پایگاه کمربندی، نمی توان به ‏شناخت مقیاس و سرشت آرزومند امپراتوری خود، یا درجه ای که این نوع جدید میلیتاریسم در حال ویران کردن نظام قانونی ‏ماست، نائل آمد.‏ ارتش ما بیش از نیم میلیون سرباز، جاسوس، تکنیسین، آموزگار، کارکنان وابسته، و پیمانکاران غیرنظامی در کشورهای دیگر ‏در خدمت خود دارد. برای تسلط داشتن بر اقیانوس ها و دریاهای جهان، ما در حال بوجود آوردن یگان مستقل دریایی هستیم ‏که در اطراف ناوهای هواپیما بری که نام های میراث جنگی ما را بر خود دارند، مستقر می شوند... ما تعداد بی شماری پایگاه های سری ‏خارج از قلمرو خود بکار انداخته ایم تا آنچه را که مردم جهان، از جمله شهروندان خود ما، به یکدیگر می گویند، فکس می ‏کنند، یا ایمیل می زنند ، کنترل کنیم.‏.."

چالمرز جانسن در مقاله مستند خود ، ادامه می دهد :"...طبق گزارش "ساخت پایگاهِ سالانه وزارت دفاع" برای سال مالی 2003، که اقلام املاک نظامی داخلی و ‏خارجی ایالات متحده را بطور جداگانه مشخص کرده است، پنتاگون در حال حاضر مالک یا اجاره دار 702 پایگاه آنسوی دریاها ‏در تقریباً 130 کشور است و 6000 پایگاه دیگر در ایالات متحده و مناطق قلمروخود دارد. بوروکرات های پنتاگون حساب ‏کرده اند که برای جابجایی فقط پایگاه های خارجی، حداقل به 2/113000 میلیون دلار- مسلماً این رقم بسیار پائین است اما خیلی بیشتر از تولید ناخالص ملی اکثریت کشورهاست- و برای جابجایی تمام آن ها به 5/591519 میلیون دلار نیاز خواهد ‏بود. فرماندهی عالی نظامی ، تعداد 253288 پرسنل نظامی در پایگاه های آن سوی دریاها در استخدام خود دارد، به علاوه ی ‏همین تعداد کارکنان وابسته و مقامات غیرنظامی وزارت دفاع و به اضافه 44446 نفر شاغلان محلی خارجی که به استخدام ‏خود در آورده است. پنتاگون ادعا می کند ،  این پایگاه ها شامل 44870 سربازخانه، آشیانه، بیمارستان و ساختمان های دیگر ‏است که مالک آنها بوده  و تعداد 4844 ساختمان دیگر که اجاره کرده است.‏ این ارقام که بزرگی آن ها سرگیجه آورند، تمام پایگاه های فعال ما(آمریکا) در سراسر جهان را شامل نمی شود. گزارش وضعیت ‏پایگاه های سال 2003 به طور مثال، به هیچ یک از سربازخانه های ما در کوزوو اشاره نمی کند... این گزارش هم چنین پایگاه های ما در افغانستان، عراق، اسرائیل، کویت، قرقیزستان، قطر و ‏ازبکستان را از قلم انداخته، اگر چه ارتش ایالات متحده ، ساختن پایگاه های غول پیکری را در سراسر باصطلاح "طاق بی ‏ثباتی" ‏‎(Arc of instability)‎‏ از دوسال و نیم پس از یازده سپتامبر آغاز کرده است.‏
در مورد اوکیناوا، جنوبی ترین جزیره ی ژاپن که در طول 58 سال گذشته مستعمره ی نظامی آمریکا بوده ، این گزارش ‏به طور فریب آمیزی تنها یک پایگاه دریایی بنام اردوگاه باتلر را نام می برد، در حالی که اوکیناوا در واقع «میزبان» دو پایگاه ‏لشکر دریایی است، از جمله ایستگاه هوایی لشکر دریایی فوتن ما ‏‎(Marine Corps Air Station Futenma)‎‏ که 186،1 جریب ‏زمین را در مرکز دومین شهر بزرگ این جزیره ی نسبتاً کوچک اشغال کرده است. پنتاگون به همین ترتیب نیز کل تأسیسات ‏نظامی و جاسوسی 5 بیلیون دلاری در انگلیس را، که مدت های طولانی است به نحو مناسبی انگ پایگاه های نیروی هوایی ‏سلطنتی را برخود دارد، نادیده گرفته تا در این گزارش بیاورد. اگر یک شمارش بی غل و غش وجودی داشت، احتمالاً مقیاس ‏واقعی امپراتوری نظامی ما به 1000 پایگاه مختلف در کشورهای دیگر سر می زد، اما هیچ کس- شاید حتی خود پنتاگون- ‏شمارش دقیق را به طور مطمئن نمی داند، با وجود آن که تعداد آن ها در سال های اخیر، به طور مشخص افزایش یافته است..."