مستغاثی دات کام

 
به بهانه نمایش فیلم فتنه
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸٧
 
  این فتنه را بایستی با سینما خاموش کرد!  

 

فیلم ضد اسلامی "فتنه" ساخته خیرت ویلدرس همانند فیلم "تسلیم" تئو ون گوگ، فیلمی کاملاً سفارشی است که تقریباً از همان فرم و رویکردی استفاده می‌کند که ون‌گوگ در فیلم خود به کار بسته بود: فرم خطابه‌ای. یعنی همان فرمی که در فیلم‌های تبلیغاتی سیاسی و آگهی‌های تجاری به کار گرفته می‌شود و بیننده را با انبوهی از اطلاعات یک سویه و جهت‌دار بمباران می‌کند و به این طریق می‌خواهد او را ترغیب به خرید یک کالا یا تحمیل یک فکر یا عقیده سیاسی کند.در این روش معمولاً فیلمساز موضعی قاطع و جزمی نسبت به یک موضوع یا پدیده دارد و می‌کوشد با استفاده از کنار هم چیدن مجموعه‌ای از تصاویر و صداها که فاقد ارتباط های روایی هستند، بیننده را مجاب به پذیرش موضع خود و ایده‌ای از پیش تعیین شده کند.

خیرت ویلدرس دقیقاً از همین شیوه برای القای اندیشه ضد‌اسلامی خود بهره گرفته است. او که پیش از این بارها از پشت تریبون پارلمان هلند یا میکروفون‌های رسانه‌های جمعی این کشور، اندیشه‌های ضد اسلامی خود را فریاد زده است، اینک همان اندیشه‌ها را می‌خواهد با اتکا به فیلمی ناقص و سرهم‌بندی شده از نماهای آرشیوی، به شکل یک بیانیه تصویری علیه اسلام، قرآن و مسلمانان ارایه دهد.هدف ویلدرس از ساختن این فیلم پراکندن ترس و وحشت از نفوذ و گسترش اسلام در غرب است و برای این منظور تصاویری را جفت و جور می‌کند که بیشترین تاثیر حسی را بر بیننده بگذارد. تصاویری از سر بریده یک زن، گروگانی که سرش در مقابل دوربین از بدن جدا می‌شود، شلیک مستقیم نیروهای طالبان به سر یک زن افغانی‌ و کودکان عراقی که قمه در دست دارند و خون از سر و روی آنها جاری است،‌ به اندازه کافی فریبنده و مغلطه آمیز هستند تا مخاطب ناآگاه و ساده لوح را مات و مبهوت بگردانند.

"فتنه" در دو بخش ساخته شده و بدون استفاده از نریشن (صدای راوی) روایت خود را پیش می‌برد. آنچه این دو قسمت را به هم متصل می‌کند نمای آغازین آن است که با تصویری موهن از پیامبر اسلام  و یک بمب که در کاریکاتور توهین آمیز دانمارکی نیز وجود داشت ، آغاز  و در پایان فیلم، دوباره به همین تصویر ارجاع می‌دهد ، منتهی این بار وقتی تایمر بمب به صفر می‌رسد، برق صاعقه‌ای می‌درخشد و صدای رعدی شنیده می‌شود و به این ترتیب "خیرت ویلدرس"پیام اصلی فیلم خود را که انفجار بمب اسلام در قلب اروپا و نابودی تمدن غربی است، ابلاغ می‌کند.به نظر می آید این اساس انگیزه کانون های پنهان و مرموز صهیونیستی باشد که امثال "ویلدرس" را به تهیه فیلمی همچون "فتنه" گمارده اند. وحشت این کانون های دسیسه گر از گسترش روزافزون اسلام در قلب اروپا ، دیگر موضوعی پنهان کردنی نیست.

 همین چندی پیش بود که رسانه ها خبر دادند که مسئولین دولت سوییس ناچار شده اند برای پخش علنی اذان از مساجد ، مجوز صادر کنند و ماه پیش روزنامه معتبر "لوفیگارو" براساس آماری حیرت انگیز ، فاش ساخت که تا 20 سال آینده ، اسلام ، مذهب اول بلژیک خواهد شد.شگفت آنکه علیرغم حقنه کردن حدود 85 سال لاییسیته در ترکیه و سرکوب اسلام و مسلمانان و همچنین تبلیغات شدید صهیونیستی در این کشور علیه اسلام ، اما بنگرید که اینک چگونه دین خاتم پیامبران از زیر خاکستر ظلم دیکتاتوری نظامی سرهنگان ، سربرون می آورد و همه سیستم میلیتاریستی ترکیه (با عناوین ملی گرایی و دمکراتیک و ...) را به چالش فرامی خواند.  

 اگرچه مطالب و تصاویری که در فیلم "فتنه" و نسخه مشابه قبلی اش یعنی فیلم "تسلیم" برعلیه اسلام و پیامبر عظیم الشان آن ، انتشار می یابد ، مطلب تازه ای نیست و سالهاست رهبران اوانجلیست (مسیحیان صهیونیست) که دیری است سرنخ نئومحافظه کاران آمریکا از جمله همین هیئت حاکمه کنونی را به دست دارند ، از طریق رسانه هایشان به خصوص حدود 120 کانال تلویزیونی ماهواره ای ، اسلام و مقدسات آن را مورد تهاجم قرار داده و همزمان بر طبل جنگ با مسلمانان می کوبند! و دم از جنگ آخرالزمان و بمباران اتمی جهان می زنند!! اما آنچه از این گونه فیلم ها بیش از هر نتیجه ای مستفاد می گردد ، همانا عصبانیت ، وحشت و هراس شبکه ها و کانون های صهیونیستی از نفوذ روزافزون اسلام در مناطق حساس دنیا است. چنانچه در خبرها آمده بود ، پس از پخش فیلم "فتنه" ، گرایش مردم هلند به مطالعه قرآن مجید به طرز شگفت انگیزی افزایش یافته ، چنانچه براساس اخبار خبرگزاری ها و سایت های خبری ، این کتاب در کشور یادشده ، نایاب گشته است!!(عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد)

ویلدرس با انتخاب عنوان "فتنه"، می‌خواهد بر چالش بین اسلام (به عنوان کلیتی یکپارچه) و دنیای غرب تاکید کند. او به شکل متعصبانه ای از میان ۶۰۰۰ آیه قرآن تنها آیاتی را انتخاب می‌کند که در آن مسلمانان به جهاد علیه کافران دعوت شده‌اند. وی بدون اینکه زمینه نزول چنین آیاتی را در نظر بگیرد، آنها را از زمینه موضوعی و تاریخی خود جدا ساخته و به شکل شعارهایی ترسناک و تهدیدآمیز به بیینده ارایه می‌کند. این همان کاری است که القاعده، طالبان و سایر فرقه های دست ساز آمریکا و اسراییل  دنبال می‌کنند. تکرار تصاویر مربوط به قربانیان بمب‌گذاری های لندن و مادرید و استفاده از تصاویر برخی واعظان به صورت سوپرایمپوز بر روی این تصاویر و همخوانی کلام این واعظان با آیه‌های قرآنی که از زمینه اصلی‌شان جدا شده‌اند ، خاطره تبلیغات گوبلزی آلمان هیتلری را در اذهان زنده می کند و آنچه مک کارتیسم در آمریکای دیروز و امروز علیه مخالفان جنگ طلبی یانکی ها علم می کرد!!!

به علاوه فیلمساز سعی کرده با استفاده از موسیقی کلاسیک مثل قطعه رقص عربی چایکوفسکی و اپرای پیر گینت ادوارد گریگ (بر اساس نمایشنامه هنریک ایبسن)، فقر تصویری وحشتناک فیلم را جبران کرده و به آن وجهه فخیمانه‌ای بدهد!در بخش دوم فیلم، خیرت با دست گذاشتن برروی سطحی ترین و مبتذل ترین مظاهر تمدن جامعه غرب مانند همجنس گرایی ، آن را در معرض تهدید اسلام نشان داده و به هلندی‌ها هشدار می‌دهد که اگر دیر بجنبند، این تمدن، فرهنگ و آزادی‌شان(!!) به وسیله مسلمانان از دست خواهد رفت!!!تصویر قطاری که از سمت چپ کادر وارد شده و با سرعت‌ به سمت مسجدی در سمت راست کادر می‌رود، به عنوان تمثیلی از آینده هلند و قدرت‌گیری و نفوذ اسلام در این کشور (وبه طور کلی غرب) در نزد منتقدین غربی قلمداد شده است.آنچه به دنبال نمایش آمارهایی از افزایش جمعیت مسلمانان در هلند و قاره اروپا از ۱۹۰۹ تا امروز، ارائه می شود و حربه موثر دیگری برای ایجاد رعب و وحشت از اسلام در دل مخاطبان غربی است.به قول یکی از منتقدین ایرانی در هلند ، فیلم "فتنه" مطلقاً فاقد ارزش های هنری وسینمایی و تنها در حد یک موعظه سیاسی، تبلیغاتی و ایدئولوژیکی است که در کارزار تبلیغاتی غرب علیه جهان اسلام ساخته شده است.
این منتقد اضافه می کند که :"خیرت ویلدرس با ساختن این فیلم، اروپاییان را به جنگ صلیبی تازه‌ای علیه مسلمانان جهان فراخوانده است..."

اما در سابقه و بیوگرافی جناب خیرت ویلدرس می خوانیم که ، در ۲۵ سال گذشته ۴۰ بار به اسراییل سفر کرده و حتی در گزارش سفرهای خودش نوعی شیفتگی و دلدادگی نسبت به اسراییل وجود دارد. وی در این گزارش ها اشاره دارد  که با بسیاری از مقامات درجه اول اسراییل مثل نتانیاهو و اولمرت و دیگران ملاقات کرده است. حتی برای مشاهده همراهی علنی صهیونیست ها با ایشان ، کافیست به شماره های اخیر برخی روزنامه های چاپ اسراییل نگاهی بیندازید که  نوعی ذوق‌زدگی از این اقدام موهن در مطبوعات اسراییل کاملا بارز است.

خانم "ممسن" که در حال حاضر استاد دانشگاه استانفورد کالیفرنیاست در مورد نفوذ اسلام و برخوردهای هتاکانه و بی شرمانه برخی از رسانه های غرب با آن و پیامبر عظیم الشانش طی یک سخنرانی می گوید : "...ظهور اسلام در پرتو مجاهدت های نبی اکرم(ص) و اهلبیت علیهم السلام نقطه عطف تاریخ بشری است،به گونه ای که بدون این نقطه عطف آسمانی هرگز تمدن هایی چون روم، مصر و ایران باستان راهی به تمدن کنونی نداشتند. دلایل تاریخی این حقیقت غیر قابل انکار بی شمار است. یکی از این دلایل اقرار مکرر دانشمندان اسلامی و خصوصاً غیر اسلامی و اروپایی به این حقیقت عظیم است که نمونه کوچکی از آن را هم اکنون پیش رو دارید. متأسفانه جامعه به ظاهر پیشرفته غرب صهیونیزم زده برای مقابله با تعالیم ادیان آسمانی خصوصاً اسلام عزیز جنگ روانی گسترده ای را آغاز نموده که پیشقراولان آن سردمداران شناخته شده آمریکا و اسرائیل هستند. با کمال تعجب داعیه داران دروغین تمدن و حقوق بشر به علت ضعف و زبونی در مصاف با نورانیت آفتاب عالمگیر محمدی(ص) عقده گشایی نموده، بی ادبی پیشه کرده و به ساحت مقدس پیامبر عظیم الشان اسلام اسائه ادب نموده اند. خوشبختانه دانشمندان بنام این جوامع برخلاف تلاش های مذبوحانه و توهین آمیز نه تنها پیامبر اسلام را از بزرگان طراز اول تمدن دینی می دانند بلکه با صراحت تمام بر جهانی شدن دین اسلام بعلت مزایای بی شمار آن اقرار نموده اند. دقیقاً همین نکته مهم است که خاطر توهین کنندگان را به درد آورده و آنها را به ورطه بی فرهنگی و توهین کشانده است. از سوی دیگر در پوشش این اسائه ادب به ساحت مقدس پیامبر اعظم(ص) درصددند واکنش جهان اسلام را مورد ارزیابی قرار داده تا با سناریوهای جدید فشارهای بیشتری را بر مسلمانان جهان به ویژه جمهوری اسلامی ایران وارد کنند..."

اما حکایت دیگر این پرده دری ، از پرده برافتادن بسیاری از ادعاها و سرو صداهای دمکراسی طلبی و آزادیخواهی این حضرات است که به خواست خدا هر زمان بیشتر و بیشتر کوس رسوایی خود را به صدا درمی آورند. نکته قابل تامل اینجاست که در نظر این مدعیان دمکراسی ، اهانت و توهین به یک پیامبر الهی ، آن هم پیامبری که بیش از 5/1 میلیارد پیرو دارد و در میان 5/4 میلیارد دیگر ساکنان کره خاکی نیز مورد احترام و اقتدای بسیاری است ، از تبعات دمکراسی محسوب شده  و باید آن را تحمل کرد  ولی حتی تحقیق درباره واقعه ای تحت عنوان کشتار یهودیان در جنگ دوم جهانی ، با تلقی شدن  جریحه دار کردن احساسات نهایتا چند میلیون یهودی (که بسیاری از آنها اساسا موضعی دربرابر واقعه فوق ندارند) جرم است و اگر کسی بگوید مثلا به جای 6 میلیون یهودی ، 5/5 میلیون در آن جنگ کشته شدند ، بایستی محاکمه شده و به زندان محکوم شود!! با این وصف که  در اینجا هیچ توهینی حتی به آنها که واقعه هلوکاست را صحیح می دانند ، نشده بلکه فقط باب بحث و تحقیق درباره یک واقعه تاریخی باز شده است. این درحالی است که در دین اسلام نه تنها کوچکترین اسائه ادب به ساحت هیچیک از پیامبران الهی جایز نیست ، بلکه گناهی بزرگ برشمرده  می شود و احترام و تکریم همه پیغمبران خدا براساس نص صریح قرآن کریم ، واجب به شمار می آید. یعنی در روش آزادیخواهی مورد ادعای آقایان ، جریحه دار کردن قلب 5/1 میلیارد مسلمان و صدها میلیون موحد و آزادیخواه دنیا ، عین دمکراسی است ولی سوال کردن درباره یک واقعه تاریخی که مورد نظر چند میلیون یهودی است ، جرم بوده و حکم زندان دارد.

 جالب اینکه دیوید ایروینگ ، مورخ سرشناس بریتانیایی که در سال 2006 به جرم "انکار اتاق های گاز در آشویتس" طی سخنرانی 17 سال قبلش (در سال 1989) در حالی در انگلیس محکوم به 3 سال زندان شد که ابراز داشت در سال 1991 حرفش را پس گرفته و دیگر به آنچه درباره هلوکاست گفته ، معتقد نیست!!(به یاد انگیزاسیون قرون وسطی نمی افتید؟)

بهنام تائبی، نمایند‌ه‌ی سابق شورای شهر دلفت هلند ، یازدهم فروردین ماه در گفت و گویی با یکی از ایستگاههای رادیویی هلند گزارشی ارائه کرد که تاییدی دیگر بر مدعای حضور دست های پنهان صهیونیست ها در پس پرده وقایعی همچون ساخت فیلم "فتنه" است. او گفت :"... در هفته‌ی گذشته روز شنبه در شهر آمستردام تظاهراتی بود علیه راسیسم در هلند و یکی از چهره‌های مشخص که در این زمینه نقش ایفا می‌کردند یا می‌کنند، آقای ویلدرس هستند. بنابراین این تظاهرات به نوعی هم به ایشان ارتباط داشت، علیه صحبت‌های ایشان بود. در این تظاهرات یکی از تظاهرکنندگان صحبت آقای ویلدرس را، کاملاً همان صحبت‌ها را، کپی کرده بود روی پلاکارد چسبانده بودند. هرجا که ایشان گفته بودند اسلام، یهودیت را گذاشته بودند. هرجا که ایشان گفته بودند مسلمان، یهودی گذاشته بودند. این شخص بلافاصله دستگیر شد در تظاهرات. چرا؟ چون پلیس معتقد بود صحبت‌های ایشان اهانت به یک مذهب و اهانت به یک ملت هست..."!ملاحظه می فرمایید که همان توهین ها و به کارگیری عبارات و تصاویر موهن نسبت به دین یهود در آن جامعه به اصطلاح آزاد هلند چه عواقبی درپی دارد!!

شاید سوالی تکراری باشد که  در مقابل این گونه توهین های تصویری و به اصطلاح سینمایی صهیونیست ها نسبت به پیامبرمان ، هنرمندان مسلمان ایرانی چه کرده اند؟ اما بازهم بایستی تکرار شود که آیا مسئولین فرهنگی و سینمایی ما هیچ گونه عکس العملی به جز صدور بیانیه و ایراد سخنرانی و محکوم کردن های لفظی و بیانی در مقابل این گستاخی ها ، نمی شناسند؟ آیا امکانات تاثیرگذاری همچون سینما را در اختیار ندارند؟ به راستی چه موضوعی (آن هم در این شرایط حساس و خطیر زمانی ) مهم تر و اولی تر از پرداختن به سیره و زندگی پیامبر اکرم (ص) برای هنرمندان مسلمان ، آن هم در سرزمینی که خود را ام القری اسلام می داند ، وجود دارد؟ واقعا در طول نزدیک به 30 سال که از عمر نظام جمهوری اسلامی می گذرد ، متولیان و هنرمندان سینمای ایران ، چند فیلمنامه و طرح سینمایی درباره رسول گرامی اسلام(ص) را به ساخت یک فیلم نزدیک ساخته اند؟ تا جایی که ذهنم یاری می کند تنها نمونه ، طرح نافرجام مرحوم علی حاتمی بوده و بس که آنهم در کشاکش کاغذبازی ها و تنگ نظری ها و مسامحه ها به فراموشی سپرده شد.

به راستی زندگی حضرت محمد (ص) که نقطه وحدت و  فصل مشترک 5/1 میلیارد مسلمان است ، برای هنرمند مسلمان ، آنقدر در اولویت قرار ندارد که درباره حضرت مسیح (ع) پروژه ای عظیم به مرحله تولید و نمایش رسید (پیامبری که تقریبا کمتر سالی است در سینمای غرب اثری درباره اش جلوی دوربین نرود) ، صبر و مقاومت حضرت ایوب پیامبر برپرده سینما رفت و حتی ماجرای اصحاب کهف به تصویر کشیده شد اما حتی گوشه ای از سیره و زندگی پربرکت پیامبر مظلوم اسلام بر صفحه فیلمنامه ای نگاشته نشد تا همچنان دلمان به همان یکتا اثر مرحوم مصطفی عقاد خوش باشد.تا چه زمانی قرار است که سینمایمان به سوژه های سطحی و آبکی مشغول گردد و در مقابل محصولات سینمایی غرب فقط و فقط شعار بدهیم و راضی باشیم که فیلم می سازیم؟ تا کی بایستی در برابر جسارت های سینمایی آنها خاموش بمانیم و غیرتمان به جوش نیاید و در برابر برنامه سیستماتیک و خیل آثار ضد اسلامی سینمای آنها ، "مادر زن سلام" و "قلقلک" و "شاخه گلی برای عروس" بسازیم؟ باور کنید که از همین روست برکت از سینمای ما رخت بربسته و روز به روز به ورشکستگی کامل نزدیک تر می شود. از آن روست ، سینمایی که می بایست پرچمدار دنیای اسلام در تبلیغ و تبیین راه و سیره خاتم پیامبران باشد ، دچار کفران نعمت شده و خودش را به "کلاهی برای باران" ، "کلاغ پر" ، "مهمان" ، "نصف مال من ، نصف مال تو" ، "محاکمه" ، "قصه دلها" ، "محکومین بهشت" ،"عاشق"،"ملودی"،"پسران آجری"،"اگه می تونی منو بگیر" ، "سرگیجه" ، "دنیای آینده" ، "راننده تاکسی" و ...مشغول کرده است. واقعا چه راهی جز ساخت آثار سینمایی روشنگر و آگاهی بخش درباره تاریخ اسلام برای خاموش ساختن "فتنه" کانون های صهیونیستی علیه دین خاتم به ذهن مسئولان و متولیان فرهنگی و هنری این مملکت می رسد؟ باور کنید که خیل مسلمانان و آزادیخواهان جهان ، تشنه این گونه آثار هستند. تردید نداشته باشید که تولید فیلم هایی از این نوع ، از وظایف جدی و مهم شما به شمار می آید. امروز هم خیلی دیر شده است.

 اگرچه هموست که دین رسول مکرمش را محافظت می کند و همه ما و شما تنها وسیله ای ناچیز هستیم ، آن هم صرفا برای ادای امتحان و آزمایش خودمان .

والله خیرالحافظین.