مستغاثی دات کام

 
به بهانه بهار و به یاد پیامبر رحمت و آزادی
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٧
 
   

او از قلب ها وارد می شود

   

قرار است درباره بهار و عید و نوروز بنویسم اما در این ایام نمی دانم چرا بیش از همیشه فرارسیدن بهار و تحویل سال نو، یاد و نام گرامی  حضرت رسول اکرم(ص) را در قلب هایمان جاری ساخته است.

شاید از این رو باشد که اول فروردین با میلاد مبارکش (به روایت اهل تسنن) مصادف بود و در همین ایام نوروز یعنی 6 فروردین با 17 ربیع تقارن پیدا کرد و روز میلاد فرخنده اش  بنا به روایات خود ما شیعیان  

شاید از این رو که وقتی به تقویم سال 1387 نگاه می اندازیم ، متوجه می شویم ، به دلیل کسر 10 روزه سال هجری قمری نسبت به هجری شمسی ، در سال نو توفیق گرامیداشت  دو روز به نام 17 ربیع الاول برای پیامبر گرامی اسلام نصیبمان گشته است.

اما به نظرم بیش از هرتقارن و مناسبتی ، آنچه این روزها دل مسلمانان جهان را تپنده تر از هر زمان دیگر،به یادنبی مکرمشان به تلاطم واداشته،مظلومیتی است که افزون تر از هر دوره ای، ساحت مقدس خاتم النبیین رافراگرفته است حتی بیش ازآن دورانی که ابوجهل هاوابولهب ها ، برسرش خاکستر می ریختند ، آماج سنگ و تیر قرارش می دادند و شاعرش می خواندند. گویی در این قرن بیست و یکم نه تنها آن جاهلیت 1400 سال پیش خاتمه نیافته بلکه در قالب و اشکال به اصطلاح متمدنانه و امروزی و با افه های شبه روشنفکری و امثال آن نمودی جاهلانه تر یافته است. گویی همچنان که آرتور سی کلارک و استنلی کوبریک در "2001: یک ادیسه فضایی" نشان دادند،  در احوالات  آن میمونهای میلیون ها سال قبل که اینک نام آدمیزاد برخود گذارده اند ، تغییر چندانی رخ نداده ،  به جز اینکه آن سلاح استخوانی شان به اسلحه تکنولوژیک بدل گشته وگرنه همان لاطائلات عرب جاهلی را البته در رسانه های فراگیر تری تکرار می کنند.

ببخشید که این بنده حقیر سراپا تقصیر، با این قلم ناتوان و زبان الکن قصد دارد از والاترین افتخار خلقت بگوید و از انسانی بنویسد که تمام فرشتگان عرش کبریایی بر قدومش سرسجده فرود آوردند. شاید همچون مرحوم دکتر شریعتی بایستی از همه خوانندگان عزیز این مطلب عذرخواهی کنم (که به هنگام سخنرانی درباره حضرت علی (ع) از حضار دو بار عذر خواست) چراکه اولا نویسنده نیستم و دوم اینکه با این بضاعت اندک می خواهم درباره محبوبترین بنده خداوند متعال ، حضرت محمد(ص) بنویسم. به خود پروردگار محمد (ص) پناه می برم.

اما نمی توانم ننویسم در این هنگامه ای که نه تنها بیگانگان درباره پیامبر اکرم (ص) اراجیف سرهم می کنند ، بلکه کسانی که زمانی خود را ایرانی و مسلمان هم می دانستند ، مانند طایفه قریش و اشراف و برده داران مکه جاهلیت ،  به فخر عالم امکان اهانت روا می دارند.  اگرچه این لاطائلات ، ذره ای از عظمت وجود مبارک پیامبر گرامی اسلام نمی کاهد ، چنانچه پس از 1400 سال،  دین و آیینی که او از سوی خدا و از آن غار کوچک حومه مکه برای جهانیان  آورد ، اینک نه تنها عالمی را به تسخیر خود درآورده بلکه پشت همه زورگویان و سلطه طلبان را لرزانده است و امروز متفکران و اندیشمندان غرب همچون ساموئل هانتینگتون ، به این حقیقت معترفند.

"فرانسیس فوکویاما"  که تئوریسین نئومحافظه کاران حاکم آمریکا  محسوب می شود ، در سه کنفرانس جهانی تورنتو، واشینگتن و اورشلیم، کتاب "پایان تاریخ" خود را ارائه کرد. این کتاب در برابر کتاب "برخورد تمدّن‌ها" اثر "ساموئل هانتینگتون" مطرح شد و  فوکویاما مدّعی است که خرده تمدن‌ها و فرهنگ‌های جزئی به دست فرهنگ غالب بلعیده شده و رسانه‌ها، دنیا را به سمت دهکده واحد پیش می‌برند و به ناچار دنیا درگیر جنگی خانمان‌سوز خواهد شد. فوکویاما می‌گویدکه این نبرد حتمی است، ولی برنده آن غرب نخواهد بود و با اسناد و مدارک ثابت می کند که برنده نبردِ آخرالزّمان، شیعیان هستند.

اینها واقعیت امروز دینی است که محمد امین پیامبرش و زمانی تنها پیروان او  ، بانویی آزاده به نام خدیجه کبری و نوجوانی به نام علی بن ابیطالب بودند. اما به خواست خدا ، دین محمد(ص)  سریعتر از آنچه می پنداشتند ، رشد کرد. پیروان پیامبر را شکنجه کردند ، آزار دادند ، آنها را از خانه هایشان راندند و منازلشان را غارت نمودند ولی پیامبر تا آن هنگام که ناچار نگشت و آن هم برای دفاع از خانه و کاشانه پیروانش ، مقابله به مثل نکرد. همین پیامبری که از صلح حدیبیه استقبال نمود و در همان مدت اندکی که مابین مکه و مدینه این صلح برقرار بود ، بیشترین استفاده را برای تبلیغ اسلام در میان کفار و مشرکان و قبائل عرب برد . همین پیامبری که حتی به هنگام فتح الفتوحش ، یعنی فتح مکه ، یک قطره خون ریخته نشد. او انتقام نگرفت و همه را بخشید حتی آنانی که روزگاری بزرگترین مصانب را به او و خاندانش تحمیل کرده بودند.

چنانچه مرحوم مصطفی عقاد در فیلم ماندگار "محمد رسول الله" از زبان ابوسفیان به هنگام ورود سپاه پیامبر به مکه اعتراف می کند : او از قلب ها وارد می شود آخر او که برای انتقام نیامده بود. او پیامبر رحمت و آزادی بود. به فرموده قرآن کریم :"و ما ارسلناک الا رحمت للعالمین"

به قول مرحوم آیت الله طالقانی او آمده بود تا غل ها و زنجیرها را از پای بشر باز کند و انسان را از هر قید و بندی به جز بندگی خدا رها سازد. و چنین هم شد چراکه پیروانش در طول تاریخ آزاده ترین انسان ها بودند.

اما مظلومیت امروز اسلام آن است  که به چنین پیامبری ، در رسانه هایشان ، (نعوذ بالله) تهمت خشونت طلبی و تروریسم می زنند!!

مگر همین پیامبر نبود که حتی برای جنگش ، در آن بحبوحه بربریت عرب ، قانون وضع کرد تا به اسرا ظلم نکنند و هرآنچه خود می خورند و می پوشند به آنها نیز بخورانند و بپوشانند؟ مگر هر اسیری را که 10 مسلمان را باسواد کرده بود ، آزاد ننمود؟ مگر برده ای به نام "وحشی" که عزیزترین خویشاوندش یعنی عموی گرامی اش ، حمزه را با قساوت به شهادت رسانده بود ، پس از توبه و ایمان آوردن به خدا نبخشید؟ امروز کدام یک از این مدعیان دمکراسی و حقوق بشر ، حتی گوشه ای ناچیز از چنین شیوه و روشی را پیشه دارند؟ برای دریافت واقعیت آنچه این منادیان بربریت نوین در حق بشریت امروز روا می دارند ، به اسناد و اخبار و گزارشات و فیلم های خودشان رجوع کنیم ، کفایت می کند.

اگر پیامبر اسلام و پیروانش خشونت طلب هستند ، پس از چه رو در جنگ ها و خون ریزی های مهیب تاریخ ، اثری  از مسلمانان به چشم نمی خورد؟ به راستی مسلمانان ، کجای جنگ های جهانی  اول و دوم قرار داشتند که بنا به آمار خود غربیان ، حدود 120 میلیون نفر در آن دو جنگ تلف شدند؟ ایا در قتل عام  سرخپوستان  آمریکا که به قول خودشان 15 میلیون سرخپوست کشته شدند یا در بردگی و نسل کشی سیاهپوستان که ننگ تاریخ بشریت به شمار آمده  و بنا بر کتاب ها و مدارک خود غربی ها ، حدود 200 میلیون نفر در طی جریان برده داری در آفریقا و آمریکا قربانی شدند ، مسلمانان حضور داشتند؟ در کشتارهای وحشیانه مابین کاتولیک ها و پروتستان ها و مثلا قتل عام روز سن بارتلمی چطور؟ به تاریخ معاصر سر بزنیم ، در جنگ ویتنام که به قول ژنرال مک نامارا (از وزرای جنگ آمریکا در دوران تجاوز به ویتنام) چندین برابر بیش از تمامی جنگ دوم جهانی بر سر مردم ویتنام بمب ریخته شد ، در جنگ خانمانسوز کره ، در نسل کشی های آمریکای لاتین  و در ...مسلمانان کجای این درگیری ها حضور داشتند؟  کدام یکی از خونخواران تاریخ ، حتی نشانی از اسلام داشته اند؟ چنگیز ؟ هیتلر ؟ آنهایی که در کوره های آشویتس، اسیران را می سوزاندند؟ ترومن رییس جمهور آمریکا که دستور بمباران اتمی هیروشیما را داد؟ ژنرال های آمریکایی که بنا به گفته همان مک نامارا ، با بمب های آتش زا بیشتر شهرهای بزرگ ژاپن را در آتش سوزاندند و صدها هزار زن و مرد و کودک را جزغاله کردند؟ مناخیم بگین و آریل شارون و سران رژیم صهیونیستی که زنان و کودکان را در اردوگاههای صبرا و شتیلا و تل زعتر و بعدا قانا و امروز غزه قتل عام نمودند؟

به راستی چه کسانی در طول تاریخ خشونت طلب بودند و کدام گروه در طی همین تاریخ ، همواره مورد ظلم و خشونت قرار گرفتند. مگر تمامی امامان شیعه را به ناحق به شهادت نرساندند؟ مگر همه فرزندان و امامزادگان را تا صعب العبورترین مناطق دور از وطن ، تعقیب نکرده و شهید ننمودند؟اسناد آن سبوعیت ها و مظلومیت قربانیانش رابه صورت بقاع متبرکه امامزادگان در گوشه و کنار اغلب شهرهایمان و سراسر سرزمین مان دیده ایم و بارها به زیارتشان رفته ایم.  مگر پس از 14 قرن ، هنوز حدیث عاشورا و روایت حماسه سازان کربلا ، حکایت آشنای همه آزادیخواهان نیست تا آنجا که خسرو گلسرخی مارکسیست در بیدادگاه رژیم شاه فریاد زد:

"...زندگی مولاحسین نمودار زندگی کنونی ماست که جان بر کف برای خلق‌های محروم میهن خود در این دادگاه محاکمه می‌شویم. او در اقلیت بود و یزید،بارگاه،قشون،حکومت و قدرت داشت. او ایستاد و شهید شد هر چند یزید گوشه‌ای از تاریخ را اشغال کرد ولی آن‌چه که در تداوم تاریخ تکرار شد راه مولا حسین و پایداری او بود،‌نه حکومت یزید. آن‌چه را خلق‌ها تکرار کردند و می‌کنند راه مولا حسین است..."

به راستی در طول بیش از 1000 سال و در تمامی دوران حاکمیت بنی امیه و بین عباس و بعدا مغولان و افاغنه و ...چه کسانی به جز شیعیان تحت ظلم و ستم قرار داشتند که هرگاه دم از علی (ع) و خاندانش می زند ، زبان  را از قفایشان بیرون می کشیدند؟ و شیعیان مظلومانه برای زنده نگه داشتن نام و یاد خاندان نبوت ، جز گریه و عزاداری بر مظلومیت سالار شهیدان سلاح دیگری در دست نداشتند؟

در سالهای اخیر نیز مگر صرب های مسیحی مورد حمایت غرب در جنگ بالکان به نسل کشی مسلمانان دست نزدند تا آن حد که حتی دل بی رحم حاکمان غربی هم به رحم آمد!! نگاه کنید به فیلم هایشان و عکس ها و تصاویر مستند.

مگر همین امروز درعراق و افغانستان و فلسطین جز مسلمانان هستند که مانند برگ خزان برزمین می ریزند؟ امروز گروههایی،پیامبر گرامی اسلام و پیروان ایشان را به خشونت و تروریسم متهم می کنند که بیش از هر زمان دیگری برطبل جنگ می کوبند و تبلیغ نبرد ویرانگر و خونباری به نام "آرماگدون" و بمباران اتمی دنیا برای زمینه سازی ظهور دوباره مسیح را می نمایند! نبردی که در آن دو سوم مردم کره خاکی نابود شده و تنها عده ای از یهودیان و بنیادگرایان  اوانجلیست (مسیحیان صهیونیست) باقی می مانند تا از این مسیح موعود استقبال کنند و پس از آن هزار سال برزمین حکمفرمایی نمایند!! امروز همین صهیونیست ها ، اشغال عراق و افغانستان و جنگ 33 روزه 2006 لبنان و بعدا درگیری با ایران را جزیی از همان نبرد آرماگدون پیش بینی کرده اند. آنها در تبلیغاتشان ، امام زمان ما را به اصطلاح آنتی کرایست و ضد مسیح معرفی نموده و برای اثبات آن ، کتاب ها و نشریات و مقالات متعددی انتشار داده و پیروانشان و دیگر مردم  دنیا را به مقابله با تفکر مهدوی شیعه فراخوانده اند به نظر می آید امروزه زمان آن است که بیش از همیشه رحمت و آزادگی دین حضرت محمد مصطفی(ص) را برای جهانیان بازگو نموده و جنگ طلبان و تروریست های واقعی را افشاء کنیم. امروز وقت آن است،به گوش مردم دنیا برسانیم که  از نسل آن پیامبر رحمت ، نواده اش حضرت مهدی (عج) نیز رحمت و آزادی برای عالمیان بشارت می آورد ، نه جنگ و خونریزی .

مژده دهیم که آن منجی خواهد آمد در حالی که در کنارش حضرت عیسی مسیح (ع) نیز حضور دارد و آنگاه جهان سراسر  بهاری خواهد شد.

بقول شهید سید مرتضی آوینی :"...بهاران از کجاست که روح روییدن و سبز شدن ناگاه ، در تن خاک مرده پیدا می شود؟ و از کجاست که روح شکفتن ، ناگاه از تن چوب خشک ، چندین برگهای سبز و شکوفه های سفید و آبی و زرد و سرخ برمی آورد؟ بهاران رازدار رستاخیز پس از مرگ است و ...و با بهاران روزی نو می رسد و ما همچنان چشم به راه روزگاری نو...آیا وقت آن نرسیده است که مسیحای موعود سر رسد؟ و یحیی الارض بعد موتها."