مستغاثی دات کام

 
نگاهی به سینمای 1386
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٦
 

 

  در جستجوی چشم انداز و افقی روشن

    

 سال سینمایی 1386بسیار امیدوارکننده وقوی برای سینمای ایران آغازگردید.درواقع فیلمهای به نمایش درآمده در جشنواره بیست و پنجم فجر نیز چنین نویدی را می دادند. مجموعه ای از فیلم های متفاوت با سالهای قبل در ژانرهای مختلف ، به میدان آمدن فیلمسازان جوان با آثار درخور توجه ، تجدید حیات سینمای دفاع مقدس به عنوان اصیل ترین گونه سینمایی این سرزمین با 10 فیلم ، به راه افتادن دوباره تولید فیلم های کودکان ، نگاه تازه به سینمای هراس ، بازگشت سینمای کمدی اسلپ استیک پس از چند سال غیبت و...همه و همه نوید سالی پربار برای سینمای ایران را دربرداشت

اکران نوروز 1386 نیز درواقع پیرو همین تصور بود ، فیلم هایی مانند "خون بازی" (که چندین جایزه جشنواره فیلم فجر و همچنین جشنواره شهر را به خود اختصاص داده بودوتحسین های بسیاری را از سوی گروه وسیعی از منتقدان و سینماروهای جشنواره ای را نصیب خود گرداند) و همچنین "اخراجی ها" ( نخستین فیلم بلند سینمایی فیلمساز پرسر و صدایی به نام مسعود ده نمکی که در کنار فیلم "سنتوری" محبوب ترین فیلم ایرانی جشنواره بیست و پنجم فیلم فجر لقب گرفت) از جمله فیلم های اکران نوروزی بودند که موفقیت های درخوری هم در این اکران کسب کردند و به ویژه فیلم "اخراجی ها" با فروش خیره کننده 4/1 میلیارد تومان ، بسیاری از پیش بینی ها درباره عدم توفیق آثار سینمای دفاع مقدس  را باطل نمود.نکته قابل توجه این بود که از قضا در همان اولین هفته های اکران فیلم "اخراجی ها" CD غیرقانونی آن نیز به طور وسیع تکثیر و پخش شد ، به طوریکه سر هر کوی و برزن و در هر مغازه و دکه ای یافت می شد (و در آن روز کمتر صدایی بلند شد که چرا چنین حرکت غیرقانونی صورت گرفته!) . شگفت آنکه هر چقدر CD غیرقانونی "اخراجی ها" بیشتر و بشتر تکثیر و توزیع می شد ، فروش اکران آن نیز افزایش می یافت. یعنی  آن CD های قاچاق برای فیلم "اخراجی ها" به صورت یک تبلیغ درآمد تا تعداد تماشاگر بیشتری را جذب سالن های سینما بگرداند. در واقع تعداد کثیری از تماشاگرانی که در سالن های سینما به تماشای "اخراجی ها" نشستند ، کسانی بودند که پیش از آن ، فیلم را از طریق CD های غیرقانونی آن دیده بوده و ترغیب شدند که فیلم را مجددا برروی پرده سینما به تماشا بنشینند 

این همان اتفاقی است که برای فیلم "آدم برفی" افتاد و طبق آماری غیررسمی ، حدود 72  درصد تماشاگران فیلم مذکور ، قبلا در حین کشمکش چند ساله وزارت ارشاد و حوزه هنری بر سر اکران فیلم ، نسخه قاچاق آن را برروی نوارهای ویدئویی مشاهده نموده بودند ولی پس از اکران عمومی "آدم برفی" بازهم به تماشای آن ، به سالن های سینما رفتند.از همین رو برخی کارشناسان براین باورند که در صورت جذابیت اثر سینمایی ،توزیع  نسخه های ویدئویی آن به هنگام اکران عمومی اش (صرف نظر از مذموم بودن اصل عمل قاچاق و توزیع غیرقانونی) نه تنها لطمه ای به اکران و فروش آن نخواهد زد بلکه بر توفیقش در گیشه نیز خواهد افزود.

اگرچه مسعود ده نمکی معتقد بود که توزیع و تکثیر همان CD های قاچاق ضربه جدی برفروش فیلمش زدند و می گفتاگر چنین توزیع غیرقانونی برای فیلم "اخراجی ها" اتفاق نمی افتاد ، فروش آن چند برابر فروش کنونی می شد ولی با توجه به شرایطی که هنگام  اکران آن فیلم وجود داشت و  همین طور اوضاع پس از آن ، چنین باوری چندان منطقی به نظر نمی رسد  و احتمالا فیلم "اخراجی ها" با توجه به زمان اکران و مساعدت شورای صنفی نمایش و تبلیغات نسبتا مناسب ، به حداکثر قابلیت فروش خود دست یافت.به هرحال شاید به دلیل همین تجارب باشد که  عده ای از صاحب نظران معتقدند ، بعضی تهیه کنندگان برای بازارگرمی فیلمشان هم که شده ، دست به چنین عملی خواهند زد. (البته به هیچوجه منظورم دست اندرکاران فیلم "سنتوری" نیست ، چراکه اگر ذره امیدی هم برای اکران عمومی این فیلم درایام نوروز وجود داشت، با سخنان اخیر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از بین رفت)  

!آنچه پیش بینی شده بود ، نشد

 این گونه بود که به اصطلاح افتتاحیه سینمای ایران در سال 1386 ، به صورت اطمینان بخشی امیدوار کننده بود و با توجه به پیش زمینه ذهنی از بیست و پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر (همچنانکه ذکر شد) نزد بسیاری از دست اندرکاران و کارشناسان سینمایی ، سالی پربار و متفاوت برای این سینما پیش بینی می گردید. اما متاسفانه برخلاف آنچه در 10-15 سال اول جشنواره فیلم فجر اتفاق می افتاد ، دیگر این جشنواره ، ویترین سینمای ایران محسوب نشده و همه این سینما به شمار نمی آید. یعنی درواقع بسیاری از آثار اکران سالانه سینمای ایران ، از خارج جشنواره فجر ، وارد چرخه این اکران می شوند. از همین رو روند موفقیت نمایش فیلم های سال 1386 سینمای ایران ، آنچنان که پیش بینی شده بود ، پیش نرفت

در واقع حضور فیلم های متوسط ، زیر متوسط و ضعیف که خود را خارج از گردونه جشنواره فیلم فجر به اکران عمومی رسانده بودند ، ضعف اصلی چرخه نمایش فیلم سال 1386 را رقم زد. شاید از همین روبتوان گفت ، در آن دوران که اکران عمومی فیلم ها منوط به نمایش در جشنواره فیلم فجر بود ، حداقل این خاصیت وجود داشت که فیلم ها با هر کیفیت ، یکبار در این جشنواره ارزیابی شوند. اما امروزه عدم نمایش تقریبا سه چهارم از فیلم های اکران هرسال در جشنواره فیلم فجر ، در واقع محصولات غیراستاندارد و ضعیف این سینما  را از یک آزمون سنجش کیفی خلاص کرده است

اینک با ارزیابی فیلم های اکران 1386 و مقایسه شان با آثاری از جشنواره بیست و پنجم فیلم فجر ، به جرات می توان گفت که فیلم هایی مانند "کلاهی برای باران" ، "کلاغ پر" ، "مهمان" ، "نصف مال من ، نصف مال تو" ، "محاکمه" ، "قلقلک" ، "درشهر خبری نیست ، هست" ، "قصه دلها" ، "محکومین بهشت"، "عاشق"، "ملودی"، "پسران آجری"،"اگه می تونی منو بگیر" ، "صحنه جرم ورود ممنوع" ، "سرگیجه" ، "دنیای آینده" ، "راننده تاکسی" ، "این ترانه عاشقانه نیست"، "مادرزن سلام" ،  "غیرمنتظره" و ...با موضوعات تکراری و کلیشه ای ، ساختارهای غیراستاندارد و ضعف کیفی ، نه تنها اکران سینمای سال 86 را از نفس انداختند ، بلکه تاثیر غیرقابل انکاری بر تولیدات این سال داشتند که نتیجه مستقیم آن را متاسفانه  بر اغلب فیلم های بیست و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر شاهد بودیم . به این معنای تلخ که اگرچه این دسته از فیلم های ضعیف برای جلوگیری از ارزیابی کارشناسان و منتقدین و احیانا برخوردهای جدی نقادانه ، از عدم حضور در جشنواره فیلم فجر خشنود شدند ، اما تاثیر سوء خویش را به طور غیرمستقیم برآن گذاردند تا حدی که بخش مسابقه جشنواره امسال فجر در واقع مملو از این دسته آثار بود ، فیلم هایی مانند "کنعان" ، "خواب زمستانی" ، "باد در مرغزار می وزد" و ...و اینچنین برخلاف سال گذشته حتی جشنواره فیلم فجر نیز از قبل نوید سال امیدوار کننده ای را برای اکران 87 نمی دهد

اما فیلم های سینمای دفاع مقدس را علیرغم همه کم لطفی ها می توان موفق ترین گونه سینمایی سال 86 دانست. ژانری که پیش از این از سوی برخی تهیه کنندگان و منتقدین و کارشناسان ، فاتحه اش خوانده شده و ژانر مرده به حساب می آمد. با وجود آنکه هنوز در صدر لیست پرمخاطب ترین فیلم های سینمای بعد از انقلاب ، دو فیلم جنگی "عقابها" و "کانی مانگا" نشسته اند و از 10 فیلم اول این لیست ، 4 فیلم متعلق به سینمای دفاع مقدس است ، اما متاسفانه در روزگاری  آیه یاس خواندن گروهی از واسطه های سینمای ایران در ذهن برخی مسئولین هم اثر گذارد و آنها را نیز از سینمای دفاع مقدس ناامید ساخت.ولی جشنواره فجر بیست و پنجم و سال 1386 نشان داد،این نوع سینما هنوز می توان بر قله سینمای ایران بنشیند. نکته قابل توجه اینکه در شکوفایی سینمای دفاع مقدس در سال 86 همین بس که جایزه بهترین فیلم های بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر  و جشن خانه سینما(به عنوان صنفی ترین و تخصصی ترین جشنواره سینمایی داخلی)  را آثاری از همین نوع سینما (به ترتیب "روز سوم" و "اتوبوس شب") گرفتند ، محبوترین فیلم تماشاگران جشنواره فیلم فجر بیست و پنجم و پرفروش ترین فیلم اکران سال 86  متعلق به همین سینما بود(اخراجی ها) ، معتبرترین جایزه بین المللی سینمای ایران در سال 86 که به یک فیلم تعلق گرفت از سوی جشنواره جهانی فیلم "آسیا پاسیفیک" (که مراسم اسکار فیلم های قاره آسیا و اقیانوسیه  برشمرده می شود) به یک فیلم از سینمای دفاع مقدس(اتوبوس شب) اهداء گردید و اثربرتر جشنواره فیلم فجر بیست و ششم نیز (علیرغم فقر این ژانر در جشنواره مزبور) فیلمی از همین سینما به نام "فرزند خاک" بود. آثار دیگر این گونه سینمایی که براکران عمومی سال 86 قرار گرفتند نیز چه از نظر ساختار سینمایی و چه به لحاظ ساختار روایتی ، اندازه های استاندارد را دارا بوده و برخلاف اغلب آثار به نمایش عمومی درآمده ، آبروی اکران این سال را خریدند. فیلم هایی  مانند :"دستهای خالی" ، "شب بخیر فرمانده" ، "سنگ ، کاغذ ، قیچی" ، "پاداش سکوت" و ...ولی کمترین اقدامی که  برای حمایت از این نوع سینما می توانست انجام گیرد یعنی برپایی جشنواره دفاع مقدس ، متاسفانه با کم همتی و مسامحه مسئولان آن ابتدا بر گردن جشنواره فیلم فجر و به عنوان یکی از شاخه های آن اعلام شد و بعد هم که در جشنواره فوق نه از چنین بخشی نشانی به چشم آمد و نه چندان از فیلم های دفاع مقدس اثری رویت گردید

و همچنین علیرغم حضور چند فیلم کودک و نوجوان در جشنواره بیست و پنجم فیلم فجر و برگزاری جشنواره کودکان و نوجوانان پس از یکسال ونیم وقفه و این بار در همدان با هزینه و خرج هنگفت برای نمایش همان فیلم هایی که در جشنواره فجر سال قبل حضور داشتند! (البته به جز "نصف مال من ، نصف مال تو" که گویا برگ برنده و سورپریز جشنواره فیلم کودک و نوجوان اعلام شده بود!! و شاید از همین رو هم یکی از جوایز  اصلی را دریافت نمود!!!) شاید بتوان گفت که این نوع سینما ، یکی از کم رونق ترین دوران خود را در سال 86 گذراند ، چه به لحاظ نمایش و چه از نظر تولید ، چرا که در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به عنوان نمودی از تولید سال 86 هم خبری از این نوع سینمای پرمخاطب نبود! (امیدوارم فیلم "جعبه موسیقی" فرزاد موتمن را به حساب سینمای کودک و نوجوان نگذارید!! مثل آنهایی که فیلم "دیگران" آلخاندرو آمنابار را به حساب فیلم کودک و نوجوان در ساعت 30/18 از تلویزیون پخش کردند!!!)شاید بتوان گفت که تنها گونه پررونق اکران سال 86 همان فیلم های آبکی و کلیشه ای موسوم به کمدی رمانس (که اسامی برخی آنها را در بالا آوردم) البته با ظاهری اینچنین ولی خالی از استانداردهای آن بود که سردر سینماها را از فرط تکرار تصاویر یک دختر(ترجیحا مهناز افشار) و یک پسر (ترجیحا محمد رضا گلزار) به حال رقت انگیزی درآوردند 

سینمای 86 ، قافله را به رسانه ملی واگذارد 

اگرچه در این مقال قصد پرداختن به عملکرد تلویزیون در سال 86 را ندارم ولی از آنجا که بخش مهمی  از عملکرد تصویری و نمایشی رسانه ملی ، به فیلمسازانی از سینمای ایران مربوط می شود که عدم حضورشان در این سینما از کمبودها و کاستی های جشنواره پارسال و اکران و همچنین جشنواره امسال بود ، ناچار از اذعان این نکته هستم که سیمای جمهوری اسلامی در سال 1386 به لحاظ جذب سینماگران برجسته برای ساخت فیلم و سریال و خصوصا مجموعه های جذاب و ارزشمند کارنامه بسیار موفق تری ارائه داد

بی تعارف بایستی اعتراف کرد که رسانه ملی در سال 86 آثار فیلمسازانی را به طور اختصاصی و با مدیوم ویژه اش یعنی سریال تلویزیونی روی آنتن برد که هریک سرمایه ای گرانقدر از مخزن هنری سینمای ایران به شمار آمده و می آیند. سینماگرانی همچون ابراهیم حاتمی کیا ، کیانوش عیاری ، کمال تبریزی ، سامان مقدم ، محمد علی آهنگر ، حسن فتحی ، امیر قویدل  و ... که مجموعه های قابل تاملی مانند "حلقه سبز" ، "روزگار قریب" ، "شهریار" ، "پری" ، "تا صبح" ، "مدار صفر درجه" و ...را برای تلویزیون ساختند . سریال هایی که ضمن برخورداری از محتوای تعمق برانگیز و غیر خنثی ، با نگاهی ویژه به فرهنگ و تاریخ و آیین های این ملت و سرزمین ساخته شده بودند. نگاهی که متاسفانه امروز در سینمای این آب و خاک ، حکم اکسیر را یافته است

 سوال اینجاست ، چرا حاتمی کیایی که مجموعه تکان دهنده و تاثیر گذاری همچون "حلقه سبز" را درباره معضل همیشگی مرگ و زندگی جلوی دوربین تلویزیون می برد و ارتباط غریب این دو دنیا را با نگرشی نو و تازه بر صفحه شیشه ای ثبت می نماید ، در آخرین اثر سینمایی اش (به نام پدر) آنچنان الکن و دست و پا شکسته حرف می زند؟چرا کمال تبریزی که مجموعه ای به یادماندنی درباره یکی از مهمترین شاعران معاصر این مرز و بوم را در مقابل دوربین تلویزیون شکل می دهد ، در سینما به سراغ موضوعی بی خاصیت و تکراری و صرفا سرگرم کننده مانند"همیشه پای یک زن در میان است" می رود ، در حالی که پیش از این حتی در گونه کمدی و طنز ، آثار ماندگار و پر مفهومی مانند "لیلی با من است" ،"مارمولک" ،فرش باد" و"گاهی به آسمان نگاه کن" را هم ساخته بود.چراآثاری مانند"مدار صفر درجه"که بحث و فحصش تا آن سوی دنیا هم رسید،در سینمای ایران تولید نمی شود و سازنده اش وقتی در این سینما فیلم می سازد،تحت تاثیر واسطه های حاکم بر آن ، "ازدواج به سبک ایرانی " را برپرده می برد؟!چرا کیانوش عیاری پس از دو فیلم اکران نشده و درخشانش (که درواقع مخاطب سینمای ایران از دیدنشان محروم شده است) بایستی به تلویزیون پناه ببرد و به جای گیشه های سینمای ایران ، آنتن رسانه ملی  را پررونق سازد؟ چرا کاظم معصومی ، فیلمساز جوان و خوش قریحه ای که شروع کارش با فیلم های قابل قبولی مثل "دزد و نویسنده" و "راز کوکب" بود ، تحت امر همان سینمای واسطه ایی ، به ساخت فیلم های به واقع مبتذلی همچون "ازدواج غیابی" و "آوازه خوان" کشیده می شود و پس از چنین شکستی به تلویزیون رفته و اینک یکی از پرکاران عرصه ساخت فیلم های معروف به 90دقیقه ای تلویزیون است ؟ به نظر می آید ، اینها موضوعاتی است که بایستی در اولین میزگرد یا همایش ویا سمینار بررسی علل بحران و آسیب شناسی سینمای ایران ، توسط کارشناسان و دست اندرکاران مورد بحث و بررسی قرار گرفته و زمینه های  آن ریشه یابی شود  

 حضور بین المللی سینمای ایران در سال 86  

علیرغم تمامی تبلیغات و پروپاگاندایی که در طی یکی دو سال اخیر برای علت یابی عدم حضور سینمای ایران در جشنواره های جهانی (آنهم به دلیل روی ترش کردن دو سه جشنواره مانند کن و ونیز و ...)به عمل آمد ، درخشش خارق العاده فیلم های ایرانی در جشنواره معتبر آسیا- پاسیفیک که به نوعی اسکار منطقه آسیا و اقیانوسیه به شمار می آید ، بار دیگر خط بطلانی بر تحلیل های نه چندان عمیق برخی رسانه های خارجی و داخلی کشید که سینمای ایران نه تنها دچار افول نگردیده بلکه علیرغم خواست بعضی محافل وابسته که همپای تحت فشار قرار گرفتن سیاسی ایران از سوی سیستم سلطه جهانی ، انزوای فرهنگی و هنری اش را نیز خواستار بوده و هستند ، در عرصه های مستقل بین المللی همچنان پیشتاز است. تصاحب جوایز اصلی جشنواره عظیم آسیا- پاسیفیک که با حضور فیلم های برتر 71 کشور جهان از مصر تا ژاپن و از روسیه تا استرالیا برگزار گردید ، موفقیت بزرگی برای سینمای امروز ایران بود تا بار دیگر حقانیت فرهنگ و اندیشه ایرانیان را در صحنه های هنری جهان به اثبات برساند. خوشبختانه توفیق قابل تقدیر فیلم هایی مانند "اتوبوس شب" و "خون بازی" در جشنواره آسیا – پاسیفیک نشانگر آن است که سینما و جشنواره های مستقل جهانی ، به گونه ای دیگر می اندیشند. امروزه دیگر در این نوع از چشنواره های سینمایی که از مد و مدپرستی و سرمایه های کمپانی های چند ملیتی به دور است ، سینما و هنر و اندیشه و فرهنگ ، حرف اول را می زند و نه تفکرات و دیدگاههای نژادپرستانه و استعماری قرنها پیش

  استقبال برخی فستیوال های بین المللی مانند تورنتو و مونترال از مجموعه فیلم ارزشمند و فاخر "فرش ایرانی" بار دیگر صحه ای بر این ادعا بودکه سینمای ملی در شکل استاندارد خود می تواند توفیق بین المللی نیز به همراه داشته باشد. اما تکمله تحسین برانگیز موفقیت های چشمگیر جهانی سینمای ایران در سال 1386 ، خرس نقره ای جشنواره فیلم برلین برای بازی رضا ناجی به خاطر فیلم "آواز گنجشک ها" ساخته مجید مجیدی بود که در بخش مسابقه این جشنواره شرکت داشت و پس از سالها جایزه ای از این جشنواره معتبر بین المللی برای این سینما به بار آورد. این جایزه از بعدی دیگر نیز بااهمیت بود ، از آن رو که سرانجام فیلمی خارج از روند آثار به اصطلاح سیاه نمای سینمای ایران بتواند در جشنواره ای تحت نفوذ مثل فستیوال برلین خود را به اثبات برساند و این بیش از هر توفیقی نشانگر حقانیت سینمای ملی و اصیل ایران بود که فارغ از سفارشات و نگرش غربی پسند هم می تواند موفق باشد

   اکران فیلم خارجی 

 متاسفانه با وجود تمامی وعده و وعیدها و تغییر مسئول اکران فیلم های خارجی در بنیاد سینمایی فارابی ، در سال 1386 این بخش از نمایش عمومی و رسمی فیلم در ایران همچنان با عدم برنامه و سردرگمی همراه بود. همچنان عدم تبلیغات ، اکران بسیار محدود در حد یک سانس ، عدم اتخاذ روندی خاص برای فیلم های انتخابی و ...بیش از هر موردی نشانگر بی علاقگی و تمایل نداشتن برخی مسئولین سینمایی کشور به اساس چنین مقوله ای به نظر رسید. پس چرا این نمایشات نصفه و نیمه و نیم بند ، ادامه یافته و می یابد؟

نگاهی به فیلم های به نمایش درآمده در سال 86 به خوبی سردرگمی فوق را روشن می سازد . در میان فیلم های فوق از آثار خاصی همچون "مندرلای" (لارس فن تریر ) به چشم می خورد تا فیلم های هالیوودی خوش ساختی مثل "کینه" و "شعبده باز" و "اسپارتی" تا فیلم های اروپایی تقلیدی و  دسته دومی همچون "رود سرخ 2" و تا اثری سیاسی مانند "بابی"!!برخی فیلم ها مثل "مندرلای" و "اسپارتی" محصول سال 2003 و 2004 هستند و برخی دیگر مانند "بابی" و "شعبده باز" و "کینه" در سال  2006 تولید شده اند. داستان چیست؟ قرار است فیلم روز نمایش داده شود؟(پس فیلم های 3-4 سال قبل چه محلی از اعراب دارند؟)آیا مقصود اگر نه فیلم های خاص بلکه نمایش آثار ارزشمند است ؟ (پس فیلم "رود سرخ 2" در این بین چکار می کند؟!)در شرایطی که از تلویزیون به وفور فیلم های روز دنیا پخش می شود( جالب اینکه برخی فیلمها مثل "التیماتوم بورن " پیش از رسیدن نسخه DVD اش به ایران و در حالی که هنوز برپرده سینماهای آمریکا بود ، از رسانه ملی نمایش داده شد) و انواع و اقسام فیلم ها هم به صورت CD و DVD در کوچه و خیابان موجود است ، این نوع نمایش فیلم های خارجی جز رفع تکلیف و به هدر دادن بودجه بیت المال چه مفهوم دیگری می تواند داشته باشد؟ تنها راهی که اینک برای اکران فیلم های  خارجی در سینماهای ایران وجود دارد ، اکران همزمان آثار ارزشمند و قابل نمایش است که همراه تبلیغات مناسب و اختصاص سالن و سانس های مطلوب ، بتواند  به رونق سالن های سینما در ایران یاری رساند

تنش های درون صنفی 

 اما متاسفانه شیرینی های فوق ، با برخی تحرکات منفی صنفی ، به کام سینمای ایران و دست اندرکاران و علاقمندانش ، تلخ گشت. ماجرا بازهم به تهیه کندگان این سینما و اختلافاتشان برمی گشت. تهیه کنندگانی که بعضا باعث و بانی اهم مشکلات و معضلات سینمای ایران  قلمداد شده اند که آن را به نقطه بحران زده امروز رسانده اند. اما ماجرا از آنجا وارد مرحله حاد خود گشت که پس از دعوا و کشمکش گروهی از تهیه کنندگان و فیلمسازان و همچنین مذاکراتی نیم بند ، مدیریت خانه سینما و معاونت سینمایی تصمیم به ادغام 3 جریانی کردند که هرکدام مدعی اصلی طیف تهیه کندگان این سینما بودند و انصافا (خارج از همه بی تخصصی ها و بی تعهدی ها) این اتحادیه تهیه کنندگان و توزیع بود که حق بیشتری برگردن این سینما داشت وگرنه دو گروه دیگر یعنی کانون تهیه کندگان و انجمن تهیه کننده – کارگردانان نمی توانستند چندان محلی از اعراب داشته باشند. ولی در کمال تعجب ، مدیریت خانه سینما و نماینده معاونت سینمایی ، به پشتیبانی از دو گروه دوم و سوم  و بر علیه اتحادیه تهیه کنندگان ، اقدام به تاسیبس "کنفدراسیون ی شورای عالی تهیه کنندگان" با حضور مساوی 3 جریان فوق کردند  و حق هریک از 3 جریان یاد شده در کمیسیون اکران و تنظیم نمایش عمومی را مساوی اعلام نمودند. این مسئله ، اتحادیه تهیه کندگان را به اعتراض و سپس تحریم کنفدراسیون مذکور واداشت و بپادارندگان کنفدراسیون نیز بی توجه به این کنار کشیدن ، از دو جریان دیگر تهیه کنندگان سینمای ایران ، کنفدراسیون مزبور را پرساختند. این در حالی بود که در میان اعضای آن دو جریان نیز بی تخصصی کمتر از جریان اصلی ذکر شده نبود

 ماجرا اوج گرفت و اتحادیه تهیه کنندگان ، جشن خانه سینما را نیز که توسط نمایندگانی از همان دو جریان دیگر تهیه کنندگی  اداره می شد ، تحریم کرده و محصولات خود را از این جشن بیرون کشیدند.خوشبختانه سرانجام خانه سینما و معاونت سینمایی ، به این واقعیت پی بردند که حداقل صنف سازی و حضور مستقیم در درگیری های صنفی در شرح وظایف آنها نمی گنجد. آنها می تواننداصناف و سندیکاهای سینمایی را تقویت نموده و مورد پشتیبانی صنفی شان قرار دهند ولی برپایی صنف اساسا مکانیزمی خود انگیخته داشته که با هیچ بخشنامه و اطلاعیه و امریه ، سازگار نبوده و نیست. این درحالی است که معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان  متولی و مدیر سینمای ایران ، می تواند و باید به این آشفته بازار تهیه کنندگی خاتمه بخشد و به طریقی مثلا بوسیله خانه سینما ، مدعیان تهیه کنندگی را ارزیابی و بنا به درجه کیفی ناشی از عملکردشان در 25 سال پس از انقلاب ، برای آثار بعدی آنها مورد حمایت قرار دهد یا ندهد.  بدیهی است ، ارزیابی عملکرد فوق چه از طریق آمار فروش فیلم ها (برای سنجش استقبال مردمی) و چه با توجه به اصل فیلم ها (برای قضاوت درباره کیفیت آثار) به سهولت قابل حصول است. طبیعی است ، تهیه کنندگانی که در هر دو وجه جلب تماشاگر و درجه کیفی و استاندارد ساختار فیلم هایشان ، نمره قبولی نگیرند ، بایستی لااقل از یارانه ها و امکانات دولتی مثل نگاتیو و دوربین و لابراتوار و وام بانکی و ابزار و وسائل مختلف فیلمسازی محروم گردند. به نظر می آید این طریقه ، مطلوبتر و برای بهسازی فضای تهیه کنندگی در سینمای ایران به صواب نزدیک تر باشد تا گروهی با نام تهیه کننده ، ساحت فیلمسازی را با دکان معاملات ملکی اشتباه نگیرند

 اما صنف خبرساز دیگر خانه سینما که از قضا ارتباط بیشتری با مطبوعات و نشریات دارد ، انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی است که پس از  تنش های یکی دو سال اخیر و تعویض و تغییرات پی درپی اعضای شورای مرکزی آن ، سرانجام برای نخستین بار در طول دوران 12-13 ساله فعالیتش ، با تدوین و تصویب آیین نامه شورای مرکزی ، به یک ثبات و تعادل نسبی دست یافت. توافقات قابل توجه با بنیاد سینمایی فارابی و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی برای همکاری های مستمر نوشتاری و نمایشی ، تعامل حداکثری با اعضاء که برای اولین بار درطول دوران فعالیت این انجمن به معرفی 4 گروه داوری مستقل برای جشنواره فیلم فجر ( در بخش های مسابقه سینمای ایران ، مسابقه بین الملل ، فیلم مستند و فیلم کوتاه)و همچنین هیئت های داوری برای جشنواره فیلم کوتاه ، جشنواره کوثر ، جشنواره فیلم وارش و نخستین دوره اهدای جایزه بزرگ شهید آوینی و ... انجامید ، تدارک دومین جشن بزرگ منتقدان ، برپایی کانون فیلم انجمن با همکاری خانه سینما  و ...از جمله تبعات و نتایج بلافصل این ثبات و تعادل نسبی بود

   رونق سینمای مستند 

 سینمای مستند پایه و اساس و پشتوانه سینمای هر کشور و سرزمینی است و علاوه براین باید گفت این سینما در ایران نیز نه تنها از تاریخچه ای پربار و تاثیر گذار برخوردار بوده  ، بلکه خوشبختانه در سال 1386 نشان داد که  با توانایی و بالندگی شگفت آوری  ، به لحاظ استحکام ساختاری و استانداردهای حرفه ای ، حتی از سینمای داستانی ما پیشی گرفته است. اثبات این مدعا ، کار سترگ فرزندان این آب و خاک در به تصویر کشیدن مستند فراز و نشیب های گذشته و حال سرزمین ایران بود که با تلاش قابل تقدیرمرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در نخستین دوره اهدای جایزه بزرگ شهید آوینی ،  امکان نمایش و ارزیابی پیدا نمود . در سال 1386  این فرصت بوجود آمد ، تا آثار مستند دو سال اخیر سینمای ایران در نخستین دوره اهدای جایزه بزرگ شهیدآوینی مورد قضاوت و داوری قرار گیرند.این درحالی بودکه از میان 60 اثر برگزیده توسط هیات انتخاب که خود از میان 560 فیلم دیگر گلچین شده بودند ، انتخاب یک یا دو فیلم به عنوان مستندهای برتر ، کاری بس دشوار و حتی ناممکن به نظر می رسید ،چراکه قریب به اتفاق آثار مذکور ، واجد ارزش های انکار ناپذیر سینمایی و روایتی بودند .حرکت مثبت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در تشویق فیلمسازانی که سالها در سکوت و به واقع انزوای سینمایی،مستند می ساختند،این تاثیر را داشت که لااقل بیست و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر دربخش نمایش آثار مستند،شاهدفیلم های قابل توجه تری باشد. حالا دیگر می توان امیدوار بود که دو شاخه فیلم مستند و کوتاه ، زمینه های رشد و شکوفایی خود را در سینمای ایران یافته اند . فقط امیدوارم که همچون سینمای داستانی گرفتار باندهای واسطه گر و مافیای سینمای حرفه ای نشوند

رونق سالن سازی ، آرزوی دیرین سینما دوستان

 در اختیار داشتن سالن های مدرن و استاندارد برای نمایش آثار سینمای ایران ، همواره از آرزوهای سینماگران و سینمادوستان ایرانی بوده و هست. همیشه گفته شده که در طول سالهای گذشته تعداد بسیاری از سالن های قدیمی سینمای ایران به انحاء مختلف از دور اکران خارج شده اند اما از اضافه شدن سالن های جدید به خصوص از طریق نمایش فیلم در فرهنگسراها و ایجاد سالن های اختصاصی نمایش فیلم و همچنین تبدیل سالن های قدیمی به دو یا سه سالن مدرن و جدید، کمتر سخن رفته است. براساس آمار موسسه سینما شهر ، افزوده شدن این گونه سالن های تازه برای نمایش فیلم در سال 86 سرعت بیشتری گرفت . به جز  راه اندازی سینما آزادی تهران (پس از 10 سال تعطیلی و خرابی) آن هم در 5 سالن (به جای یک سالن) آزادی ، شهر فرنگ ، شهر قصه ، شهر هنر و شهر هفتم ، تعویض و نصب16710 صندلی جدید و مدرن در 52 سینمای کشور، بهره‌برداری از سینما بهمن قزوین، سینما قدس بندر انزلی،سینما استقلال‌زنجان، تجهیز و بازگشایی سینما "آزادی" بابل و لنگرود، مدرن‌سازی و بازگشایی سینما "آسیا"ی شیراز بعد از 40 سال و... از دیگر اقدامات سالن سازی در سال 1386 بوده است 

 !  جشن و جشنواره هفت دست اما فیلم خوب هیچی

اگر وضعیت تولید و اکران سینمای ایران در سال 1386 چندان تعریفی نداشت،اما اوضاع جشن و جشنواره ها مثل هر سال روبراه بود.جشنواره های متعدد با موضوعات مختلف والبته فیلم های تکراری (که به هرحال از همان طیف 60-70 فیلم تولیدی هرسال فراتر نمی رفت)در شهرهای گوناگون و با متولیان رنگارنگ از سازمان ها و ادارات و وزارتخانه ها و نهادها و ارگان های جوراجور برقرار بود و جوایز و تقدیرها بود که رد و بدل می شد و ...اما ای کاش موسسه یا سازمانی در خانه سینما و یا معاونت سینمایی دست به یک کار تحقیقی و مستند می زد که منفعت و یا ضرر این جشنواره ها ، کدام برای این سینما بیشتر است؟ در میان جشنواره های فوق ، همانطورکه پیش از این نیز گفته شد ، اولین دوره اهدای جایزه بزرگ شهید آوینی ، تحرک و انگیزه فوق العاده ای به مستند سازی و جامعه مستند ساز بخشید ، جشن خانه سینما علیرغم همه تحریم ها و حرف و نقل ها ، در مجموعه کاخ موزه سعدآباد به شکلی آبرومند برگزار شد و جوایزش را میان اهلش تقسیم کرد.جشنواره دفاع مقدس علیرغم همه الزامات و نیازها ، برگزار نگردید و همچنان استمرارش در محاق تردید و دوددلی باقی ماند (خدا کند این دو دلی و تردید در مورد بقای اصل سینمای دفاع مقدس وجود نداشته باشد) . این در حالی بود که جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان که در سال 1385برگزار نشده بود ، پس از صرف نظر کردن از اصفهان ، همچنان سردرگم شهر میزبان ثابت و زمان مناسب پایدار برای برگزاری به همدان رفت و نخستین دوره اش را در این  شهر و در اردیبهشت ماه جشن گرفت.بیست و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر هم ، آخرین رویداد قابل توجه سینمای ایران در سال 1386 بود که در شماره های پیشین به تفضیل درباره اش نوشتیم ، فقط بایستی این نکته را اضافه کرد که سینمای نوین ایران ، بدون در نظر گرفتن جشنواره فیلم فجر ، هویت چندان روشنی نداشته و ندارد 

 آسفالتی که قیر ندارد 

   همچنان در  آمارهای ارائه شده سال 86 آمد که سینمای ایران با تولید 60 تا 70 فیلم در هر سال در مقام 14 جهان قرار دارد ولی به لحاظ میزان تماشاگر ،پایین تر از بنگلادش در رده های چهل به پایین سینمای جهان واقع شده است! به خاطر دارم ،  زمانی در گفت و گو با مهندس حیدریان (معاونت وقت سینمایی در سال 1383) ، ایشان گفت که سینمای ایران توانایی تولید حتی 300 فیلم در سال را دارد. در این صورت در مقام سوم تولید کندگان سینمای دنیا قرار خواهد گرفت. اما 300 فیلمی که تماشاگری بسیار کمتر از امروز دارند. گفتم ، چه افتخاری دارد که فیلم تولید شود ولی کسی به دیدن آن نرود. گفته اند سینما به تماشاگر و نفس او زنده است نه به تولید فیلم. یادم هست طبق آماری که یکی از روزنامه ها پس از پایان دوران اصلاحات داده بود ، نتیجه گرفته بود که در این دوران همه آمارهای سینمایی بالا رفته به جز آمار تماشاگر که نزول داشته است. دوستی مرا به یاد لطیفه ای انداخت درمورد اعتراض یک اختلاس کننده در کار آسفالت که به بازداشت و محاکمه خویش معترض بود و می گفت همه گناه وی ناشی از یک فراموشی ساده بوده است! همه قضیه این بوده که ایشان فراموش کرده بوده در آن آسفالت قیر بریزد !! حالا نقل سینمای ایران است که از همه نظر ، به قول دوستان وضعش توپ توپ است ولی فقط تماشاگر ندارد!!!متاسفانه براساس آمار ارائه شده ، بایستی گفت علیرغم وجود دو فیلم با فروش بیش از یک میلیارد تومان در جدول فروش فیلم های سال 1386 ولی به دلیل ضعف اغلب فیلم های به نمایش درآمده در این سال  که نامشان در ابتدای این مقاله آمد ، در مجموع فروش امسال این سینما نسبت به سال 85 ، نزول فاحشی داشته است

نکته  قابل توجه این است که با وجود همه این واقعیت ها ، امروز دیگر زمان اضطرار سینمای ایران به لحاظ نیروی متخصص و کارشناس سپری شده ، امروز دیگر وقت سیاه مشق و توجه به کمیت برای راه اندازی سینما نیست ،(خوشبختانه در خردادماه بود که خبر از آغاز تولید پروژه ای عظیم همچون "روز رستاخیز" نیز رسید)  امروز دیگر جایی برای کم دانشی و بی تخصصی و فقدان سواد سینمایی نمانده . بحث امروز این است که هر یک از دوستان سینماگر و دست اندرکار فیلم و سینما ، بایستی در جای خود قرار گیرند ، حتی اگر دو دهه به نام تهیه کننده یا کارگردان و یا فیلمنامه نویس شهرت پیدا کرده باشند . امروز مهمترین مسئله برای ارتقای سینمای ایران وجود تهیه کننده متخصص است . همین تهیه کننده متخصص و به دنبال آن استودیوهای استاندارد هستند که می توانند ، حیطه های دیگر سینما را نیز به سامان گردانده و محصولاتی با کیفیت بالا به مخاطب  ارائه نمایند. و این اطمینان وجود دارد که با تلاش هنرمندان مسئول و متعهد سینمای ایران و حمایت و نظارت صحیح مسئولان مربوطه ، این سینما در ابعادی استاندارد به راه خود ادامه خواهد داد و به آنچه در سطح جهانی استحقاق دارد و شایسته شان و منزلت ایران و ایرانی است ،    می رسد. سینمای ایران زنده است و زنده می ماند ، چون نام سرزمینی را بر سینه دارد که امروزه در میان مردم جهان به مظهر فرهنگ و اندیشه شهره شده و مهد مقاومت و ایستادگی در مقابل زورگویان و زیاده طلبان لقب گرفته است