مستغاثی دات کام

 
گزارش تحلیلی مراسم اهدای جوایز آکادمی 2008
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٦
 

    

!و اما اسکاری برای پیرمردها...

  

 

می توان در یک عبارت خلاصه کرد که مراسم اسکار 2008 ، بسیار معمولی و سنتی برگزار شد و برخلاف سالهای گذشته تقریبا از هرگونه ابداع و نوآوری خالی بود. این معمولی بودن از همان به اصطلاح Opening یا افتتاحیه مراسم (که دقیقا عین سال گذشته طراحی و اجرا شده بود ) شروع گردید و کلیت اعلام کاندیداها و جوایز و برنامه های جنبی را نیز در بر گرفت و بالاخره به جز این موارد به قول معروف سخت افزاری ، به لحاظ محتوایی و نرم افزاری نیز هشتادمین اسکار به مانند اسلاف پیش از دهه 70 خود کاملا قابل پیش بینی و سرراست ، جوایز اصلی را به فیلم "سرزمینی برای پیرمردها نیست" تازه ترین کار برادران کوئن داد.

زمانی می گفتند که آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا را مشتی پیرمرد پر ساخته اند که از نوک دماغشان را بیشتر نمی توانند ببینند و همواره از آنها ، محافظه کارترین انتخاب ها بیرون می آید.چند سال پیش صحبت از این بود که به تدریج اعضای قدیمی آکادمی یا بازنشسته شده و یا به سرای باقی می شتابند، بنابراین افراد جوان تر جای آنها را می گیرند. تصاویری که در همین مراسم امسال از برخی اعضای نام آشنای آکادمی  علوم و هنرهای سینمایی آمریکا ، نشان داده شد ، موید همین نظر بود. در میان این افراد ، کسانی مثل مایکل بی ،  جان تراولتا و براد برد را مشاهده کردیم که به هرحال از نسل اخیرتر هنرمندان هالیوود هستند. اما با این حال نگاهی به لیست کاندیداها و حتی شکل برگزاری مراسم ، نشانگر آن است که تغییر چندانی در تفکر حاکم بر آکادمی فوق ، اتفاق نیفتاده. 

 

اول از همه در مورد  کاندیداها باید گفت ، به روال معمول برگزیدگان آکادمی ، اکثریت قریب به اتفاق از میان آثاری انتخاب شدند که در دو ماه پایانی سال به اکران عمومی درآمده بودند. گویا هرچقدر آکادمی اسکار پوست اندازی می کند و از پیرمردهای قدیمی خالی می شود ، بازهم به جای افکار نو و جوان ، پیرمردهای دیگری برجای پیشکسوتان خود تکیه می زنند! پیرمردهایی که حافظه چندانی برای مرور فیلم های ابتدا و اواسط سال را ندارند و فقط آخرین آثاری را که دیده اند ، به خاطر می سپارند!! یعنی در واقع از یادآوری فیلم های سه چهارم ، بلکه چهار پنجم سال ، عاجزند!!!از همین روست که در میان کاندیداهای هشتادمین اسکار خبری از فیلم هایی همچون : "اشباح گویا"(اثر فاخر و ارزشمند میلوش فورمن ) ، "10 تا یا کمتر" (فیلم نوآورانه براد سیلبرلینگ) ، "شکستن و وارد شدن"( تصویر هوشمندانه آنتونی مینگلا از مهاجرین حاشیه نشین کلان شهرهای غربی  ) ، "حقه"( فیلم کنایه آمیز لاسه هالستروم درباره سیستم خبری رسانه ای امروز دنیا) ، "آقای بروکس"( فیلم تکان دهنده بروس. ای.  ایونس)  ، "1408"(اقتباسی دیگر از استفن کینگ این بار توسط میکاییل هافشتروم) ، "اینلند امپایر" ( دیوید لینچ) ، "شانس تو "(کرتیس هنسن) ، "شجاع"(نیل جوردن) ، "او گم شده ، عزیزم" (بن افلک) ، "زودیاک"(دیوید فینچر) ، "بادبادک باز"(مارک فورستر) ، "مخاطب مرگ"(جیمز ون) و ...نبود.

 

ضمن اینکه اساسا از موج اخیر فیلم های اجتماعی  یعنی  خیل آنهایی که درباره جنگ در خاورمیانه و حضور آمریکا در این منطقه  ساخته شده اند ، نیز اثری به چشم نمی خورد. گویی به اعضای آکادمی توصیه اکید شده بود که چشم خود را براینگونه فیلم ها ببندند. وگرنه چگونه می شد که از فیلم های خوش ساختی مانند :"حذف شده "(براین دی پالما) ، "در دره اله"(پال هگیس که پس از چند سال متوالی کاندیداتوری و بردن جوایز اسکار برای فیلم های "محبوب میلیون دلاری" ، "تصادف" و "نامه هایی از ایووجیما" امسال تنها به خاطر سراغ گرفتن از سربازان آمریکایی درعراق از دور رقابت های اسکار دور ماند)،"شیرها برای بره ها" (رابرت ردفورد) ، "جنگ چارلی ویلسن"(مایک نیکولز) و ...غافل ماند و حتی هنرپیشه های این فیلم ها مثل "شارلیز ترون"( برای فیلم "در دره اله") و "کانی نیلسن "(برای فیلم ضد جنگ "موقعیت") و "جولیا رابرتز"(برای فیلم "جنگ چارلی ویلسن") را علیرغم ایفای نقش های قابل تامل در نظر نیاورد؟ اما از میان همین آثاری  هم که از فیلم های آخرسال انتخاب شده بودند ، جوایز اسکار بیشتر به سنت گراها و به قولی همان پیرمردهای قوم تعلق گرفت.

 

فی المثل اسکار بهترین طراحی لباس علیرغم نوآوری های فیلم "گذر از جهان" و حتی "سویینی تاد ؛ آرایشگر شیطان صفت خیابان فیلیت " پیرو کلیشه ای ترین انتخاب (به لباس های فاخر فیلم های تاریخی ) توسط جنیفر گارنر به  طراح لباس فیلم "الیزابت اعطا شد. کیت بلانچت هم اسکار بهترین مدیریت هنری را به دو ایتالیایی فیلم "سویینی تاد " داد که پیش از این نیز برای فیلم "هوانورد" (مارتین اسکورسیزی) اسکار را از آن خود کرده بودند. با وجود حرکات مبدعانه در فیلم های "دزدان دریای کاراییب :انتهای دنیا" و "ترانسفورمز" ، اسکار بهترین جلوه های ویژه به تکنیسین های فیلم "قطب نمای طلایی" داده شد و تنها دشت این فیلم از مراسم اسکار هشتادم را رقم زد. فیلم "قطب نمای طلایی" از جمله فیلم های آخرالزمانی ضد کاتولیک و اوانجلیستی بود که حتی توسط کلیسای کاتولیک نیز تحریم شد ، ولی در جشنواره فیلم فجر امسال به نمایش درآمد

امسال هم مثل همه دوره های قبل ، 5 ترانه کاندیدای جایزه بهترین آواز فیلم ، توسط خوانندگانشان به طور جداگانه و در میان سایر برنامه ها اجرا شدند که تقریبا هیچ کدام احساس برانگیز و تاثیر گذار نبودند و به ضعیف ترین وجه هم اجرا شدند که تعجب برخی مخاطبان و حاضران در سالن و همچنین پای گیرنده های تلویزیونی را برانگیخت (در اظهارنظرهای پس از مراسم هم انتقادهای فوق ثبت گردید) و کسالت بارتر اینکه برای معرفی

 هرکدام هم باز مثل هرسال یک بازیگر به روی صحنه آمد.

 

همین جا بگویم که  امسال شاهد کم کارترین مجری یا به قول خودشان میزبان مراسم اسکار حداقل در طول سالهای اخیر بودیم. پس از کنار رفتن بیلی کریستال و خاتمه پذیرفتن حاکمیت 7-8 ساله اش بر صحنه های اسکار ، ووپی گلدبرگ و دیوید لترمن و حتی استیو مارتین هم اجرای قابل قبولی را ارائه ندادند. کریس راک هم که بدترین بود. تا اینکه  دو سال پیش  ، جان استوارت ، مجری موفق برنامه های نمایشی روزانه CNN میکروفن میربانی اسکار را بدست گرفت که در کشاکش آغاز شکست های آمریکا در مقابله با آنچه تروریسم می خواندند ، اجرای نسبتا تماشایی ارائه داد و با جوک های سیاسی خود ، حسابی مراسم 2 سال قبل (که از قضا مملو از فیلم های سیاسی – اجتماعی بود) را رونق بخشید. سال گذشته "الن دی جنرس" ، نتوانست توجهی را در اجرای خود جلب کند و علیرغم تمرین چندین چندباره متن تصویب شده نطق ابتدای برنامه اش ، آن را با لحن سرد و تپق های مکرر به انتها برد!! اما امسال بازگشت دوباره جان استوارت به هیچوجه امیدوار کننده نبود. صحبت های طولانی (حدود 10 دقیقه ای) ابتدای مراسم به شدت محافظه کارانه و خسته کننده شد. او در حالی که به شدت از پرداختن به مسائل روز پرهیز می کرد( در حالی که امروز حضور ارتش و سربازان آمریکایی و کشته شده وسیع آنها در خاورمیانه ، چالش و بحث اصلی جامعه آمریکاست) با حرف های تکراری و صحبت درباره بازیگران و هنرپیشه هایی که حتی بعضا در سالن نبودند ، سعی درگرم کردن مراسم داشت که از عهده اش برنیامد. در سایر قسمت های برنامه نیز بیشتر نقش انفعالی داشت و کمتر به شوخی هایی ولو در سطح برنامه تلویزیونی اش می پرداخت.

دو اسکار فنی صدا (یعنی ترکیب صدا و تدوین جلوه های صوتی ) به علاوه جایزه بهترین تدوین  به  فیلم "اولتیماتوم بورن" ساخته پال گرین گراس (که شهریور امسال از شبکه سوم خودمان نیز پخش شد) رسید و جایزه بهترین چهره پردازی را دو گریمور فرانسوی فیلم "برای مادر" یا "زندگی به رنگ صورتی" دریافت کردند. شاید این مورد و جایزه دیگری که بازیگر زن فیلم مذکور(ماریون کوتیلار)  به عنوان بهترین بازیگر نقش اول زن گرفت را بتوان تنها سنت شکنی اسکار امسال دانست . شاید کمتر کسی حدس می زد که فارست ویتاکر (برنده اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد سال گذشته ) در روی صحنه اسکار ، جایزه را از کیت بلانچت و جولی کریستی و الن پیج و لارا لینی دریغ نماید

همان گونه که حدس زده می شد ، انیمیشن "راتاتویی" ساخته براد برد( سازنده "شگفت انگیزها" و برنده اسکار بهترین انیمیشن بلند سینمایی به خاطر آن ) اسکار فیلم بلند انیمیشن امسال را هم گرفت. در حالی انیمیشن ضدایرانی "پرسپولیس" (برخلاف معیارها و ملاک های این بخش از اسکار) نیز در همین بخش کاندیدا شده بود ولی احتمالا اعضای آکادمی نتوانسته اند چشم خود را بر ضعف های آشکار ساختاری و محتوایی آن بسته  و جایزه ای را (فقط برای این که توانسته ساز همیشگی زورگویان و سلطه گران دنیا را علیه مردم ایران کوک کند) دو دستی تقدیمش کنند! بازهم مثل مراسم قبلی اسکار سالهای پیشین ، کاراکتر یک فیلم انیمیشن سال ( امسال بری بنسن "فیلم زنبوری") با اجرای جلوه های ویژه تصویری در مقابل تریبون آمد و برای اعلام بهترین انیمیشن کوتاه ، لیست نامزدها را خواند. 

 سهم فیلم "مایکل کلایتن"(اثر معترض به فساد و تباهی شرکت های بزرگ تجاری در آمریکا) از مراسم امسال ،  فقط اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن بود که برروی سن ، الن ارکین (برنده سال گذشته اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای فیلم "لیتل میس سان شاین") آن را به "تیلدا سویینتن" داد . "کیت بلانچت" ، هم  در این رشته (به خاطر بازی اش در فیلم "من آنجا نیستم " و در نقش عجیب و غریب باب دیلن ) و هم در شاخه بهترین بازیگر نقش اول زن ( برای فیلم "الیزابت") اسکار را از دست داد.  "تاوان" (دیگر فیلم نامزد بهترین کارگردانی و فیلم )نیز فقط یک جایزه ، آن هم برای موسیقی متن  نصیب برد و "جونو" (یکی دیگر از 5 کاندیدای بهترین فیلم) هم به اسکار بهترین فیلمنامه اریژینال بسنده کرد. نکته جالب اینکه کاراکتر ظاهری نویسنده فیلمنامه مذکور ( دیابلو کدی) چندان با خود "جونو" متفاوت به نظر نمی آمد و علنا با شکل زننده ای ، روی بازوی خود را خال کوبی کرده بود! جایزه دهنده او ،  هریسن فورد بود که گویا چندان نسبت به چنین کاراکتری احساس صمیمیت نکرد و با سردی ، اسکار را به دستان وی داد !

اکثریت قریب به اتفاق فیلم های غیرانگلیسی زبان کاندیدای اسکار 2008 را فیلم هایی درباره جنگ جهانی و کشتار یهودیان تشکیل می داد که یک فیلم اسراییلی هم در میانشان به چشم می خورد.(گویا بحث های چالش برانگیزی که طی دو سال گذشته بر سر هلوکاست در دنیا به راه افتاده ، حسابی دست اندرکاران مراسم اسکار را عصبانی کرده است!!) و پنه لوپه کروز در روی صحنه فال جایزه را به اسم نوع اتریشی آثار مذکور زد.

شاید بتوان بحث برانگیزترین فیلم حاضر در هشتادمین مراسم اسکار را تازه ترین اثر پال تامس اندرسن یعنی "خون به پا می شود" دانست که فیلمی درباره شکل گیری جامعه آمریکا برروی ثروت چاههای نفت و  تزویر و ریای کلیسای پیورتن ها (اسلاف اوانجلیست های امروزی)  بود و مانند فیلم قبلی آندرسن(همچون "ماگنولیا") پول و تزویر را در کنار یکدیگر ویرانگر انسانیت و اخلاق نشان می داد. اما محافظه کاری آکادمی نشینان اجازه نداد تا جوایز اصلی را به این فیلم اعطا نمایند و آن را به دو جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد( دنیل دی لوییس که پس از فیلم "پای چپ من" ،  دومین اسکارش را این بار از دست هلن میرن گرفت) و بهترین فیلمبرداری (رابرت الزویت) محدود کردند در حالی که فیلم از فیلمنامه و کارگردانی بسیار قوی برخوردار بود. اما قطعا فیلم "سرزمینی برای پیرمردها نیست " به عنوان برنده اصلی اسکار 2008 ، گزینشی ساختار شکنانه برای مراسم اسکار به حساب نمی آید . چراکه حتی به سطح  سنت گریزی فیلم هایی مانند :"ارتباط فرانسوی"(برنده اسکار بهترین فیلم 1971) ، "پرواز برفراز آشیانه فاخته"(برنده اسکار بهترین فیلم 1975) ، "محبوب میلیون دلاری"(برنده اسکار بهترین فیلم 2005) ، "تصادف" (برنده اسکار بهترین فیلم 2006) هم نمی رسد. فیلمی که اگرچه خشونت بی حد و حصر را در جامعه آمریکا به تصویر می کشد ولی آن را ناشی از حضور خارجیان در این کشور قلمداد می کند! قاتل سادیستیک فیلم (بابازی خاویر باردم)، یک مکزیکی است که فقط می کشد تا کشته باشد. از این رو اعلام اسکارهای بهترین فیلم وکارگردانی و فیلمنامه اقتباسی و بازیگر نقش دوم مرد  برای فیلم "سرزمینی برای پیرمردها نیست" ، در جهت همان روند سالهای گذشته مراسم فوق به نظر می رسد. نکته قابل تامل اینکه اگرچه برای اهدای اسکار بهترین کارگردانی ، مارتین اسکورسیزی (برنده سال قبل) به روی صحنه آمد ولی برای اسکار بهترین فیلم که مهمترین بخش مراسم به شمار می رود ، در حالی که هنوز برادران کوئن و جایزه دهندگان بهترین کارگردانی خارج نشده بودند ، دنزل واشنگتن بدون هیچگونه مقدمه ای به روی سن رفت (در حالی که در سالهای قبل ، این بخش از مراسم با تدارک کافی و جهت نمایش اهمیت آن ، بعضا بوسیله حضور دو سوپراستار اجرا می شد.) و خیلی سریع بعد از اعلام اسامی نامزدها ، نام برادران کوئن را خواند.

 

حتی در زمینه جایزه افتخاری یک عمر فعالیت هنری ، خبری از بازیگران نسل پیشین و هنرمندان معروف و نام آشنا نبود و نیکول کیدمن با اجرای بسیار سطح پایین (گویا همراه افت بازیگری این هنرپپیشه پر سر و صدای غربی ، نطقش هم کور شده است!!)، تنها اسکار افتخاری امسال را به یک طراح هنری فیلم (رابرت بویل 94 ساله) داد.

مراسم اسکار 2008 تقریبا هیچ نقطه اوج یا ابتکاری نداشت. همچنان برنامه نه به صورت کاملا زنده بلکه به شکل Live-Recorded  و با تاخیر 7 ثانیه ای جهت جلوگیری از صحبت های غیر معمول پخش گردید(توضیح اینکه پس از مراسم اسکار سال 2002 که شان پن و مایکل مور تحت تاثیر اشغال عراق توسط آمریکا ، بر روی سن مراسم جرج بوش را خطاب فحش وناسزا قرار دادند ، برنامه فوق با تاخیر 7 ثانیه ای و به صورت Live-Recorded  به نمایش در می آید.) ، مثل هر سال برای مردگان  سال گذشته ، کلیپ ویژه ای پخش شد ، همچنین کلیپ هایی هم درباره 79 فیلم اسکاری سال های گذشته و بازیگران و کارگردانان برتر این سالها به نمایش درآمد. اگرچه اسکار امسال به شدت از فضای ضد جنگ و اشغال آمریکایی فاصله گرفته بود ولی برای اینکه سردمداران هالیوود را در کنار اشغالگران نشان دهد ، در بخشی از مراسم که به معرفی کاندیداهای بهترین فیلم مستند کوتاه می پرداخت ، برای اعلام اسامی از سربازان آمریکایی در بغداد کمک گرفته شده بود تا شاید حمایت مراسم فوق را از جنگ طلبان ، به گوش و چشم  متجاوزان و اشغالگران برساند!! پرهیز اعضای آکادمی از اعلام حتی یک فیلم از میان خیل آثار ضد جنگ و اشغالگری امسال سینمای آمریکا به عنوان نامزد جایزه اسکار (ولو در رشته های فرعی) می تواند نشانه ای دیگر از همین  پشتیبانی تلقی شود. برخلاف آنچه دو سال پیش جرج کلونی  در دفاع از اعضای آکادمی گفت که انتخاب های اسکار همیشه در صحنه اجتماعی آمریکا پیشگام بوده است ، اما در واقعیت ، مصداقی از این سخن یافت نمی شود