مستغاثی دات کام

 
در جشنواره فیلم فجر امسال
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٦
 

 

این فیلم ها را از دست ندهید!

 

 

 

بازهم هنگامه جشنواره فیلم فجر رسید و 11 روز ضیافت سینما و فیلم و  دلپذیرتر از همه ، دیدار دوستان (عید دیدنی دهه فجری) که در طول سال از دیدن آنها محرومیم . خیلی ها حتی آنها که شغل و حرفه شان ، چندان ارتباطی هم به هنر هفتم ندارد ، مثل هرسال در این ایام برای فرارسیدن جشنواره روزشماری می کنند و بعضا برای آن روزها از محل کار ،  10 روزی مرخصی می گیرند و یا کار و حرفه شان را تعطیل می کنند. حکایت پیش فروش بلیط ها و کنجکاوی روزهای قبل از جشنواره که چه فیلم هایی رسیده و تلاش مطبوعاتی ها برای رساندن عکس و چانه زنی ها با روابط عمومی برای اضافه کردن حتی یک نام در لیست های ارائه شده برای صدور کارت سینمای مطبوعات و ...و بعد آن صف های طویل برای فیلم های خاص و سانس های فوق العاده  و بازگشت های نیمه شب به خانه و بحث و جدل بر سر فیلم های دیده شده در آن خیابان های تقریبا خلوت نیمه شب و سرد میانه زمستان تهران که به چراغانی ها و تزیینات ویژه دهه فجر هم آراسته شده است و ...همگی حداقل برای نسل ما که سینمارفتن جدی را از اوابل دهه 60 با جشنواره فیلم فجر آغاز کرد ، خاطرات بسیاری دارد. خاطراتی از جنس رفاقت و شب گز کردن و خود سینما ...

در چنین روزهای که اخبار و جنب و جوش اهالی سینما و نشریات سینمایی مثل حاجی فیروز و نشانه های عید نوروز ، مژده رسیدن عید سینما در ایران را می دهد (که گفتم عید دیدنی و دست و روبوسی خاص خود را هم با دوستان دیرین دارد)،این خاطرات  مانند خود سینما در ذهنمان پرده می گشاید ؛ مثلا  اینکه در همان اولین جشنواره فیلم فجر با چه ولعی به دیدن فیلم "خط قرمز" کیمیایی رفتیم ، یا برای تماشای "شاید وقتی دیگر" در جشنواره ششم ، در صف سینما شهر قصه ، چه فشار و زد و خوردی را تحمل کردیم! یا برای "نوبت عاشقی " و " شب های زاینده رود" در جشنواره نهم از ظهر تا نزدیکی های نیمه شب را در صف سینما آزادی گذراندیم و وقتی در سانس های فوق العاده  یک بعد از نیمه شب بالاخره به داخل سینما راه یافتیم ، برخی همراهان که دوازده ساعتی ایستادن در صف را تحمل کرده بودند ، برروی صندلی های سالن سینما ، از خستگی خوابشان برد و اصلا موفق به تماشای فیلم نشدند، یا چگونه در جشنواره چهاردهم ، بعد از تماشای فیلم "گبه" ، حدود ساعت 12 نیمه شب ، جلوی در سینما فلسطین ، جناب محمد کلاری را گیرانداختیم و گپی دوستانه درباره فیلم را به یکی از مصاحبه های اصلی جشنواره تبدیل کردیم یا وقتی  که برای تماشای فیلم آخر کوروساوا یعنی "مادادایو" چطور فاصله بین سینما فلسطین و سالن سینما عصر جدید ، چند قدم را یکی کردیم یا ...

همانطور که جشنواره فیلم فجر در طول این سالها علیرغم فستیوال های دیگر مانند جشن خانه سینما ، همچنان معتبرترین جشنواره داخلی باقی مانده است ، خاطرات و متن و حاشیه آن نیز اساسا با آن فستیوال ها ، قابل مقایسه نیست.

امسال نیز جشنواره فیلم فجر ، در بیست و ششمین دوره خود ، با انبوهی از آثار داخلی و خارجی ، داستانی و مستند ، کوتاه و بلند و ...با پس زمینه ای پر رنگ از خاطره و نوستالژی همچنان در بحبوحه جشن های سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی برگزار می گردد.(خصوصا که پس از سالها ، سینمای پرخاطره آزادی هم با سر و شکل تازه ای به صف سینماهای جشنواره پیوسته و قرار است که بدون کارت پیش فروش ، در همان گیشه ، بلیط هایش را به عموم عرضه دارد)  امسال نیز ، تعدادی از فیلم های برتر ایرانی و خارجی در این جشنواره به نمایش در می آیند ، اگرچه همیشه عده ای (از جمله نگارنده) هر دوره جشنواره فجر که فرارسیده ، غر زده اند که چرا جشنواره امسال اینجوری است؟!!

اما از آنجا که به هرحال تعداد بسیار زیادی فیلم در این جشنواره برپرده می رود و تماشای حتی نیمی از آنها برای اغلب مخاطبان آن ، کاری بس سخت و طاقت فرسا و بلکه ناممکن است ، بی مناسبت نیست حداقل به عنوان تماشاگری حرفه ای که ربع قرن با جشنواره فجر همراه بوده و سرما و گرمایش ، صف و غیرصفش ، سینما کریستال یا سینما آزادی اش ، اول وقت یا نیمه شبش و ...را چشیده است ، تقریبا در جریان سینمای ایران و جهان هم قرار دارد ، از نقطه قوت های این جشنواره باخبرتان کنم و برای آنها که به دنبال فیلم مورد علاقه شان می گردند ، کار را سهل و ممتنع ساخته و برای تماشای فیلم ها جسارتا خدمتشان ، خرده راهنمایی تقدیم دارم. باشد که مقبول افتد.

اول برای آنان که عاشق هنر هفتم و اساتید آن هستند ، بگویم که امسال به مناسبت درگذشت یکی از این استادان ، یعنی اینگمار برگمان ، برنامه بزرگداشت و مرور برآثار این هنرمند فقید سینما برگزار می شود که قرار است ، 11 فیلم او به نمایش درآید از جمله شاهکارهایی مانند "عطش" محصول ۱۹۴۹، "میان پرده تابستانی" (۱۹۵۱) ، "شب دلقک ها" (۱۹۵۳) ، "مهر هفتم" (۱۹۵۷) ، "توت فرنگی های وحشی" (۱۹۵۷) ، "چهره" (۱۹۵۸) ، "چشمه زندگی" (۱۹۶۰) ، "همچون در یک آینه" (۱۹۶۱) ، "فلوت جادویی" (۱۹۷۵) ، "تخم مار"(۱۹۷۷) و "سونات پاییزی" (۱۹۷۸) که بعضی از آنها از جاودانه های تاریخ سینما ، محسوب شده وتماشایش برای عاشقان سینما ، فرصت غنیمتی است که فیلم های برگمان را برپرده عریض سینما ببینند. خصوصا فیلم "عطش" را که کمتر دیده شده است.چنین فرصتی در جشنواره فیلم فجر ، تنها یک بار روی داد ، در جشنواره دهم و آن هم فقط با 3 فیلم از استاد. آنها که در یکی دودهه اخیر مفتون سینمای کیسلوفسکی و مانند آن شدند ، اگر فیلم های برگمان را ندیده اند ، بخش بزرگداشت وی را در جشنواره بیست و ششم از دست ندهند که کیسلوفسکی محبوبشان ، خود را تمام و کمال مدیون و وامدار سینمای برگمان سوئدی می دانست

 ۲- یک بخش بزرگداشت هم برای فیلمساز برجسته معاصر روسی ، نیکیتا میخالکف وجود داردکه همراه برادرش آندری میخالکف ، در سینمای پس از رئالیسم سوسیالیسم شوروی سابق ، تحول مهمی بوجود آوردند. او با فیلمی به نام "اورگا" معروف شد که به عقیده برخی با الهام از "مغول ها" ی پرویر کیمیاوی ساخته شده بود ، زیرا در همان سالی که "مغول ها" در جشنواره فیلم تهران به نمایش درآمد ، میخالکف نیز داور همان جشنواره بود. فیلم های دوستان نزد دشمنان ، دشمنان نزد خویشانشان (محصول ۱۹۷۴ ) ، قطعه ای ناتمام برای پیانو میکانیکی (۱۹۷۷) ، پنج شب (۱۹۷۸) ، ابلوموف (۱۹۷۶) ، بدون شاهد (۱۹۸۳ ) ، آفتاب سوخته (۱۹۸۳) ، آرایشگر سیبری (۱۹۹۹) ، دوازده مرد خشمگین (۲۰۰۷)  از میخالکف به نمایش در می آيد که(به نظر نگارنده)  3 فیلم ابلوموف (براساس رمانی از ایوان گنچاروف) ، آفتاب سوخته (که برنده جایزه اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان هم شد) و آرایشگر سیبری ، از بقیه قابل تامل ترند. ضمن اینکه تماشای فیلم "دوازده مرد خشمگین" وی نیز که جدیدترین اثر سینمایی اش به شمار می آید ، حداقل برای پی گیران سینمای میخالکف دیدنی است. 

۳- در بخش مسابقه سینمای شرق تحت عنوان جلوه گاه شرق ، فیلمی از فولکر شلندورف به نام "الژان" نمایش داده می شود که محصول مشترک 2006 کشورهای مغولستان و آلمان و فرانسه است. این فیلم از آن رو اهمیت دارد که شلندورف از فیلمسازان مولف سینمای نوین آلمان  در کنار کسانی همچون راینر ورنر فاسبیندر و مارگارت فون تروتا قرار دارد که فیلم هایی مانند "طبل حلبی"(براساس رمانی از گونتر گراس)  وی  را از شهرت خاصی در میان سینما دوستان برخوردار کرد ، بویژه اینکه جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان و نخل طلای جشنواره فیلم کن را هم دریافت کرده است.

۴-در بخش مسابقه سینمای معناگرا (در جستجوی حقیقت)، فیلم "1408" را به یاد داشته باشید که براساس نوولی از استفن کینگ توسط میکاییل هافشتروم ساخته شده است و محصول همین سال 2007 است ، یعنی از فیلم های روز به حساب می آید. دوستداران داستان های استفن کینگ ، حتما در سینما ، فیلم هایی مانند "میزری"(راب راینر ) ، "مسیر سبز"(فرانک دارابانت)  ، "پنجره عقبی"(دیوید کوئپ)  و خصوصا "تلاءلو " استنلی  کوبریک را ازد خاطر نمی برند. به نظرم فیلم "1408" در همان مایه های اثر کوبریک است ، با این توصیف که به جای پرداختن به هراس ماورایی و متافیزیکی ، وحشت از گناه را مطرح می سازد. به جز اینکه کلا فیلم های این بخش می تواند برای مخاطبان فیلم های ماورایی جذاب باشد.

۵-در بخش مسابقه سینمای بین الملل ، حضور فیلم های "دوازده" نیکیتا میخالکف و "الکساندرا" الکساندر سوخوروف و "مایکل کلایتون" تونی گیلروی و "غیرقابل انتشار" براین دی پالما ، قابل توجه است. "مایکل کلایتون" باشرکت جرج کلونی ، نامزد دریافت 7 جایزه اسکار امسال شده است و ماجرای تقابل با شرکت های چند ملیتی در دنیای امروز غرب و گردانندگان فاسدشان را زیر ذره بین می گیرد.                                                         

فیلم تازه "براین دی پالما" (که در کنار جرج لوکاس و استیون اسپیلبرگ و فرانسیس فورد کاپولا و مارتین اسکورسیزی از 5 بنیانگذار هالیوود نوین به شمار آمده ولی به دلیل روحیه عصیانگرایانه اش از این مرکز فیلمسازی سینمای غرب رانده شد) با عنوان اصلی "Redacted" با نام فارسی" غیرقابل انتشار " در جشنواره بیست و ششم ، سیاست های ضد بشری آمریکا در سرزمین های اشغال شده ، را زیر علامت سوال می برد. دی پالما که درباره جنگ ویتنام نیز فیلم "تلفات جنگ" را ساخته بود ، با نگاهی ژرف تر و تکان دهنده تر فیلم "Redacted" (که می توان آن را با تسامح و با توجه به مفهوم درونی فیلم ، "حذف شده" ترجمه کرد) را امسال برپرده سینماهای جهان برد. فیلمی که برخلاف فیلم های رسمی جنگ ، از قطعات مستند وبلاگ ها و عکس های برخی خبرنگاران ساخته شده و حالتی مستندگونه دارد تا آنجا که برای نمایش عمومی ولو بسیار محدودش مورد سانسور  شدید دستگاه نظارتی سینمای آمریکا واقع شد  و اعتراض دی پالما را برانگیخت. فیلم درباه دختر 14 ساله عراقی بود که مورد تجاوز سربازان آمریکایی قرار گرفته و بعد خود و خانواده اش توسط همان سربازان قتل عام شدند. خود دی پالما در مصاحبه مطبوعاتی فیلم گفته بود که وقتی فیلمی مستند از سربازان آمریکایی را دیده بود که خودشان از به رگبار بستن شهروندان بی گناه عراقی فیلمبرداری کرده  و سپس دوربین را به سمت خویش گردانده که در حال قهقهه زدن هستند ، برخود لرزیده بود . یا ماجرای سربازانی که با مصرف داروهای روان گردان ، منقلب شده و به شکنجه وحشیانه اسیران عراقی دست زد.

در بخش نمایش های ویژه (آثار داستانی روز) چند فیلم قابل تامل وجود دارد که از آن جمله می توان به برخی آنها اشاره کرد: وسترن "10/3 دقیقه به یوما" (بازسازی جیمز منگولد از فیلم 1957 دلمر دیوز )که راسل کرو در آن بازی دارد و فیلم نامزد برخی جوایز امسال هم شد،                          

 "کوکب سیاه" (فیلم سال گذشته براین دی پالما و با ایفای نقش جاش هارتنت و هیلاری سوانک و اسکارلت جوهانسن ) که درباره سوء استفاده هالیوود از زنان و دختران و بنیانگذاری پایه هایش برفساد و فحشاء بود ،  فیلم "شهر مرزی" درباره یک شهری در مرز میان آمریکا و مکزیک که در کنار کارخانه هایش و اشتغال مکزیکی ها ، جنایت های بیشماری را شاهد است که  قربانیان اغلب این جنایات، دختران و زنان جوان هستند.آنها پس ازاینکه موردتجاوزقرار می گیرند ، به قتل رسیده و دفن می شوند. دولت مکزیک از ترس به خطر افتادن روابطش با آمریکا و تعطیل شدن کارخانه ها ، از درج اخبار این جنایات جلوگیری می نماید اما خبرنگاری به نام لارن فردریکس (با بازی جنیفر لوپز) که مکزیکی الاصل است و پدرش را در حادثه ای مانند همین قتل های مشکوک از دست داده ، از سوی یک نشریه شیکاگویی وارد ماجرا شده و به دنبال سرنخ قتل ها ، به روسای کارخانه ها و حتی سناتوری آمریکایی که از سهامداران این کارخانه هاست ، می رسد . در این ماجرا دوست قدیمی اش" دیاز"( با ایفای نقش آنتونیو باندراس) که یک موسسه انتشاراتی را در مکزیک اداره می کند ، به کمکش می شتابد  و  همین باعث قتلش نیز می گردد. لارن بالاخره متوجه می شود به دلیل دست داشتن سناتور آمریکایی در این ماجراها ، نمی تواند بالاتر از این برود و حتی شغلش در نشریه شیکاگویی معلق می گردد.     از دیگر فیلم دیدنی این بخش ، "فرزندان بشر" ساخته آلفونسو کوارون است با بازی کلایو اوئن که از آینده تاریک بشر امروز می گوید ، زمانی که دیگر کسی بچه دار نمی شود و جمعیت دنیا رو به انقراض گذاشته است. جنگ و خونریزی و تجاوز در همه جا بیداد می کند تا اینکه برخی متوجه می شوند ، زنی باردار شده است. از آن پس تلاش گروهی برای حفظ جنین آن زن آغاز می شود ، در حالی که گروهی نیز در صدد نابودی وی هستند. تاگور می گوید ، هر نوزادی متولد می شود ، نشانه آن است که خداوند هنوز رحمتش را از نوع بشر قطع نکرده است. در فیلم "فرزندان بشر" دورانی به تصویر کشیده می شود که اساسا باروری به فراموشی کشیده شده و همه درپی نابودی یکدیگر هستند.                                                                                                  "قطب نمای طلایی" ذیگر فیلم این بخش است که براساس کتاب معروف فیلیپ پولمن ( در ایران با نام "نیروی اهریمنی اش" منتشر شد) ، در ادامه سندرم فیلم های هری پاتر ساخته شده و از قضا به شدت مورد اعتراض کلیسای کاتولیک قرار گرفت ، چراکه در آن کشیشان کاتولیک ، افرادی سنگدل و بیرحم تصویر می شوند که بچه ها را ربوده  و به محلی در قطب شمال برده تا به اصطلاح شیطانشان را از وجودشان جدا کنند. شیاطینی که به شکل حیوانات در کنار انسان ها زندگی می نمایند و به نوعی روح آنها به حساب می آیند. در این فیلم نیکول کیدمن و دانیل کریک بازی دارند. البته فیلم مملو از نشانه های آخرالزمانی است که این روزها تبلیغات اصلی محافل صهیونیست های مسیحی (اوانجلیست ها) برای پیشواز نبرد آرماگدون به شمار می آید. خصوصا که هماره در این تبلیغات درصدد نابودی کلیسای کاتولیک هستند.

فیلم دیگری به نام "قلب های تنها " ساخته تاد رابینسون و با شرکت جان تراولتا و سلما هایک نیز در این بخش نمایش داده می شود که فیلم نوآری از یک داستان واقعی درباره زوجی به ظاهر معمولی است که عامل یک سری قتل های زنجیره ای بوده و گروهشان را "قلب های تنهای جنایتکار" نام گذارده اند.                                                              

دیگر از فیلم های دیدنی این بخش بایستی به فیلم "دوشیزه پاتر" درباره زندگی نامه "بئاتریکس پاتر" (با باز رنی زل وگر) یکی از قصه نویسان کودکان و "راهی به سوی گوانتانامو" اشاره کرد که یکی از وجوه تکان دهنده آن ، نمایش خشونتی است که از سوی گروهای مسیحی علیه مسلمانان بوسنی به کار گرفته شده و جنایت علیه آنها را تا مرز نسل کشی پیش می برد.

۷-در بخش جشنواره جشنواره ها نیز می توان چند فیلم ارزشمند سالهای اخیر را دید از جمله "چوپان خوب" ، دومین ساخته رابرت دو نیرو (که در صحنه های کوتاهی از فیلم نیز حضور دارد) درباره چگونگی شکل گیری سازمان سیا برپایه انجمن های سری فراماسونی مانند "جمجمه و استخوان ها" و براساس زیرپاگذاردن عواطف واحساسات و خانواده "خداحافظ بافتا" به کارگردانی بیل اگوست که از وی فیلم هایی مثل "پله فاتح" را به عنوان برنده  نخل طلای جشنواره کن به خاطرداریم .

دره اله یکی دیگر از آثار ضدجنگ امسال ساخته پال هگیس( فیلمساز اسکاری 3 سال اخیر) فیلمی است باشرکت تامی لی جونز به نقش پدر سربازی که در عراق مفقود شده و برای یافتن پسرش عازم عراق می شود، با این دیدگاه که فرزندش در نبردی افتخار آمیز شرکت کرده ولی در آنجا با واقعیاتی تلخ مواجه می گردد که پسر سربازش با مصرف داروهای روان گردان به شکنجه وحشیانه و قتل عام عراقیان دست می زده است. (این فیلم در جشنواره فیلم ونیز سال جاری نیز جایزه شیر نقره ای را دریافت کرد و تماشاگرانش را وادار کرد که حدود 10-15 دقیقه به طور ایستاده به تشویق بپردازند)                                                                                   

بالاخره فیلم فیلم"خدک" از آثار ارزشمند سینمای سال گذشته که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. فیلم  "خدک" یا "کاداک" ساخته دو فیلمساز بلژیکی به نام های پیتر برازنس و جسیکا هوپ وودورث است که هشت سال پیش هم مشترکا فیلمی دیگر درباره  مغولستان به نام "وضعیت سگی" ساخته بودند. این دو از معدود فیلمسازان و شاید بتوان گفت تنها سینماگرانی هستند که در آن سوی اروپا درباره سرزمین بی سرو صدایی همچون مغولستان امروز (که البته تاریخی بسیار پر فراز و نشیب داشته است) فیلم می سازند و از بازیگران مغولی استفاده می کنند. مناظر بکر و طبیعی استپ های سرد و برفی مغولستان در تقابل با شهرک های بی روح معادن زغال سنگ ، به خوبی در فیلم به چشم می خورد و دو فیلمساز سعی نموده اند با این هماوردی تصویری ، به نوعی برای فرهنگ و ارزش های کهن و باستانی شرق مرثیه سرایی نمایند.

در بخش فیلم های مستند ، علاوه بر فیلم هایی درباره مارلون براندو و هنریک ایبسن و دیوید لینچ که برای دوستداران این هنرمندان جذاب خواهد بود ، دو فیلم "سیکو" سومین مستند پر سر و صدای مایکل مور درباره معضلات دارویی و بیمه در آمریکا و همچنین "طرح های فرانک گری" ساخته سیدنی پولاک (فیلمساز معروف آمریکایی) را حتما ببینید. این یکی فیلمی درباره "فرانک .او.گری" یکی از معروفترین آرشیتکت های امروز است که خود پولاک دلیل ساخت چنین فیلمی را رفاقت نزدیک و دوستی صمیمانه چندین و چند ساله با وی می داند.

از بخش های ایرانی جشنواره مانند مسابقه سینمای ایران ، مسابقه فیلم های اول و فیلم های خارج از مسابقه هم باید بگویم  که در انتظار دیدن بسیاری از آنها هستم ، امسال بازهم مجموعه ای از فیلمسازان نسل های مختلف سینمای ایران در جشنواره فیلم فجر حضور دارند . از میان فیلم های ایران فیلم تازه مجید مجیدی(آواز گنجشک ها) که برای جشنواره برلین سال جاری  نیز دعوت شده ، کنجکاوی برانگیزتر به نظر می رسد و بعد دو فیلم رسول صدرعاملی (شب و هر شب تنهایی) و فیلم های به همین سادگی" (سید رضا میرکریمی) و "همیشه پای یک زن در میان است"(کمال تبریزی) و "کنعان"(مانی حقیقی) و "جعبه موسیقی" (فرزاد موتمن) و ...فیلم های دیگری که می تواند شگفتی های جشنواره امسال باشند.

امسال 12 هم فیلم اولی داریم که اغلبشان شناخته شده اند از مصطفی رزاق کریمی که فیلم "حس پنهان" را ساخته تا پریسا بخت آور که فیلم "دایره زنگی" آورده و همچنین سید روح اله حجازی و محمدرضا رحمانی و ساسان پسیان و حسن نجفی و شهاب ملت خواه و منوچهر هادی و محمد ابراهیم معیری که هرکدام با نخستین فیلم بلند سینمایی خود به جشنواره فیلم فجر آمده اند. اینها را فراموش نکنید که قطعا در سالهای آینده ، نامشان را بسیار خواهید شنید و فیلم های ماندنی متعددی از آنها خواهید دید.

حتما فیلم های ارزشمند و مهم دیگری نیز هستند که در زمره پیشنهادات نگارنده قرار نگرفته اند ، حال به دلیل پارامتر سلیقه که از شروط اساسی هر نقد و توصیه و پیشنهادی است و یا اینکه ، آن فیلم ها را ندیده ام و خود شما بایستی کشفشان کرده و برای تماشا برگزینید.

به هر حال دیدارمان باشد  به روزها و شب های بیست و ششمین جشنواره فیم فجر در سالن سینماهای آن .

حتما همدیگر را خواهیم دید ، اگر هم ظاهرا یکدیگر را نشناختیم ، اصلا مهم نیست ، مهم این است که همگی مان سینما را دوست داریم و برای تماشای فیلم های جشنواره فجر در هوای سرد زمستان 86 ، درون گرمای سالن های جشنواره پناه می گیریم.

پس خوش بگذرد!