مستغاثی دات کام

 
زاویه ای دیگر از حضور جشنواره ای سینمای ایران
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۸:٢٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ آذر ۱۳۸٦
 

بربام سینمای مستقل جهان

علیرغم تمامی تبلیغات و پروپاگاندایی که در طی یکی دو سال اخیر برای علت یابی عدم حضور سینمای ایران در جشنواره های جهانی (آنهم به دلیل روی ترش کردن دو سه جشنواره مانند کن و برلین و ...)به عمل آمد ، درخشش خارق العاده فیلم های ایرانی در جشنواره معتبر آسیا- پاسیفیک که به نوعی اسکار منطقه آسیا و اقیانوسیه به شمار می آید ، بار دیگر خط بطلانی بر تحلیل های نه چندان عمیق برخی رسانه های خارجی و داخلی کشید که سینمای ایران نه تنها دچار افول نگردیده بلکه علیرغم خواست بعضی محافل وابسته که همپای تحت فشار قرار گرفتن سیاسی ایران از سوی سیستم سلطه جهانی ، انزوای فرهنگی و هنری اش را نیز خواستار بوده و هستند ، در عرصه های مستقل بین المللی همچنان پیشتاز است.

تصاحب جوایز اصلی جشنواره عظیم آسیا- پاسیفیک که با حضور فیلم های برتر 71 کشور جهان از مصر تا ژاپن و از روسیه تا استرالیا برگزار گردید ، موفقیت بزرگی برای سینمای امروز ایران بود تا بار دیگر حقانیت فرهنگ و اندیشه ایرانیان را در صحنه های هنری جهان به اثبات برساند.  

شاید در یک نگاه به نظر می آمد که در یکی دو سال اخیر ،  سینمای ایران در جشنواره های جهانی دچار افول گردیده است . احتمالا  به این دلیل که در 3 جشنواره کن ، برلین و ونیز ، همچون همیشه سر و صدایی از سینمای ایران برپا نشد . در واقع پس از سالها که این جشنواره ها تیول سینما و فیلم های ایرانی بودند ،  اخیرا نشان چندانی در این 3 جشنواره از سینمای ایران به چشم نخورد. اما این نمی تواند دلیل کم رونقی سینمای جشنواره ای ایران باشد. یک نگاه آماری نشان می دهد که تنها در آبان سال گذشته سینمای ما با 214 فیلم کوتاه و بلند در 63 جشنواره کوچک و بزرگ شرکت داشته است ، از جشنواره های معتبری همچون سه قاره نانت و مانهایم آلمان  تا فستیوال های گمنام تری مانند جشنواره زنان هراره و نیو کراند کوپ اتریش و شهرداری فرایبورگ آلمان . برطبق آمار در سال جاری ، فقط  34 فیلم تولید سالهای 1384 و 1385 ،  237 حضور بین المللی در جشنواره ها داشته اند که از این جشنواره ها ، 43 جایزه کسب کرده اند. جوایز مهمی مانند هوگوی طلایی جشنواره شیکاگو برای فیلم "چهارشنبه سوری" ، سینماگر سال آسیا از جشنواره سینمایی بمبئی برای مجید مجیدی ، جایزه بزرگ جشنواره سه قاره نانت برای فیلم "چندکیلو خرما برای مراسم تدفین" ، صدف طلایی جشنواره سن سباستین برای" نیوه مانگ"از جمله جایزه های قابل توجهی بوده که در طی سالهای اخیر نصیب سینمای ایران گشته است.  

در حالی که حضور کم رنگ ایران در جشنواره هایی همچون برلین و کن و ونیز و مسکو کاملا مشهود بوده  ، اما این حضور در جشنواره هایی مثل کارلوویواری و لوکارنو و تورنتو و مونترال و سن سباستین پررنگ تر از همیشه به نظر آمده است. به غیر از بخش های رقابتی جشنواره ها ، برنامه های متعددی هم در مراکز فرهنگی کشورهای مختلف در بزرگداشت سینماگران ایرانی و همچنین تحت عنوان چشم انداز سینمای ایران ، برگزار گردیده است. از جمله : بخش سینمای مستند ایران در جشنواره تولیدات تلویزیونی الجزایر ، مرور برآثار عباس کیارستمی در جشنواره سینمای مستقل بوئنوس آیرس و جشنواره فیلم هایی از جنوب در اسلو  نروژ ، بزرگداشت تهمینه میلانی در جشنواره فیلم زنان آنکارا ، نمایش 5 فیلم ایرانی در جشنواره باستان شناسی کیل آلمان ، مرور برآثار جعفر پناهی در جشنواره آفتاب نیمه شب فنلاند و همچنین جشنواره ملبورن استرالیا و جشنواره والدیویا شیلی ، سیزده فیلم کوتاه و بلند در جشنواره آرسنال اوکراین ، بزرگداشت خانواده مخملباف در جشنواره های ایروان و قزاقستان و مونیخ ، دوازده فیلم بلند و کوتاه مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در مرکز فرهنگی سائوپولو برزیل ، بخش سینمای ایران در جشنواره سینمایی اروگوئه ، 15 فیلم کوتاه و بلند ایرانی در جشنواره بریسبان استرالیا ، مستند های اجتماعی و سیاسی ایران در موسسه مطالعات شرق و آفریقا در لندن ،  10 فیلم ایرانی در بخش تصویرهای جدید ایران در جشنواره فیلم ریو برزیل ، جشنواره فیلم های ایرانی در موزه عالی آتلانتا آمریکا ، جشنواره فیلم های ایرانی در 3 شهر سوئد ، نوزده فیلم ایرانی در بخش چشم انداز سینمای کوتاه ایران در جشنواره فیلم کوتاه اردن ، روزهای سینمای ایران در چهارمین جشنواره ستاره های شایکن آلماتا قزاقستان ، سیزده فیلم کوتاه بلند از فیلمسازان زن ایرانی در جشنواره زنان کلن ، هفدهمین جشنواره فیلم های ایرانی در مرکز فیلم جین سیسکل شیکاگو ، بخش سینمای انیمیشن ایران در جشنواره انیمادرید اسپانیا و همچنین جشنواره انیمیشن بخارست ، چشم انداز سینمای فیلم کوتاه ایران در رومانی ...

بنابراین نمی توان حضور بین المللی ایران در جشنواره های جهانی را در طی این سالها  کم رنگ قلمداد نمود . زیرا که جشنواره هایی مثل کن و ونیز علیرغم تبلیغات فراوان و شهرت ظاهری ،  همه سینمای جهان به شمار نمی روند. قطعا جشنواره های فوق بیشتر در تیول کمپانی ها و موسسات تجاری چند ملیتی قرار دارند و از همین رو صبغه سیاسی بیشتری می یابند. چراکه سرنخ برگزاری آنها در دستان همان کمپانی هایی می چرخد که زیرمجموعه تراست ها و کارتل های بزرگ آمرکایی هستند . چنان که در جشنواره ای مثل کن ، اصل ماجرا روی فرش قرمز و با ستارگان هالیوود و مد لباس ها و مو و جواهرات اتفاق می افتد و درواقع آنچه در سالن دوبوسی کن اجرا می شود ، فرع قضیه است. طبیعی است که اگر آن فرش قرمز نباشد  و آن نمایش انواع و اقسام مد ، جشنواره کنی هم دیگر وجود نخواهد داشت. از همین رو بخش مهمی از انتخاب ها و فیلم ها و برگزیده ها بایستی جلب رضایت همان کمپانی ها و صاحبانشان را به همراه داشته باشد. صاحبانی که نه در کن ، بلکه در نیویورک و واشنگتن و لندن و تل آویو دفتر و دستک دارند و طبعا چندان از حضور فیلم های ایرانی که به هرحال می تواند نام ایران را علیرغم خواست آنها مطرح سازد ، راضی و خشنود نیستند. پس طبیعی است که با بالا گرفتن بحران ایران و غرب و گسترش جنگ سرد روانی بین دو طرف ، این جشنواره ها هم که علیرغم ادعاهایشان در واقع ویترین سیاستمداران غرب هستند ، از پذیرفتن آثار سینمای ایران سرباز زنند . اشکالی ندارد ، ملالی نیست ، نه در آن زمان که چپ و راست در همین کن برای سینمای ایران نوشابه باز می کردند و هیئت های عریض و طویل ایرانی سال به دوازده ماه در جنوب فرانسه کنگر می خوردند و لنگر می انداختند ، سینمای ایران به عرش اعلا رسید و نه امروز که چشم و ابرو نازک می کنند ، سینمای ایران به حضیض می افتد!  اصلا از اول هم فرش قرمز جشنواره هایی مانند کن جای مناسبی برای یادگاری نوشتن سینمای ایران و سینماگرانش نبود. اصلا قرار نبود که به این جشنواره ها دل خوش داریم و سفره های فرهنگ و هنرمان را در کنار آنها پهن کنیم . سینمای ما در بعد جهانی بایستی افکار عمومی جهانیان را هدف قرار دهد و خسران اصلی آنجاست که  تاکنون به این مهم در ابعادی وسیع دست نیافته و نتوانسته ، هنوز به بازارهای جهانی و به خصوص اکران عمومی کشورهای اسلامی و منطقه راه یابد .

شاید یکی از دلائل این امر کمبود تولید فیلم هایی باشد که با زبانی جهانی ، مخاطب انبوه را به خود جلب نماید . متاسفانه طیفی وسیع از سینماگران جشنواره پسند ما به این مهم توجه چندانی مبذول نداشته اند و تحت تاثیر القائات سینمای دهه 60 و 70 اروپا سعی دریافتن سینمایی شخصی برای خود کردند تا اینکه جهت برقراری ارتباط با مخاطب عام جهانی کوششی به خرج دهند. به نظر می آید بخش اعظم گرایشات افراطی به سوی این گونه جشنواره از این  تفکر خاص و کهنه مربوط به 30 – 40 سال پیش ناشی می شود.

در واقع یکی از آسيب های مهم  سينمای ایران از دل همین تفکر و پنداشت کهنه سينمايي بیرون آمده و می آید و آن  تلقي نادرست از سينماي هنري است كه هنوز در ميان بخشي از سينماگران ما و همچنين بعضي منتقدين و نويسندگان سينمايي به چشم مي‌خورد. اين‌‌كه سينماي هنري يعني از جذابيت‌هاي مختلف دوري كردن و بهره‌گيري افراطي از نمادها و سمبل‌ها و اهميت ندادن به مخاطب به علاوه کوچه پس کوچه های خاکی و بچه های پا برهنه و خرابه های تاریک تا اینکه تبلیغات امروز برخی رسانه های وابسته به سرمایه داری جهانی ، مصادیق دروغ پردازی هایش را از درون خود فیلم های ایرانی جستجو نمایند . سینمایی که مامن خود را تنها در جشنواره های شبه روشنفکری اروپا جستجو  کرده و می کند ، همراه قهوه و سیگار و شانزه لیزه و مشتی از حرف های روشنفکرنمایانه درباره چیزهایی که احتمالا خود گوینده نیز به زور متوجه معانی شان می شود!! طبیعی است که فیلم هایی اینچنین ، چشم و چراغ جشنواره هایی آنچنان می شوند و سیل جایزه و تقدیر از چپ و راست حواله شان می گردد!!

معمولا هم ساخت و فرم نمايشي ، در بسياري فيلم‌هايي از اين دست، نمي‌تواند نمره قبولي بگيرد. در واقع همواره بعدي ديگر در اين گونه  فيلم‌ها مطرح شده است كه اتفاقاً نمي‌تواند مصداق  واژه هنري شناخته شود. در واقع  اين نوع فيلم‌ها غالبا به خاطر  گرايش غلو آمیز و حتی تاریخ گذشته به موضوعاتي كه شاید در داخل سينماي متعارف چندان قابل طرح نباشند  ، مورد استقبال آن سوي مرزها قرار گرفته اند. يعني برخی محافل خارج كشور  اغلب با زاويه نگرشی با يك فيلم روبرو مي‌شوند كه از نظر خود مي‌توانند از طريق آن زاويه ديد  فی المثل به آسيب‌هاي اجتماعي جامعه ما پي ببرند. به همين دليل نسبت به آن فيلم گرايش نشان مي‌دهند.

با این توصیف شاید بتوان علت عدم اقبال جشنواره های یاد شده به سینمای ایران را در یکی دو سال اخیر ، دریافت! احتمالا دلیل عمده اش ، کمبود فیلم ها و آثاری از آن دست بوده است. طبیعی است که تولیدات اخیر سینمای ایران به ویژه در زمینه دفاع مقدس ( که در سالهای اخیر شکوفایی مجدد داشته است) به مذاق آن گونه جشنواره ها ، خوش نیاید. اما برای پی بردن به سیاسی کاری کور جشنواره های مذکور همین کافی است که دریابیم این به اصطلاح کاشفان هنر و سینما حتی به مجموعه فیلم های کوتاهی که تحت عنوان "فرش ایرانی" توسط 15 تن از فیلمسازان برجسته سه نسل از سینماگران ایرانی ساخته شد، کوچکترین توجهی ننمودند. فیلم هایی که با ساختاری تحسین آمیز هر یک از زاویه ای مستقل ، یکی از فاخر ترین هنرهای ایران زمین را به عنوان سمبل فرهنگ و اندیشه ایرانی در کادر دوربین خود قرار داده بودند و بعد از سالیان سال ، سینمای ملی را معنی و مفهوم نوینی بخشیدند. متاسفانه همه آن جشنواره های مدعی سینمای هنری ، چشم خود را به روی این هنری ترین اثر سینمای یک دهه اخیر ایران بستند و از شعر و شعارهای دمکراسی پناهانه پر کردند.  چگونه می توان چنین جشنواره هایی که سینمای ایران را تنها در نگاه سیاه و تلخ به جامعه ایرانی خلاصه می کنند و نگرش فرهنگ مدارانه از این جامعه را برنمی تابند ، فستیوال هنری و حتی سینمایی قلمداد کرد.

خوشبختانه توفیق قابل تقدیر فیلم هایی مانند "اتوبوس شب" و "خون بازی" در جشنواره آسیا – پاسیفیک نشانگر آن است که سینما و جشنواره های مستقل جهانی ، به گونه ای دیگر می اندیشند. امروزه دیگر در این نوع از چشنواره های سینمایی که از مد و مدپرستی و سرمایه های کمپانی های چند ملیتی به دور است ، سینما و هنر و اندیشه و فرهنگ ، حرف اول را می زند و نه تفکرات و دیدگاههای نژادپرستانه و استعماری قرن پیش.

همچنان که قبلا نیز گفته شد مهمترین رسالت سینمای امروز ایران در سطح جهانی توجه به مخاطب است و  اين‌‌كه هويت سينماي ما، ايراني است و اولين مخاطبان فرامرزي ما مي‌توانند ملت‌هايي باشند كه به فرهنگ ما نزديك‌ترند. یعنی كشورهاي مسلمان، كشورهايي كه اطراف ما هستند و زبان ما را مي‌فهمند. مللی كه آيين ما را مي‌شناسند و در هند و كشمير و پاكستان و بنگلادش و تاجيكستان و افغانستان و عراق و تركيه و كشورهاي تازه استقلال يافته زندگی می کنند ، ملت هایی که  قرابت‌هاي فرهنگي تاريخي فراواني با ما دارند. پتانسيل كشورهاي اسلامي و عرب ، حدود 300 تا 350 ميليون مخاطب بالقوه براي سينماي ما  ارزیابی شده است. 

موضوعات مشترک مختلفي در اين جوامع و جامعه ما مي‌تواند دستمايه مناسبی براي تبديل به آثار سينمايي، جريان سازي فرهنگي و كمك به ارتباط هنری  و اجتماعي و رايزني‌هاي فكري ميان ما و اين ملت‌ها گردد.