مستغاثی دات کام

 
سیری در مفاهیم و تعابیر سینمای دینی
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ مهر ۱۳۸٦
 

تجلی حقیقت عالم در سینما

سینمای دینی چیست؟ آیا اساسا چنین "نوع"ی در سینما قابل بررسی است؟ عده ای معتقدند هر آنچه که درباره داستان ها و ماجراهای دینی و یا شخصیت های مذهبی به صورت سینما درمی آید ، در مقوله سینمای دینی می گنجد و عده ای دیگر سینمای دینی را محدود ندانسته و آن را به وادی فرم و ساختار می کشانند تا هرچه در جهان آفاق و انفس موجود است را در نظرگاه دینی لحاظ نمایند و بالاخره گروه سومی هستند که اساسا چنین ژانری را در سینما منکرند و آن را جزو سایر انواع فیلم قرار می دهند .

شهید سید مرتضی آوینی که به قول برخی از کارشناسان و منتقدان ، روایتگر فتح باب سینمای دینی در ایران بود، می گوید:" آیا سینمای اسلامی وجود دارد ؟ به نظر من سینمای اسلامی وجود ندارد و ضرورتی هم ندارد که این عنوان را به این شکل به کار ببریم. من در واقع اسلام را عین حقیقت عالم می دانم و وقتی معتقدم به اینکه حقیقت هنر ، بالذات ، خواه و ناخواه نسبتی با حقیقت عالم دارد و سینما هم بالطبع نسبتی با هنر دارد ، پس حقیقت سینما خود به خود امری معنوی و الهی است ، منتها این بستگی به نوع تقرب ما به موضوع دارد..."

قطعا این تعریف شهید آوینی از نوع نگاهش به سینمای ناب برمی خاست که در آن اساسا انواع فیلم های پوچ گرا و غیر معنوی و ضد اخلاقی راهی نداشت ، یعنی در واقع از دید او هرفیلم به همان اندازه که از حقیقت عالم فاصله داشت  ، از ماهیت سینما هم دور بود و سینما به اعتقاد آوینی جزبا تقرب به امور معنوی و الهی  مفهوم نمی یافت. می توان همین ضد تعریف مرتضی آوینی  را دیدگاه قابل قبولی برای سینمای دینی دانست که سینمای دینی است که از حقیقت عالم بگوید و  نشان دهد.

ناصر تقوایی نیز با تکیه بر بحث انسان کامل عزیزالدین نسفی ،  اعتقاد دارد:" در بحث انسان کامل عزیزالدین نسفی ، سه عالم مطرح می شود : عالم ملک ، عالم ملکوت و عالم جبروت. ما در عالم ملک زندگی می کنیم ، عالم جبروت جایگاه خداوند است ، اما عالم ملکوت ، عالم ارواحی است که هنوز کالبدی نیافته اند . این عالم ، عالم هنراست ، عالم تمثیل است ..."

سینمای دینی در مضمون

 

در مباحث تئوریک سینما نزد مولفین و منتقدین،یک نوع فیلم  روحانی(spiritual ) تعریف شده است و به آثاری اطلاق می گردد که به مقولات مذهبی و دینی و روحی و ماورایی نظر داشته باشند. عده ای معتقدند اصلا سینمانمی تواند به مسائل متافیزیکی و ماورایی بپردازد ، زیرا که اساسا یک پدیده مادی است و بالطبع تصاویرش نیز مادی هستند . به نظر این افراد سینما می تواند یک انسان متدین را نمایش دهد ولی نمی تواند عقاید و باورهایش را به تصویر کشد. همچنانکه نمایش ارواح و عالم ماورا در سینما هیچگاه تاثیرگذار نبوده است و انچه نشان داده شده ، در واقع نشانی از عالم ارواح نداشته و تنها برداشت های شخصی و بعضا مادی گرایانه از مسئله روح بوده است.به نظر می آید که این تئوری کمی افراطی و مغلطه آمیز است ، زیرا که به هرحال ما در عالم مادی به سر می بریم و برای اکثریت آنها که در این جهان  می زیند ، مفاهیم معنوی با ترجمان مادی برایشان قابل درک می گردد . همچنانکه گفته می شود همین دنیا  هم فقط ترجمه ای از حقیقت عالم است ، همانطورکه روایت شده کتب مقدس دینی هم فقط ترجمه حقیقتی است که در ملکوت وجود دارد به زبانی که برای آدمیان قابل درک و فهم باشد. پس طبیعی است که نه تنها سینما بلکه هیچ گفتار و بیان و نوشته و کلامی نتواند آنچه در جهان معنویت جاری است را بیان نماید و  تنها انبیاء و اولیاء الهی که به عالم تجرد رسیده اند ، قادر به درک عالم معنا هستند.بنابراین سینما مانند سایر رسانه ها و هنرها تنها با زبان خود می تواند به بیان آنچه در دو جهان وجود دارد بپردازد.برخی می گویند همین که در فیلمی مضامین غیردینی مشاهده نشود ، یک قدم به سینمای دینی نزدیک شده ایم و حتی گروهی براین باورند که وجود سکانس یا پلانی در فیلم که به هرنحو جنبه ای از روایات و شعائر مذهبی را نشان می دهد آن را در "نوع" سینمای دینی قرار می دهد.

 

با این تعریف فیلم روحانی یا به قول امروز خودمان معنا گرا ، اگر به تاریخ سینمای غرب بنگریم ، آن را مشحون از موضوعات دینی می یابیم . این ساده ترین و سرراست ترین شکلی است که می توان برای سینمای دینی درنظر گرفت . اما آیا این واقعا همان سینمای دینی مورد نظر ماست؟ متاسفانه واقعیت این است که به انحاء مختلف در تاریخ سینما ، نمایش روایات و شعائر دینی و مذهبی را برعلیه خود دین و مذهب مورد سوءاستفاده قرار داده اند مانند "مسیح " روبرتو روسلینی یا "فرانچسکو" لیلیانا کاوانی  و یا "انجیل به روایت متی" پی یر پائولو پازولینی.

از طرف دیگر فیلمنامه نویسان معتقدند که داستان در سینمای دینی از درجه اهمیت نخست برخوردار است ، خصوصا داستانهایی که در آنها "شخصیت" محور باشد و  موفق ترین فیلم ها آنها بوده اند که درباره تضاد درونی شخصیت دینی ساخته شده اند . فیلم هایی که براساس داستان های تاریخی شکل گرفته اند نیز از این زمره می توانند باشند  مثل "ده فرمان" ، "بن هور" و  "خرقه" در تاریخ سینما و "سفیر" و "روز واقعه" در سینمای ایران. اما به نظر بعضی دیگر این آثار بیشتر در پی روایت تاریخ هستند تا به تصویر کشیدن مضامین دینی. در واقع به لحاظ ساختار ، نوع روایت فیلمنامه و کشش و فراز و فرودهای آن و حتی سرانجام و نتیجه پایانی  ، مشکل بتوان چندان تفاوتی مابین فیلم هایی همچون "اسپارتاکوس" و "ده فرمان" و "باراباس" و "ال سید" و... یافت . حضرت موسای فیلم "ده فرمان" در دوران جوانی همانطور عاشق می شود که اسپارتاکوس انقلابی در اوج نبرد با برده داران!!

سوژه هایی مثل "موجهه با مرگ" ، آزمایش و امتحان" ، "جبر و اختیار" ، "رابطه انسان و خدا" و "قضا و قدر" نیز از دیگر حوزه هایی هستند که به نظر برخی نظریه پردازان ، فیلم ها را می توانند در حیطه سینمای دینی قرار دهند. اما به قولی بسیاری از این مضامین در  تفکرات شخصی تفسیر می شوند تا برآیند یک تفکر دینی باشند !به نظر می آید نوعی ساختار دینی که با استفاده از عناصر سینمایی بتواند مفاهیم دینی را به زبان سینما ترجمه نماید ، قادر است داستان فیلم را به سمت و جهت مطلوب سوق دهد تا سینمای دینی مورد نظر حاصل شود.

فرم در سینمای دینی

 

می توان سینمای دینی را تنها در حیطه موضوع دینی محدود نکرد  و یا حتی مربوط به آن ندانست. در دیدگاه بعضی تئوریسین های  سینمایی ، سینمای دینی سراسر بیان و سبک و قالب دینی است برای عرضه تصویر سینمایی . مهم نیست که در جستجوی چه موضوعی برآمده باشیم ، بلکه مهم آن است که که چه سبک و قالب و فرمی برای بیان آن موضوع انتخاب کرده ایم.

با این تعریف بسیاری از موضوعات ظاهرا غیر مذهبی را می توان با یک ساختار سینمایی و فرم ویژه به سینمای دینی هدایت کرد. اکبر حر از نظریه پردازان سینما اگرچه اعتقاد دارد :"صرف ارائه نمودن تصویر هنر دینی ، کم لطفی به این مقوله است . به این صورت خودمان را به سطح مادی قضیه راضی نموده ایم." اما در جایی دیگر برای مثال سینمای دینی به فیلم "ترمیناتور 2 : روز داوری" اشاره می کند و صحنه ای که روبات جیوه ای به درون مذاب می افتد را اینگونه تفسیر می کند :" با اینکه عده ای می گویند ، تصویر یک مورد مادی است و نمی تواند بعد روحانی را نشان دهد اما با هوشمندی کارگردان فیلم ترمیناتور 2 ، آن که درون کوره می رود به جای اینکه ذوب شود ، به اشکال مختلف زن ، خلبان ، موتورسوار و... در می آید و این چیزی نیست جز برزخ و گذشته ."

حجت الاسلام قائم مقامی ، کارشناس امور دینی نیز درباره اینگونه تصاویر می گوید:" تصویر می تواند تماما و مطلق در خدمت معنا و مذهب و مجرای عقل و اندیشه باشد و هرگز نباید از ابزار دانستن تصویر برای انتقال معنی هراس داشت."

در تئوری های سینمایی در این باب به سبک استعلایی اشاره می شود که پل شرایدر (نویسنده و منتقد و فیلمساز آمریکایی) در پایان نامه تحصیلی اش آن را تنها درمورد 3 فیلمساز تاریخ سینما دارای مصداق می داند: کارل تئودور درایر، یاساجیرو ازو  و روبر برسون. شرایدر معتقد است که فیلمسازان بسیاری ، سبک استعلایی را به کار گرفته اند ولی او تعداد اندکی از آنها را واجد دلبستگی و انضباط و تعهد کامل در استفاده انحصاری از آن می داند. او می گوید:" عناصر سبک استعلایی را می توان در فیلم های بسیاری از کارگردانان دیگر نظیر آنتونیونی ، روسلینی ، پازولینی ، بوتیچر ، رنوار ، میزوگوچی ، بونوئل ، وارهول ، مایکل اسنو و بروس بیلی پی گرفت ...فیلم انجیل به روایت متی اثر پازولینی فیلمی است  استعلایی که به واقع گرایی مارکسیستی راه می یابد و فیلم هفت مرد از اکنون اثر باد بوتیچر فیلمی استعلایی است که به واقع گرایی روانشناسانه تن می دهد" شرایدر حتی به سوءاستفاده فیلمسازانی مانند بونوئل از این سبک اشاره می کند که با توسل به خیال بافی زیر لوای واقع گرایی ، تعابیری دیگر از زندگی را تحت عنوان حقیقت ارائه می نماید. آنطور که شرایدر می گوید ، استفاده از برخی عناصر سبک استعلایی نمی تواند فیلمی را در این سبک قرار دهد. مثلا نمای پایانی فیلم "کسوف" آنتونیونی که با منظره ای ساکن از طبیعت پیرامون ، اشاره ای قوی به وحدت کل هستی دارد ، نمی تواند آنتونیونی را به هنرمندی استعلایی تبدیل کند و "کسوف" را یک فیلم استعلایی قرار دهد. چرا که از آنها دلبستگی انحصاری به متعال نتیجه گرفته نمی شود.

اما یاساجیرو ازو به دلیل بهره گیری از فرهنگ ذن در صحنه پردازی ، دکوپاژ ، زوایای دوربین و حتی مونتاژ ، عناصر استعلایی را در عمق ساختار فیلم رسوخ می دهد.اگرچه از موضوع و قصه های بسیار ساده و معمولی استفاده کرده است . به طور خیلی اجمالی می توان سبک استعلایی را در همین موضوعات ساده و ساختارهای معمولی ولی برگرفته از افکار و اندیشه های متعالی جست و جو کرد.

در اغلب فیلم های ازو شاهد ملودرام های خانوادگی معمولی هستیم و ساختار سینمایی این فیلم ها نیز غالبا براساس دوربین ثابت و قطع های ساده نماها استوار است ولی ازو با استفاده از مکث برروی فضاهای خالی ، نماهای طبیعت و تقابل آنها با تصاویر شهر ، پلان های متکی برترکیب بندی تک گوشه و... دنیایی از مفاهیم متعالی درباره بشر امروز را به مخاطبش القا می کند.

روبر برسون نیز با استفاده از داستان های خیلی معمولی مثلا فرار یک محکوم از زندان(در فیلم "یک محکوم به مرگ گریخته است" )، دست به دست گشتن یک اسکناس تقلبی (در فیلم "پول") ، تردیدها و رنج های یک کشیش (در فیلم "خاطرات یک کشیش روستا") و ... و با دوربین اکثرا ثابتش که بیشتر به تصاویر پیرامون کنش اصلی درام می پردازد تا اصل آن و به نماهای دست و پا اهمیت می دهد تا سر و صورت ، به مسئله تقدیر و فیض الهی می پردازد.

شاید در هیچ یک از آثار برسون یا ازو نتوان به طور مستقیم به نظاره یک ماجرا یا موضوع دینی نشست . حتی فیلم "دادرسی ژاندارک" که موضوعش محاکمه یک قدیس مسیحی است و تقابل مذهب رسمی کلیسا با ایمان وی ، بیشتر بر وجوه درونی و شخصی اش تاکید دارد تا بازگویی مضامین و تاریخ مذهبی .

همچنانکه کارل تئودور درایر معجزه ایمان را با یک قصه ساده از یک خانواده ساده روستایی در فیلم "اردت" یا "کلام" به باور تماشاگر می نشاند .

بر همین سیاق فیلمسازان  متعددی در  تاریخ سینما بوده اند که آثارشان  برگرد هیچ موضوع یا داستان مذهبی نگردیده ولی با ساختار سینمایی خود ، دیدگاه و تفکر مذهبی خویش را از ورای سوژه ها و داستان های بسیار ساده  و قابل فهم و ملموس برای مردم بازگو کرده اند. از اینگمار برگمان  گرفته که رستگاری بشر را در درک تازه و عمیق از خدا در فیلم هایی مانند:"همچون در یک آینه" نشان داد تا آندری تارکوفسکی که معجزه ایمان در عصر بی ایمانی را در قالب قصه تخیلی و افسانه ای "استاکر" به نمایش گذارد و تا دیوید فینچر  از ورای یک تریلر پلیسی  معمولی به نام "هفت" به گناهان بشر غافل امروز و نتایج عذاب آور روی گردانی از خداوند اشاره دارد.

********

اما ورای همه این حرف و سخن ها و تعاریف ، به نظر می آید هر فیلمی با هر موضوع و داستان و فرم و ساختار ، آنگاه که بتواند برمخاطب خویش تاثیری معنوی بگذارد و او را به حقیقتی در عالم رهنمون سازد  ، قطعا یک فیلم دینی است.