مستغاثی دات کام

 
نگاهی به فیلم هری پاتر و محفل ققنوس
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸٦
 

هری پاتر پس از 11/9

خوشبختانه امروز در شرایطی قسمت پنجم فیلم های هری پاتر را تحت عنوان "محفل ققنوس" مورد بررسی قرار می دهیم که با انتشار جلد هفتم و آخر این مجموعه  یعنی "هری پاتر و قدیسان مرگبار" ، سرانجام ماجراهای این جادوگر جوان و دوستان دیگرش در مدرسه عجیب و غریب هاگوارتز به پایان رسیده و دیگر اغلب علاقمندان این قصه 10 ساله (که از سال 1997 یا ماجرای ستگ جادویی اش به بازار آمد) از آخر و عاقبت دامبلدور و  دار و دسته اش و همچنین سرنوشت هری و رقیب سمج و قدرتمندش "لرد ولد مورت" باخبر شده اند. حالا که تقریبا اکثر طرفداران هری پاتر دریافته اند که این موجود محبوب شان ، در پایان ماجراهایی که خانم "جی .کی . رولینگ" نوشت ، نه تنها به دام مرگ نیفتاد بلکه خود ،  سرکرده قدیسان مرگ شد و به حساب ولد مورت خبیث رسید ، اگرچه خیلی از یارانش مثل پروفسور لوپین ،  فرد ویزلی ،  تانکس و مودی و حتی جن خانگی اش یعنی "دابی" در جنگ آخر به کام مرگ رفتند و خودش نیز بالاخره با "جینی ویزلی " ازدواج کرد ، همچنانکه رون با هرماین ، زندگی مشترک آغاز کرد ، نمی دانم چقدر جذاب است که  بازهم نبش قبر کنیم و به قضایای کتاب پنجم که اینک دستمایه پنجمین فیلم هری پاتر نیز قرار گرفته است ، بپردازیم. این تشکیک از آن بابت است که به هرحال فیلمنامه های هری پاتر برداشتی بلافصل از کتاب هایش بوده  و اگرچه اغلب به شکلی ناقص و با ابهامات متعدد ، آن کتاب ها را مورد اقتباس قرار دادند و اکثرا فاقد توضیحات روشنگر و مبسوط کتاب های مربوطه بودند ولی به هرحال هر آنچه در فیلم های مذکور می گذرد ، به صورت خلاصه ، فشرده ، ترکیبی و یا کوتاه  ولو در حد یک جمله یا عبارت ، همان است که در کتاب روایت شده  است و بررسی کتاب ها که هریک از زبان تصویری قابل توجهی نیز برخوردارند ، می تواند لااقل  نیمی از کار تحلیل فیلمنامه را انجام دهد.

فیلمنامه "هری پاتر و محفل ققنوس" را شاید بتوان یکی از وفادارترین و خوش اقتباس ترین بخش های مجموعه هری پاتر تا امروز دانست ، همچنانکه قسمت سوم یعنی "هری پاتر و زندانی ازکابان" به لحاظ اقتباسی ، می تواند ضعیف ترین  قسمت لقب گیرد ، از آنجا که فیلمنامه نویس ، اغلب ظرائف و دقائق معمایی و پیچیده ای  که در کتاب به روشنی بیان شده بود را با کج سلیقه گی از نظر دور داشته بود. شاید از همین رو بود که استیو کلاوز (نویسنده فیلمنامه 4 قسمت قبلی ) در آستانه تحریر  قسمت پنجم ، کنار گذاشته شد و به جای وی ، "مایکل گلدنبرگ " که آثار قابل قبولی مانند "تماس"(1997- رابرت زمه کیس) و "پیتر پن" (2003 - ) را در کارنامه خود دارد ، برای نوشتن فیلمنامه "هری پاتر و محفل ققنوس" انتخاب شد.

در "هری پاتر و محفل ققنوس" ، هری در پنجمین سال تحصیلش در هاگوارتز ، به وجود یک گروه مخفی مبارز علیه ولد مورت پی می برد که توسط دامبلدور بوجود آمده و "محفل ققنوس" نام دارد. گروهی که سالها پیش نیز وجود داشته ولی با کشته شدن و یا جنون برخی اعضای آن از هم پاشیده شد. در گروه جدید ، تقریبا تمامی دوستان هری مثل سریوس بلک ، پرفسور لوپین ، ویزلی ها ، پرفسور اسنیپ و ...حضور دارند. اما در پنجمین سال ، هاگوراتز با استاد جدیدی برای مقابله با جادوی سیاه مواجه است به نام "دولورس آمبریج" که در واقع مامور وزارت سحر و جادو و چشم مخفی کورنلیوس فاج است که به فعالیت دامبلدور و دار و دسته اش علیه وزارتخانه مشکوک شده ، در حالی که بازگشت ولد مورت را هم قبول نداشته و طرح آن توسط دامبلدور و هری پاتر و دیگران را پوششی برای توطئه علیه خود می داند. آمبریج قصد دارد که دیگر به هیچوجه درس عملی مقابله با جادوی سیاه را به دانش آموزان هاگوارتز یاد ندهد تا امکان توطئه یاد شده را کمتر گرداند اما هری پاتر که خطر بازگشت ولد مورت را جدی می بیند ، با کمک هرماین و رون ، از دوستان خود ، گروهی را تحت عنوان "ارتش دامبلدور" تشکیل داده و به آموزش آنها اقدام می کند. گروه پس از مدتی تمرین و فراگرفتن اصول مبارزه برعلیه جادوی سیاه ، توسط ماموران آمبریج کشف و افرادش تنبیه می شوند . در همین حال است که ولد مورت هم سعی می کند از طریق ذهن ، هری پاتر را کنترل کرده و او را به سازمان اسرار بکشاند تا از پیشگویی قدیمی پرفسور تریلاونی درباره خود و هری مطلع گردد. اما این تلاش به نبرد ارتش دامبلدور و مرگ خواران ولد مورت می انجامد که اعضای محفل ققنوس نیز وارد ماجرا شده و در همین جنگ است که سیریوس بلک توسط دختر عمویش ، بلاتریکس لسترنج کشته شده و هری در تعقیب بلاتریکس ، با ولد مورت مواجه می شود در حالی که دامبلدور نیز در کنارش است اما بازهم به دلیل عشق و دوستی که در وجودش موج می زند ، از دست ولد مورت خلاص می گردد.

خوشبختانه در فیلم "هری پاتر و محفل ققنوس"  علیرغم اقتباس از 3 کتاب (برخلاف کتاب سوم که فقط یک جلد بود و یا چهارمین قسمت که 2 جلد آن را تشکیل می داد) تقریبا اغلب فراز و نشیب های قصه ، گره ها و معماها و شخصیت های کتاب مطرح شده اند ،  اگرچه طرفداران پر و پاقرص این مجموعه براین باورند که همچنان برخی نکات مهم مغفول مانده و به فیلم راه نیافته تا ابهاماتی در نتیجه گیری از قصه و اتفاقاتش باقی بماند. اما این وفاداری دشوار برای تبدیل 3 جلد کتاب نسبتا قطور به یک فیلم حدودا دو ساعت و پانزده دقیقه ای در واقع به این علت بوده که کتاب پنجم فاقد بخش عظیمی از ظرائف و دقائق قسمت های قبلی به نظر می رسد. در این بخش شاهد ماجراهایی هستیم که اغلب پس زمینه های آنها در قسمت های قبلی توضیح داده و روشن شده اند( مثل حضور امثال سیریوس بلک و پروفسور لوپین در محفل ققنوس یا تلاش ولد مورت برای دستیابی به هری و یا حمایت پرفسور اسنیپ از هری)  و یا پیش زمینه اتفاقاتی قرار می گیرند که در بخش های بعدی به نقطه اوج و تاثیر خود می رسند ( مانند تشکیل محفل ققنوس یا برملا شدن پیشگویی رابطه هری و ولد مورت و یا چشم در چشم شدن ولد مورت و دامبلدور)  .

قسمت پنجم را می توان ساده ترین و سرراست ترین بخش مجموعه هری پاتر تا اینجا دانست . در این قسمت مثلا آن پیچیدگی ها و رمز گشایی جذاب از قضیه حیوان نمایی گروه غارتگر و نقشه جادویی هاگوارتز که همه ماجرای سیریوس بلک و پدر هری و پروفسور لوپین و درگیری هایشان با ولد مورت را روشن می ساخت به چشم نمی خورد  یا حوادث جذابی مانند چگونگی تبدیل بارتی کراچ به مودی در قسمت چهارم که سابقه تبدیل شدن به مادر خود و گریز از آزکابان  هم داشت ، دیده نمی شود و یا نمادهایی همچون دفترچه خاطرات تام ریدل که بخشی  از سابقه ولد مورت را در قسمت دوم بازگشایی می کند و بعدا هم در کتاب ششم (هری پاتر و شاهزاده دورگه ) مشخص می شود که یکی از "هورکروکس" های ولد مورت است که قسمتی  از روح وی را با خود همراه دارد ، رویت نمی گردد.

در هر یک از بخش های پیشین ، معمولا یک معمای اصلی (که ممکن بود چیستانک هایی را هم در کنار خود داشته باشد )در ابتدای قصه ولو در عنوان کتاب و فیلم ،مطرح شده و در انتها ،  در ادامه بازگشایی سایر چیستانک ها ، به طور شگفت آوری حل می گردید.  مثلا این معما در قسمت اول به آن سنگ جادویی بازمی گشت و در بخش دوم ، تالار اسرار بود. بخش سوم همان ماجرای گروه غارتگر ، نقاط مبهم روابط گذشته هری پاتر و دوستان و دشمنانش را روشن می گرداند و در قسمت چهارم هویت اصلی مودی قلابی (یعنی همان بارتی کراچ و معجون جادویی اش برای تغییر چهره ) که ناگهان در اواخر داستان افشاء می شد ، راز و رمز برنده شدن هری در مسابقه سه جادوگر و رسیدنش به ولد مورت را برملا می ساخت.

اما در "هری پاتر و محفل ققنوس" چندان با  چنین رابطه های پازل گونه برخورد نمی کینم. بنابراین فیلمنامه نویس ، آن هم کسی همچون مایکل گلدنبرگ که در فیلم "تماس" به شکل تحسین برانگیزی  به جزییات یک حادثه ماورایی پرداخته بود ، کمتر با ریزه کاری های پیچیده و دشوار فیلمنامه ای مواجه بوده و به همین دلیل به راحتی از پس اقتباس قصه ظاهرا طولانی پنجم برآمده است. به نظر می آید تنها موارد حذف شده مهم کتاب در فیلم ، یکی مسابقه کوییدیچ اوایل فیلم است که باعث اخراج شدن هری توسط آمبریج شد و دیگری مسابقه کوییدیچ دوم که هنگام حضور هری و هرماین همراه هگرید در جنگل ممنوع برگزار شد (که البته در فیلم رون هم همراه آنهاست ) تا برادر غول پیکر وی را ببینند ، که در آن مسابقه ، رون جام برنده را دریافت می کند. البته در فیلم "هری پاتر و محفل ققنوس" ، مثل قسمت پیشین ، نقش "دابی" نیز حذف شده.(چرا؟) در حالی که همین دابی است که اتاق نیازمندی ها را برای هری و رفقایش  پیدا می کند و در موارد مختلف نیز کمک هایی به آنها انجام می دهد ، از جمله وقتی آمبریج و افرادش در حال اقدام برای گیر انداختن ارتش دامبلدور  هستند ، (در کتاب) همین دابی است که قضیه را به هری و دیگران خبر می دهد اما در کمال حیرت این جناب دابی ،  در فیلم اصلا حضور ندارد!!

مایکل گلدنبرگ ، به خوبی توانسته صحنه های بسیار طولانی کتاب را موجز و خلاصه ارائه کند ؛ همچون سکانس های بازرسی آمبریج از کلاس ها و نحوه درس دادن اساتید هاگوارتز که صفحات زیادی از کتاب را در برگرفته ولی با استفاده از مختصرترین تصاویر و عامل رویداد موازی به مطلوبترین صورت کوتاه شده ، همچنین  فصل بازجویی های آمبریج از هری پاتر یا تقلیل نامه های متعدد به تنها یک نامه که در ابتدای  فیلم  و پس از کاربرد جادو توسط هری در خارج از هاگوارتز برای فراخوان و تنبیه او  وارد خانه دادلی ها می شود و یا توزیع صحبت های طولانی دامبلدور در  صحنه گفت و گوی مفصلش با هری در فصل ماقبل آخر کتاب (که حدود 30 صفحه از آن را در بر می گیرد)  به صحنه های قبلی (مثل افشای پیشگویی پروفسور تریلاونی که در گوی بلورین سازمان اسرار ثبت شده به همان سکانس حضور هری و سایر افراد ارتش دامبلدور در سالن اصلی آن سازمان ) و کوتاه شدن آن سکانس در حد چند جمله دامبلدور و آخرین عبارات هری خطاب به رون و هرماین در سکانس پایانی فیلم .

شاید بتوان تنها وجه معمایی و پازلی فیلم را همان اسلحه ولد مورت دانست که اوایل فیلم در خانه سریوس و جلسه محفل ققنوس مطرح شده و در پایان متوجه می شویم که همان پیشگویی تریلاونی و آن گوی بلورین بوده که مشخص می کند از میان هری پاتر و لرد ولدمورت ، تنها یکی از آنها زنده می ماند و دیگری به دست آن یکی ، کشته می شود. که این موضوع برخلاف کتاب ، بازگشایی اش به آخر قصه موکول نشده و بتدریج در طول فیلم روشن می گردد.

اما به جز اینها که چندان نمی تواند بحث اصلی درباره فیلمنامه هری پاتر پنجم باشد ، آنچه در رابطه با روند اصلی داستان های هری پاتر بایستی مورد اشاره قرار گیرد ، سیر خاصی است که ساختار روایتی و سبک موضوعی این داستان ها با توجه  به مسائل روز طی کرده اند . به این مفهوم که شکل گیری داستانی همچون هری پاتر در سالهایی اتفاق می افتد (اواسط دهه 90) که جامعه غرب به خصوص آمریکا ، پس از تجربه تلخ دو دهه (دهه های 70 و 80) عصیانگری علیه اخلاقیات و مذهب و بنیادهای سنتی اجتماع مانند خانواده ، که به فجایع تکان دهنده ای منجر شد ، با نوعی بازگشت مواجه گردید ، بازگشت به مبانی اخلاقی و به ویژه دینی که خصوصا در دهه 90 گرایشان مذهبی بسیار قوی در جامعه غرب در مقابل خلاء روحی – روانی عمیقی که طی دو دهه ذکر شده جامعه را به قهقرا کشانده بود ، به وجود آمد. در این دهه تمایلات افراطی هم آنچنان نضج گرفت که صدها گروه و کالت من در آوردی سر بیرون آوردند . تردیدی نیست  در به وجود آمدن و رشد قارچ مانند کالت های مورد بحث ، قطعا پول های محافل سرمایه داری جهانی که همواره با مذاهب اصلی و واقعی مشکل داشته و آنها را در نهایت به زیان منافع دراز مدت خود دیده اند ، نقش  به سزایی ایفا کرده  است. در میان همین کالت های مشکوک است که شاهد تشکیل محافل و جلساتی ابتدا با نام جن گیری و سپس جادوگری و شیطان پرستی هستیم که براساس آمار انجمن های معتبر شهری و مردم شناسی در آمریکا فقط در نیمه اول  دهه 90 ، هزاران محفل جن گیری و جادوگری و شیطان پرستی در سراسر آمریکا شکل گرفت که بعضا با اجرای مراسم عجیب و غریب موجب ایجاد وحشت برای شهروندان می شدند.

به هر حال  ، قصه هری پاتر نیز از دل چنین شرایطی بیرون می آید. واقعا نمی توان تشخیص داد که فکر این داستان تا چه حد  اریژینال و تنها برگرفته از ذهن خانم رولینگ بوده ولی این قطعی به نظر می رسد  که پس از خرید حقوق کتاب هایش (پیش از نوشتن چهارمین جلد ) توسط غول عظیم رسانه ای دنیا یعنی "تایم وارنر" که کمپانی برادران وارنر نیز تحت مالکیت آن است و سرازیر شدن میلیاردها دلار برای ادامه یافتن داستان های هری پاتر و ساخته شدن فیلم هایی براساس همه کتاب های منتشره و یا آنهایی که در آینده انتشار خواهند یافت ، تاثیر تفکرات صاحبان این کمپانی  بر دنباله داستان ها غیر قابل انکار است. چنانچه در یک مقایسه اجمالی مابین 3 کتاب اول که پیچ و خم های جادوگری بر خط  روایتی آن حاکم است با قسمت چهارم که فضای آن از تم  اصلی فاصله گرفته و به فضای رایج فیلم های تجاری هالیوود نزدیکتر می شود ، متوجه این تاثیر می شویم . به هرحال اینک خانم جی کی رولینگ از سوی کمپانی های بزرگ و سرمایه های عظیمی  حمایت و به اصطلاح ساپورت می شود که سرنخ همه این ماجراها را در دست دارند و گفته می شود ، پیش از نوشتن هر کتاب گویی این خانم با مشاوران متعدد این کمپانی ها جلسات مختلفی داشته و خطوط  اصلی برای نوشتن قسمت بعدی را از آنها دریافت می کند. ازهمین روست که درصحنه های مختلف قسمت های اخیر به شدت به یاد سکانس های معروف فیلم های شناخته شده هالیوود می افتیم. مثلا  در "هری پاتر و جام آتشین" به شکل تردید ناپذیری از عناصر روایتی "ارباب حلقه ها"(رمان اصلی) و "جنگ های ستاره ای" و آثار دیگری مثل "شکارچیان روح" وام گرفته شده (دوئل  چوبدستی های هری پاتر و ولدمورت در فیلم" هری پاتر و گوی آتشین " حتی در اجرا و جلوه های ویژه ، یادآور درگیری جدای و سیث در قسمت سوم "جنگ های ستاره ای" است ) و حتی علنا ولدمورت را همچون قطب منفی فیلم اخیر "لرد تاریکی" میخوانند. همین طور  "محفل ققنوس" به گروههای مبارز مخفی که طی جنگ جهانی دوم علیه آلمان ها شکل می گرفت ، شبیه است که گونه های مختلفی از آنها را در فیلم های جنگی که خصوصا آنها که مقاومت فرانسوی ها در برابر آلمان ها را به تصویر می کشیدند ، بارها و بارها دیده ایم  .آن دسته بندی بچه ها در ارتش دامبلدور را هم به کرات و به انحاء گوناگون در فیلم های نوجوانانه بعضا ظنز آمیز شاهد بوده ایم مثل "عملیات سیب زمینی " یا  "مامور ما کدی " و یا به شکل اصلی تری در تمرینات و عملیات گروه کودکان گمشده قصه "پیتر پن " که علیه کاپیتان هوک خبیث آموزش دیده و بیسج می شوند و  می تواند منشاء الهام همه داستان های مشابه بعدی باشد.

اما کتاب پنجم هری پاتر ، در طی سالهای 2001 و  2002   نوشته شده و در جولای 2003 منتشر گشت. آغاز نوشتن "هری پاتر و محفل ققنوس" در شرایطی است که حادثه 11 سپتامبر 2001 اتفاق افتاده و تمامی فعالیت ها اعم از سیاسی ،  اقتصادی ، فرهنگی و هنری را در آمریکا تحت تاثیر قرار داده ، به نحوی که فرودگاههای تعطیل شده ، دانشگاهها و موسسات آموزشی در حالت بلاتکلیفی به سر برده و حتی فعالیت فیلمسازی در استودیوها ، متوقف گردیده بود  و سران هالیوود گرد آمدند تا برای احیاء غرور خرد شده آمریکاییان فکری بکنند. اکران بسیاری از فیلم های که سیاست های آمریکا را مورد انتقاد قرار داده بودند ، به تعویق افتاد و حتی نماهای برج های دو قلوی نیویورکی که در حادثه 11 سپتامبر با خاک یکسان شدند ، از درون فیلم ها در آمد! نتیجه جلسه فوق العاده کمپانی داران هالیوود این بود که تولید فیلم  در جهت حمایت از سیاست های به اصطلاح ضد تروریستی دولت بوش ، بایستی سمت و سو یابد. در چنین شرایطی کمپانی برادران وارنر به عنوان یکی از اصلی ترین استودیوهای فیلمسازی هالیوود ، دستور نوشتن کتاب پنجم هری پاتر را به "جی کی رولینگ" داد. این درحالی بود که فیلم اولین کتاب را دو ماه پیش از 11 سپتامبر ، نمایش داده بودند  و دومین فیلم نیز در مراحل فیلمبرداری قرار داشت.

اینکه آیا برای نوع ساختار روایتی و مسیر داستان کتاب پنجم از سوی روسای "تایم وارنر" ( که در آن جلسه صاحبان استودیوهای فیلمسازی هالیوود ، پیمان تولید فیلم در جهت سیاست های حاکم بر آمریکا بسته بودند) به خانم رولینگ توصیه و یا خط و خطوطی داده باشند را از محتوای خود این کتاب می توان دریافت . آیا اینکه فضای حاکم بر قصه هری پاتر از نوع جادو و معمایی در 3 کتاب اول و مخلوط با حادثه و حادثه پردازی در کتاب چهارم ، ناگهان به فضایی سیاسی در کتاب پنجم تبدیل گردد، تصادفی است و از ذهن خانم رولینگ بیرون آمده است ؟!

تشکیل گروهی مخفی به نام "محفل ققنوس" در مقابل لرد تاریکی و ورای حاکمیت وزارت سحر و جادو و شخص کورنلیوس فاج که وجود ولد مورت را منکر هستند و نتیجه ذهن دامبلدور و هوادرانش می دانند و برای حفظ حاکمیت خویش ،توسط دولورس آمبریج  شرایط امنیتی و اطلاعاتی سختی بر هاگوارتز حاکم می کنند تا هر نوع توطئه ای علیه خود را حنثی کرده  و مجازات متخلفان را تا تبعید به زندان مخوف ازکابان پی گیری نمایند، شباهت انکار ناپذیری به موقعیت آمریکا پس از 11 سپتامبر 2001 در مقابل مخالفانش دارد که بنا به تئوری بوش هر اعتراض و  انتقادی را به تروریسم تعبیر کرده و مستوجب شدیدترین برخوردها دانستند. خانم رولینگ درواقع در "هری پاتر و محفل ققنوس" ، قهرمان نوجوان خود را با وقایع روز همساز کرده  و او را در مقابل چالش های سیاسی آشنا قرار می دهد : اینکه فرض از بین رفتن تروریست ها  (ولد مورت) ، خوش خیالی است و بایستی علیه آنها در گروههای مانند "عمل میهن پرستانه" (محفل ققنوس) متشکل و وارد عمل شد ،  اینکه حادثه 11 سپتامبر به دلیل همین خوش خیالی در مورد دشمنان آمریکا و ضعف دستگاههای امنیتی (وزارت سحر و جادو) به وقوع پیوست! و اینکه زندان ازکابان بی شباهت به زندان های گوانتانامو و ابو غریب نیست. آمبریج هم سعی می کند با انواع و اقسام شکنجه ، هری پاتر یا چو چانگ را وادار به لودادن دوستان و نقشه هایشان بکند و با اطلاعیه های مختلف ، شرایط ویژه بر هاگوارتز حاکم نموده است ، او به راحتی استراق سمع می کند ، در گوشه گوشه مدرسه ، جاسوس قرار داده و حتی دامبلدور را به زندان ازکابان محکوم می کند.

از همین قسمت است که لرد ولد مورت  به تدریج عوامل خویش را در وزارت سحر و جادو ، نفوذ می دهد تا به تدریج آن را در اختیار بگیرد. از همین روست که وقتی هری به دادگاه این وزارتخانه می رود در یک لحظه در کنار کورنلیوس فاج ، مرگ خواری همچون لوسیوس مالفوی را هم مشاهده می کند. از همین قسمت است که ولد مورت ، سعی در جذب دیمنتورها (دیوانه سازها) به سوی خودش می کند  تا در قسمت های آینده اساسا ، ازکابان را به تسخیر خود در آورد.

به هرحال هری پاتر و دوستانش ، پس از 11 سپتامبر 2001 و در قصه "محفل ققنوس" دیگر آن حال و هوای صرفا جادو بازی ها و کرکری خواندن با لرد تاریکی ندارند و بازی های سبکسرانه برای گذران دوره ای از مدرسه هاگوارتز را کنار گذاشته و به انقلابیونی سیاسی! بدل شده اند که حالا مبارزه ای متشکل و سازمان یافته را در دستور کار قرار داده اند!!

نکته آخر درمورد وابستگی جی کی رولینگ  به مافیای رسانه ای امروز آمریکا تصور می کنم دو سند زیر کافی باشد که اگر رسانه غول پیکر "تایم وارنر" و دلارهایش به کمک ایشان نمی آمد ، به اصطلاح کلک هری پاتر جی کی رولینگ در دادگاههای آمریکا و توسط کسانی که ادعای حقوق مولف بر اصل قصه را داشتند ، کنده شده بود:

۱- در سال 2002 خانم جی کی رولینگ در دادگاه محلی شمال منطقه نیویورک توسط یک مولف پنسیلوانیایی به نام  نانسی استافر مورد اتهام قرار گرفت که ایده هری پاتر را از داستانی که وی در 1984 به نام "افسانه راه و موگل ها" نوشته ، برداشت کرده است. داستانی که حتی کاراکتری به نام "لاری پاتر" در آن نقش اصلی را داشته و دردنیای جادوگران می گذشته است. دلائل نانسی استافر و مستنداتش آنقدر محکم و کافی بود که برخی رسانه ها محکومیت خانم رولینگ را حتمی دانستند اما روزی که همه در انتظار برگ آخر استافر بودند ، پس از مذاکره نماینده "تایم وارنر" با او  ، ایشان گفت که هیچ دلیل محکمی ندارد و شکایتش را پس گرفت!!!

2- در سوم آوریل 2003 دیمیتری یمتس روسی که مدعی بود کتاب "ماهی دوگانه جادویی" اش را قبل از "هری پاتر و سنگ جادو" منتشر کرده است ، آن را مجددا در آلمان به چاپ رساند و مورد شکایت رسانه "تایم وارنر" قرار گرفت. داستان کتاب بسیار به قصه "سنگ جادو" شباهت داشت و حتی برخی کارشناسان حقوقی و ادبیات آن را به لحاظ ساختاری و محتوایی ، اریژینال تر از داستان خانم رولینگ می دانستند اما بازهم دلارهای "تایم وارنر(که صاحب رسانه ای کمپانی برادران وارنر هم هست) پیروز میدان شد و خانم رولینگ به کارش ادامه داد.

ذکر این نکته نیز بی مناسبت نیست که در کتاب "رمز داوینچی" ( دن براون ) ذکر شده ،  قصه هری پاتر یکی از تلاش هایی است که خانقاه صهیون برای زنده نگه داشتن نام و یاد مریم مجدلیه به عنوان مادر نسل عیسی مسیح و البته مسیح موعودی که گویا حق امپراطوری اش غصب شده و قرار است برای نجات قوم یهود از راه برسد ، انجام شده. این اعتقاد ، امروزه ( در مقابل سکوت کلیسای کاتولیک ) از سوی برخی فرقه های صهیونیستی علنا عنوان گردیده و برای تبلیغ آن میلیاردها دلار از سوی محافل جهانی سرمایه داری هزینه می شود تا میلیون ها نسخه از کتابش همزمان در دهها کشور جهان توزیع گردد  و فیلمش در هزاران سالن سینما به نمایش درآید. ولی گویا مردم جهان هم از این قصه و فیلم هایش خسته شده اند که بیش از یک هفته در صدر جدول پرفروش ها تحملش نمی کنند در حالی که فیلم های بسیار کم سر و صدا تر ، حداقل دو هفته بر بالای جدول باکس آفیس می مانند. این نگرانی را از هم اکنون  برخی  سران کمپانی برادران وارنر ابراز داشته اند که استقبال از فیلم ششم (که در سال 2008 اکران خواهد شد) و قسمت هفتم هری پاتر (که در سال 2010 به نمایش در می آید) بسیار کمتر از این باشد و این استودیو را با وجود هزینه فوق العاده بالای ساخت آثار مذکور ، با شکست فاجعه باری مواجه گردانند.