مستغاثی دات کام

 
به بهانه فیلم اخراجی ها
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٢:٠۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٦
 

اخراجی هایی که گزینش شدند!

اینکه فیلم "اخراجی ها" در طی کمتر از یکماه (آن هم در ایام تعطیلات نوروزی) فقط در تهران بیش از یک میلیارد و دویست میلیون تومان فروش داشته باشد ، برای سینمای ایران که مهمترین معضلش ، بحران مخاطب است ، خبر بسیار مسرت بخش و امیدوار کننده ای است. به نظرم بایستی آن را به تمامی اهالی سینمای ایران تبریک گفت که رونق هر بخشی از این سینما ، منفعت همه اعضای آن را در برمی گیرد. این درحالی بود که حتی وقتی فیلم مذکور در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر آنچنان مورد استقبال تماشاگران واقع شد که سیمرغ بلورین فیلم مردمی را دریافت نمود  ، بازهم کسی آن را چندان جدی تلقی نکرد و بسان دیگر فیلم های محبوب جشنواره فجر در سالهای قبل گفته شد که سلیقه تماشاگر جشنواره ای اساسا با ذائقه بیینده عام متفاوت است. از طرف دیگر سالهاست که اکران ایام عید نوروز ، فصل مناسبی برای فروش محسوب نمی گردد . مسئله تعطیلات و مسافرت ها و دید و بازدیدها و خصوصا انبوه فیلم های سینمایی تلویزیون که ساعات بسیاری از برنامه های شبکه های آن را با تازه ترین و جذاب ترین آثار سینمای ایران و جهان اشغال می کند  ، دیگر جای چندانی برای سینما رفتن ، آنهم با مشکلات متعدد خاص خودش ، باقی نمی گذارد. این در حالی است که چندسالی است ، روزهای معدودی در ایام پیش از عید ، به اکران نوروزی اختصاص یافته  و آن را امتیاز ویژه و فرصت مناسبی برای جا افتادن این فیلم ها تلقی می کنند . اما این روزها نیز  امسال با ایام سوگواری دهه صفر تقارن پیدا کرده بود و بالتبع برای فروش فیلم های اکران عید امسال ، سودی به بار نیاورد. اما همه این دلائلی که می توانست بهانه نفروختن و عدم استقبال مخاطب باشد ، در فروش فیلم "اخراجی ها" تاثیر چندانی نداشت . فیلم "اخراجی ها" در همین سالن هایی که برخی آقایان تولیدکننده مدعی هستند ، عامل اصلی فراری دادن تماشاگر است ، در طول فقط 3 هفته نمایش ،  بیش از یک میلیارد فروخت ، در همین سالن هایی که برای بعضی فیلم های این دوستان ، به طور متوسط در یک سانس نمایشی ، حتی یک ردیفش هم به زور پر می شود.

براساس آمار ، فروش فیلم اخراجی ها ، تا 11 فروردین ماه از مرز 750 میلیون تومان گذشت . این در حالی است که پرفروش ترین فیلم اکران شده نوروز سال گذشته ، یعنی "زیر درخت هلو" در کل اکران تهران خود ، نتوانست  از مرز 550 میلیون تومان عبور نماید و فیلم مدعی دیگر تسخیر گیشه ها (هوو) که در آن برای خنداندن تماشاگر به هر در و تخته ای متوسل شده بودند،  حتی به مرز 300 میلیون تومان هم در تهران دست نیافت. بگذریم که تولیدکنندگان آن با هزاران بهانه از قبیل : تعطیلات عید و ایام سوگواری و وضعیت هوا و مسابقات فوتبال و سالن های نامطلوب و خیابان های آسفالت نشده و ...سعی کردند که عدم فروش فیلم را به گردن هر دیوار کوتاهی بیندازند ، به جز کیفیت خود فیلم که حتما در زمره شاهکارهای سینمای ایران به حساب می آید!! این درحالی است که فیلم دیگر اکران نوروزی امسال یعنی "خون بازی" هم علیرغم موضوع و فضای بسیار تلخ ، در عرض 3 هفته نمایش به حدود 120 میلیون تومان فروش رسیده است.

اما به نظر می آید که فروش فیلم "اخراجی ها" چند پیام برای سینمای ایران داشته باشد اگرچه موضوع چنان تازه ای در آن دستمایه قرار نگرفته و 12 سال پیش کمال تبریزی در فیلم "لیلی با من است" با ساختار روایتی و سینمایی قوی تر و هوشمندانه تر ، به مقوله طنز در سینمای دفاع مقدس پرداخته بود . فیلم "اخراجی ها" به هرحال کاستی ها و نقایص یک کار اول را داراست ، به جز بازی های قابل قبول اکبر عبدی و امین حیایی و کامبیز دیرباز و ارژنگ امیر فضلی و علیرضا اوسیوند و محمد رضا شریفی نیا ( که البته هر یک از توانایی های شخصی خویش مایه گذارده بودند و تجمع آنها در یک فیلم ، خود به خود جذاب و تماشایی است ) فیلمنامه فیلم به جز درونمایه واقعی آن (زندگی شهید سوزوکی) آشکارا از حفره های دراماتیک متعددی رنج می برد و کارگردانی آن نیز به خصوص در صحنه های جنگی ، کم تجربگی فیلمساز  را بارز می سازد .(ضمن اینکه کسی انتظار ندارد ، مسعود ده نمکی در نخستین کار سینمایی اش همچون ابراهیم حاتمی کیا و یا مرحوم رسول ملاقلی پور ، سکانس های جنگی را پرداخت نماید) اما به هرحال "اخراجی ها" حکایت  از ظهور کارگردان تازه نفسی می کند  که می تواند برای آینده سینمای ایران ، مفید باشد. ضمن اینکه یک ویژگی مهم هم دارد : ژورنالست بوده و کارنامه  ژورنالیست هایی که در سینمای ایران ، فیلمساز شدند ، در مجموع قابل قبول به نظر می رسد .(مانند رسول صدرعاملی ، فریدون جیرانی و ...)

فیلم "اخراجی ها" از جمله فیلم هایی است که در سال گذشته ، مجددا تولید فیلم های دفاع مقدس را رونق بخشیدند ، علیرغم ادعای برخی از تولیدکنندگان سینمای ایران که می گفتند ، دوران این گونه فیلم ها سپری گردیده  ، مردم از سوژه جنگ خسته شده  و دیگر نبایستی به آنها پرداخت. اما فروش فیلم "اخراجی ها" نشان داد که نه تنها دوران سینمای دفاع مقدس طی نشده که از قضا بسیار حرف های ناگفته و حدیث های ناشنیده در خود دارد و  پس از گذشت حدود 19 سال از پایان آن ، هنوز با استقبال شدید مردم مواجه می شود. ( انتظارمی رود سایر فیلم هایی که سال گذشته در این نوع سینما ساخته شد و در صف طویل اکران به سر می برند ، نیز توفیقات مشابه بدست آورند)  به نظر می رسد این واقعیت ، ابطال نظریه ای باشد  که معتقد است برای کشاندن مردم به سالن های سینما بایستی هر هجویه و مضحکه ای همراه  انواع واقسام بالانس و پشتک و وارو زدن ها را به خوردشان داد . شاید حقیقتا  به خاطر  عدم اکران  فیلم های قابل قبول با موضوعات جدی بود  که مردم به آثاری مانند "آتش بس" پناه بردند. چرا نتوان به یک موضوع جدی و مهم و تعیین کننده با نگاهی طنز و مطایبه آمیز نگاه کرد و از آن ، همان نتیجه مورد نظر را گرفت ؟ به نظر می آید ، این همان مهمی است که ده نمکی در فیلم "اخراجی ها" به آن دست یافته است. همچنان که کمال تبریزی پیش از این در فیلم هایی مانند "لیلی با من است" و "مارمولک" تجربه کرده بود.

فیلم "اخراجی ها" نگاه دیگری به دفاع مقدس مردم ایران است ، منتها از زاویه دید  آدم هایی که لاجرم معصوم و متین و سربه راه نبودند ولی خواست خدا این بود که حضور در جبهه های جنگ وسیله ای برای رهایی و رستگاری شان گردد. به قول"رضا مارمولک": مگر خدا فقط مال آدم خوباست ، بالاخره خلافکارها و گناهکارها هم خدایی دارند."

اصلا چه کسی به جز معصومین می تواند مدعی بی گناهی در این دنیا باشد؟ به قول آن روحانی عزیزی که در ابتدای یک مراسم دعای کمیل ، اعلام کرد :هرکس که گناهکار نیست از این مجلس برود بیرون . فقط گناهکاران می توانند بمانند.

مسعود ده نمکی در فیلم "اخراجی ها" به این حقیقت اشاره داشته که همه ایرانی ها در جبهه های جنگ علیه دشمن  ایران باید حضور داشته باشند ، تقسیماتی از قبیل خودی و غیرخودی هم معنا ندارد. و این در سالی که به عنوان سال اتحاد ملی اعلام گردیده ، می تواند بسیار پر مفهوم باشد.

ده نمکی در فیلم" اخراجی ها" به دد منشی دشمن می پردازد و مظلومیت نیروهای خودی و مردمی که بی گناه و معصوم جان می بازند را در کادر دوربینش قرار می دهد. (مثل همان بچه ای که جسدش از زیر آوار بیرون کشیده می شود ). او از افراط گری ها و کاسه داغ تر از آش شدن ها می گوید و از عرق وطن پرستی که در وجود همه ایرانی ها اگرچه کم و زیاد ولی بدون استثنا وجود دارد. او در" اخراجی ها" می گوید که برخلاف آنچه در افکار عمومی رایج است ، همه رزمندگان و شهداء هم نماز شب خوان و تسبیح بدست نبودند. آنها هم انسان هایی معمولی مانند من و شما و ما بودند که فقط شایستگی توفیق الهی را پیدا کردند. آنها هم با یکدیگر شوخی داشتند ، ، بازی می کردند ، کری می خواندند و در یک کلام زندگی می کردند و از قضا زندگی را دوست داشتند. اگرچه زمانی به جایی رسیدند که دریافتند ، مسائل بسیار مهم تر از زندگی هم وجود دارد. و در یک کلام ده نمکی در "اخراجی ها" از خوب زندگی کردن می گوید که دعای همیشگی مرحوم دکتر شریعتی  این بود : "خدایا ، چگونه زیستن را به من بیاموز ، چگونه  مردن را خود خواهم آموخت."

"اخراجی ها" می تواند برای سینمای ایران این پیام را داشته باشد که برای مخاطب ایرانی بایستی سازگار با فرهنگ و اعتقادات و باورهایش ، فیلم ساخت. کپی کردن از فیلم های حتی موفق خارجی نه تنها دردی را از تولیدکننده فیلم دوا نخواهد کرد ، بلکه تماشاگر داخلی را نیز از سالن های سینما فراری خواهد داد ، آنچه که در سالهای گذشته سینمای ایران را به ورطه بحران خطرناکی انداخت. مخاطب ایرانی (مثل مخاطب هر سرزمین دیگر) علاقمند است به تماشای ماجراهایی برود که برایش ملموس باشند ، از درون اجتماع خودش بیرون آمده باشد، درد و مسئله مبتلابه او را بازگوید. و نه قصه هایی که هیچ ربطی به گذشته و حالش ندارند و معلوم نیست به اصطلاح  از داخل قوطی کدام  عطاری بیرون آمده اند. اغلب آثاری که در سالهای گذشته ادعای سینمای کمدی و طنز و به اصطلاح کمدی رمانتیک را داشتند ، مشخص نبود که شخصیت ها و کاراکترهای خود را از کجا آورده اند. گویا اصلا اینجایی نبودند. افرادی بودند در یک حال و هوایی که اساسا به ایران امروز و ایرانی جامعه امروز ارتباطی ندارد  و متاسفانه هنوز هم از این دسته آثار با پول بی زبان این ملت تولید می شود و تازه تولید کنندگانش طلبکارند که چرا به تماشای فیلم هایشان  نیامده اند !

"اخراجی ها" پیام دیگری برای همه نظریه پردازان و تئوریسین ها و معتقدان و متعصبان به عقاید و باورهای مختلف دارد که سینما می تواند بهترین راه بیان افکار و اندیشه ها باشد. آنچه که غرب ، سالهاست آن را دریافته و بوسیله سینما در بیشتر نقاط جهان ، آن دهکده جهانی مورد نظرش را برپا ساخته است . و چه خوب حسین پاکدل در مراسم اختتامیه بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر و پس از اعتراض مسعود ده نمکی به هیئت داوران جشنواره  گفت که خوشحالم ایشان زبان سینما را برای بیان حرف هایشان انتخاب کرده اند!