مستغاثی دات کام

 
نگاهی تحلیلی به اسکار هفتاد و نهم
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٥
 

...و اسکار تعلق می گیرد به  کبوترها

 

گویا امسال زمان رو کردن دست ها در عالم هنر و به خصوص سینما فرارسیده است. اگر در گذشته همواره به نحو زیرکانه ای سعی می شد که سیاست و ایدئولوژی و شعر و شعارهای سردمداران غرب در زیرلایه های آثار هنری و از جمله فیلم ها قرار گیرد ( و از همین رو همواره تولیدات هنری کشورهای شرقی به ویژه جهان سومی ها را متهم به سیاسی بازی و شعار دادن می کردند) اما گویی امسال دیگر دل را به دریا زده اند و بادا باد گویان ، سینمایشان را مکان صدور بیانیه و اعلامیه گردانده اند. این قضیه از فیلم "رمز داوینچی" شروع شد که طایفه صهیونیسم ، بی محابا تمامی تلاش و کوشش خود  در به خدمت درآوردن هنر برای آرمان های نژادپرستانه اش را برملا ساخت . پس از آن در "مرکز تجارت جهانی" ، ظهور حضرت عیسی مسیح  با ظرفی آب را برای زیرآوارماندگان شاهد بودیم و بالاخره فیلم "ملکه" استیفن فریرز ، به یک شوی انتخاباتی برای جناب تونی بلر تبدیل شد که عنوان "نخست وزیر" برای آن زیبنده تر بود تا "ملکه"!!

اما همچنان که این سال در سینمای هالیوود با سر و صدای تبلیغاتی آغاز شد ، سعی شد در ویترین سالانه خود ، یعنی مراسم اهدای جوایز آکادمی نیز با حسن ختامی به سبک و سیاق لس آنجلس نشینان تمام شود. البته طبیعی است در این دورانی که اعتبار و حیثیت جرج دبلیو بوش و نئو کنسرواتیوها ، به شدت نزد جهانیان و حتی خود آمریکاییان ضایع شده است ، دمکرات ها جاده را برای خود بازتر دیده و از همین رو از حالا خود را در کاخ سفید سال 2008 می بینند. و چه برنامه و مراسمی فراگیرتر  از اسکار که به قول خود ال گور (معاون سابق رییس جمهوری آمریکا و کاندیدای دمکرات ها در انتخابات سال 2000) یک میلیارد بیننده در سراسر جهان دارد و بهترین فرصت تبیلغاتی می تواند برای وی و هم حزبی هایش باشد. ضمن اینکه رابطه هر دو گروه بازها و کبوترها یعنی جمهوری خواهان و دمکرات ها با صهیونیست ها و لابی های یهود به شدت حسنه است و هر دو ، قدرت خود را مدیون این سرمایه داران خوش حافظه می دانند. نمونه اش ریس فعلی آکادمی، " سید گنیس " و همکارانش و همچنین فیلمسازانی مانند استیون اسپیلبرگ هستند که همگی  یهودی بوده و از اعضای معروف حزب دمکرات هم به شمار می آیند.

شاید از همین رو بود که "الن  دجنرس" مجری مراسم در صحبت های ابتدایی خود به 3 پارامتر مورد علاقه دمکرات ها اشاره کرد و گفت :"...می خواهم این مهم را اینجا بگویم که اگر سیاه ها ، یهودی ها و همجنس بازها نبودند ، هیچ اسکاری وجود نداشت و یا اگر خوب فکر کنید ، در آن صورت هیچ کس اسکار نامیده نمی شد..."!!اما برخلاف حرف های سال گذشته جان استیوارت (مجری اسکار 2006) که از همان اول به سیاست و سیاستمداران آمریکایی تکه پرانی کرد ، صحبت های ابتدایی "الن دجنرس"  به شدت  محافظه کارانه و آرام بود که نکند به جایی و یا کسی بربخورد . او بیشتر درباره رویای دیرینش  برای اجرای مراسم اسکار اشاره کرد .خود دجنرس گفته که دو هفته برروی این سخنرانی فکر کرده و کلمه کلمه آن را نوشته و به نظر آکادمی رسانده است. یعنی همه شوخی ها و تکه پرانی ها و جوک ها از قبل تعیین شده بوده است (فکر نکنید که در روی صحنه اسکار هرکس هرآنچه بخواهد می گوید و انجام می دهد . خیر ! همه چیز کنترل شده است و تازه از سال 2004 این مراسم دیگر به صورت زنده کامل پخش نمی شود بلکه مانند فوتبال های تلویزیون خودمان با 5تا 7 ثانیه تاخیر به شکل "زنده ضبط شده " پخش می گردد ."الن دجنرز " در همان صحبت ها بود که گویی  "دمکرات پارتی" بودن مراسم را اعلام کرد . او  در همان نخستین حرف های خود، گفت که" ال گور اینجاست " و به کنایه از اینکه در انتخابات سال 2000 ، در واقع این دادگاه محلی فلوریدا بود که با فشار لابی های جمهوری خواهان سرانجام نتیجه را به نفع جرج دبلیو بوش چرخاند ، تاکید کرد :"آمریکا  به او (ال گور) رای داد" به این ترتیب و با زوم شدن دوربین های تلویزیون بر روی ال گور ، رسما مراسم اسکار تبلیغاتی دمکرات ها آغاز شد. خاطرم هست که زمانی اشکال می گرفتیم چرا در مراسمی مانند جشن خانه سینما که متعلق به هنرمندان است ، شخصیت های سیاسی مثل وزیر و معاون وزیر شرکت می نمایند و حالا ملاحظه می کنیم در کشوری که ادعای آزادی خواهی اش گوش فلک را کر کرده و حتی برای این آزادی خواهی می گفتند که بایستی عبارت" به نام خدا" از قسم نامه های رسمی آمریکا حذف گردد! ، چراکه آزادی افراد غیر مذهبی را خدشه دار می سازد!! ، حالا در یک مراسم به اصطلاح هنری  به تبلیغات حزبی می پردازند ، آن هم در هالیوودی که  سردمدارانش همیشه شعار داده اند هنر از سیاست جداست !!به هرحال حضور فیلم مستندی به نام "یک حقیقت نامطلوب" در بخش بهترین مستندهای بلند ، که ظاهرا درباره فعالیت های ال گور در زمینه مقابله با بحران محیط زیستی است ولی در اصل به فعالیت های سیاسی وی اشاره دارد،  باعث حضور این معاون سابق ریاست جمهوری آمریکا در مراسم اسکار امسال بود!!! چه دلیل محکمی !!!! تا به حال در کدام مراسم اسکار رسم بوده که شرکت کنندگان در فیلم های مستند ، همراه کارگردان فیلم در مراسم حضور یابند و برای گروه خود تبلیغات نمایند؟ اگرچه آن فرانک و محمد علی کلی نیز به خاطر حضور فیلم های مستندی که درباره زندگی آنها ساختند  و نامزد جایزه اسکار شده بود ، به صحن اجرای مراسم اسکار آمدند ولی هیچکدام برنامه تبلیغاتی اجرا نکردند. اگر قرار بوده برای آثار مستند ، اینچنین پروپاگاندا شود ، انصاف این بود  که برای مستند درخشان "مه جنگ " برنده اسکار بهترین مستند بلند سال 2004 سوژه اصلی آن فیلم یعنی ژنرال مک نامارا به مراسم دعوت می گردید!!از همان ابتدا مشخص بود که فیلم "یک حقیقت نامطلوب" درباره آقای ال گور ، به یک اثر مستند ساده ختم نشده و ماجرایی مفصل  در اسکار امسال خواهد داشت. تا به حال تاریخ اسکار تجربه نکرده بود که آواز یک فیلم مستند ، نه تنها نامزد دریافت جایزه بهترین اسکار شود بلکه حتی در مقابل آوازهای   فیلم موزیکال "دختران رویایی" که اجرای مجددش توسط بیانسه و جنیفر هادسن ، غوغایی در سالن کداک تیاتر به وجود آورد ، جایزه را به خود اختصاص دهد.(بازهم به داوری های 5-6 نفره جشنواره فجر گیر بدهید که پارتی بازی و سیاسی بازی شده است در حالی که در مهد آزادی و دمکراسی ، داوری 6000 نفره متخصص ترین سینماگران غرب ، به نفع پارتی سیاسی خاصی جهت گیری می نماید!!). بله این اتفاق عجیب و غریب برای فیلم مستند "یک حقیقت نامطلوب " در اسکار هفتاد و نهم افتاد و کسی هم حرفی نزد و اعتراضی نکرد!اما بازهم شوی انتخاباتی ال گور به همین جا پایان نیافت ، یعنی درواقع از اینجا آغاز نشد .ال گور دوبار برروی سن اسکار ظاهر شد! یک بار در همان اوایل مراسم ، ناگهان لئوناردو دی کاپریو همراه ال گور به روی صحنه آمدند! خدای من ! این ترکیب ناهمگون قرار است برنده کدام رشته را اعلام کند ؟!! یا اینکه قرار است از کدام بازیگر یا سینماگر خاصی تجلیل به عمل آورد؟ نخیر! آنها برای اعلام برنده رشته ای یا تجلیل از یک عمر فعالیت هنری کسی به روی سن مراسم نرفتند ، بلکه فقط برای ادامه نمایش تبلیغاتی ال گور به شکلی کاملا رو و علنی این اقدام صورت گرفت. البته ظاهر قضیه دل سوزی برای محیط زیستی است که در حال ضایع شدن است .(نمی دانم این جناب ال گور در زمان معاونت ریاست جمهوری  خود  بهمراه  دوستانش هم با همین دقت نظر نسبت به محیط زیست به صدور سلاح های مرگبار و کشنده  به مناطق بحران زده جهان نگاه می کردند؟!!!) یادمان نرفته که استعمار ، اساسا بوسیله مسیونرهای مسیحی  و با تبلیغات مذهبی عیسوی از آن سوی دنیا به اقصی نقاط شرق گسترش یافت و نخستین گروه از متجاوزان آمریکایی در ویتنام در زیر پوشش کمک های امدادی به آن کشور گسیل شده بودند .(فیلم "آمریکایی آرام" فیلیپ نویس تا حدودی این موضوع را نشان می دهد.)

ابتدا که ال گور بر روی سن مراسم اسکار قرار گرفت ، چنان ژستی داشت که فکر کردم الان مثل فیلم مستندش ،  می گوید :" من ال گور هستم . من می خواهم رییس جمهوری آینده ایالات متحده بشوم ." اما این دیگر خیلی به دور از عقل بود و وی دست به چنین بی عقلی نزد ، بلکه گفت : "...دوستان آمریکایی من ! مردم سراسر دنیا ! ما احتیاج داریم که بحران محیط زیست را حل کنیم . این یک عمل سیاسی نیست. این یک عمل اخلاقی است. ما همه آنچه را که برای این عمل ، مورد نیاز است ، در اختیار داریم. این سرچشمه یک تجدید حیات است. بیایید آن را از نو بسازیم."

هر ناظر آگاه و کارشناس جامعه شناسی  و حتی متخصص محیط زیست می تواند تشخیص دهد که صحبت های فوق از نوع انسان دوستانه و طبیعت گرایانه نیست ، بلکه دقیقا به بازسازی حیات دمکرات ها ( که در اثر فضاحت بیل کلینتن خدشه دار شد )، بر جنازه نئوکنسرواتیوها نظر دارد . پس از این ، دی کاپریو سوال کرد که :"به جز این ، اصلی ترین مسئله ای را که می خواهید عنوان کنید ، را بگویید." و گور در پاسخ این سوال ، حرف خود را کامل کرد و گفت :

" می خواهم از این فرصت در اینجا استفاده کنم و رسما قصدم  را اعلام کنم که ..." در این لحظه  با یک برنامه از پیش طراحی شده ، ارکستر بیل کانتی شروع به نواختن موسیقی کرد تا ال گور فهم  منظورش را  به مخاطبانش واگذار کند و به طور رسمی سخنرانی انتخاباتی اش را اجرا نکند ، چرا که به هرحال طیف وسیعی از کمپانی ها و اسپانسرهای مراسم اسکار در اختیار جمهوری خواهان است و آکادمی نشینان ، چندان خوش ندارند که از دلارهای آنان بی بهره شوند.

به هرحال در همین سخنان سرپوشیده ال گور هم به قول آنچه نویسنده بخش سینمایی سایت یاهوو نوشته ، داغ شکست انتخاباتی سال 2000 وی مشهود بود.

این گونه حزبی شدن مراسم اسکار هفتاد و نهم در شرایطی بود که برخلاف سال گذشته (که اغلب فیلم های اصلی حاضر در میان نامزدها ، آثار به شدت سیاسی و مخالف روش های رایج دولت آمریکا بودند ، مانند : "شب بخیر ، موفق باشی " ، سیریانا " ، "مونیخ" ، "تصادف" و ...) فیلم هایی که بوی سیاست های معترض  و منتقد می دادند را  کنار گذاشته و یا تنها در رشته های جنبی نامزد کردند، مانند :"چوپان خوب"(رابرت دونیرو) که درباره شکل گیری سازمان سیا از یک جمعیت سری متعصب و مخوف به نام "جمجمه ها و استخوان ها" بود ، "پرچم های پدران ما" (کلینت ایستوود) که قهرمان سازی های جعلی در تاریخ آمریکا را زیر ذره بین می برد ، "یک گلوله را بگیر"(فیلیپ نویس) که به جنایات رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی در دوران حمایت های آمریکا و انگلیس می پرداخت ، "الماس خونین" (ادوارد زوییک) که تجارت خونین الماس توسط سفیدپوستان از آفریقا به لندن را در کادر خود قرار می داد ، "کوکب سیاه" (براین دی پالما) و "هالیوود لند" (آلن کولتر) که هر دو فیلم ، روی دیگر سکه هالیوود را در خانه های بدنام و همچنین قتل ها یا خودکشی های فجیع  را به تصویر می کشیدند ، "نفوذی" (اسپایک لی) که به همکاری صهیونیست ها با نازی های آلمانی در جنگ دوم جهانی ،  برای لو دادن یهودی ها و کمونیست ها اشاره داشت ، "مرد سال"(بری لوینسن) که در آن یک کمدین شوهای تلویزیونی ، رییس جمهوری آمریکا می شد و ماجراها وتقلبات معمول پشت پرده  انتخابات ودست های نامریی شرکت هایی که در سایه قرار دارند را برملا می ساخت ، "فساد میامی" (مایکل مان) که درباره فساد پلیس آمریکا بود ، "پالس" (جیم سونزرو) که به خطر افزاینده ابررسانه هایی همچون اینترنت و موبایل بر زندگی بشر می پرداخت، "بابی" (امیلیو استوز) که با پرداختی درخشان ماجراهای پیرامون ترور رابرت کندی را در سال 1968 نشان می داد ، "مرگ یک رییس جمهور" که اثری هوشمندانه در به تصویر کشیدن تخیلی یک مستند گونه درباره ترور جرج بوش در آینده بود ، "آپوکالیپتو"(مل گیبسن) که مقایسه ای تاریخی تصویری بر سر شباهت های  تمدن مضمحل شده  مایا و حکومت کنونی آمریکا به عمل آورده بود (ضمن اینکه فراموش نکنیم که گیبسن بعد از ساختن فیلم "مصائب مسیح " مورد تنفر یهودی ها و البته آکادمی اسکار قرار گرفت!) ، "نلسن نصفه " که دیپرس شدن یک معلم جوان تاریخ را از تاریخ کشورش آمریکا نشان می داد به دلیل آنکه این کشور به اصطلاح  مهد دمکراسی هیچگاه  در طول تاریخ خود  به  آرای مردمی احترام نگذاشته  و نتایج آن را همواره لگد کوب کرده است و ...

اما در میان این حزب بازی و شوی سیاسی ، ابتدا نیکول کیدمن و دنیل کریگ (جیمزباند تازه به دوران رسیده !) به روی سن رفتند تا بهترین مدیریت هنری را معرفی نمایند که جایزه به فیلم "هزارتوی پن" (گیلرمو دل تورو) رسید ، در حالی که طراحی صحنه عالی فیلم هایی مثل "کوکب سیاه" و "پرچم های پدران ما" و ...نادیده گرفته شده و حتی از  صحنه پردازی تحسین برانگیز فیلم "چوپان خوب" که در میان نامزدها حضور داشت ، عبور کردند. طراحی صحنه دهه 60 هتل آمباسادور لس انجلس در فیلم "بابی" هم حیرت انگیز بود ، که آن هم در دیدگان آکادمی نشینان قرار نگرفت.

پس از آن آواز مشترکی توسط ویل فرل ، جک بلک و جی سی رایلی اجرا شد که به حسادت های پیرامون نامزد و برنده شدن اسکار می پرداخت و آنها را نکوهش می نمود. آنچه که در مراسم اسکار امسال به شدت به چشم می آمد ، عدم نوآوری و ابداعات همیشگی این مراسم بود . مانند تکرار برخی تمهیدات 10- 11 سال پیش این مراسم ، مانند نشان دادن  خلق افکت های صوتی توسط گروهی از صداپیشگان ، پدیدآوردن شکل های معرف برخی فیلم ها با نور و سایه و انجام بعضی برنامه های نمایشی که از خلاقیت و جذابیت ، بی بهره بودند مانند همین آواز سه نفره که حتی هماهنگی لازم را هم نداشت ، علاوه بر حرکات نا همگون و نه چندان دلچسب که باعث دافعه می شد و یا شوخی های خسته کننده "الن دجنرس" مثل جارو کردن زیر پای حضار یا احوالپرسی با کاندیداها و یا حرکات شبه رقص با گروه همخوانان که وی را به عنوان یک مجری توانا زیر علامت سوال می برد. آنچه که حتی در دوره ضعیف ترین مجری تاریخ اسکار یعنی دیوید لترمن نیز سابقه نداشت. نمی دانم برگزار کنندگان اسکار هنوز به این واقعیت پی نبرده اند که هر مجری شوی تلویزیونی نمی تواند مجری مراسمی همچون اسکار باشد. شاید در این میان امثال بیلی کریستال و ووپی گلدبرگ به دلیل بازیگر بودن استثناء به شمار می آمدند.

به هرحال همان 3 نفر فرل و بلک و رایلی ، اسکار بهترین چهره پردازی را هم به فیلم "هزار توی پن" دادند. جای تعجب داشت که فیلمی مانند "دزدان دریای کاراییب" با آن گریم دشوار و سنگین حتی در میان نامزدها هم نبود!

پس از آن ابیگیل راسلین (همان دختر بچه فیلم" خورشید خانم کوچولو") و پسر کوچک ویل اسمیت  که در فیلم "در جستجوی خوشبختی" هم در کنارش بازی کرده بود ، به روی سن آمدند تا برترین فیلم های کوتاه در زمینه انیمیشن و فیلم زنده را معرفی نمایند. همانطور که حدس زده می شد ، اسکار فیلم کوتاه زنده به "داستان وست بانک" رسید که در آن به  اشغال سرزمین های فلسطینیان (طبق قطعنامه سال 1967 سازمان ملل ) توسط اسراییلی هادرمناطقی مانند نابلس اعتبار داده شده و تاکید شده بود که در زیر حاکمیت صهیونیست ها، فلسطینی ها نیز در زمین های اشغال شده شان می توانند برای اسراییلی ها کار کنند !!

تنها بهره فیلم "نامه هایی از ایوجیما" ساخته تحسین شده کلینت ایستوود ، اسکار بهترین افکت های صوتی بود . گویا ایستوود نیز چوب بایکوت شدن استیون اسپیلبرگ را خورد که بعد از ساختن فیلم "مونیخ" از سوی لابی های یهود و صهیونیست های مقیم هالیوود تکفیر شد! دو فیلم "پرچم های پدران ما" و "نامه هایی از ایوجیما" که از سوی محافل و نهادهای مختلف سینمایی مورد تجلیل قرار گرفته بودند به دلیل اینکه تهیه کننده آنها استیون اسپیلبرگ بود ، مورد بی مهری آکادمی واقع شده و قربانیان حقیقی اسکار امسال محسوب شدند!!

اسکار میکس صدا به فیلم "دختران رویایی" رسید ! عجیب اینکه در خود نمونه فیلم هایی که برای معرفی کاندیداها ، نمایش داده شد ، به وضوح معلوم بود که برای میکس صدای فیلم هایی مثل "آپوکالیپتو" یا "الماس خونین" و یا "پرچم های پدران ما" چه زحمتی کشیده شده ولی جایزه به فیلم "دختران رویایی"رسید که قسمت اعظم صدای آن را آوازهای اجرا شده تشکیل می داد!!

برطبق سنتی همیشگی ، برنده اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن سال گذشته یعنی "ریچل وایز" برای اعلام نام بهترین بازیگر نقش مکمل مرد به روی صحنه رفت و نام" الن ارکین" همان پدربزرگ فیلم "خورشید خانم کوچولو" را اعلام کرد.نمی دانم چرا از اسم "جیمز مکاوی" که در فیلم "آخرین پادشاه اسکاتلند" نقش دکتر کرینگتن را عالی بازی کرده بود حتی در میان نامزدها هم خبری نیود!

هنوز در شگفتم که وجه تسمیه آن حرکات بازی با نور و سایه که گروهی با حرکات موزون ، نشانه های فیلم های مختلف را پشت پرده ای نورانی درست می کردند ، چه بود. چون نه فیلم ها به یکدیگر ارتباطی داشتند! (مثلا فیلم "هپی فیت"   یا همان" پاهای شاد" چه سنخیتی با فیلم "شیطان پرادا می پوشد" از یک طرف و "مارها در هواپیما" از طرف دیگر دارد؟!!) و نه نشانه ها چندان گویای فیلم مربوطه بودند !! (مثلا چقدر نشانه اسلحه با فیلم "مردگان " تناسب دارد؟!!!)

بعد از نمایش قطعه ای از فیلم "مردگان" ، آواز فیلم های "ماشین ها" و "یک حقیقت نامطلوب" اجرا شد و سپس ال گور و دی کاپریو روی سن رفتند که شرحش را بازگفتم.

موقع اعلام نام بهترین انیمیشن بلند ، کامرون دیاز پشت میکروفن قرار گرفت ، بلندگوی تالار اعلام کرد ، حضور کامرون دیاز به علت حرف زدن وی به جای کاراکتر پرنسس فیونا در انیمیشن "شرک" بوده است. جای خیلی از انیمیشن های بامزه و باحال امسال در میان کاندیداها خالی بود ، اصلا انگار گروهی از کسالت بارترین کارتون ها را انتخاب کرده بودند. از این جهت این صحبت را می کنم که دختر خودم ، کارتون بین حرفه ای است و محال است ، انیمیشنی در سال تولید شود و از زیر دست او رد شود. و در این باب صاحب نظر هم هست. من هم از قبل ایشان ، تقریبا همه انیمیشن های تولیدی را به قول معروف جارو می کنم!! در میان کارتون هایی که امسال ساخته شد (که در این مورد دخترم هم با من هم عقیده است ) آثار بسیار با مزه ای مانند :"جرج فضول" ، "آن سوی پرچین" ، "برآب رفته" ، "حیاط حیوانات" ، "مورچه قلدر" و...وجود داشتند که نمی دانم چرا از میان این کارتون های جذاب امثال "هپی فیت" و "ماشین ها" و "خانه هیولایی" برای نامزدی بهترین انیمیشن سال برگزیده شدند و از میان آنها ، بدترین شان یعنی "هپی فیت" اسکار گرفت! کارتونی که اولا داستانی تکراری دارد ، ثانیا برپایه ترانه هایی استوار است که هیچکدام حتی نامزد بهترین ترانه هم نشدند و ثالثا  با توجه به فیلم مستند دیدنی "رژه پنگوئن ها" که سال گذشته اسکار هم گرفت ، کمی کهنه به نظر می آمد. از طرف دیگر تفکری قدیمی  و استعماری را هم تبلیغ می کرد که تنها راه ادامه زندگی ، سازش کردن با آنهایی است که همه منابع سرزمین تان را به غارت برده اند ! باید با آنها ساخت تا آنها هم از منابعی که غارت می کنند ، سهم کوچکی به شما  ببخشند تا گرسنه نمانید!!! این هم از پیام های متعالی کارتون های امروز آمریکایی که توی ذهن بچه های جهان سوم می چپاند که بی خیال استقلال و شرف و عزت شوید . حالا اگر استعمارگران از مملکت شما هم بردند و خوردند ، خیالی نیست ، با آن ها کنار بیایید ، شاید به شما هم بخشش کردند!!! شاید از همین رو کارتون "هپی فیت" مستحق اسکار شناخته شد!!!!

فیلم "مردگان" مارتین اسکورسیزی اولین اسکارش را از فیلمنامه دشت کرد. بالاخره امشب همانطور که شب ال گور بود پس از سالها شب مارتین اسکورسیزی و فیلم تازه اش یعنی "مردگان" هم بود. سرانجام  مارتین اسکورسیزی جوایزی را که سالها بود از خود و فیلم هایش دریغ می کردند ،  گرفت .

هلن میرن و تام هنکس ، اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی را به ویلیام منهان ، نویسنده فیلمنامه "مردگان" اهداء کردند. جالب است فیلمنامه ای که از یک فیلم هنگ کنگی  ساخته سال 2002 اقتباس شده ، اینگونه بتواند نگاهها را به خود جلب نماید. در حاشیه این جایزه بگویم که ترکیب زوج های هنری بود که برای اهداء جوایز روی سن می رفتند ،  اغلب در کمال کج سلیقگی انتخاب شده و هیچ تناسبی با یکدیگر نداشتند ، گویا می رفتند که یکدیگر را عذاب دهند . مثلا این قبول که ابیگیل راسلین و پسر ویل اسمیت هر دو بچه بودند ، توبی مک گوایر و کریستین دانست هم که اسکار فیلمنامه اریژینال را دادند ، زوج بازیگر فیلم "اسپایدرمن " بمحسوب می شدند. امیلی بلانت و ان هاتاوی هم که برای اعطای جایزه بهترین طراح لباس آمدند ، هر دو در فیلم "شیطان پرادا می پوشد" نقش منشی های سردبیر یک مجله مد را بازی کرده بودند. جک نیکلسن و دایان کیتن هم که برای اسکار بهترین فیلم آمدند ، در فیلم "چیزی به جای آن بگیر" ، هم بازی بودند ، اما انصافا نیکول کیدمن رومانتیک چه ربطی به دنیل کریگ جیمزباند دارد؟ یا جان تراولتا و کویین لطیفه که اسکار بهترین آواز را اهداء نمودند و یا پنه لوپه کروز و هیو جکمن ؟!! و یا همین تام هنکس و هلن میرن ؟!!!

بگذریم ، بله همانطوری که گفتم ، دو تا منشی خانم مریل استریپ در فیلم "شیطان پرادا می پوشد" برای اسکار بهترین طراحی لباس آمدند و آن را به فیلم "ماری آنتوانت" دادند. انصافا در آن فیلم ، هزینه هنگفتی برای آن همه لباس فاخر قرن هفدهمی خرج شده بود و سوفیا کاپولا (کارگردان فیلم) خرج زیادی روی دست پدرش یعنی جناب فرانسیس فورد کاپولا و صاحب کمپانی زئو تروپ  که تهیه کننده فیلم بودند ، گذاشته بود !

بالاخره آس همیشگی آکادمی یعنی جناب تام کروز با آهنگ "ماموریت : غیرممکن" پشت تریبون آمد تا جایزه جین هرشولت را به شرلی لنسینگ از صاحبان کمپانی پارامونت بدهد. گویا وی اعمال خیری انجام داده بود. زمانی وودی آلن برروی همین صحنه ، همین  جایزه جین هرشولت را به مضحکه گرفت و وقتی پس از سالها به مراسم اسکار دعوت شد ، گفت :"...فکر کردم برای دریافت جایزه جین هرشولت است ، چون هفته پیش در خیابان یک سنت به یک گدا کمک کردم !!"

گویینت پالترو جایزه بهترین فیلمبرداری را به فیلم "هزارتوی پن" داد. در حالی که از فیلمبرداری حیرت انگیز فیلم "آپوکالیپتو"  یا رابرت ریچاردسون که با تصاویرش ، حال و هوایی خاص به فیلم "چوپان خوب" داده بود  و یا فیلمبرداری زیبای فیلم "نقاب نقاشی شده " با آن تصاویر مینیاتوری ،  حتی در میان کاندیداها نیز خبری نبود!!

نائومی واتس و رابرت داونی جونیور تنها جایزه فیلم پرفروش "دزدان دریای کاراییب: صندوقچه مرد مرده" را برای جلوه های ویژه اعطا نمودند و کاترین دونو و کن واتانابه هم به معرفی فیلم های غیرانگلیسی زبان تاریخ اسکار پرداختند که تصاویری از فیلم های "راشومون" ، "جاده" ، "دزد دوچرخه" ، "مدیترانه" ، "هشت و نیم" ، "شب های کابیریا" ، "دریای درون" و ...آن صحبت ها را همراهی کرد. و سپس  نائومی واتس و رابرت جونیور هم آمدند و اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان را به "زندگی دیگران" دادند که از بخش مسابقه بین الملل جشنواره فیلم فجر امسال هم سیمرغ بلورین بهترین فیلم را دریافت کرده بود. نکته جالب اینکه اغلب براین تصور بودند که حتما جایزه این بخش از آن "هزار توی پن" است که در بخش بهترین فیلم نامزد نشده بود  ولی فیلم مذکور با همان 3 جایزه ای که دریافت کرد ، پرونده خود را در اسکار 2007 بست.

ضمن اینکه فیلم های غیرانگلیسی زبان بسیاری از دور رقابت در اسکار بازماندند که از مهمترین آنها می توان به "شهر توخالی " از تنها زن فیلمساز آنگولا(ماریا ژوانوا گانگا) ، "کاداک" (پیتر برازنس و جسیکا هوپ وودورث) از مغولستان و هلند  ، "السا و فرد"(مارکوس کارناواله) از ایتالیا ، "خورشید نیمه شب"( نوریهیرو کویزومی) از ژاپن اشاره کرد.

همچنان این قضیه فیلم غیرانگلیسی زبان از مهمترین چالش های اسکار می آید ، خصوصا امسال که اسامی نامزدها ، به کلی با انجمن ها و محافل دیگر سینمایی از جمله گلدن گلوب (که همواره الهام بخش اسکار به شمار آمده ) و جوایز بافتا تفاوت داشت. مثلا آکادمی اسکار هیچ یک از 3 فیلم "آپوکالیپتو" ، "بازگشت" و "نامه هایی از ایوجیما" را در فهرست نامزدهای بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان قرار نداده بود ، در حالی که این فیلم آخری نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم  شده بود ! مثل اینکه همیشه آن ضرب المثل "چون صد آمد ، نود هم پیش ماست" صدق نمی کند! مگر می شود فیلمی کاندیدای بهترین فیلم باشد ، شرایط بخش فیلم غیر انگلیسی زبان را هم داشته باشد ولی در آن بخش نامزد نشود؟!! تا کنون که در تاریخچه اسکار چنین تناقضی رخ نداده بود .

اما از طرف دیگر هم  علیرغم ادعای اینکه امسال مراسم اسکار یک مراسم فراملیتی بوده ، چراکه در آن ، فیلم ها ، کاراکترها و داستان های مختلف از ملیت ها و نژادهای گوناگون حضور داشته است ، همچنان برای آثار مستقل ملیت های دیگر محدودیت های پایان ناپذیری وجود داشت و همچنان تنها 4 درصد مراسم اسکار به ملیت های دیگر تعلق گرفت. بله ممکن است همانطور که خانم دجنرس لابلای صحبت هایش گفت امسال مکزیکی ها و اسپانیایی ها و ژاپنی ها و دیگر ملیت ها به طور چشمگیری در این مراسم حضور داشتند ولی این حضور فقط تحت مدیریت و سرمایه و فکر و اندیشه آمریکایی بوده است . در واقع این آمریکایی ها بوده اند که با همان تفکر دهکده جهانی مارشال مک لوهان ، ملیت های مختلف را تحت قیمویت خود درآورده  و  در حقیقت آنان را استخدام کرده تا اهداف آمریکایی را به اجرا درآورند.  وگرنه در فیلمی مانند "آخرین پادشاه اسکاتلند" که ظاهرا درباره ملت اوگانداست و اوگاندایی ها هم در ان حضور پررنگ دارند ، چه تفکری جز تفکر نژادپرستانه صهیونیستی تبلیغ می شود که  مقصر فقر و فلاکت آفریقا و کشورهایی مانند اوگاندا که قرنها توسط اروپایی ها و آمریکایی غارت شدند ،  خود مردم اوگاندا بنمایانده می شوند و فلسطینی ها ، تروریست و جانی و همدست دیکتاتورها قلمداد می گردند و اسراییلی ها مخالف دیکتاتوری و تروریسم و ...؟!!

امسال برخلاف پارسال اصلا سال جرج کلونی نبود . سال گذشته وی ، نامزد دریافت 3 جایزه اسکار بود که یکی از آنها را هم برد. اما امسال بازی اش تنها در فیلم "آلمانی خوب" استیون سودربرگ مورد توجه قرار گرفت  که آن هم در لیست نامزدهای اسکار واقع نشد. اما جرج کلونی به روی صحنه آمد تا اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن را همانطور که حدس زده می شد به بازیگر 25 ساله فیلم "دختران رویایی" یعنی جنیفر هادسن بدهد. هادسن هم روی صحنه گریه کرد و از مادربزرگش تشکر نمود که همیشه منبع الهام بخش وی بوده ولی هیچوقت هنرش مورد توجه قرار نگرفت.

اسکار فعالیت یک عمر همچنان که قبلا نیز اعلام شده بود ، به انیو موریکونه اهداء شد . کلینت ایستوود همراه آهنگ معروف فیلم "خوب ، بد ، زشت " ( از مشهورترین آهنگ های موریکونه) آمد و از موریکونه تجلیل به عمل آورد. سلین دیان هم ترانه ای برای موریکونه خواند که زمین تا آسمان با آنچه برای تایتانیک خوانده بود ، تفاوت داشت. صورت اسبی وی هم واقعا روز به روز دگردیسی پیدا می کند. در آخر ترانه اش و در کلوزآپ دوربین چنان قیافه ای گرفته بود که ای کاش عکاس ها از این صحنه  ، تصویر می گرفتند و روی اینترنت می گذاردند  تا بعضی ها ، چهره دیگری هم از هنرمندان مورد علاقه شان را ببینند. شخصا اگر چنین عکس هوشمندانه ای را پیدا کنم ، برروی همین وبلاگ قرار می دهم.

به هرحال انیو موریکونه به ایتالیایی حرف زد و کلینت ایستوود هم آن را ترجمه کرد. نمی دانم ایستوود واقعا ایتالیایی بلد است یا اینکه متن را حفظ کرده بود ، چون بعضی وقت ها ، موریکونه کلی حرف می زد و ایستوود فقط دو کلمه ترجمه می کرد!

تنها جایزه فیلم "بابل" (فیلمی که امیدهای بسیاری به آن می رفت وگلدن گلوب بهنرین فیلم درام راهم دریافت کرد ) اسکار بهترین موسیقی بود که توسط پنه لوپه کروز و هیو جکمن داده شد. (امسال نباید مثل دو سال قبل انتظار سنت شکنی در جوایز اسکار را داشته باشید .)  از موسیقی فیلم "نقاب رنگ شده" که گلدن گلوب بهترین موسیقی را گرفت ، حتی در میان نامزدها هم خبری نبود.

پس از آن سید گنیس ، رییس آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا گزارشی از فعالیت سالیانه آکادمی داد و این گزارش به نحو بسیار تند و سریع پخش شد تا درسی به سایر برندگان اسکار بدهد که سخنرانی پس از دریافت جایزه خود را کوتاه کنند و حواسشان به زمان باشد. اما تصور نمی کنم کسی از گزارش رییس آکادمی سر درآورده باشد.

زوج هنری فیلم "اسپایدرمن" یعنی توبی مک گوایر و کریستین دانست ، دومین اسکار فیلم "خورشید خانم کوچولو" را تحت عنوان بهترین فیلمنامه اریژینال اهداء نمودند. این هم دیگر نهایت ساختار شکنی امسال اسکار بود. پس از آن جنیفر لوپز با سر و ضع کاملا تغییر یافته ، ترانه های فیلم "دختران رویایی" را معرفی کرد که آنها را جنیفر هادسن و بیانسه در میان ابراز احساسات حاضرین اجرا کردند(3 ترانه این فیلم نامزد اسکار بهترین ترانه بود)  . "دختران رویایی" آوازهایی از فرهنگ سیاهوستان داشت  که به نظر می آید ، نظیر بعضی از آنها در چند سال اخیر کمتر شنیده شده اند. اما علیرغم این واقعیت ، جایزه به هیچکدام از این آوازها نرسید و در کمال تعجب خواننده فیلم تبلیغاتی و مستند "یک حقیقت نامطلوب" اسکار را گرفت ! این هم از دیگر عجایب اسکار هفتاد و نهم بود!!

دریافت کننده این اسکار همانقدر عجیب بود که ترکیب زوج اهداء کننده آن ، یعنی جان تراولتا و کویین لطیفه !!!دومین اسکار فیلم "مردگان" و سومین اسکار تلما شون میکر ، تدوین گر همیشگی مارتین اسکورسیزی برای تدوین فیلم "مردگان" توسط کیت وینزلت به وی داده شد .او برای "گاو خشمگین" و "هوانورد" هم اسکار گرفته بود.

بخش به یاد در گذشتگان  امسال را جودی فاستر (او هم با سر و وضعی دگرگون شده) اعلام کرد و بعد از آن تصاویری از رفتگان سال 2006 بر پرده نقش بست از گلن فورد و جیلو پونته کورو و دارن مک گاوین گرفته تا سون نیکویست و گوردون پارکز و فیلیپ نواره و کارلو پونتی و جک پالانس و رابرت آلتمن که همین سال گذشته اسکار افتخاری دریافت نمود. نمونه ای از چرخش روزگار که به هیچ وجه به لحظه ای دیگرش نمی توان اطمینان داشت. به خاطر دارم که می گفتند کوروساوا از دریافت اسکار افتخاری خودداری می کرد ، زیرا هرکس پیش از او این جایزه را گرفته بود ، مرده بود. از ساتیا جیت رای گرفته تا فدریکو فللینی . و کوروساوا هم آن جایزه را گرفت و سال بعد به دیار باقی شتافت!

فیلیپ سیمور هافمن (برنده اسکار بهترین بازیگر مرد سال گذشته) جایزه بهترین بازیگر زن را به هلن میرن برای فیلم "ملکه" داد و ریس ویترسپون (برنده اسکار بهترین بازیگر زن سال قبل ) اسکار بهترین بازیگر مرد را به فارست ویتاکر به خاطر ایفای نقش ایدی امین برای فیلم "آخرین پادشاه اسکاتلند" اعطاء نمود.

امسال بر سر نامزد شدن بازیگرها بحث و جنجال بسیاری بود و خیلی ها از اینکه بازیگران شایسته ای اصلا نامزد هم نشده بودند ، شاکی بودند از جمله : انت بنینگ برای "قیچی ها را کار انداز" ، کری واشینگتن برای "آخرین پادشاه اسکاتلند" ، لارا لینی برای "مرد سال"  ، درک لوک برای " یک گلوله بگیر" ، جنیفر لوپز برای"چوپان خوب" ، ادوارد نورتون برای "نقاب رنگ شده " ، راف اسپال برای "سال خوب" ، کریستین بیل برای "پرستیژ" ، رودی یونگ بلود برای "آپوکالیپتو" و ...

اما شاید جالب ترین صحنه اسکار امسال ، در کنار هم قرار گرفتن 4 یار قدیمی هالیوود جدید  دهه70 بود یعنی استیون اسپیلبرگ و جرج لوکاس و فرانسیس فورد کاپولا و مارتین اسکورسیزی که آن 3 فیلمساز اولی در یک حرکت بیسابقه در طول تاریخ اسکار برروی سن اسکار رفتند و بعد از چند شوخی ، نام دوست دیرین شان یعنی مارتین اسکورسیزی را اعلام کردند تا به عنوان بهترین کارگردان اسکار بگیرد. بالاخره طلسم اسکار نگرفتن اسکورسیزی پس از 6 بار نامزدی شکسته شد. شاید وی این جایزه را بایستی برای "راننده تاکسی" و" گاو خشمگین" و "دوستان خوب" و "بیرون آوردن مردگان" و" دارو دسته نیویورک" می گرفت. به هرحال می توان این جایزه را به حساب همه آن بی لطفی های آکادمی گذارد. این بی لطفی ها آنقدر تداوم یافت که امروز  وقتی اسکورسیزی روی صحنه رفت و اسکار را گرفت ابتدا از اسپیلبرگ خواست دوباره پاکت حاوی نام برنده را چک کند که آیا واقعا نام وی درون آن بوده است؟!!

با اهدای اسکار بهترین فیلم به "مردگان" که توسط دایان کیتن و جک نیکلسن صورت گرفت ، فهرست جوایز "مردگان" کامل شد . شاید این تنها نکته قابل تحمل مراسم اسکار امسال بود. و آن را از آن کسالت تبلیغاتی ال گور و دمکرات ها به در آورد.

به این ترتیب "مردگان " با 4 اسکار در راس برندگان امسال قرار گرفت و بعد از آن هم "هزار توی پن" با 3 جایزه ؛ "خورشید خانم کوچولو " و " دختران رویایی" و "یک حقیقت نامطلوب" با دو جایزه و "بابل" و "ملکه" و "نامه هایی از ایوجیما" و "دزدان درای کارایبب" و"ماری آنتوانت" و "آخرین پادشاه اسکاتلند" و "هپی فیت" و ... هر کدام یک جایزه دریافت داشتند .

فقط امیدوارم که اسکار هشتادم تیول جمهوری خواهان و نئوکنسرواتیوها نباشد.