مستغاثی دات کام

 
آسیب شناسی سینمای ایران – ژانرهای گمشده
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٧:۳٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۸٥
 

 

پرواز اندیشه بربال  خیال 

تام هاچسن درباره سینمای علمی – افسانه ای می نویسد :"...فیلم علمی – افسانه ای فکر  نامحتملی است که درون مرزهای عصر تکنولوژی ، امکان حدوث می یابد..."

برخی نویسندگان و منتقدان سینمایی از جمله" ویوین سابچک" ، فیلم های  علمی – افسانه ای (که به علمی – تخیلی هم معروف است) را در زمره سینمای فانتزی و با تعبیر فیلم خیالی به حساب آورده وآن را در کنار فیلم های ترسناک (مانند "دکتر جکیل و مستر هاید")و آثار حادثه ای- تخیلی (مثل "کینگ کنگ" ) قرار داده است. به هرحال این نوع سینما تقریبا از همان آغاز چرخش ریل های فیلم ،  در داخل آپارات سالن های سینما ، به دنیای هنر هفتم راه یافت . شاید بتوان "ژرژ ملی یس" بنیادگذار و فیلم "سفر به ماه" او را سرآغاز این دسته از فیلم ها به حساب آورد. فیلم هایی که از یک طرف  متکی بر جلوه های ویژه بودند  و از همین رو جذبه تصویری پرکششی را ایجاد نموده و باعث جذب تماشاگران بسیاری به سالن های سینما گشتند (هنوز فیلم های علمی – افسانه ای در زمره پرفروشترین آثار تاریخ سینما هستند ، همچون "جنگ های ستاره ای " ، "برخورد نزدیک از نوع سوم " ، " یی تی ، موجود فرازمینی " و ...)  و از طرف دیگر این فیلم ها مرزهای دانش روز را در می نوردیدند تا از ورای ناشناخته ها به معرفت تازه ای  از هستی دست یابند. از همین رو گروهی از متفکرانه ترین و فلسفی ترین آثار تاریخ سینما در همین ژانر قرار گرفتند . آثاری که فراتر از جذابیت های تصویری و روایتی ، به شناخت هستی شناسانه انسان از عالم وجود و شگفتی های درون و برونش می پرداختند. از "سیاره ممنوع" (فرد مکلود ویلکاکس) که نیروی اهریمنی ناشناخته را از درون وجود خود انسانها جستجو می کرد تا " 2001: یک ادیسه فضایی"(استنلی کوبریک ) که با فلسفه انسان برتر نیچه ،  درهای تازه ای را در مقابل مخاطب جستجوگر و اندیشمند قرار می داد وتا امثال "سولاریس" و "استاکر" (هر دو ساخته آندری تارکوفسکی) که قصه های علمی را دستمایه نگرش فلسفی خویش و باورهای اعتقادی شان نسبت به جهان هستی و جایگاه انسان در این عالم می کردند.

اما تاریخ سینمای ایران در این زمینه هم نشان از فقر مزمن چه به لحاظ کمی و چه از جهت  کیفی دارد ولی چنانچه در معدود زمان هایی به سراغ ساخت فیلم هایی مشابه با کمترین عناصر سینمای علمی- افسانه ای رفته ، مورد استقبال وسیع مخاطبان واقع شده است. اگرچه شاید به دلیل عدم سابقه مکاشفه های فضایی و نجومی در این سرزمین (مانند آنچه در آمریکا و یا روسیه به وقوع پیوسته) سینمای ایران در میدان ژانر علمی – افسانه ای کمتر به سوژه هایی از این دست نزدیک شده یا در واقع اصلا سراغشان نرفته است و در واقع فیلم های تخیلی آن اغلب بر اساس  قصه های پریانی و داستان های کهن این سرزمین شکل گرفته است. (از این رو بایستی با مسامحه به سابقه ژانر فوق در تاریخ این سینما نگریست) اما در همین زمینه و با همین حد و حدود هم موفق به نظر آمده است. مطرح ترین نمونه تاریخی این نوع سینما ، فیلم "امیرارسلان نامدار" (1334) است که البته قرابتی با آن سینمای علمی – افسانه ای رایج ندارد ولی همانطورکه ذکر شد ،  به هرحال در وادی فیلم های تخیلی البته با مایه های فانتزی (از نمونه های خارجی این نوع فیلم ها می توان به امثال "آلیس در سرزمین عجایب" ، "دزد بغداد" ، "جسین و آرگونات ها" و "جادوگر آز" اشاره کرد.)قرار می گیرد که در سینمای ایران بیشتر رواج داشته است. فیلم های دیگری مانند "قزل ارسلان" ، "گوهر شب چراغ"  و "ماه پیشونی" هم در همین سری به حساب می آیند. به هرحال همان فیلم "امیرارسلان نامدار"(که با اقتباس از یک افسانه کهن ایرانی و آشنا برای اغلب خانواده ها ساخته شده بود)  در زمان خود از پرفروشترین فیلم ها  شد و هنوز هم در لیست پر بیننده ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران از رتبه بالایی برخوردار است. گفته می شود که فیلم مزبور به مدت یک سال در سینما میهن واقع در میدان حسن آباد تهران روی پرده بود و معروفیت و محبوبیت آن در میان مردم به حدی رسید که ایستگاه اتوبوس میدان حسن آباد را به نام ایستگاه امیر ارسلان نامیدند. آماری غیر رسمی حاکی از آن است که در طی زمان اکران ، فیلم "امیر ارسلان نامدار" حدود یک میلیون و چهارصد هزار تومان فروخت که با احتساب میانگین رقم 15 ریال بهای بلیط سینما در آن سال ، بیش از 900هزار نفر از این فیلم در تهران دیدن کرده اند. و  با در نظر گرفتن جمعیت 5/1 میلیون نفری تهران در سال 1334 ، به این نتیجه می رسیم که حدود 60 درصد جمعیت پایتخت برای تماشای فیلم مذکور به سالن های سینما رفته اند. (در نظر بگیرید که فیلم "آتش بس" با احتساب رقم یک میلیارد تومان فروش در تهران ، تنها توانست یک میلیون نفر از اهالی تهران یعنی حدود 6 درصد جمعیت این شهر را جلب سالن های سینما نماید ! )

آمار فوق نشانگر اشتیاق مردم برای دیدن فیلم های افسانه ای و تخیلی است. اگرچه آمار فوق را بایستی با در نظر گرفتن تاریخ و زمان نمایش فیلم یاد شده مورد تحلیل قرار داد  که مردم حتی از وجود تلویزیون محروم بودند! (چه برسد به ویدئو و اینترنت و ماهواره !!!) .اما در سینمای پس از انقلاب هم فیلم های تخیلی و فانتزی مانند "پاتال و آرزوهای کوچک" ، "سفر جادویی" ، "سایه خیال" و "دره شاپرک ها" از فروش بالایی برخوردار شدند و همچنین 3 فیلمی راکه(البته بازهم با مایه های فانتزی) با مسامحه می توان دردسته آثار علمی – افسانه ای قرار داد (شاید فقط به دلیل اینکه سوژه هایش از فضا آمده بودند؟!)به نام های  "کاکادو" ، "من زمین را دوست دارم " و "سیزده گربه روی شیروانی" (که این آخری تا حدودی در زمینه های تصویری و چهره پردازی از جلوه های ویژه بهره گرفته بود) جزو پر تماشاگرترین فیلم های سال قرار گرفتند. در این زمینه می توان به سریال های تلویزیونی هم که با مایه های فانتزی و یا تخیلی ساخته می شوند ، اشاره نمود که همواره از پربیننده ها هستند.

اما علیرغم همه این واقعیات و آمارها ، سینمای ایران (حتی علیرغم پیشرفت های تکنولوژیکی اش) نه تنها هنوز به وادی آن سینمای علمی – افسانه ای استاندارد وارد نشده ، بلکه از حیطه همان سینمای فانتزی – افسانه ای یاد شده نیز فاصله گرفته ، به طوریکه در طول یک دهه اخیر کمتر فیلمی به آن فضای فانتزی مذکور نظر داشته است. علیرغم اینکه گفته می شود ساخت فیلمی همچون"سیزده گربه روی شیروانی" از تشویق ها و حمایت های معاونت سینمایی وقت برخوردار گشت و قول مساعدت برای ادامه چنین پروژه هایی داده شد ، اما پس از آن هم اتفاقی نیفتاد! چرا؟

چرا سینمای ایران که برای رشد و شکوفایی اش همواره باید به دنبال دریچه های تازه در عالم سینما باشد تا بتواند طیف های مختلفی از مخاطبان را جذب نماید ، از تجربه در عرصه سینمای علمی – افسانه ای واهمه دارد ؟ چرا حتی از تجربه های موفق گذشته ، استفاده نمی شود؟

البته در مقابل این سوالات ، تهیه کننده خصوصی  پاسخ می دهد که تولید  این گونه فیلم ها به دلیل بهره گیری از فن آوری های پیشرفته کامپیوتری و غیره ، پرخرج و هزینه بر است و از عهده ظرفیت لاغر موسسات خصوصی فیلمسازی خارج است! این درحالی است که امروزه با فراگیر شدن تکنولوژی های مختلف کامپیوتری که به ارزان قیمت شدن آنها انجامیده تقریبا دستیابی به جلوه های ویژه تصویری با سرمایه های نه چندان عظیم هم قابل حصول به نظر می رسد .(نمونه های دم دستی اش را به وفور در برنامه ها و سریال های اخیر تلویزیون شاهدیم که با کمی دقت و وسواس و هوشمندی و البته هزینه بیشتر می توانند کارهای درخوری از آب درآیند.) مضاف براینکه هر فیلم علمی – افسانه ای لزوما نمی بایست  از الگوهایی مانند "جنگ ستارگان " نمونه برداری کند که نیاز به افکت های پرخرج و هزینه های نجومی داشته باشد که قطعا چنان صورتی اساسا از عهده کلیت سینمای ایران خارج است. اما الگوهایی هم در تاریخ سینما و حتی سینمای امروز به چشم می خورد که اثبات می کنند با کمترین هزینه می توان به فیلم علمی – افسانه ای استاندارد دست یافت ؛ از نمونه های آن می توان به فیلم های"استاکر"(که هیچ گونه جلوه ویژه خاصی ندارد) و "سولاریس "(چه نسخه روسی و چه نسخه استیون سودربرگ که کل فیلم از دو سه اتاق و یا دکور سفینه فضایی خارج نشده و تماشاگر شاهد هیچگونه تصویر فضایی که نیاز به جلوه های ویژه تصویری داشته باشد ، نیست.) و حتی آثاری مانند "تماس" ساخته رابرت زمه کیس (که از جلوه های ویژه آنچنانی مانند"جنگ ستارگان"و امثال آن بهره نبرده بود)یا "مرد دو قرنی" و یا اثر جذابی همچون "طبقه سیزدهم" ساخته جوزف راسنک (که اشاره به دنیاهای موازی کامپیوتری داشت و از حداقل افکت های تصویری بهره گرفته بود)اشاره کرد.

از طرف دیگر هم ، تهیه کننده دولتی که توان سرمایه گذاری بیشتر دارد ، می گوید که فیلم علمی – افسانه ای ، فقط سرگرمی صرف است و با پیام و اندیشه و حرف های اساسی میانه ای ندارد. این درحالی است که سینمای امروز غرب ، بخشی از مهمترین حرف ها و اندیشه هایش را از طریق همین گونه فیلم های ارائه می نماید. کافی است نگاهی به تحلیل های مختلف از آثاری همچون "ماتریکس" (برادران واچفسکی) یا "جنگ ستارگان" (جرج لوکاس) و یا امثال "عنصر پنجم" (لوک بسون)و" بلید رانر"(ریدلی اسکات) و "هوش مصنوعی" (استیون اسپیلبرگ) بیندازیم و یا لااقل خودمان برای یکبار هم که شده این آثار را با دقت بیشتر نگاه کنیم تا دریابیم که چه ایده ها و اندیشه ها و تفکراتی در جهت منافع تاریخی و  تئوری های سازندگان آنها از ورای سرگرمی های ظاهری شان  به مخاطب منتقل می شود و اساسا سرمایه گذاری های کلان برای تهیه چنین فیلم هایی ، اغلب با همین هدف و مقصد صورت می گیرد. چون دیری است که روانشناسان غربی دریافته اند که از طریق تصویر و عناصر جذاب بصری بیشتر از موعظه و سخنرانی و مقاله می توان بر اذهان عمومی جهانیان تاثیر گذارد. ولی متاسفانه مدیریت سینمای ما در طول این سالها  علیرغم درک و دریافت این مهم ، کمتر قدمی در راه تولید اینگونه آثار برای ارائه آنچه فرهنگ و اعتقادات و باورهای مردم این سرزمین  قلمداد می شود ، برداشته است.

به هرحال هیچگاه برای جبران دیر نیست و به قول معروف ضرر را از هرکجا که بگیری،  منفعت به حساب می آید . به جاست که معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (به عنوان متولی مدیریت سینمای ایران ) و یا موسسه عریض و طویلی به نام بنیاد سینمایی فارابی (که برای حمایت و الگو سازی جهت رشد و تکامل این سینما بوجود آمد ولی در طول سالهای اخیر چندان فعالیت چشمگیری از خود نشان نداده است) همچنان که برای بحث و  بررسی سینمای به اصطلاح هنری و جشنواره ای وقت می گذارند و قول های متعددی برای حمایت از فیلم های یکی دو نوع سینمای خاص می دهند ، توجه اندکی  هم به سینمای علمی – افسانه ای بنمایند که هم می تواند اقتصاد این سینما را رونق ببخشد و هم زمینه مناسبی برای ارائه تفکرات ، فرهنگ و اندیشه خودی باشد .