مستغاثی دات کام

 
در جستجوی فیلم ترسناک ...
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ دی ۱۳۸٥
 

آسیب شناسی سینمای ایران – ژانرهای گمشده (۱)

 

 

 

شاید یکی از علل سربسته ماندن بحران سینمای ایران (که به قول دوستی از فرط تکرار خود به یک بحران بدل شده است!) محصور شدن آن در گونه یا گونه هایی خاص از فیلم باشد. با یک نگاه اجمالی می توان دریافت که در سالهای پس از انقلاب ، هر زمان این سینما در محدوده بسته یک یا چند نوع فیلم گرفتار شده و سوژه های تکراری آن را آماج حملات خود قرار داده است. زمان های معدودی در طی این سالها می توان یافت که شاهد تولید گونه های مختلف فیلم بوده ایم. خصوصا در سالهای اخیر که این محدودیت گونه ای بیشتر رویت شده و در نتیجه مخاطبان آن را نیز محدودتر ساخته است.

اما گونه هایی از سینما وجود دارد که به دلائل مختلف اساسا در سینمای ایران تجربه نشده و یا کمتر مورد توجه قرار گرفته است. گونه هایی که می توان به آن" ژانرهای گمشده سینمای ایران" اطلاق نمود. از این دسته ، "ژانر وحشت" یکی از مهجورترین ژانرهای سینما در ایران به شمار می آید . ژانری که در تاریخ سینمای جهان همواره از پرفروش ترین و پرمخاطب ترین گونه های سینمایی بوده و تا امروز کمترین هفته ای است که فیلمی از این ژانر برپرده سینماهای دنیا نقش نبندد و تماشاگران زیادی را به خود جلب ننماید. البته بی توجهی به سینمای وحشت یا سینمای هراس مربوط به سینمای بعد از انقلاب نبوده ،  بلکه در کلیت تاریخ سینمای ایران ریشه دارد. به این معنی که تحقیق و جستجو برای  این نوع آثار در تاریخ سینمای ما ، حاصلی جز دو سه فیلم ندارد.

در واقع در سینمای پیش از انقلاب با درنظر گرفتن عناصر سینمای هراس ، تنها می توان به فیلم "وامپیر ، زن خون آشام" ساخته مصطفی اسکویی  در سال  1346( بدون توجه به نقاط ضعف مفرطش)  اشاره کرد  و بس! اگرچه عده ای برخی فیلم های ساموئل خاچیکیان (مانند "ضربت" و "فریاد نیمه شب" و" یک قدم تا مرگ" ) را در زمره فیلم های ترسناک به شمار می آورند ولی به نظر می آید ،  این تلقی مشابه همان اشتباهی است که در مورد سینمای هیچکاک صورت گرفته است . در حالی که برخلاف این برداشت  سینمای این دو سینماگر (البته هر یک در جایگاه خود) بیشتر واجد عناصر آثار تعلیق آمیز و جنایی – معمایی هستند تا نشانه های سینمای هراس  . در میان فیلم های ساموئل خاچیکیان شاید تنهاها بتوان فیلم "دلهره" را تا حدی در یکی از زیرگونه های سینمای هراس محسوب نمود .

در این زمینه در سینمای پس از انقلاب هم به فیلم "شب بیست و نهم " ساخته حمید رخشانی برمی خوریم که سالها در گرفت و گیر ممیزی قرار داشت تا عاقبت قضیه "آل در شب اول زایمان" آن به توطئه ای معمولی تبدیل شد و همچنین "خوابگاه دختران" به کارگردانی محمد حسین لطیفی که دو سال قبل اکران شد ولی  علاوه بر عدم افشای ترسناک بودن فیلم تا زمان اکران ، تهیه کننده آن  حتی در تبلیغات هم  از به کاربردن لفظ فیلم وحشت پرهیز نموده و عکس های تبلیغی آن را از صحنه های به ظاهر شادش در آورده بود. نکته جالب آنکه بسیاری از تماشاگران ، با ناباوری در هنگام تماشای  فیلم متوجه می شدند که "خوابگاه دختران" در واقع یک فیلم از سینمای هراس است و برخی به همین دلیل با اعتراض سالن را ترک می کردند! همچنانکه برخی از مخاطبان فیلم های وحشت نیز  هنگامی که دریافتند چنین فیلمی از دستشان در رفته ، معترض شدند!! علیرغم همه این موضوعات فیلم "خوابگاه دختران" از پرفروشترین فیلم های سال گردید و امید می رفت سالهای بعد به دنبال آن فیلم هایی دیگر در این ژانر جلوی دوربین برود ولی چنین اتفاقی نیفتاد. نکته قابل توجه اینکه وقتی موضوع تبلیغات نامناسب فیلم را با تهیه کننده آن در میان گذاشتم ، وی ترس از عدم اکران آن را مطرح می کرد و حتی گفت که همین ترس باعث شد در ترسناک کردن صحنه ها کمال امساک را به کار ببندند.

البته سالها بنا به قانون نانوشته ای ، سینماگران از پرداختن به موضوعات ماورایی اعم از روح و جن و بازگشت مردگان و امسال آن منع می شدند. حتی در پایان روح بازی فیلمی همچون روز فرشته فقط آن را یک شوخی قلمداد کردند . به همین شکل در تلویزیون هم  فیلم هایی از این دست ، راهی به آنتن نداشتند. اما چندین سال است که در ماه مبارک رمضان سریال هایی با موضوعات ماورایی پخش می شوند ؛  از جمله اشاره به تصویر عالم برزخ در سریال "کمکم کن" ، حضور شیطان در سریال "او یک فرشته بود" و تجسم وحشتناک گناهان در سریال "آخرین گناه" از این قسم به حساب می آید.، همچنین شاهد بازگشت ارواح در برخی از مجموعه ها مانند "روح مهربان" بودیم. به نظرمی آید اینک مدتهاست این مسئله (آنهم به نوعی افراطی) حل شده است. چنانچه فیلم های ترسناک و ماورایی به وفور و بدون توجه به تبعات و حتی درجه بندی سنی آنها  (که اغلب برای کودکان و نوجوانان منع شده اند) متاسفانه در پربیننده ترین ساعات پخش شده و باعث برانگیختن اعتراضاتی هم گردیده است. علاوه برآن هم اکنون به طور هفتگی در برنامه ای تحت عنوان "سینما ماوراء" برخی فیلم هایی  از این نوع روی آنتن می روند . شاید چند سال پیش حیرت می کردیم فیلم هایی همچون "دیگران" یا "حلقه" و یا "موهبت الهی" را برصفحه تلویزیون می دیدیم ولی امروز انواع و اقسام فیلم های وحشت نه فقط از تلویزیون بلکه از سوی شبکه رسمی ویدئویی کشور در فروشگاههای عرضه محصولات فرهنگی ، علنا ارائه می گردند و به نظر می آید که دیگر آن موانع قبلی در راه ساخت این گونه آثار وجود ندارد.

اما چرا چنین فیلم هایی که می تواند مخاطبان بسیاری را جذب سینماها گرداند و خیلی از مشکلات این سینما را حل نماید ، ساخته نمی شوند؟ چرا سینماگران رغبتی به اینگونه موضوعات نشان نمی دهند؟ چرا مسئولین سینمایی برای جذب طیف وسیعتری از تماشاگران سعی در تشویق فیلمسازان به ساخت آثار متنوع ندارند؟

به نظر می آید ریشه قضیه همچنان در عدم تخصص پایه های تولید و شکل گیری فیلم باشد ؛ یعنی در تهیه کنندگان و مدیریت سینمای ایران . تهیه کنندگانی که برخی شان اساسا سررشته ای از عالم تولید فیلم استاندارد ندارند و مدیریتی که می خواهد به هرحال چرخ سینمای ایران بچرخد و بس!

سینمای هراس آنچنانکه امروز در دنیا اتفاق می افتد ، می تواند ورای سرگرمی، انتقال دهنده بسیاری از پیام ها و نکات و اندیشه ها باشد. همچنانکه سینمای آن طرف آبها برای القاء برخی افکارشان از سینما هراس و وحشت سود فراوانی عاید خود می کنند  ، سینماگران ما هم می توانند برای تبادل اندیشه های انسانی و اسلامی و اخلاقی از آن بهره بگیرند. خصوصا که ما  در حکایات و روایات  دینی و مذهبی و همچنین در قصه ها و افسانه های کهن خود ، سوژه های اریژینال متعددی برای ساخت فیلم های ترسناک و ماورایی داریم که می تواند آنها را اساسا با مشابهات خارجی متفاوت گرداند. موضوعاتی درباره جن و روح و عالم برزخ و شیطان (که بعضا هم مورد استفاده واقع شده) و قصه هایی درباره دیوها و غول ها (که حتی سینمای غرب به اشکال دیگر به نام خود و با آمیختن به فرهنگ خود آنها را مورد استفاده قرار داده است) که از دل آنها فیلم های بسیار جذاب و عمیقی بیرون می آید.

چگونه است که سینمای غرب با استفاده از روایات و حکایات مذهبی ما ، فیلم هایی مثل "روح" (جری زوکر) و "چه رویاهایی که می آیند" (وینسنت وارد) و "هفت" و "باشگاه مبارزه" (هر دو از دیوید فینچر) می سازد، آنوقت ما که خود به لحاظ مذهبی به آن روایات و حکایات نزدیکتر بوده و سالهاست  ادعای اعتقاد بدانها را داریم ، آن فیلم ها را با افتخار نشان می دهیم! و بعد هم از رویشان "روز فرشته" و "آخرین گناه" را کپی می کنیم و تازه سرمان را هم بالا می گیریم که فیلم ماورایی و معنا گرا ساختیم ؟!!

چرا سینمای ما جرات پرداختن به موضوعاتی همچون آنچه در سریال های "کمکم کن" و" او یک فرشته بود" و "روح مهربان" روایت شد را ندارد"؟ سریال هایی که به دلیل تازگی و بداعت موضوعی ، مخاطبان کثیری را جذب کرد و  مانند آنها(البته منطبق بر مدیوم هنر هفتم و با امکانات و قدرت تصویری بیشتر ) می تواند درهای تازه ای بر روی سینمای بحران زده ما باز نماید. باور کنید چنان موضوعاتی ،  تنها در ماه مبارک رمضان مناسبت ندارد و برای تمامی فصول سال توجیه پذیر است .

سوژه های درباره کیفر گناه و فریب شیطان و توجه به عالم آخرت ،  تنها جهت گذران اوقات پس از افطار جذاب نیست ، بلکه در همه روزها و تمامی زمان ها به خصوص در سالن های سینما می تواند اوقات فراغت سینماروها را از توجه به قصه ها و داستان های سطحی و نخ نما شده "آتش بسی" فراتر برده و به مسائل جدی تری معطوف دارد تا سینما هم بنا به رسالت اصلی اش در لابلای سرگرمی ها ، هشداری باشد برای مرگ و آخرتی که عنقریب همه را در خواهد ربود.

مشاهده می فرمایید که سینمای غرب و کمپانی های هالیوودی علیرغم همه غفلت پراکنی هایشان برای تبلیغ اعتقادات سردمداران خود و جذب افراد به آنها ،  از هیچ یک از موضوعات ماورایی گریزان نیستند و با انواع و اقسام آثاری همچون "طالع نحس" و "کنستانتین" و "پایان روزها" و امثال آن ، مخاطبانشان را از آنچه در کتابهای دینی شان آمده می ترسانند  و به پناه گرفتن در سایه اهداف همان کتب فرامی خوانند ولی ما مدعیان اسلام و شیعه دست روی دست گذارده و فقط برای محصولات آنها کف می زنیم!!!