مستغاثی دات کام

 
 
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸٥
 

به بهانه درگذشت فرخ غفاری

 

نگاهی به فیلم  «شب قوزي»

 

 

شكست سينماي روشنفكري

 

 

اگر فيلم «شب قوزي» را  نديده‌ايد حتما در فيلم «ناصرالدين شاه، اكتور سينما» صحنه‌اي كه اهل حرمسراي ناصرالدين شاه مشغول تماشاي «رقص ديگ بر سر» بر پرده سينماتو‌گراف هستند را به خاطر داريد. آن تصوير مربوط به فيلم «شب قوزي» است.

«شب قوزي» يكي از نقاط قابل بحث سينماي ايران است. مي‌توان گفت آغاز نوعي سينماي روشنفكري كه هيچ‌گاه با توده‌هاي مردم ارتباط برقرار نكرد(آنچه که بعدا و در اواخر دهه 40 به موج نو معروف شد) ، اگرچه سخت در پي جلب نظر تماشاگر عام بود. «شب قوزي» سومين ساخته فرخ غفاري، فيملسازي شيفته غرب بود كه هيچ يك از آثارش با توفيق تجاري و حتي هنري مواجه نشدند و همواره اين سوال برايش باقي ماند كه چرا حتي منتقدان نسبت به فيلم‌هايش نظر مساعدي نداشتند و همين بي‌توجهي را عامل اصلي شكست سينمايش مي‌دانست.

«شب قوزي» آزمون ناموفقي به شمار آمد ،  در شرايطي كه سينماي ايران در حال گذار از فضاي پليسي – جنايي خاچيكياني به دوران «گنج قارونيسم» بود و اگر چه ظرائفي به لحاظ سينمايي در كليت كار به چشم می خورد  و فيلم قابل قبولي از نظر ساختاري محسوب شد ، ولي به دلیل ناسازگاری ساختار کمدی آن (که به نوعی کمدی فرانسوی از گونه کمدی های ژاک تاتی راه می برد) با فضای روایتی اش که سعی می کرد ایرانی باشد ، حتی در میان اهل سینما هم توفیقی کسب ننمود.

فرخ غفاری بعدها در مصاحبه ای با جمال امید درباره علل عدم موفقیت فیلم "شب قوزی" گفت:

"...حال که به فیلم شب قوزی فکر می کنم ، می بینم که از نظر سطح فیلم نتوانستم آن را یکسان نگاه دارم و ریتم کافی به آن بدهم که بیشتر ناشی از فقر مالی در تولید این فیلم بود. در درجه بعد مردم از این نوع موضوع ها خوششان نمی آید ، با این حال چنانچه سه نقطه ضعفی را که به آن پی بردم ، نداشت نمایش عمومی فیلم را در خارج حتمی می ساخت..."

غفاری پس از این شکست به مدت 12 سال از ساخت فیلم کناره گرفت و به کارهای دیگر در تلویزیون و فیلمخانه و جشنواره تهران و ...پرداخت. اگرچه در این مدت در نقشی نیز در فیلم "صمد و فولادزره دیو" بازی کرد. به هرحال پس از 12 سال بازهم تجربه ناموفقی به نام "زنبورک" را پشت سر گذاشت  و بعد از آن دیگر در سینمای ایران فیلم نساخت. غفاری یک نقش کوتاه هم در فیلم به نمایش درنیامده "اوکی مستر" پرویز کیمیاوی در سال 1356 بازی کرد. اما هنوز هم معروفترین فیلم فرخ غفاری را "شب قوزی " می دانند.

 

شب قوزي

1343

كارگردان: فرخ غفاري. نويسنده فيلمنامه: جلال مقدم (براساس داستاني از هزار و يكشب). فيلمبردار: گريوم هايراپتيان. تدوين: راگنار. دستيار كارگردان: فرهنگ اميري. نوازنده سنتور: استاد حسين ملك. تيتراژ: هادي. تهيه‌كننده: فرخ غفاري. محصول استوديو ايران‌نما.

بازيگران: پري صابري، پريا حاكمي، خسرو سهامي، محمد علي كشاورز، فرهنگ اميري، رضا هوشمند، حسن فراهاني،‌ زكريا هاشمي،‌  فرخ‌ غفاري، فرخ‌لقا هوشمند، حسين گوراني،‌ عباس زرندي و ...

 

خلاصه داستان:

قوزي يك گروه شادماني در اجراي يكي از برنامه‌هايش هنگام غذا خوردن خفه مي‌شود. اعضاي گروه از ترس، ‌جسد او را به خانه‌اي مي‌برند كه موجب دردسرهايي در آنجا مي‌شود و از آن پس اين جسد، ‌دست به دست كساني مي‌گردد كه هر يك به نحوي در ماجرايي گناهكار مي‌باشند و هر كدام سعي مي‌كنند به لطائف‌الحيلي از شر اين جسد خلاص شوند، تا اينكه سرانجام پليس، جسد را كشف كرده و خاطيان را دستگير مي‌كند.

 

گزارش توليد:

شكست تجاري دو فيلم «جنوب شهر» و «عروس كدومه؟» در طول سال‌هاي 1337 تا 1339 فرخ غفاري را دچار شرايط روحي بسيار دشواري كرده بود، بطوري كه وي را ناچار از ترك كشور مي‌كند. شركت ايران نما كه وي تاسيس كرده بود با ورشكستگي روبرو شده و موقتا تعطيل مي‌گردد.

غفاري خود گفته كه در سال 42 در فرانسه با داستان قوزي «هزار و يك شب» آشنا مي‌شود و طي مشورتي با كارشناسان سينما در آنجا ترغيب به ساختش در ايران مي‌شود. وقتي به ايران بازمي‌گردد ، طرح قصه مذكور را با جلال مقدم مطرح كرده و مقدم براساس آن، فيلمنامه «شب قوزي» را مي‌نويسد.

اما غفاري براي ساختن فيلم پولي در چنته نداشت و شركت ايران نما هم ورشكسته بود. از مادرش تقاضاي پول مي‌كند و مادر وي مبلغ سيصد هزار تومان در اختيارش مي‌گذارد. درواقع به نوعي هزينه ساخت فيلم را تقبل مي‌نمايد.

براي فيلمبرداري فيلم ابتدا قرار مي‌شود كه ژرژ ليچسنكي آن را برعهده بگيرد ولي در همان زمان به سرطان دچار شده و جهت درمان به خارج كشور رفته و همان جا فوت مي‌كند. پس از آن فيلمبرداري به گريوم‌ هايراپتيان، فيلمبردار فيلم‌هاي مستند ابراهيم گلستان واگذار مي‌گردد. زكريا هاشمي و خسرو سهامي هم از دوستان سابق غفاري به گروه اضافه مي‌شوند. محمدعلي كشاورز توسط جلال مقدم و خسرو سهامي به غفاري معرفي‌ مي‌شوند و نقش صاحب آرايشگاه در «شب قوزي» نخستين نقش سينمايي محمدعلي كشاورز مي‌شود.

فرهنگ اميري كه دستيار فرخ غفاري هم بود، نقش موتور سوار را بازي مي‌كند و نقش اول زن فيلم برعهده پري صابري گذارده مي‌شود كه از سوي محمدعلي كشاورز به گروه معرفي شده بود.

فيلمبرداري در فصل تابستان آغاز شده و تا اواخر پاييز به طول انجاميد. خسرو سهامي در نقش «قوزي» بازي خوبي ارائه مي‌كند كه پري حاكمي و فراهاني (به نقش سياه گروه نمايشي) همراهانش مي‌شوند.

رقص معروف ديگ بر سر هم توسط فردي به نام رضايي انجام مي‌گيرد كه گفته شده اصلا نوع آرايش معروف به كرنلي را باب كرد و در اميريه آرايشگاهي داشت. گويا دستمزدش براي چنين آرايشي 5 تومان بوده كه در آن روزگار بسيار گران محسوب مي‌شد. زكريا هاشمي كه در دبيرستان ذوقي اميريه تحصيل مي‌كرده با اين آقاي رضايي آشنا بوده است و مي‌دانسته وي در مراسم جشن هم، رقص ديگ بر سر را اجرا مي‌كند. از همين رو وي را به گروه معرفي مي‌نمايد. آن كسي هم كه در صحنه فوق روي شكم رضايي، نقش چشم و ابرو مي‌كشد همان خسرو سهامي است.

به هر حال فيلمبرداري «شب قوزي» در شرايط بسيار محدودي صورت مي‌گيرد. صحنه‌هاي داخلي در منزل خود غفاري گرفته مي‌شود و صحنه‌هاي بيروني هم اكثرا در محيط منازل دوستانش.

 

نمايش و اكران

«شب قوزي» از سوم اسفندماه 1343 در سينما سعدي و از ششم اسفندماه در سينماهاي فردوسي،‌ پرسپوليس، المپيا، آريا، ژاله، شهناز و ستاره روي پرده رفت و طي يك هفته نمايش با شكست روبرو شد، اما بعدا در جشنواره‌هاي متعدد خارجي به نمايش درآمده و موفقيت‌هايي كسب مي‌نمايد از جمله در جشنواره‌هاي كن، كارلو ويواري، بروكسل و ليون مورد تحسين واقع مي‌شود ولي در همان حال در جشنواره جهاني فيلم‌هاي تربيتي آموزشي وزارت فرهنگ توفيقي براي جلب نظر تماشاگر و منتقد ايراني نمي‌يابد.

 

نكات:

 

اگرچه فرخ غفاري همواره مدعي بوده كه فيلم «شب قوزي» بدون هيچ نگاهي به فيلم «درد‌سر هري» آلفرد هيچكاك و براساس قصه‌اي از «هزار و يك شب» ساخته شده است (وي حتي ابراز نظر كرده كه هيچكاك هم فيلم «دردسر هري» را از روي همان قصه «هزار و يكشب» ساخته است) اما شباهت‌هاي «شب قوزي» با «دردسر هري» خصوصا در بخش‌هاي پاياني‌اش نسبت به قصه «احدب» در «هزار و يك شب» بيشتر است.

چرا كه «دردسر هري» نيز از وراي شك و ترديدي كه در ميان افراد نسبت به قتل هري وجود دارد به گناهان آنها نظر مي‌اندازد مانند «شب قوزي» كه درواقع جسد قوزي ناخودآگاه در ميان آدم‌هايي مي‌چرخد كه خود به نوعي آلوده به گناه و جنايت هستند، اما در قصه «احدب» هزار و يك شب چنين موضوعي به چشم نمي‌خورد.

به هر حال «شب قوزي» در ساختار طنز و كمدي خود به نوعي كمدي اروپايي راه مي‌برد كه چندان با ذائقه ايراني و اساس ترجمان فارسي سازگار نبود، شايد چنين طنزي در همان سبك و سياق مثلا فرانسوي‌اش با همان زبان و نيش و كنايه‌ها بسيار قابل قبول‌تر از كار درمي‌آمد و شايد از همين رو بود كه در سراسر «شب قوزي» حس و حال يك اثر سينمايي كمتر به چشم مي‌آيد و همين با فرمول درست در كنار هم قرار گرفتن عناصر سينمايي كه غفاري به خوبي آنها را پازل كرده بود، تناقضي بوجود آورد كه فيلم «شب قوزي» را در برخي لحظات دچار دوپارگي غيرقابل ترديدي ‌گرداند.