مستغاثی دات کام

 
 
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٥
 

نگاهی به چند فیلم روز سینمای جهان

 

یک مشت فیلم ترسناک  !

 

زمانی بود که اکران فیلم های موسوم به سینمای هراس ، منحصر به ایام هالووین بود و بس! اما در سالهای اخیر این قضیه هم تقریبا منتفی شده و در همه هفته های سال ، بدون استثناء شاهد نمایش عمومی این گونه آثار هستیم ، که اغلب هم پرفروش می شوند و در جدول فروش آخر هفته ، رتبه بالایی را کسب می کنند. به خاطر دارم که سال گذشته وقتی برای یک جشنواره معتبر داخلی در یکی از موسسات اصلی سینمایی که برگزاری آن جشنواره را برعهده داشت ، مشغول تهیه مطالب بولتن و کاتالوگ بودم ، شنیدم که مدیرعامل آن موسسه به مناسبت جشنواره مذکور خطاب به مسئول بخش انتشارات دستور فرموده اند که :"باید یک مشت کتاب دربیاورید!"(دقیقا با کاربرد همین واژه "یک مشت" به جای مثلا "جلد" یا "تعداد" و یا "عدد" به عنوان واحد شمارش کتاب !!) مانند قضیه  فیلم وحشت های سینمای آمریکاست که گویا به صورت فله ای تولید می شوند و هر بار به اصطلاح "یک مشت" از آنها برپرده سینماها نقش می بندد!!! اما متاسفانه اغلب این دسته فیلم ها ، هم از آن مایه های سینمایی و هنری ، خالی هستند و هم به نوعی اکثرا ، تبلیغ و پروپاگاندای مسائل خاصی هستند که این روزها تیتر اول سخنرانی برخی سیاستمداران نئو کنسرواتیو آمریکایی به نظر می رسد. از طرف دیگر این سوال برای اغلب علاقمندان سینما پیش می آید که چرا در جامعه ای اینقدر باید ترس و وحشت پراکنده شود ؟ آیا این هم از نوع همان تئوری مایکل مور است که می گوید رسانه های آمریکایی به طور مداوم هراس و اضطراب می پراکنند و فضا را آکنده از نگرانی و دلهره می سازند تا بتوانند مقاصد اصلی صاحبانشان از قبیل هر چه پلیسی - امنیتی کردن جامعه را عملی سازند ؟ یا اینکه باعث گردند مردم ، دائما از دور و اطراف و پیرامونشان در وحشت و ترس باشند تا کار و بار شرکت های بیمه و موسسات ساخت وسایل حفاظتی  و همچنین  پلیس و سرویس های امنیتی از رونق نیفتد؟

به هرحال بد نیست به برخی از این فیلم ها که اخیرا بر پرده رفتند ، نگاهی داشته باشیم:

 

اره 3

Saw III

 

"اینکه ناگهان صبح از خواب بیدار شوی و خودت را در سردابه ای گرفتار غل و زنجیر بیابی که اگر کلید آن زنجیرها را تا زمان معینی پیدا نکنی ، خواهی مرد و برای رهایی از آن مرگ خفت بار مجبور بشوی به دنائت دیگری دست بزنی و با دست خودت پایت را اره کنی تا از شر آن غل و زنجیرها خلاص شوی (اینها که گفته شد شروع قصه قسمت اول فیلم "اره" بود) موضوعی نیست که به راحتی بتوان ذهن را از دلهره اش  پاک کرد. خصوصا در چامعه ای همچون آمریکا که بنا بر آمار ، بیش از  11هزار قتل با گلوله در سال را به چشم می بیند. اینچنین می شود که هرچقدر هم بخواهی به خودت بقبولانی که همه آنچه دیدی فقط یک فیلم بوده ، بازهم آسوده نمی گیری." اینها که خواندید حرف های من نبود ، بلکه درددل یکی از تماشاگران آمریکایی فیلم "اره 3" است که همین ماه پیش آن را دیده و نظرش را در سایت فیلم درج نموده است.

بدینگونه است که قفل و زنجیرهای سنگین تری بیرون کشیده می شود تا به در منزل و پارکینگ و اتومبیل و ...زده شود تا ناگهان صبح که از خواب بیدار میشوی ، سر از سردابه مخوف درنیاوری و با آدم دیوانه ای روبرو نشوی که در یک نوار کاست پیغام گذاشته ،   اگر می خواهی کلید قفلی که تو را گرفتار کرده  ، پیدا کنی تا از مرگ خلاص شوی ، باید آن را پشت حدقه چشمت جستجو کنی ، چون آن کلید با یک عمل جراحی در پشت کره چشمت تعبیه شده است!!(شروع قسمت دوم فیلم اره ) حالا در قسمت سوم ، خود جناب "جیگ ساو" (همان مرد دیوانه)بالاخره ماسک از چهره برداشته و می خواهد آخرین بازی اش را با شاگردش (دختری به نام آماندا) به بهانه نجات خود  از مرگی دردناک ،انجام دهد و سرانجام هم در پایان بازی فوق می میرد تا خیال همه راحت شود که عاقبت چنان سیاهکاری ، همین است. ولی آن سرخوشی اش در هنگام مرگ و سرانجام اینکه می شنویم قسمت چهارم "اره" در راه است ، همه اخلاقیات انسانی را وارونه کرده و تمامی خوش خیالی ها را باطل می سازد. اما چه کسی به جای "جیگ ساو" بازی مرگ دیگری را با قربانیانش شروع می کند؟ به نظر می آید همسر همان خانم دکتری که در آخرین لحظات ، شاهد مرگ رنج آور او  و البته جان دادن رضایت مندانه "جیگ ساو" است !!!

 

کشتار اره برقی تگزاس : آغاز

The Texas Chainsaw Massacre: The Beginning

 

این هم یک بازگشت به عقب دیگر به سبک و سیاق "جنک های ستاره ای" و "هانیبال" و "بت من" و "جن گیر" و ...که در دهه 70 با فیلم توبی هوپر آغاز شد و سال گذشته با بازسازی آن ادامه یافت . حالا تهیه کنندگان این سریال کیلر معروف تصمیم گرفته اند برای تماشاگر روشن کنند که چی شد ، آن غول صورت چرمی ، سادیسم آدم کشی با اره برقی پیدا کرد و چه اتفاقی افتاد که خانواده اش آدم خوار شدند! قضیه هم برمی گردد به جنگ جهانی دوم و قحطی و بحران اقتصادی آمریکا در دهه 30 که به تعطیلی کارگاه گوشت محل کار جناب صورت چرمی (که حتی کودکی اش را هم می بینیم که چگونه مادرش او را به خاطر چهره وحشتناکش در بشکه های آشغال گوشت رها می کند و می رود) می انجامد و وی قتل های با اره برقی را از همانجا آغاز می کند . خوب این هم از آغاز ، دیگر چه می خواهید؟!!

و حالا (زمان رخداد فیلم) پس از گذشت 40 سال ، دو سرباز آمریکایی که عازم جنگ ویتنام هستند  به همراه دوست دخترهایشان گرفتار این گنده اره کار و فک و فامیل آدم خوارش می شوند. ملاحظه می فرمایید که تهیه کنندگان فیلم چه موجوداتی را مخالف اعزام سربازان آمریکایی به جنگ ویتنام (در واقع تجاوز به ویتنام) نشان می دهند!!!

 

جدایی

Severance

 

یک تیم  از موسسه ای چند ملیتی تولید سلاح های دفاعی آمریکا ، برای تعطیلات عازم مکانی در کوههای اروپای شرقی (ظاهرا در بوسنی) می شوند ولی در آنجا مورد هجوم یک گروه قاتل دیوانه قرار می گیرند که براساس یک نوع بازی شکاری ، قصد کشتن تک تک آنها را دارند. البته طبیعی است که در این غوغای "تروریسم تروریسمی" که دولت و رسانه های آمریکایی به راه انداخته اند ، گفته شود  آن گروه دیوانه کشتار ،  از تروریست هایی هستند  که می خواهند از مدافعان دمکراسی آمریکایی !! انتقام بگیرند. قابل توجه اینکه جرج بوش روی مسئله نفوذ تروریست ها از سواحل آزاد آمریکا ، بارها و بارها تاکید کرده و حتی از طرف کنگره و سنا بودجه ای اضافی در نظر گرفته شد تا دفاع از این مرزها ، قوی تر شود. به نظر می آید این فیلم هم تایید سینمایی نگرانی جرج بوش باشد که مردم آمریکا را در اختصاص بودجه های کلان فوق توجیه می کند !!! بازهم بگویید سینمای آمریکا فقط سرگرمی است و با سیاست و امثال آن کاری ندارد!!!!

 

سایلنت هیل

Silent Hill

 

فیلمی از دسته آثار ماورایی سینمای هراس که باز هم به گذشته های گمشده و عذاب آور پشر امروز نقب می زند. کابوس های دختری  به نام شارون ، او و مادرش ، رز را به شهر نامعلومی به نام "سایلنت هیل" می کشاند که گویا از 30 سال پیش در اثر آتش سوزی معدن ذغال سنگ متروکه شده و محل سکونت موجوداتی مخوف از عالم تاریکی گردیده است. فقط گروهی معدود از انسانها با هدایت زنی خرافاتی در ساختمانی زندگی می کنند و هربار با قربانی کردن افرادی نیروهای تاریکی را از خود راضی می کنند. گویا قرار است شارون هم یکی از همین افراد باشد چراکه اساسا به نظر می آید که متولد همین سایلنت هیل است و حتی همزادی در آنجا دارد.

پایان فیلم هم در حالی که به نظر می آید امید بخش است ولی طبق معمول آثار ترسناک اخیر ،  بازهم نشانه ای از غلبه شر بر خیر را می نمایاند! (تا همچنان انسان سرگشته امروز ،  متوجه  قدرت نیروهای معنوی خیر نشود ) اگرچه گویا رز و شارون از مهلکه می گریزند و به خانه می رسند ولی آن خانه ، مکانی مثالی است مانند همان ناکجا آبادی  که فضانورد فیلم "2001 : یک ادیسه فضایی" در پایان سفرش رسید .

تنها نکته فیلم "سایلنت هیل" حضور "راجر آوری" به عنوان فیلمنامه نویس آن است . کسی که با داستان فیلم "پالپ فیکشن" معروف شد و خودش هم فیلمی به نام "کشتن زویی" ساخت ولی سرانجام  فیلمنامه ملودرام سطحی "قوانین جذابیت" در سال 2002 ، همه را از وی ناامید ساخت .

 

مارها در هواپیما

Snakes on a Plane

 

از آن فیلم های مشمئز کننده که نمونه هایش در تاریخ سینمای تجاری فراوان بوده مانند حمله زنبورها و یا عنکبوت ها و .. اما فضای ناامن سفرهای هوایی  و هراسی که پس از قضیه 11 سپتامبر ، مسافران پروازهای خطوط آمریکایی را دربرگرفته ،  باعث شده که برخی کمپانی ها هم به فکر بیفتند و برای دامن زدن به این وحشت مزمن ، تریلرهای هوایی بسازند تا هم فروش فیلم های تولیدی شان تضمین شود و هم با ترساندن مسافرین ، قوانین فوق امنیتی وضع شده (که مورد اعتراض بسیاری از سازمان های حقوق بشری بوده) توجیه شود.

فیلم "مارها در هواپیما" ماجرای فوق العاده ای ندارد و خیلی سرراست همان گونه که از عنوانش پیداست ، ماجرای هجوم یک سری مار سمی به مسافران یک هواپیمای مسافری است که از قضا یکی از این مسافرین هم  شاهد یک قتل فجیع،بوده است.بازهم طبیعی است که در این نوع فیلم ها،عامل اصلی توزیع آن مارهای خطرناک ، همان تروریست های  مورد علاقه همان کمپانی ها باشند ! که این بار هم تیرشان به سنگ می خورد و با تلاش آقای ساموئل ال جکسن ، همه مارها به بیرون هواپیما پرتاب شده و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!! جالب است بدانید که کارگردان این فیلم قبلا بدل کار بوده و پیش از این فیلم دو فیلم "سلولی" و "مقصد نهایی 2" را ساخته است!!!

 

با مرگ راندن

Death Ride

 

نام دیگر این فیلم "شاهراه جن زده " است که واقعا نمی دانم درباره اش چه بنویسم! مردی که با زنی مرموز رابطه پیدا کرده ، همسرش را به خاطر آگاهی از این ماجرا می کشد و جسدش را در صندوق عقب اتومبیلش می گذارد . سپس آن زن مرموز را هم می کشد ولی از آن پس تا پایان فیلم که در یک شاهراه می گذرد ، مدام آن دو با سر و شکل خونین به سراغش می روند و می ترسانندش !! همین !!!

3-4 تا ژاپنی و یا تایوانی الاصل این فیلم را ساخته اند ، به هرحال آن روی سکه آنگ لی و ژانگ ییمو و کیتانو را هم باید دید!!!!

 

تردست

The Illusionist

 

"تردست" فیلم بامزه ای است درباره عشق دیرین یک شعبده باز(ادوارد نورتن)  به دختری در وین قرن نوزدهم که پس از سالها دوری ، وی را نامزد یک پرنس می یابد و برای دوباره بدست آوردنش دست به یک تردستی ماهرانه می زند .اما فیلم و شعبده بازش  همچنانکه پرنس داستان فیلم را فریب می دهد ، تا آخر هم تماشاگرش را سرکار می گذارد . یعنی تا آن لحظه ای که پال جیاماتی (کاراگاه فیلم) در ایستگاه راه آهن پی می برد تمام قضیه احضار روح توسط شعبده باز شهر یک تردستی بوده و بس و اساسا روحی درمیان نبوده است!!

به این ترتیب غرق در تصور تماشای یک فیلم وحشت ، درآخر فیلم ناگهان در می یابیم که با یک رمانس معمولی مواجه بوده ایم !! کارگردان جوان فیلم پیش از این فقط یک فیلم ساخته بوده به نام" مصاحبه با قاتل" که فیلمی ساده و کم خرج بوده و حالا با این فیلم به عرصه سینمای تجاری آمریکا گام گذاشته است.