مستغاثی دات کام

 
 
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٧:٠۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٥
 

به بهانه فیلم "پالس"

 

Pulse

 

 

یک کلیک تا مرگ !

 

 

 

فیلم "پالس" براساس ایده ای از کیوشی کوروساوا ساخته شده که 5 سال پیش ،  خود از فیلمنامه آن فیلمی جلوی دوربین برد. فیلمی درباره یک سری خودکشی که در اثر ارتباط مداوم با اینترنت اتفاق می افتد. اما کارگردان جوان فیلم "پالس" به نام جیم سونزرو ، در واقع آنچه را  که "وس کریون"(فیلمساز مشهور آثار سینمای هراس و سازنده فیلم هایی همچون :"کابوس در محله الم استریت" و "جیغ" )  و" ری رایت"  از ایده اصلی کوروساوا ، به شکل فیلمنامه درآورده اند ، را به فیلم تبدیل کرده است. فیلمنامه ای درباره تبعات باورنکردنی ارتباطات سرسام آور امروزی از طریق اینترنت ،  ای میل ها و  اتاق های چت و همچنین  موبایل ها  و پیام های کوتاه اس.ام.اس و....تبعاتی که به تهی گشتن انسانها و تسخیر جهان توسط موجوداتی عحیب و غریب منجر می گردد.

سالهای متمادی است که درباره وسائل و ابزار تکنولوژی امروز اظهار نظرهای گوناگونی می شود  ؛ گروهی به طور افراطی و مطلق  این ابزار را کارآمد محض فرض کرده و به خودباختگی کامل دربرابر آنها دچار می گردند و گروه دیگر با روشی تفریطی ، آنها را مضر تلقی کرده و توصیه به دوری از فناوری روز نموده اند. پرواضح است که هر دو نگاه فوق قابل نقد بوده و آنچه که می تواند نقطه مطلوب قلمداد شود ، استفاده متعادل از امکانات تکنولوژیک به نظر می رسد .

 اینکه هویت انسانی به طور کامل در اینگونه ابزار که به هر صورت تنها و تنها ، یک ابزار بوده و هستند ، مستحیل شود ، همواره نگرانی روشنفکران و فرهیختگان متفکر دنیا را برانگیخته است. از جمله در تاریخ سینما ، آثار متعددی ساخته شده که مسخ شدن انسانها در چنبره تکنولوژی مصنوع خودشان را به تصویر کشیده و نتیجه آن را آینده ای تاریک و مخوف نمایش داده است ؛ از سری فیلم های "فرانکشتاین" گرفته تا "2001: یک ادیسه فضایی" تا "ترمیناتور" وتا "ماتریکس" و ...

همواره هم آرزوی انسان غلبه بر تکنولوژی و در اختیار گرفتن کامل آن بوده ،  درحالی که این آرزو کمتر به وقوع پیوسته است!  نه اینکه ماشینها به طور علنی بر ضد انسانها بشورند و یا همچون جنینی به اسارتشان درآورده و از جسمشان نیرو بگیرند. بلکه همواره ماشین ها توانسته اند روح آدم ها را تسخیر کنند و نفس آنها را به بند بکشند . قطعا بسیاری از ظلم ها و جنایت ها و جنگ ها به همین دلیل است. اینکه می بینیم آدم ها اغلب قربانی تکنولوژی ساخته دست خودشان هستند . از گلوله و بمب گرفته تا رسانه هایی که حقایق را قلب کرده و ذهن آدم ها را در اختیار خود می گیرند و تا وسائلی که تحت عنوان ارتباطات و سرگرمی ، به قول مرحوم  اخوان ثالث گوش و هوش شان را برده است.

فیلم "پالس" درباره جامعه امروز است که در آن به طور افراطی ، برخی وسائل ارتباطی مانند : موبایل  و اینترنت مورد استفاده قرار می گیرد ، به طوری که حتی وجود آنها مانع ارتباط رودرروی انسانها با یکدیگر شده و همین تکنولوژی بدون سیم است که واسطه بسیاری از رابطه ها قرار می گیرد.

دو جوان که در ارتباطات اینترنتی خبره شده و از هکرهای قوی  به شمار می روند در طی سر و کله زدن هایشان با سایت های اینترنتی با موضوع عجیب و غریبی مواجه می شوند. یکی از آنها به نام "جاش" مدتی بعد ، ذهنیات ترسناکی را تجربه می کند. وی همواره شبح های متعددی را در اطراف خود می بیند که پس از لحظاتی ناپدید شده و دوباره ظاهر می گردند تا اینکه روزی در کتابخانه به وی حمله می کنند. از آن پس جاش دچار پریشانی روحی شده و سرخورده و دیپرس  به نظر می آید و بالاخره در برابر دیدگان دوستش ، "متی " خودکشی می کند. این درحالی است که همچنان از طریق اتاق چت اینترنتی ، پیام های کمک خواهی اش توسط  دوستانش رویت می شود. به تدریج سایر دوستان وی نیز با پیغام های ناآشنایی برروی صفحه کامپیوترشان روبرو می گردند که "آیا می خواهند با یک شبح ملاقات کنند؟" و پس از کلیک روی آن ،  صحنه هایی از خودکشی افراد مختلف را می بینند. به دنبال این صحنه هاست که موجوداتی شبح مانند به سراغشان آمده و گویی زندگی را از بدنشان بیرون می کشند( مثل "دیمنتور" ها یا دیوانه سازهای داستان "هری پاتر و زندانی ازکابان")  و آنها را به لحاظ روحی – روانی تهی می نمایند ، به طوریکه پس از آن ،  اشخاص مورد حمله قرار گرفته یا خودکشی می کنند و یا همچون حبابی منفجر شده و به ذرات ریز خاکستر مبدل می شوند.

بالاخره مشخص می شود که این موجودات از طریق ارتباطات اینترنتی و یا تلفن همراه به دنیای انسانها آمده و با گرفتن زندگی از آدم ها  ، قصد تسخیر دنیای آنها را دارند. داستان از این قرار بوده که "جاش" و دوستش "دوگلاس زیگلر" در حین گشت و گذارهای اینترنتی و به قول معروف وب گردی ، به سیگنالی برخورد کرده و آن را تقویت می کنند . از همین طریق است که آن موجودات ناشناخته با این دنیا ارتباط برقرار نموده و کلیه کامپیوترهای شهر را مانند ویروس ، آلوده می کنند. چیزی نمی گذرد که تمامی شهر به هم می ریزد. میزان خودکشی ها بالا رفته ، به طوریکه پس از مدتی  در کلاس دانشکده ، تنها چند نفر باقی می مانند. تلاش برای از کار انداختن کامپیوترهای مرکزی هم با شکست روبرو شده و گویی زمین با آپوکالیپسی غریب مواجه شده است. انگار این بار زامبی ها  از طریق اینترنت و موبایل به آدم ها هجوم آورده اند و آنها را آلوده می کنند. تنها دو نفر از این مهلکه می گریزند و...

تصویری که جیم سونزور از این آینده بشریت تکنولوژی زده نشان می دهد ، بسیار تلخ تر و تاریک تر از تصویری است که حتی کریس مارکر در فیلم "اسکله" بر پرده می بیند و یا فیلم هایی همچون "حکومت آتش" و "28روز" و امثال آنها نمایش می دهند. این تصویر حتی بسی ملمومس تر به نظر می رسد   ، چراکه اگر ما هنوز به عینه فجایع زامبی ها را ندیده ایم ، اما به کرات در دور و بر خود مشاهده کرده ایم که وسائلی مانند موبایل و اینترنت چگونه آدم ها را از یکدیگر و رابطه های انسانی بازداشته و به بهانه استفاده از تکنولوژی ، با گسستن این رابطه های طبیعی و برقرار روابط مصنوعی ، عواطف و عشق ها را کم رنگ ساخته اند. همه حرف ها با ای میل و اس.ام.اس منتقل می شود و انسانها کمتر رغبت می کنند که روردرو با یکدیگر مواجه شوند ،  چهره به چهره حرف بزنند و نفس هم را حس کنند. برخی روانشناسان و جامعه شناسان امروز براین باورند که ارتباطات تکنولوژیک اگرچه بعضی فواصل را کوتاه ساخته ولی درمقابل ، بین خیلی از آشنایی های نزدیک ، فاصله انداخته و روایط را از حس و حال انسانی خالی کرده است. و چه هوشمندانه سازندگان فیلم "پالس" ، این تهی شدن را با خورده شدن روح انسان ها توسط آن موجودات عجیب و غریب نشان می دهند و اینکه از جسم آدم ها جز خاکستری برجای نمی ماند. آدم هایی که پیش از آن فقط از طریق تلفن همراه و با ای میل با یکدیگر درارتباط بودند و این گوشی های همراه بودند که در گوشه و کنار ، گویی بر انسانها افسار زده و آنها را از دور برشان غافل می ساختند.

یکی از تکان دهنده ترین صحنه های فیلم جایی است که "متی" و دوستش از شهر طاعون زده اشباح گریخته و در گوشه ای به خواب رفته اند که ناگهان صدای رادیوی اتومبیل بلند می شود و پیغام می دهد ،  موبایل ها را روشن کنید که خطر رفع شده است. و روشن کردن موبایل همانا و هجوم اشباح به اتومبیل همان! حمله ادامه پیدا می کند تا اینکه آنتن موبایل ضعیف شده و ارتباط قطع می گردد. "متی" بدون نردید موبایل خود را به بیرون پرتاب کرده و همراه دوستش با سرعت محیط را ترک می نمایند.

آخرین جملاتی که از قول "متی"  به صورت نریشن بر تصاویر پایانی می نشیند(در حالی که او و دوستش در جاده ای متروک و بی پایان می رانند )  ، گویی تمامی حرف فیلم را در خود گنجانده است :

"ما هرگز نمی توانیم بازگردیم . شهرها به آنها تعلق دارد. زندگی ما اینک متفاوت است. وسائلی را که فکر می کردیم ما را به یکدیگر متصل می کند ، به جای مرتبط کردن ، ما را به جایی رساند که هرگز تصورش را نمی کردیم. دنیایی که ما می شناختیم ، اینک دیگر وجود ندارد. اما اراده زندگی هرگز نمی میرد ، نه برای ما و نه برای آنها..."

حدود 35 سال پیش داستانی در 3 بخش از جان کریستوفر منتشر شد که در آن موجوداتی از کهکشان های دور به نام "سه پایه ها" پس از اینکه با حملات متعدد نتوانسته بودند، کره زمین را تسخیر کنند ، از طریق گیرنده های تلویزیون و تسخیر ذهن تماشاگران آنها ، به این کار موفق می شوند. اینک اینترنت ، رسانه جدیدی است که تقریبا در حال تعطیل کردن دکان تلویزیون است. ماه پیش در خبرها آمده بود که  نحوه و میزان خبررسانی سایت هایی همچون "یاهو" و "گوگل" باعث ریزش مخاطبان بسیاری از مهمترین شبکه های تلویزیونی معتبر شده ، به طوری که شبکه ای مانند "ان.بی.سی" (بکی از پر مخاطب ترین شیکه های تلویزیونی دنیا) اعلام ورشکستگی کرده و حدود 700 تن از کارمندانش را اخراج کرده است.

بسیاری از آنها که با اینترنت کار می کنند ، مطلع هستند ،  هر لحظه در معرض هجوم ویروس ها و هکرهای متعدد قرار دارند . اگر کامپیوترشان مجهز به انواع و اقسام "آنتی ویروس" ها و "ضد هکرها" و یا "ویروس آلرت" ها هم باشد ، باز هم هر از گاهی  با اختلالات عجیب و غریبی روبه رو می شوند که بعضی مواقع کل سیستم شان را به می ریزد و در آن زمان ، متخصصان کامپیوتر در پاسخ به سوال شما ، فقط می گویند :"کامپیوتر است دیگر!!"

این دوستان می دانند ،  همین" ویندوز اکس پی" دارای سیستمی است که با آن لاین شدن ،  کلی اطلاعات به شرکت سازنده اش یعنی مایکروسافت منتقل می کند و از همین روست که تازه ترین ورسیون های مختلف آن به ارزان ترین قیمت در بازار یافت می شوند ، زیرا قفل شکنی شان بسیار سهل و آسان است. حتما شما هم در بسیاری مواقع ، قبل از باز شدن یک وب سایت خارجی با این پیغام معروف روبرو شده اید که" اطلاعاتی که به سایت فعلی ارسال می کنید ، ممکن است به یک سایت نا امن نیز فرستاده شود  " یعنی در واقع در خیلی از زمان ها ما و اطلاعاتمان در کامپیوتر در مقابل چشم های نامحرمی قرار داریم که خود آنها را نمی بینیم و نمی شناسیمشان . از همین روست که گاهی اوقات پیام های ناآشنایی در میل باکس خود مشاهده می کینم که ما را به ارتباطات مختلف و مشکوکی دعوت کرده اند، آن هم فقط با یک کلیک  دعوت کرده اند به پیوستن به گروههای مختلف اینترنتی که معمولا با دانلود موزیک و فیلم و تماشای عکس هنرپیشه ها و فال گیری و طالع بینی آغاز می شود و بعضا با قرار و مدارهای نامطلوب و گاهی تورهای ظاهرا سیاحتی  ادامه یافته  و سرانجام به خانه های آنچنانی منجر می شود که واقعا آدم ها را از درون خالی می کنند ، به گونه ای که دیگر راه بازگشتی باقی نمی ماند و آنها که رفته اند مانند آدم های فیلم "پالس" یا خودکشی می کنند و یا زندگی شان به ذرات خاکستر بدل می شود . بسیاری از این فجایع با یک کلیک شروع می شوند. پیغام این است که فقط کافیست روی لینک مربوطه کلیک کنید تا عضو شوید !  ، فقط با یک کلیک ...کلیکی که باعث  باز شدن راه ویروس ها و هکرهای زندگی می شود و  آمدن شبح های مختلفی که در این دنیای بی در و پیکر به دنبال بلعیدن روح و جان انسانها هستند و  همان یک کلیک بعضا تا خودکشی و مرگ ادامه می یابد : یک کلیک تا مرگ ! ...مراقب این کلیک های ناخواسته باشیم...