مستغاثی دات کام

 
 
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸٥
 

سوپرمن های هالیوودی

 

 

 

هالیوود همیشه به کارخانه رویا سازی مشهور بوده است. تاریخ این کارخانه مشحون از فیلم هایی است که همواره قهرمان داشته و قهرمان ها هم اغلب  همه دشمنانشان را یک تنه شکست می دادند. در واقع این رسم و شیوه سینمای هالیوود بوده و هست. ناممکن های بسیاری در آثار هالیوودی ممکن شدند و آرزوهای دور و دراز متعددی در این فیلم ها تحقق یافتند. گویا سینمای هالیوود از ابتدا وظیفه داشته که هر ناکامی  آمریکا  و امریکاییان در طول تاریخ سیاسی – اجتماعی  این کشور  را لااقل در محصولاتش به پیروزی و  کامیابی بدل سازد و هرآنچه تا امروز این سرزمین و مردمش در دستیابی به آن توفیق نداشتند را موفقیتی چشمگیر جلوه دهد.

از آن نسل کشی سرخپوستان که غلبه بر شیطان جلوه دادند گرفته  تا به برده گرفتن سیاه پوستان که نجات روح و جسمشان به تصویر کشیده شد ، تا فیلم هایی مانند :"برباد رفته" (برای پیروزی خواندن جنگ های فاجعه بار انفصال) ، "فقط فرشتگان بال دارند" و "گروهبان یورک" و "کازابلانکا" و "داشتن و نداشتن" (برای ناجی نشان دادن آمریکا در جنگ دوم جهانی) و موزیکال ها و کمدی هایی که برای سرپوش گذاردن بر بحران  های متعدد اقتصادی و یا شرایط دشوار پس از جنگ ساخته می شدند و تا شخصیت های افسانه ای مثل بت من و سوپرمن و اسپایدرمن و جیمزباند و مت هلم و جک راین و امثال آن برای اینکه همیشه قهرمانانی وجود داشته باشند تا لااقل در عالم توهم و خیال بتوان با آنها ، ملت را سرکار گذاشت. حتی شکست مفتضحانه پروژه آپولو 13 در سفر مجدد به ماه را با فیلمی به همین نام ساخته ران هاوارد به پیروزی مبدل ساختند.  ازهمین روست که ذائقه تماشاگر آمریکایی به فیلم های خیال پردازانه و افسانه ای بیشتر خو دارد تا آثار تلخ و واقع گرایانه. به همین دلیل است که در تاریخ اسکار اغلب فیلم هایی  جوایز را درو کرده اند که به نوعی توانسته اند به همان رویای آمریکایی بپردازند و هنگامی که آثاری مانند "محبوب میلیون دلاری" و "تصادف" اسکار بهترین فیلم را دریافت می کنند ، باعث شگفتی کارشناسان شده و این نوع انتخاب را نشانه پوست اندازی آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا محسوب می کنند. از همین روست که همواره فیلم های تخیلی حتی با ظاهر اجتماعی و سیاسی و تاریخی ، مورد استقبال بیشتری واقع می شوند تا اینکه در ژانرهای مزبور فیلمی واقع گرایانه روی پرده برود.

اما سالن های سینما در تابستان امسال بیش از سالهای قبل ، مکان ترکتازی فیلم های خیالی و رویازده در قالب ژانرهای گوناگون بود. گویا سردمداران کمپانی های آمریکایی قصد داشتند تمامی بحران های داخلی و خارجی که حاکمان آمریکا را  در این روزها گرفتار کرده ، با فیلم هایشان در نزد شهروندان خود کم رنگ سازند. بد نیست نگاهی به برخی از این فیلم ها داشته باشیم:

 

 

سوپرمن بازمی گردد

Superman Returns

 

بالاخره صاحبان کمپانی برادران وارنر پس از دو دهه( که برآسیب دیدگی فلج کننده "کریستوفر ریو" صبر کردند)   دیگر نتوانستند تحمل کنند تا به اصطلاح کفن  او خشک شود و هنوز مدت کوتاهی از مرگ این سوپرمن سابق نگذشته ، یک سوپرمن جدید و تازه از قوطی خود بیرون آوردند ، و برای اینکه ادای دینی هم به کریستوفر ریو کرده باشند ، سعی کردند ، هنرپیشه ای مانند او پیدا کنند که سرانجام جستجوهایشان به "برندن روث" رسید.

اما این چهارمین سوپرمن ، بدون تعارف مضحک ترین و مسخره ترین قسمت آن به نظر می رسد به طوریکه بارها و بارها در جدی ترین صحنه های آن ، تماشاگران حاضر در سالن به شدت خندیدند. جناب سوپرمن بالاخره پس از سالها دوری از کره زمین ، دوباره برمی گردد تا دست ظالمین و ستمگران را از آن کوتاه کند!! این بار کوین اسپیسی همان آدم بده است و بیشترین تاسف هم بابت کارگردانی فیلم توسط "براین سینگر" است که هنوز خاطره خوش فیلم "مظنونین همیشگی " او را در ذهن داریم. اما وی بعد از کارگردانی دو قسمت "مردان ایکس" همچنان به سقوط هنری اش ادامه داد تا اینکه امروز از او کارکاتور سوپرمن را می بینیم . سوپرمنی که خود در اصل یک کاریکاتور بوده و بس!!!

 

کلیک

Click

 

زندگی خسته کننده و روزمره خیلی ها را به تنگ آورده و اینکه بتوان از بعضی بخش های کسالت بار این زندگی با دور تند گذشت ، همواره برای عده ای آرزو به شمار آمده  که این آرزو در فیلم "کلیک" توسط فرانک کوروچی (سازنده هجویاتی مثل "دور دنیا در هشتاد روز " باشرکت جکی چان و "خواننده عروسی" ) به تحقق می پیوندد منتها با تقلید ناشیانه ای از فیلم هایی مانند "شرلوک جونیور" و "رز ارغوانی قاهره" و "روز گراند هاوک" و...

ادام سندلر که دیگر متخصص بازی در فیلم های لوس و بی مزه شده ، این بار یک دستگاه عجیب و غریبی  از کریستوفر والکن شکارچی گوزن! به دست می آورد که بوسیله آن می تواند بخش هایی از زندگی اش را به دلخواه با دور تند جلو ببرد. بخش هایی که دیگر به عقب بازنمی گردند. به همین دلیل ناگهان خود را در سن پیری و آستانه مرگ می بیند. زمانی که متوجه می شود زیاده خواهی ها و افزون طلبی هایش از زندگی فقط عمرش را به باد داده است.

 

دزدان دریای کاراییب : صندوقچه مرد مرده

Pirates of the Caribbean: Dead Man's Chest

 

دومین قسمت فیلم "دزدان دریای کاراییب " در شرایط برروی پرده می رود که قسمت سوم آن نیز در راه است. این بار هم مثل همه فیلم های قسمت دوم ، قهرمان شکست ناپذیر قصه تری روسیو و تد الیوت یعنی "جک اسپارو" باز می گردد تا حساب های خودش را با دشمنان تصفیه کند! از همه تله ها و نبردها و میدان های خطرناک و مرگبار و دهشتناک مثل آب خوردن می گذرد. منتها نه مثل کاپیتان فلاش گوردون و شزم و امثال آن که بالاخره سر سوزنی خود را درگیر کرده و کمی خود را مضطرب و نگران نشان می دادند و خرده تلاشی برای مبارزه نشان می دادند . این جناب جک اسپارو با ایفای نقش جانی دپ که دیگر دستمزد 25 میلیون دلاری به او حتی اجازه تکان خوردن و خسته شدن نمی دهد ، گویی مشغول بازی در یک فیلم پشت صحنه و یا برنامه کودکان است! در خطرناکترین صحنه ها با بی خیالی فقط راه می رود و هنگامی که همه یارانش به سختی درگیر نبرد هستند با شوخی و حرکات نه چندان مردانه ، همه آدم های مقابلش و بعد هم تمامی تماشاگرانش را دست می اندازد!! تماشاگر هم که خود را در مقابل این هجو نامه ، سرکار رفته می بیند ، ناچار است به آن اداهای زنانه فقط بخندد!!

 

مرد پنهان

Shadow Man

 

استیون سیگال همچنان می تازد! به نظر می آید که این عنوان برای هر فیلمی که استیون سیگال در آن بازی دارد ، بیشتر مفهوم دارد. چراکه مهم نیست آن فیلم را چه کسی ساخته و یا نویسنده فیلمنامه اش کیست؟ قصه اش نیز اهمیتی ندارد. چون تمام فیلم های این هنرپیشه رزمی کار ، تقریبا از یک دستمایه داستانی برخوردار است و تنها نام ها در هر داستانی تغییر می نمایند. معمولا فرد یا افرادی از خویشان و نزدیکان استیون سیگال بر سر یک ماجرای جاسوسی ، به گروگان گرفته می شوند و آقای سیگال با لت و پار کردن آدم ها سعی می کند آنها را آزاد نماید. البته با این سبک و سیاق در هر سال هم چندین فیلم از ایشان به بازار می آید که غالبا اکران عمومی هم نمی گیرند و مستقیما به روی نوارهای ویدئویی و سی دی و دی وی دی می روند.

 

 

خانه کنار دریاچه

The Lake House

 

یک کارگردان آرژانتینی دیگر به نام "آلخاندرو اگرستی" ، اولین فیلم آمریکایی اش را با فیلمنامه ای از"دیوید اوبورن" می سازد که قبلا نمایش "دلیل" (فیلمی که  سال گذشته با شرکت انتونی هاپکینز و گوینت پالترو شاهد بودیم) را نوشته است. فیلم ، اثری رمانتیک – تخیلی است که تقریبا می توان آن را نسخه ای دیگر از فیلم "فرکانس"  و حتی سری فیلم های  " بازگشت به آینده" دانست. ارتباط  در زمان حال با گذشته یا آینده ، موضوعی است که از دیرباز در سینما مورد توجه بوده است از فیلم هایی مانند "تونل زمان" یا حتی "سیاره میمون ها" .

در فیلم "خانه کنار دریاچه" هم یک خانم دکتر (بابازی ساندرا بولاک )که مدتی را در خانه ای کنار دریاچه گذرانده و خاطرات خوبی از آن برایش مانده ، نامه ای برای ساکن بعدی آن می نویسد ولی این نامه به 2 سال قبل رفته و به دست  پسر معمار آن خانه(با بازی کیانو ریوز)  می رسد. از اینجاست که رابطه ای در طول زمانی به درازای 2 سال و تنها بوسیله نامه ایجاد می شود درحالی که هیچکدام از این موضوع باخبر نیستند.  وطبق معمول هم در آخر کار همه رویاها به حقیقت می پیوندد!!

 

 

 

 

جستجوی در غبار

Ask the Dust

 

اصلا به نظر نمی آید که رابرت تون (کارگردان فیلم) که بیشتر تاکنون نویسندگی کرده و فیلمنامه هایی  مثل "شرکت" و  "ماموریت :غیرممکن" هم دستپخت ایشان است ، بتواند ملودرامی مانند "جستجوی در غبار" بسازد. اما وقتی می بینیم که اصل داستان از "جان فانته" بوده که اصلا خوراکش چنین قصه هایی است ، تا حدودی قانع می شویم ولی همچنان دوگانگی قصه و کارگردانی در سراسر اثر به چشم می خورد . ساختاری حادثه ای و به قول معروف اکشن بریک داستان بسیار حسی و پیچیده سوار شده است! اصل قصه که به  زندگی نویسنده ای با کاراکترهای  قصه هایش می پردازد ، به کرات در ادبیات و سینما دیده شده که بامزه ترین شان فیلم وودی آلن تحت عنوان "ساختار شکنی هری" بود. فقط از این فیلم یم نتیجه مهم عایدمان می شود و آن این است که امثال "سلما هایک" اساسا بازیگر نیستند!!

 

 

موج شکن

The Break-Up

 

فکر نکنید دعواهای زن و شوهری و نامزدی و از این قبیل موضوعات ، فقط منحصر به سینمای ایران و سریال های بعد از ظهر های تلویزیون است. خیر ! در سینمای به اصطلاح پیشرفته آمریکا هم از این مدل فیلم های سردستی به وفور یافت می شود که نمونه اخیرش همین "موج شکن" است. همه نوع جنگ و دعوا و نزاع و بحث و جدل که تاکنون در سریال های ایرانی تلویزیون دیده اید را در این فیلم می توانید مجددا مرور کنید!!  از امثال "حرف مرد یکی است" و  "حرف زن می چربد" گرفته تا سرکار گذاشتن مادر زن و پدر زن و تا لجبازی های آنچنانی  با خانواده های طرفین.

اما در این فیلم همه این حرف ها مربوط به زوجی هست که هنوز عروسی نکرده اند و فقط به طور آزمایشی نامزد هستند! اگر در ایران لااقل دوران نامزدی ، دوران شیرین و آرام و عاشقانه ای به حساب می آید گویا در آمریکا ، این دوران نیز تلخ و زهرمار است!!