مستغاثی دات کام

 
نگاهی دیگر به راهپیمایی بزرگ اربعین حسینی
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ آذر ۱۳٩٥
 

 

آیا این نشانی از همان مدینه فاضله نیست؟

 

 

بخشی از گزارش نشریه "هافتینگتون پست" در سال 2014 (1393)   از سوی مردی استرالیایی که با مشاهده تصاویر راهپمایی اربعین به کربلا آمده و با شرکت در این راهپیمایی اسلام آورد.

تیتر آن گزارش چنین بود:

"بزرگترین راهپیمایی دنیا در جریان است. چرا  هرگز درباره آن نمی شنوید"؟!

 

می گفتند اگر جمهوری افلاطون هرگز تحقق نیافت و اتوپیای غرب را تنها در فیلم ها و کارتون ها می توان یافت اما مدینه النبی در تاریخ اسلام و در همان صدر این تاریخ ، در زمان حیات پیامبر عظیم الشان دین خاتم عملی شد، چنانچه حتی در دایره المعارف بریتانیکا، اولین قانون اساسی بشریت، همان قانونی است که حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در مدینه وضع و برقرار کردند.

پس از آن گفتند این تنها در دوران حضرت رسول عملی بود و پس از آن،  4 سال و 9 ماه حکومت امیرالمومنین حضرت علی بن ابی طالب (علیه السلام) اغلب به جنگ با قاسطین و ناکثین و مارقین گذشت و 6 ماه حاکمیت حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) نیز در ادامه همان دشمنی ها و مخالفت های معاویه و اعوان و انصارش و تنها گذاردن امام حتی از سوی نزدیکترین یارانش، فرجام روشنی نداشت.

گفتند اسلام و حکومت و جامعه اسلامی، هیچگاه تحقق نیافته و نخواهد یافت. برای اثبات حرفشان حتی  10 قرن حاکمیت تمدن اسلامی بر زندگی و علم و هنر سرزمین های مختلف را از لابلای کتب تاریخی خارج ساخته و سانسور کردند.

گفتند و شاهد آوردند که حتی با برپایی حکومت جمهوری اسلامی نیز نه تنها آن جامعه اسلامی مطلوب و به اصطلاح مدینه فاضله محقق نشده بلکه حتی پیشرفتی نیز در مملکت حاصل نگردیده و بازهم چشم برروی بسیاری از واقعیات بستند. واقعیاتی همچون گسترش اخلاق و رفتار دینی از آیین ها و شعائر مذهبی و رواج سبک زندگی اسلامی در اقشار مختلف و حضور تفکر و اندیشه اسلامی در بخشی از علم و هنر و زندگی تا جایی که در طول همین 3 دهه، کشورما به رتبه های درخشانی از علم و فن آوری و ورزش و هنر رسیده که تا پیش از آن و حداقل در طی 200 سال اخیر سابقه نداشته است. در مقابل، برخی نقاط ضعف و نابسامان و نابهنجار که از قضا نتیجه و حاصل مستقیم و غیر مستقیم نفوذ فرهنگ مهاجم غرب و تقابلش با فرهنگ و رفتار اسلامی/ایرانی بوده و هست را بزرگنمایی کرده و آن را محصول حکومت اسلامی و انقلاب و نظام جمهوری اسلامی معرفی کردند.


گفتند که نتیجه و ماحصل همه شعارهای اسلامی همین وضعیت نابسامان اخلاقی و غیرانسانی است که مشاهده می شود؛ وانمود کردند که اختلاس و دزدی و ارتشاء و فسادهای اخلاقی و طلاق های بی شمار و دختران فراری و اعتیاد افسار گسیخته و بیکاری و رکود اقتصادی و ... همه و همه نتیجه همین نظام اسلامی بوده تا جایی که امروز همه سر یکدیگر کلاه می گذارند و برادر به برادر رحم نمی کند!

و گفتند آیا این بود سرانجام همه آن شعر و شعارهای انقلاب اسلامی و چشم انداز حکومت الهی؟!!

واقعیات موجود درباره آنچه از نابسامانی های امروز جامعه مشهود است و تلاش گسترده نظام سلطه جهانی برای تشدید آن و همچنین تبلیغات سرسام آور رسانه های بیگانه و اعوان و انصار داخلی شان برای وارونه جلوه دادن علل و ریشه های آنها، باعث شد که حتی برخی دوستان و یاران انقلاب نیز نسبت به واقعیات و حقایق دچار شک و تردید گشته و نتوانند پاسخی مناسب برای شبهه افکنی های خناسان و شایعه سازان بیابند.

یعنی برای برخی که با حقایق انقلاب و نظام اسلامی و واقعیات استکبار جهانی چندان آشنا نبودند، واقعا هیچ نمونه و الگوی ملموس و عینی برای اینکه به صورتی ایجابی حقانیت نظام اسلامی را ورای تبلیغات منفی و سوء دشمنان انقلاب  به اثبات برسانند، موجود نبود. نمونه ها و مثال های واقعی درون پروپاگاندا و غوغای رسانه ای غرب، گم می شد و خود مثال آورنده را مقهور ساخته و گاه منفعل و سرخورده می کرد.

نهایت حرف شبهه افکنان و خناسان در برابر همه استدلالات این بود که در شرایط اقتصادی و سیاسی و فرهنگی امروز فکر کردن به مدینه فاضله، تنها تصویر زیبایی است که در عالم رویا به سراغمان آمده و با واقعیات امروز دنیا، ناسازگار بوده و هست و از طرف دیگر می گفتند اساسا دین، آن قدرت مدیریت و سازماندهی را در مقابل سیستم حاکم بر جهان امروز ندارد که بتواند مدینه فاضله خود را ایجاد نماید.

اما چند سالی است که بیخ گوشمان، اتفاقی شگرف روی می دهد. اتفاقی که بر اثر تکرار چند ساله دیگر نمی توان عنوان "اتفاق" را برآن نهاد. یک راهپیمایی 20-30 میلیونی در طول حدود 2-3 هفته و در مسیری به طول 80 کیلومتر که بعضا از سوی برخی شرکت کنندگان در این راهپیمایی طولانی تر شده و به شهرهای محل سکونتشان یا مرزهای کشورهای همسایه توسعه یافته و به صدها کیلومتر هم می رسد.(از بزرگترین اجتماعات دنیا، مراسمی است که هندوها هر 12 سال برگزار کرده و 3-4 میلیون نفر به سوی رود گنگ می روند تا به اصطلاح گناهان خود را پاک گردانند و در مراسم حج که بزرگترین اجتماع مسلمانان به شمار می رود، کمتر از 2 میلیون نفر شرکت می کنند)

این یک راهپیمایی ساده چند ساعته نیست که عده ای برای مدت کوتاهی در کنار یکدیگر قرار گیرند وشعاری سرداده یا پلاکاردی دست بگیرند و سپس قطعنامه ای صادر کرده و بعد هم بروند پی کار خود.

این یک جامعه اسلامی است که با هدفی مشخص در طی مدتی بالغ بر 2 تا 3 هفته شکل می گیرد. جمعیتی در حال حرکت که تمامی خصوصیات یک جامعه را دارد. گروهی عظیم در کنار هم زندگی می کنند، اجتماع تشکیل می دهند، راه می روند، استراحت می کنند، کار می کنند، کاسبی دارند، زمان خورد و خوراک دارند و ساعت خواب. وقت نماز و دعا و زیارت و ... دارند و گعده های بحث و سخن و صحبت. مهمانی می روند و مهمانی می دهند، نذر می کنند و نذر می دهند. شعار می دهند و عزاداری می کنند و ...

اگرچه همه این کارها و اعمال در حال حرکت صورت می گیرد اما در این جامعه اسلامی در حال حرکت، کسی سر دیگری کلاه نمی گذارد، اختلاس و دزدی و رشوه خواری وجود ندارد. کسی پا برشانه کس دیگری نمی گذارد تا بالا رود. کسی برای منافعش دروغ نمی گوید، غیبت نمی کند، حق برادر دینی خود را نمی خورد. توی صف نمی زند، کم کاری نمی کند، کم فروشی و گران فروشی ندارد، عصبی نمی شوند، اضطراب مال دنیا ندارند. با کینه و خشم به هم نگاه نمی کنند، به مال و اموال دیگران چشم ندارند، بخل و حسد نمی ورزند ، کبر و غرور ندارند و ...

و در مقابل، همه انگار برروی ابرها پرواز می کنند، به یکدیگر کمک می کنند تا همه بتوانند در این جامعه اسلامی به یک صورت زندگی کرده و حرکت کنند. حتی آنکه پایی برای راه رفتن ندارد با کمک دیگران حرکت می کنند. میزبانان به اصرار و التماس و حتی گاهی با زور، میهمانان خود را بر سر سفره می برند، محل استراحت در اختیارشان می گذارند، با ماساژ دست و پایشان، سعی در رفع خستگی شان دارند، کفش هایشان را واکس می زنند، هرآنچه دارند و ندارند در طبق اخلاص گذارده و در مقابل میهمانان می گیرند و اگر میهمان در حال حرکت، به دلائلی غذا و خوراکی تعارفی را برندارد، به شدت ناراحت می شوند. چراکه برکت دنیا و آخرتشان را از پذیرایی و قبول و رضایت میهمانانی می دانند که در واقع زائر مرقد مطهر حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) هستند.

چه میزبانانی که همه دار و ندار یکساله شان را به صورت غذا و خوردنی و آشامیدنی بر سر سفره میهمانانشان یعنی همان زائران حرم حسینی می آورند. چه میزبانانی که برای آوردن میهمان بر سر سفره و خانه و زندگی شان، زار زده و التماس می کنند. چه میزبانانی که به دلیل اینکه شبی نتوانستند میهمانی از زمره زائران حسینی را پذیرایی کنند، بر سر و سینه می کوبند.

در کدام جامعه عدالت گرا و انسانی، چنین صحنه ها و رفتار و اخلاقی می توان سراغ گرفت؟ در کدام قصه و داستان رویایی می توان چنین ماجراهایی را تصور کرد؟ در کدام چشم انداز و اتوپیای غربی، چنین بهشتی را می شود، ولو به مخیله خود راه داد؟

شاید بگویند چنین فضایی در مدت کوتاهی رخ می دهد و احتمالا تداوم آن در مدت طولانی تر میسر نخواهد بود. اما این در شرایطی است که حتی در برخوردهای بسیار آنی و جزیی در همین جامعه کلان شهرهای خودمان و مثلا در ترافیکی که شاید مثلا نیم ساعت یا یک ساعت ما را با راه بندانی مواجه کند، شاهد شنیع ترین رفتارهای غیر انسانی و برخوردهای عصبی و دیوانه وار تا حد ضرب و شتم و حتی قتل هستیم.

این در حالی است که در راهپیمایی یاد شده هم به هیچوجه شرایط آسایش و راحتی فراهم نیست. یک راهپیمایی سخت و دشوار 80 کیلیومتری و زندگی در شرایط بیابان و صحرا و دشت و در زیر چادرهایی که میان سرما و باد و باران برپا شده اند و  تحمل شلوغی های متعدد در هنگام خروج از مرز و رسیدن به نجف و سپس در راه کربلا و  اغلب نرسیدن به خود حرمین شریفین و سپس تراکم جمعیت برای بازگشت و ورود به کشور از طریق 2 یا 3 مدخل و ... همه و همه، شرایط سختی بسیار دشوارتر از آن ترافیک سنگین بوجود می آورد (که از قضا تحمل ترافیک سنگین، تنها در بخش بسیار کوچک و در همان آغاز حرکت و در مبادی ورودی و خروجی مرزی اتفاق می افتد که ترافیک های شهری در قبالش، اندکی بیش نیستند) اما برخوردها و رفتارها در تمام این شرایط سخت و دشوار، کوچکترین نشانی از ناراحتی و نارضایتی نداشته بلکه برعکس همچنان با تحمل این سختی ها، لبخند بر لب و شکرگزار و هیجان زده از توفیقی که برای زیارت کربلا از طریق راهپیمایی فوق نصیب شده است، اخلاق و رفتاری انسانی و اسلامی بر هر یک از زائران و راهپیمایان حاکم می گرداند که با عقل مادی و حسابگر به هیچوجه قابل درک و هضم نیست.

از طرف دیگر در حالی که برای یک مراسم و برنامه چند ده نفره و محدود دو سه ساعته، روزها و ساعت ها، تدارک و برنامه ریزی و لجستیک و سرمایه و پول و حمایت لازم است و باز هم پس از همه این تدارکات و برنامه ریزی ها، کمبودها و نقائص و به هم ریختگی های بسیاری در اجرای برنامه و مراسم فوق پیش می آید اما در چنین همایش حدودا یکماهه با حضور 20 تا 25 میلیون نفر جمعیت و در وسعتی بیش از 100 کیلیومتر بدون کمک هیچ دولت و حکومتی، تنها با همت و حضور و جوشش مردمی و مراکز و چادرهایی که تحت عنوان موکب در طول مسیر برپا می شود، حتی ذره ای هم کاستی و کمبود و نقص پیش نمی آید.

و از سویی دیگر این راهپیمایی عظیم در قلب بحرانی ترین منطقه دنیا شکل می گیرد که آتش جنگ و ترور و وحشت پیرامون آن شعله ور است ولی در این اجتماع بزرگ و حیرت انگیز کوچکترین خللی وارد نکرده و حتی یک بی نظمی کوچک نیز مشاهده نمی شود. راهپیمایان در شرایطی وارد این اجتماع می شوند که یک گروه وحشی و تروریست به نام داعش با تهدیدات و تدارک وسیع و با کمک اربابان امپریالیست خود، هر لحظه مترصد ضربه زدن به چنین همایشی است (تهدیداتی که به رغم تمامی حفاظت های فوق امنیتی مجرب ترین سرویس های اطلاعاتی غرب، در قلب اروپا و آمریکا عملی شد) و توجه داشته باشیم تنها حفاظت و پاسداری از امنیت چنین همایشی با وسعت صد کیلومتری، چه تدارک عظیمی با حضور چندین سرویس امنیتی و نیروی نظامی و انتظامی می طلبد؟

اما همه این غیر ممکن ها در راهپیمایی بزرگ اربعین، فقط در زیر سایه و نام حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) ممکن می شود. جامعه اسلامی ایده آل شکل می گیرد و لشکر عظیمی به میدان می آید که بی هراس از امثال داعش و تروریست های تکفیری، گویی سپاه صاحب الزمان است که به آقا و مولای خویش آماده گی خود را نشان داده و اعلام می کند که برای ظهور حضرت حجت (علیه السلام)، حاضر و پا به رکاب است.

آیا این همان مدینه فاضله و یا حداقل نشانی از آن نیست؟ آیا این واقعیت عظیم، اثبات نمی کند که ساختن چنان مدینه ای حتی در وضعیت تمدن سرکش و افسارگسیخته امروز نیز شدنی است، تنها کافی است که آن فضای دینی و اسلامی و آغشته به حب و مهر اهل بیت (علیهم السلام) و به خصوص حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) برقرار شود، آنگاه آدم ها خود در مسیر انسانیت و رضای الهی قرار می گیرند.

این نشان می دهد که اگر چنان فضایی براساس تفکر و اندیشه و ایمان دینی و اسلامی برقرار شود، قطعا آن جامعه اسلامی منتظر شکل خواهد گرفت.

این نشان می دهد، در واقع آنچه امروز این مردم را به سوی بی اخلاقی ها و رفتارهای ناپسند و سبک زندگی غیر اسلامی و غیر انسانی سوق می دهد، همان فرهنگ مهاجم و مادی غرب است که از طرق رسانه ها و برخورد و مواجهه مستقیم، جامعه را تحت تاثیر قرار داده و می دهد. مصداق همان تئوری های فرانسیس فوکویاما (که گفت برای پیروزی بر ایرانی ها، باید فرهنگ معنوی و شهادت طلبانه آنها را به فرهنگ مادی گرایانه و مصرف زده بدل کنیم) و بنیامین نتانیاهو (که حمله با تلویزیون و سریال هایی که زرق و برق و مصرف گرایی و رفاه زدگی و روابط بی بند و بارانه و اختلاط جنسی و ... را تبلیغ می کند، تنها راه غلبه بر جامعه ایران معرفی کرد) است.

و راهپیمایی اربعین دقیقا مخالف و متضاد تئوری های فوق نشان می دهد. این باطل شدن همان تئوری است که با محوریت سکولاریسم و جدایی دین از عرصه های مختلف زندگی تبلیغ می شود و آن را باعث پیشرفت و بهبود زندگی بشر قلمداد می کنند.

راهپیمایی اربعین و مناسک و آیین های دینی مانند آن، نشان می دهد که دین و حضور بلاواسطه اش در لحظه لحظه زندگی مردم آنها را به سوی پیشرفت در دنیا و رستگاری در آخرت می برد و جامعه ای ایده آل برایشان برپا خواهد ساخت. آنچه در طول تاریخ تمدن اسلامی هم نشان داد که علیرغم حکومت های جور و ظلم و دولت های بی لیاقت، این جامعه اسلامی می تواند استعدادها را شکوفا کرده و علم و هنر را در هر گوشه اش به عرش اعلا برساند.

حالا راهپیمایی اربعین ، گوشه هایی از آن جامعه انسانی را نشان می دهد، آن هم در روزگاری که فرهنگ غرب با اصل "حرص خوب است" و "انسان گرگ انسان است" بر جوامع مختلف حاکم شده و هر روزن امیدی از یک اجتماع انسانی را بر بشریت بسته است. از همین روست که این جامعه بزرگ اسلامی و انسانی در رسانه های نظام سلطه به شدت سانسور می شود.