مستغاثی دات کام

 
 
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٥
 

به بهانه فیلم "به نام پدر"

 

کدام بدهی به نسل امروز؟

 

 

 

 

 

به نظر می آید ابراهیم حاتمی کیا پس از طی 15 سال و ساخت 9 فیلم و یک سریال تلویزیونی ، مجددا دچار تردیدی شده که در فیلم "وصل نیکان" از نظر برخی منتقدان و کارشناسان سینمایی نشان داده بود. نمی دانم این تردید نسبت به چیست ؟ قطعا نسبت به آرمان ها نیست که حاتمی کیا خود بهتر از من و ما ، آرمان ها و اعتقادات را می شناسد و به آنها پایبندی خود را نشان داده است. چنانچه در فیلم "وصل نیکان" حتی او نسبت به ادامه دفاع مقدس پس از تصویر جنگ ناعادلانه شهرها و به خاک و خون کشیده شدن بی گناهان تردیدی نشان نمی داد بلکه همه شک و تردیدهای او نسبت به نوع ادامه نبرد بود. همان عدم یقینی که کاراکتر اصلی آن فیلم نسبت به ماندن در شهر و خنثی کردن موشک هایی که خانه ها و کوچه های شهرها را زیر آهن پاره های خود له می کرد  و پیوستن به دوستان رزمنده اش در جبهه ها داشت.

اما سوال های بدون پاسخ حاتمی کیا در "به نام پدر" از نوع دیگری است. او برخی پرسش های رایج ( و شاید القاء شده ) بخشی از نسل امروز را مطرح می کند که خود را قربانی اعمال و رفتار نسل دیروز می دانند که : چرا باید انقلابی را که شما کردید ، قبول کنیم ؟! چرا باید عواقب جنگی را که شما انجام دادید ، تحمل نماییم؟!! چرا بایستی تنگنای محاصره اقتصادی ناشی از مقاومت و عصیانگری شما را ما بر دوش بکشیم ؟ !!!

در فیلم "به نام پدر" ، دختر یک رزمنده سابق جبهه های دفاع مقدس که عضو یک گروه باستان شناس دانشجویی در میان خاک ها به دنبال میراث گذشتگان است ، به روی مینی می رود که از قضا پدرش برای دفع تجاوز دشمن در دوران دفاع مقدس کاشته و خنثی نشده بود.

 دختر در فیلم می گوید جنگی که  پدرش در آن شرکت داشته ، ربطی به او نداشته و نبایستی گریبانش را می گرفته است! پدر می گوید :"...جنگ ، صلح ، بشریت ، مدنیت ...اینا چه ربطی به پای تو داره ؟"! و دختر می گوید :"...مگه نگفتین آتش بس آخر جنگه ؟ ...من نرفته بودم بجنگم ...هیچ کس پرچم سفیدمو ندید ، هیچ کس نظر من را نپرسید..."!! و پدر فریاد می زند:"...جنگ خیلی وقته تموم شده ، دیگه جنگی درکار نیست ...جرا این جنگ دست از سر من برنمی داره؟"!!!

در فیلم "به نام پدر" ، پدر یعنی سمبل نسل دیروز آشکارا بدهکار نسل امروز است که چرا در مقابل تجاوز بیگانه ایستاده است ، چرا جان و مالش را برای دفاع از آب و خاک اجدادی همین نسلی که به دنبال یافتن سرنیزه ای زنگ زده از عهد باستانش ، زمین ها را می کاود ، به خطر انداخت ! بیش از صد هزار شهید داد و صدها هزار نفر دیگر آواره و مجروح و اسیر (که هنوز آثار رنج های بی پایانشان  در زندان های صدام بر چهره ها و روح و روانشان پیداست) و جانباز و مجروح شیمیایی ( که هنوز در گوشه های این مملکت مثل شمع آب می شوند و لحظه لحظه می سوزند و هر روز خبر شهادت یک یا چند نفرشان را می شنویم) برجای گذارد.

به راستی نسل دیروز  چه بدهی به این نسل دارد ؟ آیا نبایست در مقابل تجاوز دشمنی که هزاران کیلومتر از خاک ایران را تصرف کرده بود ، می ایستاد ؟ آیا اشتباه کرد در برابر تهاجم ناجوانمردانه  صدام  مقاومت  کرد که آن روز همه دنیا پشت سرش ایستاده بود و امروز به محاکمه اش می کشند ؟ آیا باید نظر نسل بعدی را  برای دفاع از خانه و کاشانه اش یعنی مهد تولد همین نسل امروز می پرسید تا  اینکه بجنگد یا نجنگد و دشمن را با همه قدرت و پشتیبانانش از خاک وطن بیرون کند ویا خیر ، دست روی دست بگذارد و استیلای صدام و اعوانش را بر وطن شاهد باشد  ؟

به راستی اگر نسل دیروز آن دفاع هشت ساله را نمی کرد و در مقابل تجاوز ارتش صدام ، فقط و فقط بخشی از خاک وطن را واگذار می کرد(بگذریم که صدام در همان آغاز جنگ در مقابل دوربین های تلویزیونی قرارداد الجزایر را پاره کرد و وعده داد که 3 روز دیگر در تهران است) ،  چه جوابی بایستی به نسل امروز و آینده می داد ؟ این درحالی است که شاهدیم تمامی تاریخ گذشته و حال و آینده این سرزمین معترض و طلبکار قراردادهای خفت باری مانند گلستان و ترکمانچای و از دست دادن بخش هایی از خاک ایران هستند. آیا نسل امروز می داند که پدرانش در دفاع هشت ساله خود (یکی از طولانی ترین نبردهای تاریخ ایران) حتی یک وجب از خاک کشور را واگذار نکردند؟ آیا این نسل می داند که این تنها جنگ تاریخ این مملکت بوده که هیچ بخشی  از خاکش به تاراج نرفته است؟ این چه بدهی برای نسل دیروز ایجاد می کند؟ نسل امروز طلبکار چه چیزی می تواند باشد ؟آن دسته از افرادی هم که به هرشکل در آن سالها خود را از دفاع شرافتمندانه هشت ساله دور نگه داشتند و  امروز از ناآگاهی بعضی جوانان نسل امروز سوءاستفاده کرده تا القاء کنند که نسل گذشته ، آینده شما را خراب کرد ، چه جوابی برای تاریخ و آیندگان دارند؟ چگونه شرمندگی گریز و ترس و سازشکاری خود را توجیه می کنند؟ یادمان باشد که تاریخ ، بی رحم است و تا ابد ناجوانمردی اهل کوفه و زبونی شاه سلطان حسین ها در برابر هجوم افغان ها و فرار داریوش ها از برابر اسکندر را از یاد نخواهد برد.

به نظرم تنها بدهی نسل دیروز به جوانان امروز این است که برایشان توضیح نداد ، چرا انقلاب کرد ، چرا در برابر قدرت های استعمارگر ایستاد و چرا هشت سال جنگید و چرا هنوز با امپریالیست ها درگیر است؟ شاید نسل دیروز که خود با پی گیری و تفحص در  تاریخ ، به لزوم مبارزه برای آزادی و استقلال رسید ، فرصت نکرد آن را برای فرزندانش تشریح نماید . فرصت نکرد توضیح دهد یک بعدازظهر آخر تابستان در خانه هایمان نشسته بودیم که هواپیماهای عراقی تا روی فرودگاه مهرآباد آمدند و شهرهایمان را بمباران کردند و ارتش شان هم از یک مرز هزار کیلومتری ظرف چند روز به عمق خاکمان نفوذ کرد ، خرمشهر را تصرف کرد ، آبادان را محاصره نمود و تا پشت دروازه های اهواز پیش آمد ولی کوچکترین صدایی از سازمان ملل و شورای امنیت و هیچ  محفل و مدعی حقوق بشری  بلند نشد. فرصت نکردیم توضیح دهیم که در آن روزها عده قلیلی از جوانان این مملکت با ساده ترین سلاح ها به جنگ مجهز ترین ارتش خاورمیانه رفتند تا مانع از دستیابی اش به کوچه پس کوچه های شهرهایمان و خانه های مادران و خواهران و برادرهایمان شوند . توضیح ندادیم که بی خبر جاده اهواز – دزفول را تصرف کرده بودند و هر آن کس از آنجا عبور می کرد اعم از مرد و زن و کودک و پیر و جوان ، یا به گلوله می بستند و یا به اسارت می گرفتند ، اسارت هایی که بعضا 10 سال طول کشید. توضیح ندادیم که آواکس های آمریکا از خاک عربستان ارتش صدام را راهنمایی می کرد که چگونه شهرهای ایران را موشک باران کنند ، نگفتیم در حالی که ما از زمین و هوا در محاصره بودیم و حتی یک قطره نفت نمی توانستیم صادر کنیم و ذخیره گندم سیلوهایمان  به چند روز رسیده بود ، فرانسه ، جنگنده های خود را در اختیار صدام می گذاشت و آلمان به او سلاح شیمیایی می داد . توضیح ندادیم که برای تسلیم کردن ما ، آمریکایی ها هواپیمای مسافری مان را بر روی آب های خلیج فارس با موشک زدند و زنان و مردان و کودکان بی گناه را در روی هوا پرپر کردند و از این دنیای پراز ادعای حقوق بشر ، هیچ صدایی درنیامد. به راستی نسل دیروز باید تاوان کدامین گناهش را بپردازد؟ اینکه نخواست فرزندانش در زیر فرمان و یوغ آمریکایی و اسراییلی و عرب و یا  هر بیگانه دیگری باشد؟ اینکه به قول مرحوم علیقلی حتی آن ریگی را که از خاکش ربودند ، از دشمن پس گرفت ؟

اما هنوز فرصت هست که برایشان شرح دهیم اگرچه شما جنگ نمی خواهید و پرچم سفید بالا برده اید ، اما بیخ گوشتان بزرگترین مدعی دمکراسی و حقوق بشر در دنیای امروز ، علنا اعلام کرده که جنگ صلیبی تازه ای آغاز شده و به بهانه مبارزه با تروریسم ، دنیا را به خاک و خون کشیده است . باید برایشان بگوییم که اگر شما هم نایستید ، نخواهند گذاشت که آتش بس ، آخر جنگ ها باشد . همچنان که دوقدم آن طرفتر از سرزمین تان با شعار امنیت اسراییل ، بدون تعارف کودک و زن و مرد را در زیر آوارها دفن می کنند و هیچ قطعنامه ای هم صادر نمی شود ! بایستی توضیح دهیم که اگرچه شما با جنگ میانه ای ندارید ولی در فاصله کمی از مرزهایتان اعلام کرده اند که برای برپایی سرزمین موعود یهود ، غیر یهودی ها را باید از میان برد و یا به بردگی کشید.

متاسفانه حاتمی کیا اگرچه به این واقعیت ها باور دارد ولی آن را از زبان قهرمانش برای نسل امروز توضیح نمی دهد. او  نمی گوید که در طول تاریخ این مملکت تمامی نسل های آزاده و شریف ،  میراث دار مبارزات اسلافشان بودند و حرکت ها و اقدامات آن اسلاف نه تنها مخمصه ای برای اخلافشان ایجاد نکرد بلکه همواره سرمشق و الگو و باعث سرافرازی و سربلندی آنان بود . همچنان که همین امروز هم تمام افتخار گذشته ما نه به آن سرنیزه های زنگ زده عهد باستان بلکه به نهضت تحریم تنباکو و انقلاب مشروطه در یکصد سال پیش است که آن را نشانگر آگاهی و آزادگی دیرین ملت ایران به شمار می آوریم ، به مبارزانی  همچون میرزاکوچک خان و شیخ محمد خیابانی و محمد تقی خان پسیان و  رییس علی دلواری و ...است که از میهن شان در مقابل  استبداد و سلطه بیگانه  دفاع کردند ، به نهضتی است که صنعت نفت را از چنگ انگلیس درآورد و ملی اعلام کرد و به 25 سال  مقابله خستگی ناپذیر  با حکومت کودتا و استعمار افسارگسیخته  آمریکایی است که در مجموع ملت ما را در طول تاریخ یکصد سال اخیر در میان ملت های آزاده دیگر مثل ویتنام و الجزایر و کوبا و لبنان و نیکاراگوئه و شیلی و فلسطین و کنگو و ... سربلند و سرافراز جلوه می دهد .