مستغاثی دات کام

 
 
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸٥
 

یادی از فیلم "ستارخان" ،

 تنها نگاه سینمای ایران به انقلاب مشروطه

 

 

 مرغ سحر ، ناله سرکن...

 

 

 

 "ستارخان" یکی از بهترین و البته مهجورتری آثار مرحوم علی حاتمی است که هم به نحوی درخشان دیدگاه حاتمی به تاریخ و تاثیر آن در زندگی امروز را به تصویر می کشد و هم به جرات می توان گفت که  سینمایی ترین روایت تاریخی سینمای ایران است. علی حاتمی  نخستین فیلمسازی بود که به مهم ترین بزنگاه تاریخ معاصر ایران ، یعنی انقلاب مشروطیت و زمینه ها و ریشه ها و سرنوشت آن از دیدگاه خودش پرداخت ، آنهم در شرایط حکومت استبدادی که خود را حکومت مشروطه سلطنتی می خواند.

نگاه حاتمی در "ستارخان" دیدگاهی فراسیاسی و فرا تاریخی است ، آنچنانکه در سلطان صاحبقران"، "حاجی واشنگتن" ، "هزار دستان" نیز چنین بود ، آن چنان که دیدگاه یک هنرمند می بایست باشد. در نگاه تاریخی حاتمی برخلاف آنچه تاریخ نویسان می نگارند ، قهرمانی وجود ندارد و قهرمانان مرسوم در یک قضاوت منصفانه ، بیشتر نگاه به خود دارند تا دیگران و ملت. همان طور که ستارخان فیلم حاتمی اساسا به خاطر یک فوج صدنفری به انقلاب می پیوندد و حیدرخان هم آنجا که منافعش اقتضا می نماید ، میدان را خالی می کند .

به مناسبت صدمین سالگرد انقلاب مشروطه ، به مهمترین فیلم تاریخ سینمای ایران در این باب می پردازیم.

 

 

"ستارخان" پس از شکست تجاری دو فیلم "قلندر" و "خواستگار" در سال 1351 ، نخستین پرداخت علی حاتمی به ژانر مورد علاقه اش یعنی فیلم تاریخی به شمار می آید. روایتی رئال از قسمت برجسته تاریخ معاصر که همواره در محافل سیاسی ، محل بحث و جدل های بسیار بوده است و حاتمی خواست که علائق و دغدغه های خودش از تاریخ را  با آن دیدگاههای اغلب دگم و تک بعدی به چالش بیندازد.  بازیگران فیلم از میان بازیگران تئاتر که تا آن زمان با حاتمی کارنکرده بودند ، بنا به شناخت و آشنایی تهیه کننده  فیلم ، انتخاب شدند: علی نصیریان به نقش ستارخان ، عزت الله انتظامی در نقش حیدر عمواغلی ، عنایت بخشی به نقش باقر خان و ...

تولید فیلم در اواسط تابستان 51 در تهران شروع شد . برای صحنه های نبرد فیلم بین مشروطه خواهان و قوای دولتی ، جلوه های ویژه سنگینی پیش بینی شد که برای اولین بار در تاریخ سینمای ایران انجام می گرفت. از همین رو تصمیم گرفته شد ، آنتونیو کوریدوری به عنوان یکی از متخصصان برجسته از ایتالیا دعوت شود. پس از اتمام صحنه های تهران ، گروه برای ادامه فیلمبرداری به تبریز عزیمت کرد . ارتش در تهیه و در اختیار قراردادن سیاهی لشگر و حتی تهیه آذوقه کمک شایانی به روند تولید فیلم نمود که نفوذ تهیه کننده در نهادهای کلیدی برای فراهم کردن کمک های فوق نقش موثری داشت. سایر لوکیشن های فیلم هم در مسجد سپهسالار و کاخ گلستان و حوالی دماوند قرار داشت.

به جهت صحنه های متعدد ، حجم زیاد پلان ها که از دکوپاژ خاص حاتمی می آمد ، جلوه های ویژه گسترده و اقتضای تولید این گونه فیلم ها در آن روزها ، مراحل فیلمبرداری حدود 3 ماه به طول آنجامید. هادی صابر صحنه های عادی فیلم را مونتاژ کرد و تدوین صحنه های جنگی به مهدی رجاییان سپرده شد. بالاخره همه مراحل فنی فیلم در اواسط بهمن 1351 به اتمام رسید و فیلم آماده نمایش شد.

 

در تاریخ 20 بهمن 1351 "ستارخان" در "درایوین سینمای ونک" با حضور عده ای از نمایندگان مجلس ، کمیته ارزشیابی فیلم وزارت فرهنگ وهنر و عوامل تولید ، طی یک نمایش خصوصی برپرده رفت و مورد توجه مدعوین قرار گرفت . اما نمایندگان مجلس آن را مخالف مشروطه و مغایر تاریخ آن تلقی کردند.

"ستارخان"از 13 اسفندماه 1351 در 10 سینمای مرکز و شمال تهران به نمایش عمومی درآمد. که در روز دوم  نمایش ، مورد غضب مخالفین ، مطبوعات و نمایندگان مجلس قرار گرفت.  در جلسه غیر علنی مجلس شورای شاهی مورخ 15 اسفندماه 1351 بیانیه ای از سوی عده ای از وکلای مجلس قرائت و امضاء شد که در آن ، فیلم را کاملا مردود و تحریف علنی تاریخ معاصر به شمار آورده بودند. مفاد این بیانیه به سندیکای هنرمندان نیز کشیده شد و این سندیکا که بیشتر در تیول وابستگان سیاسی/ هنری رژیم پهلوی بود ، علی حاتمی را به خاطر "ستارخان" و تحریف تاریخ مورد عتاب و نکوهش قرار داد و حاتمی به خاطر همین برخورد غیرمنصفانه برای همیشه سندیکای هنرمندان را ترک کرد.

سرانجام بر اثر جنجال های فراوان ، کمیته امور سینمایی وزارت فرهنگ و هنر سابق در صبح روز 17 اسفند ماه طی بخشنامه ای ، پروانه نمایش فیلم را لغو و به استحضار تهیه کنندگان رساند و در 19 اسفندماه ، فیلم به طور کلی توقیف و از اکران پایین کشیده شد.

در آن روزها هیچ کس تشخیص نداد که در شرایط خفقان و اختناقی که با رشد درآمد نفتی تشدید شده بود و دیکتاتوری شاه  بیداد می کرد، ساختن چنین فیلمی کاری بود ، کارستان. پرداختن به تاریخ مشروطیت با پیچدگی های خاصش بسیار دشوار بود ، آن هم در یک فیلم سینمایی با محدودیت های زمانی . "ستارخان" دارای ظرایفی بود که هیچ کس به آن اشاره نکرد ، ظرایفی نظیر رابطه حیدرعمواغلی و ستارخان ، انگیزه های ستار از پیوستن به جنبش مشروطیت ، حضور پرسش برانگیز یپرم خان و سردار اسعد در جمع مشروطه خواهان و عملیات تروریستی حیدرعمواغلی که بیشتر به ضرر جنبش بود تا در تقویت آن .

در این فیلم حاتمی برای اولین بار به تحلیل ریشه ای و طبقاتی فرماندهان نظامی مشروطه خواهان (که بعدا در تحریف تاریخ از سوی مورخین شاهنشاهی به رهبران انقلاب مشروطه بدل شدند !)می پردازد و آنچه که کمتر برایش اهمیت دارد ، سیر وقایع تاریخی است . البته او در این میان به نقاط مهم تاریخی جنبش مشروطیت از جمله : خلع سلاح مجاهدان و یا شکست مشروطه خواهان در تبریز و پناهنده شدن ستارخان به سفارت عثمانی نظر دارد.

پایان "ستارخان" یکی از درخشانترین پایان های تاریخ سینمای ایران است. جمله حیدر عمواغلی که در مقابل اسب بی سوار ستار می گوید :"...سوارش را خودم پیدا می کند..." حکایت روشن بینانه ای از اول و آخر همه جنبش ها و حرکت های اجتماعی بدون ریشه و ایدئولوژی و صرفا برپایه یک سری الفاظ و کلمات به ظاهر زیبا است ، در حالی که سرنخ برخی سردمداران  فاقد صلاحیت این جنبش ها  ،  به دلیل کم بنیه بودن ظرفیت و استعداد سیاسی ، در دست بیگانگان و عواملشان قرار می گیرد. حاتمی به خوبی اسطوره ها و افسانه های شه ساخته را زیر علامت سوال برده و سرانجام تلخ نهضت مشروطه در آستانه سلطنت رضاخان به تصویر می کشد. آوای "مرغ سحر" بر روی تیتراژ پایانی با صدای بیژن مفید ، در حالی که تصاویر واقعی انقلابیون مشروطه آن را همراهی می کند ، تاکیدی برهمان پایان تراژیک به نظر می آید: "...مرغ سحر ناله سرکن ...داغ منو تازه تر کن..."

"ستارخان" پس از انقلاب نیز فرصت نمایش عمومی نیافت و تنها یک بار بود که پس از فوت مرحوم علی حاتمی ، در یک نمایش خصوصی در حضور عده ای انگشت شمار در سالن کوچک حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی بر پرده رفت.