مستغاثی دات کام

 
واکاوی تاریخ سینمای ایران (حکایت سینماتوگراف) - 5
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ امرداد ۱۳٩٥
 

 

پیشنهاد سفارت انگلیس برای نشریات سینمایی

 

دوبله هم در ایران با استودیوهایی در خارج کشور، شکل گرفت. اسماعیل کوشان (که در ادامه خواهیم دید چگونه از گویندگی رادیو برلین در دوران جنگ دوم جهانی به ترکیه رفت و بعد به ایران آمد و دوره دوم تاریخ سینمای ایران را آغاز کرد) استودیو "میترا فیلم" را برای دوبله فیلم های خارجی به فارسی ایجاد نمود و نخستین فیلم ها را در استانبول دوبله کرد. مجله "چهره نما" نشریه فارسی زبانی که در مصر منتشر می شد، درباره نمایش اولین فیلم دوبله به فارسی در استانبول نوشت:


"...روز یکشنبه 5 فروردین در ساعت دو و نیم صبح، اولین فیلم برگردانده شده به فارسی به نام دختر کولی از طرف شرکت میترا فیلم در سینمای AR که از زیباترین سالن های سینمای استانبول است با حضور آقای نورزاد سرکنسول دولت شاهنشاهی و آقای فلاحی سرکنسول دولت عراق در استانبول برای اتباع ایرانی به معرض نمایش گذارده شد. نمایش این فیلم جلب توجه فوق العاده عموم هم میهنان ایرانی را نمود و همگی اظهار امیدواری نمودند که شرکت میترا فیلم بتواند دنباله این کار را گرفته و فیلم های تازه از زبان های خارجی به زبان فارسی برگردانده و به معرض نمایش و استفاده هم میهنان بگذارد. از قرار معلوم این فیلم و فیلم دیگری به نام دختر فراری در آینده به ایران فرستاده خواهد شد..." [1]

دومین فیلم دوبله به فارسی به نام "واهمه" توسط اسماعیل کوشان در مصر دوبله شده و برای اولین بار در همان جا به نمایش گذارده شد. فیلم انگلیسی "زن سنگدل" و همچنین فیلم "تاراس بولبا" و "ری بلاس"، سومین و چهارمین و پنجمین فیلم هایی هستند که در میترا فیلم دوبله شده و در تهران به نمایش درآمدند.

استودیو "ایران نو" توسط برادران مبینی و با کمک عطاالله زاهد از دیگر استودیوهای دوبله فیلم در آن سالهای سینمای ایران بود.

 

نخستین مجله سینمایی


آنچه در کنار ورود و شکل گیری سینما در ایران اهمیت داشت، نشریات سینمایی بودند که می توانستند تبلیغات مختلف فیلم ها و سینما را برعهده گرفته و مخاطبان مختلفی که حتی دسترسی به سینما و سالن های آن نداشتند را به این رسانه فراخوانده و جلب نمایند. از همین روی تقریبا همزمان با ساخت نخستین فیلم ایرانی و حدود 3 ماه پیش از نمایش آن، در مرداد 1309، اولین نشریه سینمایی ایران تحت عنوان "سینما و نمایشات"، به صاحب امتیازی علی وکیلی و مدیر مسئولی و سردبیری اسحاق زنجانی منتشر شد.[2]

چنانچه پیش از این نیز آمد، وکیلی و زنجانی که هر دو از فارغ التحصیلان مدارس اتحادیه جهانی اسراییلیت (آلیانس) و از بنیانگذاران کلوپ های روتاری (وابسته به تشکیلات فراماسونری) در ایران بودند، نخستین حلقه سالن های سینما در ایران را نیز ایجاد کردند و خود وکیلی بزرگترین سالن سینمای آن روز ایران را اداره می کرد. وکیلی از تایید کنندگان واگذاری ثروت ایران به دولت انگلیس طی قرارداد 1313 در مجلس نهم شورای ملی بود. [3]او با همکاری آمریکایی ها یک شرکت هواپیمایی ایجاد کرد و روز 25 اردیبهشت 1325 به همراه آنها با هواپیما وارد فرودگاه قاهره شد تا قرارداد یک خط هوایی را امضاء نماید. [4]

در واقع مجله "سینما و نمایشات" نیز همگام و همراه سینمایی که برای ایران و مردم و جامعه اش تدارک دیده شده بود،درصدد ترویج فرهنگ غربی و بی بند باری و زدودن ارزش های دینی و هویت ملی بود. از همین روی در نخستین شماره خود، ضمن تبلیغ برای سینمایی که امثال وکیلی و زنجانی متولیش بودند، به چاپ و نشر زندگی و روابط و تصاویر هنرپیشه ها و بازیگرانی پرداخت که به طور کلی، سبک زندگی آنان با باورها و اعتقادات مردم ایران مغایرت داشت. مثلا در همان شماره اول، از جمله مطالب اصلی گزارشی بود از ازدواج "لیلی دامینا" هنرپیشه غربی با تمامی تصاویر مبتذل مربوط به آن، ماجراهای "عمر مایل نورماند" هنرپیشه دیگر فیلم های غربی، آگهی فیلم ها و بالاخره عکس تمام صفحه "نورما تالماج" بازیگر مشهور آن سالها. [5]

آنچه با نگاهی به تاثیر مجلات و نشریات سینمایی از همان اولین نشریه یعنی "سینما و نمایشات" تا مجله های بعدی روشن می گردد، این است که نشریات سینمایی در فضای اختناق آمیز سالهای پس از اشغال یا بعد از کودتای 28 مرداد و یا پس از 15 خرداد 1342، مناسبترین محمل برای مشغول داشتن افکار و انحراف اذهان از مسائل اساسی جامعه بودند.

در شرایطی که جامعه آبستن اعتراضات و قیام و انقلاب در مقابل استعمار و استبداد ایستاده بود و چاپ کلمه ای درباره این حقایق ممنوع و جرم محسوب می گردید، نوشتن درباره سینما و هنرپیشه هایش کاملا آزاد بوده و می توانست صفحات بسیاری را به خود اختصاص دهد و کوچکترین سانسور یا ممنوعیتی را نیز در شرایطی که سخن گفتن از دین و کشور زیر تیغ سانسور بود، متحمل نشود . مضافا که اساسا ورود سینما به ایران از آن روی بود که در اوج دوران تاخت و تاز تجدد وارداتی، به این طرح جدید استعمار برای تسخیر جامعه ایرانی نیز کمک برساند.

در این راستا، فیلم و سینما (خصوصا از نوع آمریکایی و اروپایی اش) نه تنها منافاتی با مطامع اشغالگران و کودتاچیان و دولت های نظامی نداشت که در واقع در مسیر اهداف آنان به شمار می آمد. چه در روزهایی که خاک سرزمین ما لگدکوب چکمه پوشان آمریکایی و اروپایی بود و امثال مجله "هولیوود" علیرضا امیر معز، سعی می کردند تا با مشغول داشتن و سرگرم کردن مردم به تصاویر و عکس ها و شایعات درباره زندگی ستاره های هالیوود، آنها را از فاجعه ای که بر خود و میهنشان می رود، غافل سازند، چه در ایام نهضت ملی شدن صنعت نفت که اسماعیل کوشان در کنار استودیوی فیلمسازیش (پارس فیلم)، نشریه ای سینمایی به نام "عالم هنر" به راه انداخت تا جوانان مملکت را درکوران مقابله با انحصارات نفتی انگلیس به فیلم هایی جلب نماید که ازامثال انگلیس برای همان جوانان سرزمین رویاها و آرزوها می ساختند و به این طریق آنها را همچون موجوداتی سحر و جادو شده دربرابر استعمار پیر، دست وپا بسته تسلیم می کردند.

اسماعیل کوشان که با تاسیس استودیو میترا فیلم و تهیه فیلم "طوفان زندگی" در سال 1327، آغازگر تولید فیلم در آن برهه به شمار آمد و سپس نیز با تاسیس پارس فیلم، یکی از اصلی ترین استودیوهای تولید آثار مبتذل فیلمفارسی را بوجود آورد، صاحب امتیاز و مدیر نشریه ای به نام "عالم هنر" بود که جمعه 22 شهریور 1330، اولین شماره آن منتشر شد. نشریه ای که دفتر آن در همان استودیو پارس فیلم قرار داشت. نویسندگان و منتقدان این مجله علیرغم تمامی ادعاهای شبه روشنفکری اما مزد بگیر کوشان بودند و بایستی منویات او را عملی می ساختند. بنابراین از همان ابتدا مبلغ آثار سخیف و مبتذل هندی و ترکی و مصری که بسیار مورد علاقه کوشان بودند و الگوهای وی برای ساخت فیلمفارسی محسوب می گردیدند و ایضا فیلمفارسی های پارس فیلم شدند .

افرادی مانند پرویز دوایی (که با تبلیغات امثال ماهنامه فیلم، به یک شخصیت اسطوره ای در میان نویسندگان و منتقدان سینمایی بدل شد!) یا پایرور گالستیان (که بعدا و در سالهای پس از کودتا، مجله "ستاره سینما" را منتشر کرد) یا پرویز نوری (که علیرغم تمامی ادعاهای شبه روشنفکری، فیلم هایی مستهجنی مثل"رشید"را جلوی دوربین برد) و یا سیامک پورزند(که خدماتش به سرویس های جاسوسی غرب موجب زندانی شدنش در سالهای پایانی عمرش گشت)

از جمله نویسندگان و به اصطلاح منتقدانی بودند که برای هنرپیشگان دست چندم فیلمفارسی سر و دست می شکستند و برای مشابهات خارجی (بهتر بگوییم هندی و ترکی و مصری آنها) پشتک و وارو می زدند!!

مثلا درسال 1334که راج کاپور، هنرپیشه و رقاص هندی به ایران آمد ، همین جماعت به اصطلاح شبه روشنفکر، همه گونه خوش خدمتی برای وی انجام دادند. عکس معروفی که در همان زمان در مجله "عالم هنر" به چاپ رسید، همین جماعت را نشان می دهد که چگونه شیفته و به اصطلاح پروانه وار گرد شمع وجود راج کاپور جمع شده و همچون بت او را در میان گرفته اند!

و چه در دوران پس از کودتای 28 مرداد 1332 که در شرایط سرکوب و خفقان پس از کودتا، مجله "ستاره سینما" با سرمایه و هدایت و مطالب سفارت انگلیس، اذهان را از غارت منابع مادی و معنوی کشور توسط بیگانگان به مثلا مد لباس و رنگ مو و روابط هنرپیشه های آمریکایی و اروپایی معطوف می کرد.

نخستین شماره مجله "ستاره سینما" در 28 دی ماه 1332، در حالی حدود 40 روز از قربانی شدن 3 دانشجو در روز 16 آذرماه و در پیش پای نیکسون معاون رییس جمهوری آمریکا می گذشت و در شرایطی که حکومت خشن نظامی سرلشکر فضل الله زاهدی با همراهی عملیات نظامی امنیتی سرتیپ تیمور بختیار، کوچکترین فضای تنفس برای مردم باقی نگذاشته بود، با تصویری 4 رنگ  از اوا گاردنر (هنرپیشه زن آمریکایی) در 24 صفحه منتشر شد.

کاظم اسماعیلی نخستین سردبیر مجله "ستاره سینما"، در گفت و گویی با فریدون جیرانی که در مجله گزارش فیلم تیرماه 1371 به چاپ رسید،  نحوه شکل گیری این مجله را اینگونه توضیح می دهد:

"...بعد از کودتا ما عصرها همچنان جلوی کیوسک پایرور (گالستیان) جمع می شدیم و مجله می خریدیم. حرف می زدیم و به قول معروف آنجا پاتوق همیشگی ما بود. نمی دانم چطور شد که پایرور به انتشار مجله علاقه پیدا کرد. فقط دقیق یادم می آید یک روز عصر که همه جلوی پاتوق ایستاده بودیم و پیرامون سینما و مجلات سینمایی خارجی حرف می زدیم، او به جمع ما نزدیک شد و پرسید که اگر الان یک نفر مجله سینمایی درست کند، استفاده دارد یا نه؟ همه ما چون علاقمند به کار بودیم و دوست داشتیم پایگاهی پیدا کنیم برای او تشریح کردیم اوضاع الان فرق کرده و مجله سینمایی در این اوضاع که مردم سیاست زده (بخوانید تحت دیکتاتوری کودتایی قرار دارند!) شده اند و به تفریح نیاز دارند، بیشتر می گیرد. پایرور وقتی نظر ما را شنید از فردی صحبت کرد که 30 هزار تومان پول دارد و حاضر است در این راه سرمایه گذاری کند. هرچه ما به او اصرار کردیم، پایرور اسم آن فرد را به ما نگفت و فقط از ما خواست که به سرمایه مجله کاری نداشته باشیم و خودمان را حاضر کنیم که یک مجله سینمایی منتشر کنیم. پایرور تحصیلاتی نداشت، سنش هم آن زمان از ما بیشتر بود و از طریق فروش مجلات خارجی سینمایی به سینما علاقمند شده بود..."

هویت و نام فرد یا گروهی که حاضر شده بوده در آن زمان خفقان و ناامنی مطبوعات و نشریات، 30 هزار تومان در اختیار یک سری جوان بیکار بگذارد تا مجله سینمایی منتشر کنند، هنوز مشخص نشده است. اگرچه حدس هایی زده می شود اما بنا بر اعتراف و گفته های بعدی همین کاظم اسماعیلی می توان حدس قریب به یقین زد که در آن اوضاع حکومت نظامی که انتشار هر نوع مجله یا نشریه نیاز به حمایت قوی از ارکان قدرت یا مراکز و کانون های استعماری داشت، کدام فرد یا گروه 30 هزار تومان که تقریبا به ارزش 10 میلیارد تومان امروز می شود، پرداخت کرده است.

اسماعیلی در همان گفت و گو با فریدون جیرانی، اذعان داشته که مجلات خارجی بر روی سمت گیری "ستاره سینما" تاثیر زیادی داشتند و اسامی برخی آنها را مانند "فتو پلی آمریکایی"،" مدرن اسکرین" و "اسکرین استوریزگ" را ذکر می کند. اما در همین گفت و گو به نکته ای مهم اشاره می کند که در لابلای مصاحبه فوق گم شده و اهمیت آن پنهان مانده است.

بنا بر گفته کاظم اسماعیلی وقتی نخستین شماره مجله"فیلمز اند فیلمینگ"درسال 1954منتشر گردید،سفارت انگلیس یک نسخه از مجله را برای دفتر "ستاره سینما" فرستاد! براساس گفته های قبلی خود اسماعیلی که چند سطر بالاتر آمد،در واقع این مجلات خارجی بودند که خط مشی و مسیر مجله را تعیین می کردند. و حالا سفارت انگلیس مجله ای رابرای دفتر"ستاره سینما"می فرستد تا درحقیقت برای آن تعیین مشی نموده و راه نشان دهد.چگونه می شود یک سفارتخانه خارجی که یکی از عوامل اصلی کودتای 28 مرداد هم بوده، برای یک نشریه سینمایی خط مشی تعیین کند؟!!

از اینجا می توان حدس زد که آن مبلغ 30 هزار تومان که برای راه اندازی "ستاره سینما" در اوج خفقان و استبداد کودتایی و حاکمیت سفارت های آمریکا و انگلیس پرداخته شده بود،از کجا آب می خورد!! خصوصا که شخص گالستیان از همان روزهای مجله "عالم هنر" از طریق اسماعیل کوشان، روابط خوبی با سفارت پیدا کرده بود.

حتی خود اسماعیلی در همان گفت و گو اعتراف می کند که گالستیان از طریق ارتباط با شخصی به نام محرمعلی خان که از مامورین اداره سانسور شهربانی بوده موفق به دریافت امتیاز مجله می شود!!



[1] - مجله چهره نما- اردیبهشت 1324- شماره 2- صفحه 7 تا 13

[2] - سینما و نمایشات – شماره اول – مردادماه 1309

[3] - سینما و نمایشات – شماره اول – مردادماه 1309

[4]- مجله چهره نما – شماره 3 – صفحه 18 – سال 1325

[5] - مجله سینما و نمایشات – پیشین

 

ادامه دارد ...