مستغاثی دات کام

 
به بهانه سالگرد بمباران شیمیایی سردشت
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٥
 

 

 

برگی دیگر از حقوق بشر آمریکایی!

 

 

پیش توضیح : با پوزش و عذر خواهی از کاربران گرامی به دلیل تصاویر دلخراشی که برای مستند شدن مقاله در این مطلب قرار داده شده است.

ساعت 15/16 روز هفتم تیرماه 1366 درحالی که مردم شهر کوچک سردشت واقع در شمال غربی ایران ، در حال زندگی معمولی خود به سر می بردند، 4 فروند هواپیمای رژیم صدام به این شهر ، حومه و روستاهای اطراف آن حمله کرده و 6 بمب شیمیایی دو قلو حاوی 550 تن گاز خردل ارسینیک دار معروف به گاز خردل کثیف  . این نخستین حمله با سلاح های کشتار جمعی به یک شهر، پس از فاجعه اتمی هیروشیما و ناکازاکی بود که در سال 1945 توسط ارتش ایالات متحده آمریکا اتفاق افتاد.

در بمباران شیمیایی سردشت از مواد شیمیایی مانند گاز خردل که تخریب کنده اعصاب است و حداقل 50 سال در محیط باقی می ماند در ترکیب با گاز ارسنیک استفاده شد که ضایعات ریوی و تاول های شدید پوستی ایجاد می کند. بیش از 8000 شهید و مجروح از بمباران شیمیایی سردشت باقی ماند که جراحت های فوق العاده سخت و دلخراشی برداشتند.


اما در کمال شگفتی این جنایت صدام در سردشت همانند جنایات بیشمارش در حق مردم ایران در به اصطلاح دادگاهی که برای وی تشکیل دادند، هیچگاه مورد رسیدگی قرار نگرفت. تنها موردی که در آن به اصطلاح دادگاه به بمباران شیمیایی سردشت اشاره شد، پخش نواری از مکالمات علی حسن المجید، پسر عموی صدام (معروف به علی شیمیایی) با صدام بود درباره بمباران سردشت و در آن نوار، صدای علی شیمیایی شنیده می شود که به صدام می گوید :

"... چه کسی می خواهد حرف بزند؟ جامعه جهانی ؟ ...با سلاح شیمیایی همه را خواهیم کشت..."

و بعد صدایی که گفته شد متعلق به صدام است، می گوید :

"... بله موثر است ، مخصوصا در مورد کسانی که ماسک نمی زنند ..."

پس از آن صدای علی شیمیایی می آید که می گوید : "... با سلاح شیمیایی همه آنها را خواهیم کشت..."

 

اما پس از فاجعه بمباران شیمیایی سردشت که بعد از بمباران اتمی هروشیما و ناکازاکی بیسابقه به شمار آمد، صدایی از هیچیک از اعضای به اصطلاح جامعه جهانی درنیامد! از سوی شورای امنیت و یا مجمع عمومی سازمان ملل حتی یک صدای اعتراض برنخواست!!  گویا علی شیمیایی از پیش می دانست که این به اصطلاح  جامعه جهانی سخنی نخواهد گفت و اعتراضی نخواهد کرد. این همان جامعه ای است که در طی سالهای اخیر با صدور بیانیه و اعلامیه و قطعنامه بارها و بارها ایران را به خاطر رعایت به اصطلاح آزادی همجنس گرایان و بهاییان متهم به نقض حقوق بشر کرده است. این همان جامعه ای است که امروز امثال داعش و تکفیری ها را مجهز و تسلیح می کند و فضای رسانه ای در اختیارشان می گذارد (درحالی که به راحتی کمپین های مخالفت با صهیونیست ها و یا حمایت از امام را حذف می کند). این همان جامعه ای است که به سهولت، نفت غصبی را از داعشی ها می خرد، با نفت کش هایش به بنادر اروپایی می برد و پول آن را نقد و تمام و کمال به تروریست های وحشی اجاره ای می پردازد در حالی که ایران حتی نمی تواند یک سنت از پول نفت فروخته شده اش را دریافت دارد!!!

بله در آن سال و طبق روال معمول، سازمان ملل و شورای امنیت و جامعه به اصطلاح جهانی در قبال کاربرد خشن ترین سلاح های کشتار جمعی از سوی صدام علیه مردم بیگناه و بی پناه سردشت، هیچ قطعنامه و یا بیانیه ای صادر نکرد.

اما چند سال بعد با افشای اسناد مراکز تامین سلاح های شیمیایی و کشتار جمعی برای صدام، پاسخ سوال های متعدد از مجامع به اصطلاح جهانی داده شد. براساس اسناد یاد شده، کشورهای هلند، آلمان، سوئد، اسپانیا، انگلیس، فرانسه (از اعضای اصلی اتحادیه اروپا) و همچنین ژاپن  از طریق 445 شرکت خود، در تجهیز ارتش صدام به سلاح های شیمیایی و کشتار جمعی نقش عمده ای داشتند.

همچنین در برخی دیگر اسناد منتشر شده، از مشارکت ۸۵ شرکت آلمانی، ۱۹ شرکت فرانسوی، ۱۸ شرکت بریتانیایی و ۱۸ شرکت امریکایی با رژیم بعث عراق در زمینه ساخت و تولید سلاح های شیمیایی پرده برداشته شده است.

اما در همان سالها و پس از آن، برخی مجروحان شیمیایی ایران به همین کشورها اعزام شده و در آنجا مورد معالجه و درمان قرار گرفتند! این چه پارادوکسی است که هم با ارسال بمب های شیمیایی اقدام به کشتار و قتل و جراحت کنند و هم مجروحین را به معالجه فرا خوانند!! اما برخی اخبار، مصاحبه های انجام شده و اسنادی  که طی سالهای بعد منتشر گردید، این پارادوکس را نیز حل کرد. ضمن اینکه از برخی تلاش ها و اقدامات پزشکان و کادر پزشکی در کشورهای یاد شده نمی توان گذشت و سپاسگزار نبود اما قطعا آنها هم نمی دانستند که گزارشات پزشکی شان از میزان و کیفیت جراحت مجروحین شیمیایی ایران، در اختیار کارشناسان و متخصصین همان شرکت ها و کارخانجات سازنده مواد و بمب های شیمیایی قرار می گیرد تا عملکرد و تاثیر گذاری سلاح های خود را تصحیح و بهبود بخشند!

توحید اصغر زاده از کارشناسان و پژوهشگران در این مورد می گوید:

"...کشورهایی مانند آلمان، هلند، بلژیک و اسپانیا، این سلاح ها را در اختیار صدام قرار دادند اما ظاهرا در پذیرش مصدومین شیمیایی ما و معالجه آنها، چهره انسان دوستانه ای به خود گرفتند. من در ارتباط با مصدومینی که به اسپانیا بردند به سندی دسترسی پیدا کردم که نوشته یکی از مصدومین کرد است. او با نهایت انصاف می گوید که در آنجا به ما خیلی محبت کردند اما البته سودی که از تحقیقاتی که روی ما انجام می دادند، بسیار بیشتر از اینها بود. من در تحقیقاتی که کردم به این نتیجه رسیدم که در این واقعه فرآیندی پنهان وجود دارد. به این شکل که این کشورها سلاح های شیمیایی را در اختیار صدام قرار می دادند تا مردم ما را بکشند و مصدوم کنند و سپس تحت عنوان درمان، تحقیقات خود را انجام دادند و چندان برایشان مهم نبود که فرد مورد مطالعه، کرد ایرانی باشد یا نباشد. برای آنها، همه فقط یک مورد مطالعاتی بودند..."

 

یعنی ماجرای کمک های شیمیایی کشورهای اروپایی و آمریکایی به صدام علاوه بر اهداف سیاسی و نظامی، یک میدان آزمایش انواع و اقسام سلاح های شیمیایی و کشتار جمعی هم بود. در واقع مردم ایران برای غربی ها و کمپانی هایشان، حکم موش آزمایشگاهی را داشتند!!!

حقیقتا چه عنوانی درخور نام نهادن بر چنین موجودانی است که حتی اطلاق نام حیوان و جانور نیز جفا به حیوانات و جانوران است که هرگز در حق هم نوع خود چنین توحشی به خرج نمی دهند.

کارشناسان می گویند از طریق جست وجو در گورهای دسته جمعی و جمع آوری نمونه هایی از گاز خردل با استفاده از تکنولوژی تجزیه مولکولی و تطبیق آن با محصولات شرکت هایی که روی مواد شیمیایی متمرکز هستند، رد پای تولیدکنندگان گاز خردل را بدست آورده اند. با چنین بررسی هایی توانستند دریابند کدام کشور و حتی کدام کارخانه، مواد شیمیایی اولیه لازم برای گاز خردل را به عراق داده است.

شرکت های فنوک ، هام ماماتسو ، فوتو نیکز کی کی ، نک ، اوزاکا و وایدا در ژاپن از جمله شرکت های اصلی تجهیز کننده صدام بودند.

در هلند شرکت های کی اس بی هلند ، دلف اینستر متزان در برنامه تسلیحاتی شیمیایی و لجستیک نظامی و ساخت آزمایشگاههای نظامی وزارت جنگ صدام نقش عمده ای داشتند.

شرکت "مل کمی" آلمان به گفته "آبا وزند" از مدیران ارشد آن ، تنها در سال 1984 (یعنی 1363 در اوج جنگ تحمیلی صدام علیه ایران) معادل 10 میلیون دلار مواد شیمیایی را به عراق صادر کرد. طبق اسناد دفاتر این شرکت، در فهرست سفارش خرید عراق، هزار تن کلرور نیونیل، بیست تن فلوئور هیدروژنه پتاسیم، شصت تن اکسی کلرور فسفر، پنج تن اسید فلئوریدریک و صد و پنجاه تن الکل ایزو پروپیل به چشم می خورد. اسناد دادگاه آلمان نشان می دهد که همه این موارد به مجتمع "سامرا" ارسال شده و در تولید گاز خفه کننده مورد استفاده قرار گرفته است.

در همان دوره در جستجویی در آلمان غربی سابق، دفاتر ۱۲ شرکت این کشور را که متهم به فروش تسلیحات شیمیایی به عراق بودند بررسی شد که در جریان این بررسی‌ها مدارک و شواهد فراوانی به‌دست آمد که این شواهد و مدارک در هزار پرونده مجزا ثبت شد.

در کشور سوئد نیز شرکت "ساب اسکانیا" در برنامه موشکی و شرکت "آی بی بی" در زمینه تسلیحات کشتار دسته جمعی صدام را یاری کردند. همچنین شرکت اسپانیایی "آلاوساس یاکس پال" برای ماشه های الکترونیکی مخصوص انفجار بمب، ساخت فیوزها را برعهده داشته است.

در کشور بلژیک شرکت های بازرگانی "کرافت مرکانتایل" و "پترولیوم فیلیپس" در زمینه تسلیحات شیمیایی و همچنین شرکت "اوئیپ اینسترومت" در زمینه لجستیک نظامی و ساخت آزمایشگاههای نظامی برای وزارت جنگ صدام همکاری داشتند.

"گری ملهولین" استاد حقوق دانشگاه ویسکانسین آمریکا و مدیر پروژه ای به همین نام در 22 مارس 2000 اعلام کرد که عراق مجموعه ای از کلیدهای اضافی برای پرتاب بمب های شیمیایی را که برروی دستگاههای سنگ شکن کلیه نصب می شود به شرکت نظامی – الکترونیکی "تامسون لی اس اف"  سفارش داد. همچنین شرکت "اکسپال" در سال 1982 یک میلیارد ESP اسلحه به عراق صادر کرد.

 

طبق گزارشی که در سال 1986 (1365) تهیه شده، یک فروند کشتی حامل 68 تن بمب شیمیایی متعلق به شرکت "اکسپال" هنگام بارگیری در بندر سانتاندر در اسپانیا متوقف شد ولی بعد به راه خود ادامه داد.این در حالی بود که در آوریل 1985 در پی یک حادثه هواپیمایی در یک پایگاه نظامی ناتو نزدیکی مادرید، هواپیمای بویینگ حامل بمب ناپالم و گاز خردل دچار سانحه شد (و از این جهت خبرش به خارج درج کرد). در پی این حادثه مشخص شد که شرکت "اکسپال" این سلاح های را تهیه کرده تا به عراق تحویل دهد.

در فقره ای دیگر، پس از آنکه یک کشتی عراقی در بندر نرماندی فرانسه توقیف و ۳۵۰۰۰ تن دی‌متیل تسنوتات که از بندر لیورپول انگلیس به مقصد کویت برای تحویل به عراق توسط این کشتی حمل می‌شد، توقیف و ضبط شد، دولت انگلیس در ادعایی مضحک اعلام کرد که این مواد شیمیایی تنها برای تولید حشره‌کش! به عراق ارسال شده است!!

از دیگر شریک جرم های صدام در به کارگیری سلاح های کشتار جمعی علیه ایران ، شرکت های چند ملیتی "گامسا" (تحت عناوین مکانوسا و تورنوسا) و "مارکینا –بیداسیا"  و همچنین شرکتی به نام "تکنولوژی بین المللی" بوده است.

یک وجه مشترک تمامی این شرکت ها عضویتشان در مجموعه ای به نام ERT (مجمع سرمایه داران و صاحبان صنایع و کمپانی های بزرگ اروپایی) بود که در سال 1993  اتحادیه اروپا را بنیان گذاردند و پس از آن نیز اداره کننده واقعی این اتحادیه شدند.

در سال 2012 دو مستند ساز جوان به اسامی فریدریش ماوزر و متیو لیتارت فیلم مستندی ساختند به نام "تجارت بروکسل: چه کسانی اتحادیه اروپا را اداره می کنند؟" و در آن با تکیه بر اسناد و فیلم های حیرت انگیزی که زیر پوشش خبر رساتی تهیه شده بود ، از هویت گروه مالی و اقتصادی ERT به عنوان اداره کنندگان واقعی اتحادیه اروپا ، پرده برداشتند.

اما وجه مشترک دیگر کمپانی هایی که از آنها نام برده شد، حضور سرمایه داران و سرمایه گذاران بزرگ آمریکایی و یا نمایندگان آنها در هیئت مدیره، ریاست و یا بنیانگذاری آنها بوده است. شاید این موضوع بتواند پاسخ این سوال را هم بدهد در شرایطی که ظاهرا جامعه جهانی در برابر تجاوز عراق به ایران ابراز بی طرفی کرده بود! چگونه به طور همزمان و یکپارچه تقریبا مهمترین کمپانی های سازنده سلاح و مواد شیمیایی در غرب (که تقریبا اغلب آنها در تیول کمپانی های بزرگتر آمریکایی هستند) بعد از آزاد سازی خرمشهر ، به ارسال سلاح و تجهیز تسلیحاتی صدام اقدام کردند. درست پس از زمانی که تئوری معروف هنری کیسینجر (سیاستمدار کهنه کار آمریکایی) مبنی بر جلوگیری از پیروزی ایران در جنگ مطرح شد و کار تا آنجا پیش رفت که ناوگان پنجم آمریکا در خلیج فارس به طور علنی با ایران درگیر جنگ شد.

 

در حالی که سیل سلاح های کشتار جمعی از سوی غرب ، اروپا و آمریکا به عراق سرازیر بود، ناوگان آمریکا در خلیج فارس ضمن حمایت از حملات مکرر عراق به جزیره خارک و پایانه های نفتی ایران، از صدور حتی یک قطره نفت ایران جلوگیری می کردند. چنانچه حتی دکل های نفتی ایران را مورد تهاجم قرار دادند و ناوهای ایران را غرق کردند. درست مثل امروز که اموال بانکی و مالی ایران در بانک های غربی بلوکه شده اما گردش مالی گروهک تروریستی داعش در سراسر جهان به خوبی صورت می پذیرد!!

واقعا براساس کدام توافقنامه ، معاهده ، کنوانسیون و یا قرارداد بین المللی چنین هجمه جهانی از سوی کشورهای مدعی آزادی و حقوق بشر برای یاری رساندن به موجود وحشی به نام صدام علیه مردم مظلوم ایران صورت گرفت. در کدام پیمان بین المللی یا تعهدات جهانی و یا بیانیه حقوق بشری (که به کررات و دائما از سوی رسانه های وابسته غربی در بوق می شود) چنین جنایات بی سابقه ای مجاز شمرده شده است؟ آیا دیگر برای هیچیک از این معاهدات و قراردادها و کنوانسیون ها، پشیزی ارزش می توان قائل شد؟

اما در کمال تاسف و تاثر ، امروز برای گوشه چشم نشان دادن از سوی چنین موجوداتی، برخی سر از پا نمی شناسند، یقه چاک می کنند و چنان ذوق زده شده اند که گویی قرار است از محبت انسان هایی متعالی بهره مند شویم. امروز برخی ذوق زدگان آنچنان در مدح و ستایش این موجودات خبیث می نویسند و می سرایند و می گویند که انگار با فرشتگانی آسمانی مواجه هستیم!!

بعضی از این ذوق زدگان حتی از خود این موجودات نیز در به کرسی نشاندن مقاصد و مقصودشان بی تاب تر هستند و خود را به در و دیوار می کوبند که هر آنچه آنها می خواهند بپذیریم تا بلکه به ما رحم کنند و صدقه ای به ما بدهند!!!

نمی دانم اگر دوستان ذوق زده کمی گذشته و تاریخ همین چند دهه کشور خود را مرور کرده و این همه دنائت و پستی و شرارت را در حق هموطنانشان بخوانند و بشنوند، آیا بازهم به مدیحه سرایی درباره آزادی و دمکراسی و حقوق بشر و رعایت اخلاقیات و ... در جوامعی که شریرترین موجودات عالم هم از سیاستشان احساس شرم می کنند، می پردازند؟

واقعا اگر حوصله ندارید که به تاریخ معاصر نگاهی بیندازید و وقایع کشور و سرزمین خودتان را مرور کنید، لااقل اخبار رویدادهای یک دهه اخیر را البته از کانال های مختلف و معتبر مرور کنید، اتفاقاتی که در همین همسایگی و در کشورهای مجاورتان گذشت ...

اگر آمریکائی ها بمب اتمی را ساختند و به اندازۀ یک حبه قند از اورانیوم در یک چهارم ثانیه، انرژی  فوق العاده ای آزاد شد که 60000 نفر را مردم ژاپن را یکجا به قتل رساند (رکوردی که ناسیونال سوسیالیست نازی هرگز به آن نرسید، ولی دموکراسی بخوبی از عهدۀ آن بر آمد) امروزه همین آمریکاییان در جبهه جدید جنگی خود از اورانیوم ضعیف شده در بمب ها و گلوله ها استفاده می کنند تا به قول خود از میدان جنگ خود با دشمن ، یک زمین سوخته به دست آورند!! آنها این رویکرد سبوعانه را در جنگ بالکان در دهه 90 نیز تجربه کرده بودند.

استفاده از اورانیوم ضعیف شده علاوه بر موثرتر کردن نفوذ گلوله های مختلف سلاح هایی از قبیل تفنگ و تانک و توپ، به عنوان گیرنده های قوی اورانیوم در بدن قربانیان نیز عمل کرده تا همچون عملکرد بمب اتمی در کوتاه مدت، این بار در یک فاصله زمانی طولانی، حرث و نسل یک سرزمین و ملت را از بین برده و زمین سوخته حاصل آورند.

در اینجا بخش هایی از فیلم مستندی به نام "زمین سوخته" که تصاویر تکان دهنده ای از بمباران هواپیماهای آمریکایی حین جنگ بالکان در دهه 90 و اشغال عراق در طول 10 سال اخیر نشان می دهد را عینا از روی تصاویر نقل می کنم:

"...گامی که با اورانیوم ضعیف شده برداشته شد، فوق العاده بود، زیرا جدارۀ زره را می شکافت و علاوه بر این به دلیل اصطکاک، فلز به حال گداخته و مذاب در می آید و خدمۀ داخل تانک زیر باران مذاب قرار می گرفتند و به همین ترتیب تمام تجهیزات و مهمات موجود زیر باران فلز گداخته منفجر می شد...

(فیلم دقیقۀ 20 و 9 ثانیه منفجر شدن تانک عراقی را نشان می دهد) چند ثانیه پس از اصابت گلولۀ اورانیوم ضعیف شده، تانک از درون منفجر می شود. خدمۀ تانک حتی فرصت خارج شدن هم نخواهند داشت، تصویری هست که خدمۀ یک تانک عراقی را نشان می دهد که کاملا سوخته و تا نیم تنه از برجک تانک بیرون خزیده، ولی برای او کار تمام شده بود، و نیم تنۀ جزغاله اش تنها روی برجک باقی می ماند.

(تصویر دقیقۀ 20 و 22 ثانیه) کاپیتان ارتش آمریکا "دوگ راکی" توضیح می دهد :

"... اورانیوم در لحظۀ اصابت راه خود را در ماده می پیماید و در داخل تانک در حالت التهاب و ذوب منفجر می شود، تحت چنین شرایطی هر چه که داخل تانک وجود داشته باشد می سوزد و یا در اصابت به مهمات موجب انفجار گلوله ها می شود، و تمام ساکنان تانک می میرند..."

(تصویر دقیقۀ 21 و 2 ثانیه) یک گروهبان آمریکائی، "کارول پیکو" می گوید :

"... در جنگ عراق من رانندۀ کامیون بودم، در اطراف باقیماندۀ تانک و کامیون های عراقی را می دیدم که زغال شده بودند، هنگامی عبور ما، از لاستیک چرخ ماشین ها هنوز دود بر می خاست. کاروان ما مجبور شد بین تمام ابزارهای نظامی که در حال سوختن بود، بیش از دو ساعت توقف کند. به همین علت از کامیون خارج شدم تا از صحنۀ دهشتناکی که می دیدم عکس بگیرم، آن چه می دیدم واقعا وحشتناک بود. نمی توانستم بفهمم چگونه تانکها به این شکل زغال شده اند؟ چرا؟ چرا تا این اندازه ذوب شده اند؟ (کارول آلبوم عکس هایش را نشان می دهد) ببینید، تانک زغال شده، ساختمان زغال شده، باقیماندۀ بدن، باز هم در این جا اجساد زغال شده را می بینید..."

 

(دقیقۀ 22 و 42 ثانیه) در نتیجه اسلحۀ برتر، ببینید این شکل اورانیوم ضعیف شده با نوک نفوذ گر است.وقتی تعداد زیادی اورانیوم ضعیف شده پرتاب می شود، آنهایی که به هدف اصابت نکرده اند، زمین را آلوده می کنند، و بمب هائی که به هدف اصابت کرده اند، گرد و غبار اورانیوم تولید می کنند و هوا از مواد رادیو اکتیو اشباع می شود، سربازهائی که در منطقۀ بمباران شده بوده اند و یا آنهائی که از آنجا عبور کرده اند، عناصر اورانیوم را تنفس کرده اند.

(تصویر دقیقۀ 23 و 48 ثانیه) کاپیتان ارتش آمریکا دوگ راکی" توضیح می دهد :

"در این تصویر گروه اورانیوم ضعیف شده را با یک تانک  ام یک در عربستان سعودی می بینید. تانک را می بایستی به ایالات متحده بازگردانیم، من را در وسط گروه می بینید...تمام افرادی که در این تصویر می بینید، همه یا مرده اند و یا بیمار هستند. اطلاعاتی که دولت ایالات متحده در پاسخ به پرسش هایی مطرح کرده است، به ما می گفتند که هیچ خطری متوجه ما نیست، آنها تأیید کرده بودند که ذرات در هوا معلق نخواهند شد و اکسیدها به اندازه ای سنگین هستند که خطر تنفس کردن آن وجود ندارد. ولی تمام اکیپ یا مردند، یا بیمار شدند، و نتیجۀ این وضعیت از هم پاشیده شدن  خانواده ها بود."

(تصویر دقیقۀ 24 و 23 ثانیه) "این تانک با گلولۀ 120 میلیمتری منهدم شده است، غباری که روی دیاپوزیتیو می بینید، گرد و غبار اورانیوم است. اکسید اورانیوم است. این موضوع کاملاً ثابت می کند که غبار اورانیوم می تواند به حالت معلق در هوا پراکنده شود و در نتیجه خطر بلعیدن آن از طریق تنفس هوا کاملا وجود دارد و وقتی بلعیده شود، برای چهار میلیارد و نیم سال آینده باقی خواهد ماند. به همین علت برای همه خطرناک است، نظامی و غیر نظامی. در این جا شما لباس مخصوص محافظتی را می بینید. در واقع هر فردی که بخواهد به فاصلۀ 25 متری کامیون و تانک و هر شیء دیگری که به اورانیوم ضعیف شده آلوده شده، نزدیک شود، باید آن را بپوشد.

(تصویر یک سرباز آمریکائی روی یک تانک تخریب شدۀ عراقی دقیقۀ 25 و 37 ثانیه) این سربازی که روی تانک عراقی می بینید از اورانیوم ضعیف شده چیزی  نمی دانسته است، و نشان می دهد هیچ هشداری در این زمینه به سربازان داده نشده بوده است. این سرباز امروز بیمار است و مشکل تنفسی دارد، اختلالات نورولوژیک مثل دیگران. این فردی که در تصویر می بینید در اثر ابتلا به سرطان مرده است، ایالات متحده از درمان او خود داری کرده است."

از دیدگاه ارتش آمریکا، سلاح های مجهز به اورانیوم ضعیف شده ، به اندازه ای مفید و مؤثر بود که با وجود تمام مخاطرات آن را به کار برد. برخی گمان می کنند که گویا اسرائیلی ها نیز به این سلاح مجهز بوده اند، و در جنگ 1973 آن را به کار برده اند، ولی با قطع نظر از این حدس و گمان، اورانیوم ضعیف شده برای نخستین بار در جنگ اول خلیج (خلیج فارس) در عراق و سپس در صربستان به کار برده شد. در افغانستان نیز این سلاح را به کار بردند و در سال 2003 دوباره  اورانیوم ضعیف شده را در عراق به کار بستند.

(دقیقۀ 27) "تصاویر جنگ عراق و کوزوو برای تبلیغ در بازار اسلحه به نمایش گذاشته می شود تا نشان دهند که این سلاح ها، آزمایشات خود را در جنگ های واقعی پشت سر گذاشته اند. بمب هایی که در جنگ خلیج (خلیج فارس) به کار برده شده اند، برای تجار اسلحه مرجع تجارتی و تبلیغاتی به حساب می آیند." (در این فیلم می بینیم که یکی از نمایندگان فروش اسلحه در مورد مزیت های یک بمب اورانیوم ضعیف شده تبلیغ می کند. وقتی از نمایندۀ فروش اسلحه می پرسند که آیا این بمب، اخیراً مورد استفاده قرار گرفته، می گوید آری ولی نمی گوید در کجا و مشخصاً می گوید "این را به شما نخواهم گفت."ولی مفسر خبری می گوید این بمب مطمئناً در بالکان به کار برده شده، در بوسنی 1995، در صربستان و کوزوو سال 1999 به عنوان جنگ های نوین جراحی کننده. مأمور اصلی اورانیوم ضعیف شده در کوزوو، هواپیماهای A 10 بوده اند که مسلسل آن تنها گلوله های اورانیوم ضعیف شده شلیک می کند.

این نوع هواپیما در طول جنگ کوزوو دائماً توسط ارتش آمریکا به کار برده شده است. رد دودی که در پرواز این هواپیما می بینید، به این دلیل است که در حال تیراندازی با حجم آتش 3800 گلولۀ اورانیوم ضعیف شده در دقیقه کار می کند. امروز در محل حوادث یاد شده ، ابهامات بسیار زیادی وجود دارد. مأموران صلیب سرخ نمی دانند به مردم چه باید بگویند.

(دقیقۀ 28 دقیقه و 49) "سمت چپ تانکی را می بینید که منفجر شده و معلوم نیست با چه نوع سلاحی مورد اصابت قرار گرفته است. مطمئناً در این جا برای قدم زدن روی چمن ها پیاده نخواهیم نشد. گلوله های اورانیوم رادیو آکتیو هستند. باید پنجرۀ اتومبیل را ببندیم چون که ممکن است گرد و غبار اورانیومی که در هوا پراکنده شده وارد شش هایمان شود. مردم در اینجا خیلی نگران هستند، و می دانند که از این نوع سلاح ها در اینجا به کار برده شده است."

ونسان رنوآر ، روزنامه نگار فرانسوی در کنفرانسی که فیلم یاد شده ( زمین سوخته) به نمایش درآمد،  درباره سلاح های کشتار جمعی و کاربرد اورانیوم ضعیف شده به عنوان یکی از این سلاح ها گفت:

"... اورانیوم ضعیف شده، چیزی فراتر از یک اسلحه است. اسلحۀ ترسناک که مستقیما از جهنم بیرون آمده است. سلاح اورانیوم ضعیف شده کاربست یک فلسفه، یک اندیشۀ کاملا مشخص است. فلسفۀ "برادر بزرگ" (BIG BROTHER) که همۀ ما را تهدید می کند. به همین علت برخی وقتی این تصاویر را می بینند، شانه بالا می اندازند و می گویند اهمیتی ندارد، اینها عرب هستند. ولی به این برخی ها باید گفت : احمق بیچاره! امروز عرب ها دچار این مصیبت شده اند، فردا شما خواهید بود... جنگ متوقف نمی شود، موضوع به همه مربوط می شود. دموکراسی، جنگ ابدی را اختراع کرده است. البته با انگیزۀ صلح ابدی. حدود بیست سال پیش یک کتابی آمریکائی منتشر شد به نام "جنگ ابدی برای صلح ابدی"

این بار ما هستیم که این تصاویر را در اختیار داریم، باید این جنایت را افشا کنیم. جنایتکار واقعی آنها هستند، جنایتکار هستند نه به این علت که بوش جنایتکار است یا تونی بلر جنایتکار است، بلکه می بایستی تا منتها درجه، فلسفۀ ترومن و چرچیل و روزولت را توسعه می دادند، منشأ اصلی در این جاست. نه این که تنها بیاییم و بگوییم اینهائی که اورانیوم ضعیف شده به کار برده اند جنایتکارهستند. چون که پیش از اینها، دیگرانی وجود داشته اند. شهامت افشای چنین جنایتی را پیدا نمی کنند چون که می ترسند از آن نتیجه گیری کنند. نتیجه ای که آنها را به جنگ دوم جهانی باز می گرداند..."

 

بدین سان، همانگونه که در "گزارش جهانی 2000: چشم انداز جهانی بدون آینده" می خوانیم، سلاح های حاوی اورانیوم ضعیف شده که درسطح منطقه ای به کارگرفته می شوند، اهداف «شورای امنیت ملی» آمریکا را محقق می سازند. این گزارش بر "جمعیت زدایی" در کشورهای جهان سوم به عنوان الزامی برای تحقق اهداف اربابان قدرت و همچنین، امنیت تامین مواد کانی و دیگر منابع استراتژیک، تاکید دارد.

پیامد آلودگی کلی هوا به غبار اورانیوم ضعیف شده جز جمعیت زدایی انبوه درسطح جهانی نیست. بدینگونه، با افزایش نرخ مرگ و میر و کاهش نرخ زاد و ولد، می توان بیش از دو میلیارد تن از جمعیت جهان کاست. اورانیوم ضعیف شده تحفه نظم نوین جهانی و سلاحی ایده آل برای کاستن از جمعیت جهان است و ظرف تنها چند دهه کره زمین را به "سیاره ای مرده" مبدل خواهد ساخت.

روزنامه "لوموند" فرانسوی در 8 اوت 1945 تخریب آنی و کامل "هیروشیما" را "انقلابی در علم" توصیف کرد!  نابودی دو شهر ژاپنی و دودشدن ساکنان آنها (یکصد هزارتن در هیروشیما و 50 هزار تن در ناگازاکی) تا مدت ها "درد و رنجی لازم و گریز ناپذیر" برای پایان بخشیدن به دومین جنگ جهانی توصیف می شد. امروز حتی برخی مطبوعات صنعتی مانند "نوول ابسرواتور" فرانسوی اعتراف دارند که این "جنایات علیه بشریت" بیهوده و در راستای منافع آمریکا (که هدفش خنثی کردن اتحاد شوروی و آغاز «جنگ سرد» بوده) به وقوع پیوسته است. در واقع، دو بمباران فوق به آمریکا اجازه داد بمب های هسته ای مختلف خود را که حاوی اورانیوم و پلوتونیوم بودند، آزمایش و قدرت این کشور را به جهانیان بنمایاند.

سلاح های "جمعیت زدا"ی اربابان حاکم بر جهان، پیوسته همه جا، در آسمان، مواد غذایی، واکسن ها، روندهای پزشکی، آب آشامیدنی، زمین و حتی در بدن ها وجود دارند تا به نسل های آینده انتقال یابند. و آنچه دراین طرح شیطانی حائز اهمیت و درعین حال مضحک می نماید، این است که مردم این میان هیچگاه درجریان هیچ چیز و هیچ تصمیمی قرار نمی گیرند.

به عنوان مثال، سلاح های میکروبی از دیرباز به منظور کنترل جمعیت آزمایش و تولید گردیده است. عقیم سازی اجباری به عنوان ابزاری برای کنترل جمعیت ها، محرمانه پای به کشورهای جهان سوم گذارده و از طریق تزریق واکسن های اجباری به زنان سبب تولد "نوزادان مرده" گردیده است. این فاجعه را "بی بی سی"در فیلمی مستند پیرامون زنان فیلیپینی و مکزیکی که به منظور آزمایش واکسنی جدید علیه بارداری همانند خوکچه های آزمایشگاهی مورد استفاده قرارگرفته بودند، افشا کرد.

درگزارش های دیگری فاش شده است که نوزادان سیاهپوست که از والدینی کاملاً سالم متولد شده بودند، پیش از ترک بیمارستان در آفریقای جنوبی واکسنی دریافت کردند که جملگی این طفلان را به بیماری مهلک ایدز مبتلا می ساخت. در بسیاری از قبابل هند، تا 80 درصد زنان این قبایل عقیم هستند.

دراین حال، درگزارش دکتر"ایگناسیو شاپلا" مکزیکی می خوانیم که ذرتی "سپرم کش" توسط شرکت های تولید کننده مواد مخدر برروی مردم آزمایش گردیده است."سیلویا ریبیرو" که مدیریت دفاتر گروه "ای. تی. سی" را در مکزیک برعهده دارد، با اشاره به عقیم سازی اجباری مردم بومی، فاش ساخت که شرکت"اپیسیت کورپوریشن" درکالیفرنیا نوعی ذرت "اسپرم کش" تولید کرده است که به عنوان یک سلاح میکروبی از توانایی بسیار بالایی برخوردار است.

 

به یاد فیلم "دکتر استرنج لاو" و آن تئوری دیوانه وار جنگ جهانی سوم و قتل عام مردم دنیا و نجات گروهی اندک با عنوان نخبه می افتم که چگونه استانلی کوبریک با لحنی طنز و مطایبه آمیز اما به گونه ای تکان دهنده ، آن را به تصویر کشید. ولع جنگ و کشتار و نسل کشی در غرب، همان فریادی است که در صحنه انتهایی فیلم یاد شده ، آن خلبان هواپیمای B-52 آمریکایی با کلاه گاوچرانی سوار بر یک بمب اتمی سر می دهد تا همراه آن بر سر مردم فرود آید! ا

این حقیقت تمامی ادعاهای ریز و درشتی است که می توان مشاهده و درک کرد و اگر اندکی، فقط اندکی تاریخ بخوانیم و مطالعه کنیم، واقعا برای درک و فهم این مطالب هوش سرشاری نمی طلبد و دیگر با یک فوت مصنوعی به خیال نسیم  هم ذوق زده نمی شویم.