مستغاثی دات کام

 
 
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ امرداد ۱۳۸٥
 

 

"CNN حقوق بشر زیر پای "

 

 

 

 

اگر در روزهای آغازین تجاوز اسراییل به لبنان ، برخی از شبکه های تلویزیونی غرب(به جز  شبکه هایی مثل تلویزیون  فاکس نیوز که به قول خود آمریکاییان ، مغز خور است!)  برای حفظ پرستیژ خود ، سعی می کردند ظاهر قضیه را حفظ کرده و خود را بی طرف نشان دهند اما با برهم خوردن محاسبات سردمداران جنگ طلب غرب و درگیر شدن اسراییل در یک جنگ طولانی تر از همیشه که باعث شکسته شدن تمامی هیمنه آسیب ناپذیری  ارتشش شد و همچنین شرمنده شدن همه سران عرب و دیگر حاکمان پرمدعای جهان در قبال مقاومت مردانه حزب الله لبنان ، گویا این شبکه های تلویزیونی نیز ناگزیر دست از ظاهرنمایی خود برداشته و بی خیال دمکراسی و حقوق بشر و از این جور لفاظی ها ، همه معیارهای شرافت خبر رسانی را زیر پا له کرده اند!!

اینک شبکه های تلویزیونی مانند "سی ان ان" به طور علنی از تجاوز و جنایات اسراییل دفاع می کنند و با نمایش صحنه ها و تصاویر مختلف از عملیات ارتش رژیم صهیونیستی  و مظلوم نشان دادن مردم اسراییل  در جنگ ، سعی در فریب اذهان عمومی دنیا دارند.

شبکه تلویزیونی "سی ان ان" که مرتبا در برنامه ای تحت عنوان "پوشش بحران خاورمیانه" ، در تمام 24 ساعت به انعکاس اخبار و گزارشات مستقیم از بیروت و حیفا و اورشلیم می پردازد ، چند شب پیش با تبلیغات گسترده و در چند نوبت ، ابتدا گزارشی از روی یکی از ناوهای جنگی اسراییل که شهرهای ساحلی لبنان را با توپ ها و موشک هایشان ویران می کنند ، ارائه نمود و سعی کرد که با زیر ذره بین بردن زندگی و رفتار و عقاید سربازان و افسران آن ناو جنگی ، نوعی حس عاطفی در مخاطب برانگیزاند. این شبکه برخلاف تمام  اصول خبرنگاری و اطلاع رسانی و قوانین حقوق بشر و روابط بشر دوستانه ، بدون آنکه اشاره ای به فجایع بوجود آمده توسط همین ناو جنگی اشاره نماید که چه زنان و کودکان و مردم بیگناهی با موشک ها و توپ های آن به زیر آوار و آتش رفتند ، تنها به دغدغه ها و دل مشغولی های افراد آن کشتی جنگی پرداخت و حتی اعتراض آنها را که چرا موشک های حزب الله در مقابل تجاوزشان به آب های لبنان ، آنان را هدف قرار می دهند ، منعکس نمود!! به راستی این موضع گیری چه تفاوتی دارد با اینکه در یک سری قتل های پی درپی به جای آنکه به سراغ قربانیان و بازماندگان آنها بروند و شکایت و درد دل آنان را انعکاس بدهند ، با قاتل زنجیره ای گفت و گو کنند و اعتراضش مبنی براینکه چرا از وی شکایت کرده اند را به صورت خبر پخش نمایند؟!!!

در برنامه ای دیگر (که با تبلیغات فراوان روی آنتن رفت ) همین شبکه تلویزیونی "سی ان ان" ، یک کودک و یک نوجوان اسراییلی را جلوی دوربین آورده بود تا در زمین های شمال اسراییل به دنبال تکه ها و ترکش موشک های کاتیوشا بگردند که  چندتایی هم پیدا کردند و جلوی دوربین گرفتند !  بعد از آن همین شبکه تلویزیونی طی گزارشی که شامل مصاحبه هایی با این دو کودک و نوجوان هم می شد ، زمان زیادی برای اخلال در امنیت و آسایش کودکان اسراییلی که در پناهگاهها به سر می برند ، اشک تمساح ریخت ! و حزب الله لبنان را متهم کرد که به کودکان هم رحم نمی کند!!!

واقعا تلویزیون هایی مثل  شبکه "سی ان ان" دیگر  چگونه می تواند خود را رسانه و تلویزیون معتبر و قابل اطمینانی معرفی کند ؟  چگونه می تواند دم از دمکراسی و حقوق بشر بزند ، در حالی که خود آنها و همدستان اسراییلی شان تاکنون حتی یک مورد مرگ کودک و نوجوان در آمارهای خود در طول جنگ اخیر اعلام نکرده اند ، ولی همین آمارهای نصفه و نیمه شان ، حکایت از مرگ مظلومانه صدها زن و کودک بی گناه لبنانی در اثر بمباران های هواپیماهای اسراییلی است؟ ( پس از 14 روز همین رسانه ها اعلام کردند که از 521 نفر کشته شده در لبنان فقط 27 نفر نظامی بوده اند در حالی که همه 42 نفر کشته اسراییلی را سربازان ارتش تشکیل می داده اند)چگونه این رسانه ها می توانند از این پس بازهم مقوله شرافت خبرنگاری و اطلاع رسانی آزادانه را مطرح نمایند ، درحالی که همه دنیا ، دست و پاهای کودکان معصوم "قانا" را در زیر آوارهای بمب های هدایت شونده لیزری اسراییل (که به تازگی از آمریکا دریافت کرده بود) دیدند ولی تلویزیون "سی ان ان"  فقط به خاطر  عصبیت جاهلی  روسای خود در هواخواهی صهیونیسم و اسراییل ، بی شرمانه ، ترس  موهوم کودکان اسراییلی را از موشک های کاتیوشای حزب الله لبنان در بوق های تبلیغاتی اش می کند؟ این درحالی است که همه کسانی که در جنگ ،  با موشک کاتیوشا کار کرده و یا آشنایی داشته باشند (نگارنده به دلیل اینکه مدتی را در اوایل جنگ تحمیلی  عراق علیه ایران ، در رسته ای گذراندم که وظیفه حمایت ضد هوایی از یگان کاتیوشای یکی از لشگرهای ارتش را در جبهه سوسنگرد برعهده داشت ، تقریبا آشنایی مکفی با این سلاح دارم ) اطلاع دارند که اساسا این نوع موشک برای اهداف نزدیک نظامی  مثل گردان های تانک و توپخانه سبک (در حد چند کیلومتر) مورد استفاده قرار می گیرد و قابلیت استفاده برای هدف های دور را ندارد.بنابراین برد آن حتی به نزدیکترین شهرهای شمال اسراییل (با وجود اینکه این شهرها در همان اوایل بحران اخیر تخلیه شدند) هم نمی رسد. در حالی که احتمالا حزب الله لبنان برای هدف های دوربرد خود بایستی از نوع دیگری از موشک زمین به زمین استفاده کرده باشد. مقصود از این پرگویی این بود که ملاحظه بفرمایید شبکه تلویزیونی فوق برای تبلیغات عجولانه خود ، حتی از نظرات کارشناسانه هم استفاده نمی کند و هر لاطائلاتی را به نام خبر صحیح به خورد مخاطبانشان می دهد!

تلویزیون "سی ان ان" شرح نمی دهد که کودکان لبنانی حتی فرصت ترسیدن هم پیدا نکردند ، آنها را نمی توانستند  از زیر آوار بیرون بکشند  و به بازی در جلوی دوربین وادارند و برنامه تبلیغاتی بسازند . اصلا در لبنان احتیاجی به اینگونه برنامه های تبلیغاتی که بچه ای را در جستجوی تکه های موشک کاتیوشا نشان داده تا مثلا مظلومیتش را بیان کرده و احساسات مخاطبان را برانگیزند ، نیست. همه شهرها و خیابان ها و ساختمان ها و خانه ها و اتاق های مخروبه لبنان گواهی سبوعیت اسراییل و حامیانش و مظلومیت مردم آن است. لزومی ندارد دوربین های تلویزیون در اعماق خاک ها به دنبال نشانه های جنگ و تهدید امنیت باشند ، در لبنان ، زمین و هوا و در و دیوار نشانگر ، یک تجاوز غیر انسانی و سکوت مرگبار و غیرانسانی تر محافل و مراکز مدعی حقوق بشر و دمکراسی است. اما چه کسی از این تجاوز و آن رنج حرف می زند؟؟؟

این فضای نامرد جهانی ، به شدت ما را به یاد سالهای جنگ تحمیلی و سکوت خفقان بار رسانه ها و مجامع به اصطلاح صلح طلب جهانی می اندازد. مجامعی  مانند شورای امنیت سازمان ملل که از 5 مهرماه 1359 (که رژیم صدام هزاران کیلومتر مربع از خاک ایران را تصرف کرده بود) تا 21 تیرماه 1361 یعنی پس از  اینکه خرمشهر به دست رزمندگان آزاد شد و در آن جبهه، نیروهای بعثی تا مرز عقب کشیدند ، یعنی حدود 21 ماه و 15 روز هیچ بیانیه و قطعنامه ای مبنی بر آتش بس یا بازگشت به مرزهای بین المللی صادر نکرد و تنها وقتی رزمندگان ایرانی ارتش بعث را تا مرز جنوبی  عقب راند ، با فشار آمریکا ، قطعنامه 514 از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد صادر شد که همه نیروها به مرزهای بین المللی بازگردند و آتش بس فوری اعلام شود!! به راستی این شورای امنیت در طول آن 21 ماه و 15 روز کجا بود که بیانیه یا قطعنامه ای علیه تجاوز و جنایات نیروهای صدام در هویزه و سوسنگرد و مهران و خرمشهر و آبادان و دهها شهر تصرف شده و به خاک و خون کشیده شده ایران ، صادر کند؟

به یاد دارم در عید نوروز 1367 که موشک های عراق هر روز و هرشب گوشه ای از تهران و دیگر شهرهای ایران را تخریب می کرد و عده ای از شهروندان بیگناه را به شهادت می رساند ، ملت ما خیلی غریب تر از امروز لبنانی ها بودند. در آن روزها همه دنیا یک صدا علیه ایران بود و صدای مردم ایران به هیچ کس در دنیا نمی رسید . مثل امروز نبود که لااقل ملتی مثل ملت  ایران با تمام توان خود از مظلومیت لبنانی ها دفاع کند و آزادیخواهان جهان را هم به هم صدایی بخواند. در آن بهاری که حتی به روی سفره های هفت سین مان ، سرب داغ نشست ، ماهی ها در تنگ بلور مردند و آژیر منقطع وضعیت قرمز حتی اجازه نداد تا آواز چلچله ها را بشنویم ، شاعر گرانقدر معاصر آقای سهیل محمودی قطعه شعری در باره غربت سرزمین مان در دنیای بی عاطفه و سلطه پذیر آن روز گفت به نام "وطنم یکه و تنهاست..." که با اجازه آن بزرگوار آن قطعه شعر را در اینجا می آورم ، گویا زبان حال امروز مردم لبنان است :


 

مرد غمگینی با آینه ها حرف نزد                         و کسی نیست که بپرسد چرا حرف نزد

در سکوتی که به اندازه یک دلتنگی است            هیچکسی وسعت اندوه مرا حرف نزد

مادرم گفت:چرا وقتی موشک آمد                        آنطرفتر کسی از غربت ما حرف نزد

گفتم: امروز همه حنجره ها نامردند                      زین سبب هیچ کسی هیچ کجا حرف نزد

وطنم اما مردی است که هنگام دعا                      شکوه را جزکه به درگاه خدا حرف نزد

وطنم یکه و تنهاست ، به تنهایی عشق                 وطنم سوخت در آتش اما ، حرف نزد

وطنم جلوه بالای غرور است و سکوت                  کوه جز لحظه پژواک صدا حرف نزد

وطن این شاعر شوریده زتو می پرسد                  می شود بی کسی ات را آیا، حرف نزد؟