مستغاثی دات کام

 
واکاوی تاریخ سینمای ایران (حکایت سینماتوگراف) - 11
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٥
 

 

رضاخان در جلسه نمایش فیلمی درباره نفت ایران:

 

... افسوس که به ایران پول کم می دهند!

 

چگونه می توان تبیین کرد که یکی از نخستین تولیدات این سینما، اثری ضد اسلامی به نام "حاجی آقا،آکتور سینما"(آوانس اوگانیانس) بوده که مصادیق دین و مذهب را در جامعه به سخره گرفته و سنت های اجتماعی را مضحکه کرده تا بتواند در کنار اقدامات ضد دینی  همچون "کشف حجاب" و " مقابله با روحانیت و شعائر مذهبی" رضاخان، القائات محافل وابسته به صهیونیسم را در اذهان توده های مردم حقنه نماید. آنگاه می توان دریافت که چرا همین آوانس اوگانیانس با فیلمبردار خاص دربار به نام "خان بابا معتضدی" موسسه ای تحت عنوان "پرس فیلم" تاسیس کرد تا از همان سال 1311 به تهیه فیلم های خبری و مستند از دربار رضاخانی و اقدامات فرمایشی او بپردازند.[1]

در تاریخ نوشته آنها نمی توان یافت که چرا ناگهان الیگارشی پارسیان مقیم هند و کسانی همچون اردشیر ایرانی و کمپانی امپریال فیلم بمبئی، متولی ساخت فیلم برای سینمای ایران شدند. همان الیگارشی معروفی که با افشای بخشی از خاطرات معروف "اردشیر جی ریپورتر" و همچنین دست نوشته های "سر پیتر رایت" مامور مهم MI6 معلوم گشت که عامل اجرایی امپراتوری صهیونیستی "روچیلد ها" برای بوجود آوردن ارض موعود اسراییل در خاورمیانه بوده اند.[2] از همین الیگارشی است که امثال اردشیر ایرانی بیرون می آیند[3] و نخستین دوران سینمای ایران مابین سالهای 1312 تا 1316 را شکل می دهند.


 
 
واکاوی تاریخ سینمای ایران (حکایت سینماتوگراف) - 10
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٥
 

 

کمپانی هند شرقی وارد می شود!

 

پس از نمایش فیلم ناطق "دختر لر" ، تقریبا سرنخ تولید و نمایش فیلم در ایران به دست همان پارسیان مقیم هند یعنی اردشیر ایرانی و دار و دسته اش و عبدالحسین سپنتا افتاد و به دنبال آن فیلم های "فردوسی" (به مناسبت هزاره فردوسی در ششم فروردین 1314 هجری شمسی)، "شیرین و فرهاد" (از 22 خرداد 1314 )، " چشم های سیاه" (از 12 خرداد 1315) و بالاخره "لیلی و مجنون" (در فروردین 1316) به نمایش عمومی درآمدند. فیلم هایی که همگی در هندوستان و توسط کمپانی های هندی – انگلیسی جلوی دوربین رفته و  بیشتر در جهت همان باستان گرایی یا آرکاییسم مورد نظر فراماسون ها تهیه و تولید شده بودند.


 
 
واکاوی تاریخ سینمای ایران (حکایت سینماتوگراف) - 9
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٥
 

 

"دختر لر" و رضاخان

 

سازندگان فیلم "حاجی آقا، آکتور سینما" سعی داشتند که نوعی سبک زندگی غربی و مغایر با ارزش ها و اعتقادات و سبک زندگی ایرانی/ اسلامی را به مخاطبانشان ارائه دهند. آنچه که تقریبا سینمای ایران از نخستین روزهای آغازینش، سعی در القای آن داشت.

حمید رضا صدر یکی از منتقدین و کارشناسان سینمای ایران در کتاب "تاریخ سیاسی سینمای ایران" درباره سبک زندگی که در فیلم "حاجی آقا، آکتور سینما"، ارائه می شود ، می نویسد:

"...دختر او (منظور حاجی آقا) با بازی آسیا قسطانیان از ارامنه گرجستان، بدون حجاب و به عنوان زن متجددی معرفی شد که غمزه‏کنان دلربایی می کرد و همراه با موسیقی گرامافون (سوغات دیگری از فرنگ با عملکردی مشابه سینما)می‏رقصید.


 
 
واکاوی تاریخ سینمای ایران (حکایت سینماتوگراف) - 8
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٤:٠٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٥
 

 

حاجی آقایی که آکتور سینما شد!

 

اولین محصول "مدرسه آرتیستی سینما" که در واقع نخستین فیلم تاریخ سینمای ایران نیز لقب گرفت، فیلمی به نام "آبی و رابی" بود که توسط آوانس اوگانیانس (مدیر مدرسه) ساخته شد و در آن از دانش آموزان مدرسه آرتیستی سینما، استفاده گردید. فیلم "آبی و رابی"، کپی مستقیم از یک کمدی دانمارکی به نام "پات و پاتاشون" بود که برای نخستین بار در ساعت 2 بعدازظهر روز جمعه 12 آبان سال 1309 در سینما مایاک به نمایش در آمد.

اگرچه "آبی و رابی" نتوانسته بود، شوخی ها و مزاح های کمدین های دانمارکی را به خوبی تکرار کند اما به هرحال سعی کرده بود که دقیقا از روی دست آنها کپی نماید! مثلا:

"...آبی با شیلنگی آب می نوشد و زیاد هم، ولی شکم رابی بالا می آید... رابی زیر بوغلتانی می رفت و دراز می شد و آبی با پتکی به سرش می زد و او دوباره کوتاه و پهن می شد... "[1]


 


 
 
واکاوی تاریخ سینمای ایران (حکایت سینماتوگراف) - 7
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٥
 

 

به میدان آمدن آرتیست های ورزشگاه سینما

 

از دیگر محصولات سازمان پرورش افکار،تاسیس رادیو محسوب می شود که به قول همایون کاتوزیان همان وسیله ای بود که دولت رضا خانی کم داشت تا در نابودی هرگونه نهاد اجتماعی و مجرای همبستگی و ارتباط عمومی مستقل بکوشد.[1]

رادیو در آن سالها از بلندگوهای متعددی بر سر چهارراه ها و گذرها و میادین اصلی شهر با صدای بلند موسیقی و   حرف های حکومت و دولت را به گوش همگان می رساند و کسی از شنیدن بیانیه ها و خطاب ها و عتاب های دولت، گریزی نداشت.



 
 
به بهانه فیلم مستند "قدیس"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ امرداد ۱۳٩٥
 

 

سرگذشت یک قدیس قلابی

 

کارشناسان تاریخ براین باورند، آنچه بیش از هر موضوعی می تواند تاریخ را تحت تاثیر تحریفات و وارونه نمایی قرار دهد، فراروایت هاست. به این معنی که ناگهان از یک شخصیت تاریخی (بدون تاکید و یا اشاره بر اسناد و شواهد متقن) قدیس یا هیولایی ساخته می شود که پس از آن تمامی  رویدادهای وابسته و حتی اتفاقاتی که اندک تماسی با این شخصیت داشته را تحت تاثیر قرار می دهد. یعنی مخاطب، رویداد فوق را براساس فراروایتی که درباره شخصیت مذکور وجود داشته، تحلیل و بررسی می کند. از آنجا که بخش عظیمی از تاریخ مکتوب کشور ما تحت تاثیر فراروایات تاریخ پردازان فراماسون قرار داشته و دارد، از این نوع  شخصیت هایی که براساس فراروایت ها ساخته و پرداخته شده، به شکل اسطوره ای درآمده و یا کاملا تخریب شده اند، بسیار یافت می شود. از آن جمله شاعری به نام احمد شاملوست که برمبنای همان فراروایت های تاریخی، بدون آنکه طی یک پژوهش و تحقیق علمی مورد بررسی و نقد قرار گیرد، در افواه جماعت شبه روشنفکر ما و البته آنان که تحت تاثیر این جماعت واقع می شوند، به صورت یک اسطوره و یا قدیس در آمده است:

"شاعری دست نیافتنی و صاحب سبک، مبارزی سترگ، نویسنده و ژورنالیستی قهار که بخش مهمی از تاریخ ادبیات معاصر ما مدیون اوست"!


 
 
واکاوی تاریخ سینمای ایران (حکایت سینماتوگراف) - 6
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٢:٥٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ امرداد ۱۳٩٥
 

 

سازمان رضاخانی برای تربیت مردم !

بعد از کودتا و سرکوب شدید آزادیخواهان و بگیر و ببندها، در جامعه سینمایی گویا چیزی تغییر نکرده و عوض نشده بود، عکس تمام قد "سیلوانا منگانو" روی جلد مجله نقش بست تا به قول اسماعیلی تمام 6000 تا مجله چاپ شده به فروش برسد! و باز هم همان نویسندگان مجلات قبلی بودند؛ پرویز نوری ، پرویز دوایی و ...

"ستاره سینما"عمر طولانی پیدا کرد و تقریبا تا آخرین روزهای حکومت شاه در ایران انتشارش ادامه داشت و در تمام دورانی که ملت ایران تحت استبداد پهلوی و استعمار آمریکا و اعوان و انصارش غارت شده و حرث و نسلش به نابودی کشیده می شد (یعنی همه ایام تلخ و سیاه حاکمیت ساواک و سرکوب ازادیخواهان، 15 خرداد 1342 و قتل عام مردم، 4 آبان 1343 و فروش سرزمین ایران از طریق قانون خفت بار کاپیتولاسیون، تبعید امام و دربند کردن یاران ایشان، چپاول ثروت های مادی و معنوی ملت ایران و ... و کشتار مردم در سالهای پایانی رژیم شاه)، همان ساز خود را می زد و سعی داشت مخاطبان خود را به دور از آنچه بر سر کشور و مردم می آورند، به بازی فیلم ها و هنرپیشگان غربی سرگرم سازد. از همین روی، سردبیران متعددی را به خود دید؛ از روبرت اکهارت گرفته تا پرویز نوری و سیامک پورزند و نویسندگانی مثل خسرو پرویزی و جهانگیر افشاری و ...که وجه مشترکشان وابستگی به محافل خارجی و تولید فیلمفارسی و حمایت از آن بود.


 
 
واکاوی تاریخ سینمای ایران (حکایت سینماتوگراف) - 5
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ امرداد ۱۳٩٥
 

 

پیشنهاد سفارت انگلیس برای نشریات سینمایی

 

دوبله هم در ایران با استودیوهایی در خارج کشور، شکل گرفت. اسماعیل کوشان (که در ادامه خواهیم دید چگونه از گویندگی رادیو برلین در دوران جنگ دوم جهانی به ترکیه رفت و بعد به ایران آمد و دوره دوم تاریخ سینمای ایران را آغاز کرد) استودیو "میترا فیلم" را برای دوبله فیلم های خارجی به فارسی ایجاد نمود و نخستین فیلم ها را در استانبول دوبله کرد. مجله "چهره نما" نشریه فارسی زبانی که در مصر منتشر می شد، درباره نمایش اولین فیلم دوبله به فارسی در استانبول نوشت: