مستغاثی دات کام

 
95 درصد مردم از سینمای ایران گریزان شده اند!
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٥
 

 

ذوق زده نشویم ، آمارها تاسف آور است!

 

در حالی که اکران نوروزی تقریبا به پایان رسیده و سر و صدای  برخی مسئولین وزارت ارشاد و همچنین بعضی رسانه های  دولتی و شبه دولتی از وقوع یکی شگفتی در عرصه استقبال مخاطب حکایت می کرد، انتشار آمار فروش فیلم های اکران نوروزی، آب سردی بود بر ذوق زدگی جماعتی که یا معنای فروش و استقبال تماشاگر را نمی داند و یا خود را به کوچه علی چپ زده است! البته معلوم نیست چرا برخی رسانه های بیگانه و معاند مانند بی بی سی از این پروپاگاندای آماتوری  استقبال کرده و برایش هورا کشیده اند!!

تیترهایی مانند "مردم این بار اهالی سینما را غاافلگیر کردند"، "سالن های شلوغ، گیشه های های میلیاردی و ..."، "نوروز شگفت انگیز ، "استقبال عجیب و غریب" و ... همگی حکایت از یک فیل هوا کردن حیرت آور در سینمای ایران داشت اما آمارها که منتشر شد، آه از نهاد کارشناسان و اهالی سینما برآمد.

 براساس آمارهای منتشر شده و میزان فروش موفق ترین فیلم اکران نوروزی که فعلا 4/5 میلیارد تومان در تهران ثبت شده ، با منظور کردن متوسط 6000 تومان برای هر بلیط و یک حساب سرانگشتی نتیجه گرفته می شود تنها 750 هزار نفر از مردم تهران به تماشای فیلم ذکر شده رفته اند که با احتساب جمعیت 15 میلیون نفری تهران، یعنی فقط 5 درصد از مردم این شهر از پرفروش ترین فیلم اکران نوروزی استقبال کرده اند و 95درصد از مردم پایتخت ایران اصلا به دیدن آن نرفته اند! البته فروش شهرستان های فیلم یاد شده کمتر از این مقدار بوده و در نتیجه نسبت به بقیه جمعیت کشور یعنی حدود 65 میلیون نفر، رقم تاسف آور 1/6 درصد را نشان می دهد!!

فیلم بعدی در لیست به اصطلاح پرفروش های نوروز سینمای ایران، استقبال فاجعه بارتری را نشان داد ؛ 573 هزار تماشاگر و کمتر 4 درصد جمعیت تهران و در شهرستان ها تنها 250 هزار نفر یعنی حدود 0/4درصد از جمعیت سایر نقاط کشور!!!

این درحالی است که پخش کننده فیلم فوق الذکر برای فروش بلیط ساعت 5/5 صبح  یکی از سینماهایش،  سر و صدای بسیاری برپا کرده بود که نگاه کنید جماعت! ما برای بامداد هم مشتری داشتیم ولی ایشان نگفت که در همان سینما ، سانس های قبل از 9 شب ، تقریبا خالی بوده که همین موضوع بعضا باعث تعطیلی برخی از همان سانس های نمایش هم شده است!!!

بی بی سی به نقل از مدیر کل سینمای حرفه ای وزارت ارشاد تیتر "فروش 16 میلیادری سینمای ایران در تعطیلات نوروزی" را در صدر گزارشش از اکران عید نوروز قرار داد ولی محاسبه نکرد این رقم به مفهوم کشاندن حدود 3 میلیون و ششصد هزار نفر یعنی فقط  4/5 درصد از مردم ایران به سالن های سینماست (البته بدون احتساب تماشاگران تکراری که به دیدار چند فیلم رفته اند) یعنی در بهترین شرایط بیش از 76 میلیون نفر از ملت ایران ( 95/5 درصد) اصلا به سینمای نرفته و آن را ترک گفته اند.

البته جای اشکال هم نیست! با توجه به اکثریت فیلم های ساده پسند و سخیف (مانند همین دو فیلمی که آمارش ذکر شد)  که اغلب با شوخی های جلف و پایین تنه ای و حرکات مبتذل سعی در جلب تماشاگر دارند و البته با عنایت به هوشمندی و سلیقه ارزش مدارانه مردم ایران، طبیعی است که از این سینما گریزان شوند اما متاسفانه مسئولین و متولیان آن و رسانه های دولتی و مانند آن و البته برخی رسانه های بیگانه با آدرس های غلط، سعی می کنند توجه مخاطب خود را از اصل ماجرا و حقیقت قضایا منحرف سازند. حکایت آن خانه ای است که به دلیل سستی پایه و بنیاد آن با بادی فروریخت و سازنده خطاکار آن برای تبرئه خود و دلداری صاحب بخت برگشته خانه با اشاره به باقیمانده دیوار مخروبه آن گفت: ببین چه رنگ زیبایی به آن زده بودم!!!


 
 
به بهانه سالگرد شهادت سید مرتضی آوینی
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٥
 

برای شبه روشنفکرانی

 

که سنگ سید مرتضی را به سینه می زنند!

 

 

 

شهید سید مرتضی آوینی، زبان صریح و بدون رودربایستی داشت و همین صراحت و تاکید بر اصول ، موجب شده بود که از سوی جناح های مختلف فرهنگی و هنری مورد حمله و هجوم قرار گیرد. اما این هجوم بیشتر و به صورت جدی تر از سوی طیفی بود که ریشه های خود را در تاریخ به اصطلاح روشنفکری این دیار جستجو می کرد و خویش را مدعی تجدد و آزاد اندیشی و انواع و اقسام "ایسم" ها می دانست.

یکی از پرچالش ترین و بی پرده ترین این هجمه ها در همایشی صورت گرفت که پس از دهمین جشنواره فیلم فجر در بهمن 1370 ، تحت عنوان "سمینار بررسی سینمای پس از انقلاب" در دانشکده سینما و تئاتر برگزار شد. در آن سمینار ، تقریبا همه آنهایی که ادعای سینمای روشنفکری و شبه روشنفکری داشتند و خود را اخلاف موج نو اواخر دهه 40 و اوایل دهه 50 می دانستند ، سید مرتضی آوینی را به قول خودش به محاکمه کشیدند.

بد نیست دوستان شبه روشنفکر یا آنان که به اصطلاح ، نو آوانگارد هستند و پس از انقراض سلسله روشنفکری در غرب ، تازه باد این تفکر منسوخ به آنها رسیده تا از قبلش خود را خنک  کنند ، این مطلب را بخوانند. آیا واقعا سید مرتضی آوینی که سنگش را به سینه می زنند ، همین آوینی است؟!


 
 
به بهانه پخش مجدد سریال تلویزیونی "هزار دستان"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ فروردین ۱۳٩٥
 

 

جای خالی مردم ایران در سینما و تلویزیون ؟

 

شاید بتوان گفت که مجموعه تلویزیونی "هزار دستان" اثر مرحوم علی حاتمی، بهترین هدیه تلویزیون در این ایام به مردم ایران بود تا در آغاز سال نو و در متن ایامی که بیش از همیشه آیین و سنت های ایرانی و اسلامی را نمایش می دهد، بار دیگر به ضیافتی از هنر و اندیشه ایرانی بروند.

این برای اولین بار نیست که این مجموعه دیدنی روی آنتن تلویزیون ایران می رود و دریغا که هربار نیز اندکی از آن به ضرورت و یا نیاز کاسته می شود! اما این بار پخش با کیفیت تصویری HD درخشش بیشتری از "هزاردستان" را بارز کرد اگرچه آثار مرحوم حاتمی چندان نیاز به این زرق و برق ها ندارد.

اما در تماشای چندمین بار این مجموعه، علاوه بر آنچه در دفعات پیشین بدست آورده بودم و طی مقالات مفصل (که برخی آنها در همین وبلاگ هم موجود است) درباره شان نوشتم اما بنا به شرایط روز به نکات جدیدی رسیدم که پیش از این شاید تا این حد برآنها تمرکز نکرده بودم.