مستغاثی دات کام

 
قتل عام شیعیان در نیجریه و ترور ناجوانمردانه سمیر قنطار
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٤
 

 

آنها فقط مشتی برده سیاه بودند! 


در صحنه ای از فیلم آمیستاد (استیون اسپیلبرگ-1997) که درباره ربودن و بردن سیاهان آفریقا به قاره آمریکا و به برده کشاندن آنهاست، در دادگاهی که به اتهام یکی از سیاهپوستان به اتهام شورش در کشتی موسوم به آمیستاد تشکیل شده، موضوع قاچاق و به دریا ریخته شدن گروهی از آنها متوجه یکی از تاجران برده می شود و اینکه چرا با به زنجیر کشیدن دسته جمعی آن سیاهان ، موجب غرق شدن همگی شان شده است. وی در پاسخ دادگاه یاد شده، تنها یک جمله می گوید :

"آنها فقط مشتی برده سیاه بودند!"


در روزهای اخیر نیز که ماجرای اسف انگیز و جنایت بارانه حمله ارتش نیجریه به شیعیان این کشور رخ داد و موجب جان باختن صدها تن از مسلمانان شیعه گردید، بازهم آن سوال تاریخی این بار از محافل به اصطلاح حقوق بشری و مدعی آزادی پرسیده شد که چرا هیچ موضع و عکس العمل و اعتراضی نسبت به جنایت فوق نشان ندادند؟! اگرچه پاسخی از سوی این محافل شنیده نشد اما گویا همان جواب تاجر برده دادگاه آمیستاد در قرن هیجدهم به گوش رسید که :

"آنها فقط مشتی برده سیاه بودند!"

واقعا آن عملکرد مشترک و این پاسخ یکسان از کدام تفکر و اندیشه و ایدئولوژی منشاء می گیرد؟ کدام زمینه تاریخی ، چنین کارنامه همسانی را در میان نمایندگان  جماعت اشراف یک سرزمین با فاصله 3 قرن، باقی می گذارد؟ چه عناصر فکری در طول 400-300 سال همچنان حاکمیت گروهی بر کشوری را با خصوصیات غیر انسانی واحد و یکسان  موجب گردیده است؟ بایستی نقبی به تاریخ 3-4 قرن اخیر زد:

هنوز آوازه رنسانس و جنبش روشنگری و علم گرایی و نهضت به اصطلاح اصلاح دینی ، اروپای قرون شانزده و هفده را در نوردیده بود که نخستین تهاجمات کشورهای مدعی رنسانس همچون انگلیس و پرتغال و هلند و ... به سرزمین های دیگر از شرق آسیا گرفته تا شمال آفریقا و غرب آمریکای لاتین، آغاز شد و درپی آن برده داری و تجارت برده اوج گرفت. تجارتی که در واقع  و در اصل مسلمانان را هدف قرار داده بود که جمعیت بخش مهمی از قاره سیاه را تشکیل می دادند. هنوز در کشورهایی مانند سنگال و شهرهایی همچون داکار در قلب قاره سیاه، آثار تاسف برانگیز و تکان دهنده آن روزهای تاریک باقی مانده است. تجارتی که بنا بر برخی مکتوبات و اسناد تاریخی تا 200 میلیون قربانی برای آفریقا باقی گذارد و به عنوان لکه ننگی در تاریخ غرب جدید و در کنار ادعاهای رنسانسی آنها ثبت شد.

طرفه آنکه اصلی ترین تجار برده و برده داران از جماعت اشراف یهود و خاندان های معروف این اشراف مانند روچیلدها و ساسون ها و مونتاگ ها و ... بودند و اصلی ترین قربانیان آن، سیاهان مسلمان بودند.تجارت خبیثانه ای که در پی دیگر تحرکات ضد اسلامی غرب پس از رنسانس نضج گرفت مانند لشکر کشی های امثال آلبوکرک و جنایات فاجعه بار او و افرادش در جنوب غربی آسیا و در همین ساحل جنوبی سرزمین خودمان و قتل عام های امپراتریس روسیه تزاری در عثمانی و ایران و قاچاق الماس و تریاک و  ...


 
 
به بهانه اعلام نامزدهای اسکار فیلم غیر انگلیسی زبان
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ آذر ۱۳٩٤
 

 

...  و اینک بازهم اسکار!

 

 

عدم انتخاب فیلم محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله) ساخته مجید مجیدی در لیست اولیه نامزدهای دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان مراسم اسکار امسال (با وجود تمامی عناصر فوق العاده ساختاری و در سطح استانداردهای جهانی آن) بار دیگر مسئله اسکار و جوایز آن را در میان رسانه های ما بر سر زبان ها انداخت. اینکه آیا اساسا معرفی فیلمی از سوی سینمای ما برای چنین مراسمی مطلوب است یا خیر و اینکه هر سال هیئت عریض و طویلی تشکیل شده و با برگزاری جلسات متعدد، این فیلم را انتخاب نمایند، امری عقلانی و منطقی است، نیاز به بررسی دقیق تر و موشکافانه ماهیت مراسم فوق دارد که اگرچه پیش از این نیز نگارنده بارها از آن سخن گفته اما در چنین شرایطی لزوم تکرار آن ، واجب به نظر می آید.

ابتدا باید دید واقعا اسکار و جوایز پیرامونی آن ( اعم از گلدن گلوب و سزار و بافتا و ... ) مهمترین جوایز جهانی سینما هستند؟ آیا دریافت جوایز فوق افتخاری فوق العاده است و نشانه برتری یک فیلم یا یک سینما و حتی سرافرازی یک ملت به شمار می آید؟! آیا حقیقتا کسب جوایزی مانند اسکار بزرگترین حادثه سینمایی و بلکه ملی برای یک کشور محسوب می شود؟ اگرچه پاسخ این سوالات متاسفانه نزد برخی در این سوی آب ها به شکل ذوق زده و جوگیرانه ای مثبت است اما در آن سوی آب ها اوضاع فرق دارد و حتی خود آنانی که مراسمی از قبیل اسکار در کشورشان برگزار می شود، چنین جوگیر نشده و اغلب بیش از یک شوی تلویزیونی به آن نگاه نمی کنند. این وجه نمایشی مراسم اسکار بدان حد شور بوده و هست که به قول معروف خان هم فهمیده ، به طوری که چند سال پیش ، کریس راک به عنوان مجری مراسم اسکار ( که امسال نیز مجددا مجری این مراسم است) در همان سخن اولیه اش برروی سن مراسم به صراحت گفت که : " این فقط یک بازی آمریکایی است و بس ! "


 
 
 
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٤
 


 
 
به مناسبت سالگرد شهادت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ آذر ۱۳٩٤
 

 

   


 
 
سالگرد رحلت پیامبر رحمت تسلیت باد
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٤
 


 
 
گذری بر تاریخ معاصر در سینمای علی حاتمی
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۸:٤۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٤
 

به بهانه نوزدهمین سالگرد سفر به دیار باقی

 

حکایت سلاطین سایه نشین

 

سینمای علی حاتمی در پس زمینه تصویر همه آن قصه‌ها و افسانه‌های دور و نزدیک ،‌اسطوره‌ها وقهرمانها،‌ آداب و سنت‌های دیرین،‌ رسوم کهن، عشق‌های سوخته، رفاقت‌هاو نارفیقی‌ها،‌تقدیر و سرنوشت آدم‌ها و… به تاریخ  و پدیده‌های تاریخی نگرشی  ویژه  داشت. نگرشی که دیدگاهی جستجو گر ،  عمیق ، تحلیلی و حتی فلسفی از ورای آن رویت می‌گردید.

علی حاتمی در خانواده‌ای سیاسی و مبارز بزرگ نشد . در بطن مسایل سیاسی هم قرار نداشت اما از 9 سالگی‌اش کودتای 28 مرداد و شعارهای مرگ برشاه و زنده باد مصدق را به خاطر می‌آورد و همچنین در کوران مبارزات خرداد 42 به تحصیل در دانشگاه که آن روزها کانون گرم مبارزه  و سیاست بود،‌اشتغال داشت.

شاید همین که از کنار گود، وقایع تاریخی را دنبال می‌کرد ، به او دیدگاهی ژرف و تحلیل‌گر در این زمینه بخشید که پس زمینه این وقایع را ورای کلیشه ها و شعر و شعارها و حتی کتب و نوشته جات رایج ببیند  و از موضعی غیر جانبدارانه وسلیم بااینگونه پدیده‌ها برخورد کند. خودش معتقد بود که اگر تاریخ و یا انگاره‌های تاریخی معاصر این سرزمین را درآثارش مورد مداقه قرار می‌دهد ، قصدش تنها بیرون کشیدن روابط انسانی از زوایای تاریک آن است که در سایه شعرو شعارها و قهرمان‌سازی‌ها و اسطوره‌پردازی‌ها همواره پنهان مانده.


 
 
به مناسبت اربعین حسینی
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳٩٤
 

 

این عظیمترین راهپیمایی و تجمع تاریخ بشریت است


واقعا در تصور کدام بنی بشری می گنجد؟ کدام یک از راهپیمایی های بزرگ تاریخ حتی به اندازه ذره ای از این تجمع عظیم می رسد؟ آیا راهپیمایی مائو تسه تونگ و هوادارانش در سال 1935 برای انقلاب چین ، با بیشتر از 130 هزار نفر شروع شد؟ راهییمایی بزرگ سیاه پوستان به سرکردگی مارتین لوتر کینگ در سال 1965 در شهر سلما آمریکا ، چقدر انسان را به صحنه آورد؟ راهپیمایی معروف گاندی و هوادارانش در ماههای مارس و آوریل 1930 که تحت عنوان راهپیمایی نمک برای مبارزه با استعمارگران انگلیسی انجام شد، چند هزار نفر را به میدان کشانید؟ سال گذشته پس از قضیه شارلی ابدو در فرانسه با تبلیغات و پروپاگاندای بسیار رسانه های غربی ، با جمعیتی که از سایر کشورهای اروپایی جمع کرده بودند ، براساس آمار خود رسانه های فرانسه ، حدود 4 میلیون نفر در سرتاسر فرانسه به راهپیمایی پرداختند که ساعت های متوالی از برنامه های معروفترین شبکه های تلویزیونی دنیا را اشغال کرد.

یکی از بزرگترین تجمعات بشری در مکه (برای حج ) است که امسال علیرغم حضور جمعیتی بالغ بر 5/2 میلیون نفر، به خاک و خون کشیده شد. بنارس در هندوستان به عنوان یکی از مهمترین شهرهای زیارتی دنیا که هم مرکز بوداییان است و هم برخی دیگر از آیین ها و ادیان، در کل سال بیش از چند میلیون زائر ندارد. تجمعات فرمایشی در میدان "تین آن من" پکن یا میدان سرخ مسکو و یا پیونگ یانگ کره شمالی حتی در پر رونق ترین روزهای حاکیمت های یاد شده، از چند صد هزار نفر فراتر نرفت.


 
 
 
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ آذر ۱۳٩٤
 

 
بازی کی آخر آمد؟ فیلمسازان را چه شد؟!


«مسئول بحران سینمای ایران کیست؟»، «بحران اصلی سینمای ایران، بحران هویت است»، «بحران سینما یعنی خالی بودن سالن‌‌های سینما»، «بحران سینمای ایران، بحران رشد است»، «سینما به هر صورت ورشکسته است»
فکر نکنید این جملات متعلق به امروز است و درباره مسئله بحرانی که هر روز و هر ساعت گروهی از خود سینماگران از آن دم می‌زنند. خیر! این جملات مربوط به میزگردی است که حدود 23 سال پیش، یکی از نشریات سینمای آن روز با گروهی از سینماگران برگزار کرده بود. سینماگرانی که امروز نیز پس از 23 سال، همچنان این جملات را تکرار می‌کنند.اما همین سینماگران در آغاز کار دولت یازدهم، ناگهان همه تقصیرها و قصورها را متوجه دولت قبلی دانستند و به قولی هر چه  از دیوار خرابه بود برسر مسئولین ‌آن دولت ویران کردند! گفتند که دولت قبلی با دیکتاتوری و استبداد راه را بر هرگونه آزاداندیشی بست و از همین روی سینما را دچار افول ساخت!گفتند دولت قبل، خانه سینما را بست و از همین روی سینمای ایران رو به اضمحلال رفت!! گفتند دولت قبل مانع ساخت فیلم توسط برخی فیلمسازان به اصطلاح پیشکسوت شد و...یادمان نرفته در آغاز دولت یازدهم، همین حضرات به اصطلاح فیلمساز در هر محفلی گفتند و در هر جایی نوشتند و روبروی دوربین‌های تلویزیون در جشنواره فجر سی‌ودوم با اظهار شعف ابراز کردند که گویا دیگر دوره رنج و حرمان گذشته و با دولت تدبیر و امید، سینمای   ایران به عرش خواهد رسید و همه قله‌ها را درخواهد نوردید و چه و چه و چه!
گفتند حالا که خانه سینما باز شده، دیگر همه مشکلات سینمای ایران حل خواهد شد و نه تنها بحران این سینما خاتمه می‌یابد بلکه سر تا پا گل و بلبل می‌شود!