مستغاثی دات کام

 
به بهانه روز جهانی زن
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٤
 

 

ارمغان تمدن غرب برای بشریت امروز

 

براساس تازه ترین گزارش "آمارهای جنایی نوردیک" که دانشگاه استکهلم در سوئد آن را انتشار می دهد ، 10 کشوری که بیشترین جنایات و تجاوزات جنسی در آنها صورت می گیرد عبارتند از :

دانمارک و فنلاند، زیمباوه ، استرالیا ، کانادا ، نیوزیلند ، هندوستان ، انگلستان و ولز ، ایالات متحده آمریکا ، سوئد و آفریقای جنوبی .

در گزارش یاد شده که با استفاده از گزارشات موسسات آماری اجتماعی ، قضایی و انتظامی کشورهای یاد شده تنظیم شده ، به طور مجزا درباره هریک از آنها توضیحات مبسوطی آمده است. براساس این گزارش به دلیل آمار بالای تجاوزات جنسی ، وضعیت کشوری مانند دانمارک از سوی سازمان عفو بین الملل بحرانی اعلام شده و سوئد یک کشور بسیار خطرناک برای زنان به حساب آمده است:


 
 
مجلس عوام انگلیس برای انتخاب سرود ملی رای گیری می کند!
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٤
 

 

 انگلیس؛ کشوری با سیستم قرون وسطایی!

 

در حالی که انگلیس و رسانه های دولتی و فرمایشی اش مانند "بی بی سی" با عربده های به اصطلاح آزادی خواهی و حقوق بشری گوش عالم را کر کرده اند، در خبرها روزهای اخیر آمده بود که بالاخره پس از حدود 200 سال ، مجلس عوام این کشور انتخاب یک سرود ملی برای انگلیس را به رای می گذارد! چون سرودی که اینک در تمام محافل بین المللی به عنوان سرود انگلیس خوانده و اجرا می شود به نام "خداوند ملکه را حفظ نماید" ، تنها تعدادی دعا برای ملکه انگلیس است که  از سال 1825 اجرا می شود!!

از طرف دیگر انگلیس یکی از معدود کشورهایی است که فاقد قانون اساسی بوده و قانون اساسی این کشور در واقع معجونی از چند فرمان پادشاهان پیشین این کشور است و به جز یک سری به قول خودشان قوانین عرفی، مهمترین منبع آن قانونی به نام "ماگنا کارتا لیبراتوم" است که در سال 1215 (سالهای اوج قرون وسطی) برای برقراری اعتدال مابین پاپ اینوسنت سوم، بارون‌ها و اشراف انگلستان و پادشاه انگلستان نگاشته شد!

علیرغم اینکه ادعا می شود ملکه انگلیس، مقامی تشریفاتی است اما براساس همان قانون قرون وسطایی، وی بیشترین قدرت را در این کشور داراست. او بالاترین مقام سیاسی ، نظامی و دینی کشور است که به طور موروثی وارث تاج و تخت این کشور بوده و علاوه بر ریاست کلیه نهادهای امنیتی و نظامی و سیاسی و حتی قانون گذاری انگلیس، تنها کسی است که حق اعلام جنگ یا صلح و تعیین سیاست خارجی این کشور را داراست، سرویس جاسوسی "ام آی 6" منحصرا تحت فرمان او بوده  و حتی مدیران" بی بی سی" نیز توسط هیئتی تعیین می شوند که منصوب ملکه هستند!!

اگرچه بخشی از پارلمان انگلیس انتخابی بوده و با 650 عضو، عنوان مجلس عوام را دارد اما بخش مهمتر این پارلمان، مجلس اعیان نام دارد که 704عضو داشته و اعضای آن با انتخابات عمومی برگزیده نمی‌شوند بلکه از میان لردهای عضو مجلس اعیان (کسانی که از سوی ملکه به لقب "شوالیه" مفتخر شده اند!)، ۵۸۷ نفر آنها مانند قرون وسطی بصورت دائم‌العمر توسط ملکه منصوب شده و ۹۲ تَن بصورت موروثی پست نمایندگی را در اختیار دارند!! یعنی همگی از فرزندان و نوادگان لردها و ارل ها و شوالیه ها هستند!!! همین مجلس حق نظارت بر تمامی قوانین مصوب مجلس عوام را دارد.

به این ترتیب ملاحظه می شود، در قرن بیست و یکم و در راس اروپای متمدن، کشوری به عنوان سمبل حقوق بشری و دمکراسی غربی، هنوز به سبک و سیاق قرون وسطی اداره می شود!!!


 
 
 
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٩ اسفند ۱۳٩٤
 


تنگ است ما را خانه، تنگ است ای برادر!
بر جای ما بیگانه، ننگ است ای برادر!

فرمان رسید: این خانه از دشمن بگیرید!
تخت و نگین از دست اهریمن بگیرید!

یعنی کلیم، آهنگِ  جان سامری کرد
ای یاوران! باید ولی را یاوری کرد

وقت است تا زاد سفر بر دوش بندیم
دل بر پیام دلکش چاووش بندیم

گر خاره و خارا و گر دور است منزل
حکم جلودار است بربندیم محمل

باور مکن، افسانه ی افسونگران را
همراه باید شد در این ره کاروان را

باور مکن، امید دیدار حرم نیست
گامی فرا نه، تا حرم جز یک قدم نیست

از دشت و دریا در طلب باید گذشتن
بی گاه و گاه و روز و شب باید گذشتن

گر صد حرامی، صد خطر در پیش داریم
حکم جلودار است سر در پیش داریم


 
 
به بهانه درگذشت حاج فرج الله سلحشور
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٩ اسفند ۱۳٩٤
 

 

وقت است تا برگ سفر بر باره بندیم ...

 

این بخشی از شعر معروف "همپای جلودار" از حمید سبزواری است که فرج الله سلحشور در مجموعه ای به نام "نینوا" در سال 1360  دکلمه کرده بود. در آن زمان هنوز نمی دانستیم صدای کیست که با آن صلابت و دلنشینی زمزمه می کند:

"از هر کران بانگ رحیل آید به گوشم
بانگ از جرس برخاست وای من خموشم"

شعر طولانی "همپای جلودار" را حسام الدین سراج در کنار دکلمه سلحشور با آوازی خوش می خواند. در آن نوار کاست چند شعر و آواز دیگر هم بود ، از جمله شعری به نام "شهر خون" درباره خرمشهر که در آن زمان هنوز آزاد نشده بود و به خونین شهر شهرت داشت. آن شعر را هم فرج الله سلحشور با همان صدای پرصلابت زمزمه می کرد و سراج در کنارش می خواند.

بعدها دریافتیم که آن صدا متعلق به هنرمندی است که در "توبه نصوح" نقش اصلی را داشت، فیلمساز شد و در تلویزیون سریال های تاریخی مانند "مردان آنجلس" و "یوسف پیامبر" را جلوی دوربین برد. شخصا فرصت نکردم سریال های او را به طور کامل ببینم (اگرچه در همان نگاه گذرا هم، دقت او بر جزییات کار قابل توجه بود)اما شاهد بودم که خیلی ها اگرچه تلویزیون ایران را هیچگاه نگاه نمی کردند اما سریال "یوسف پیامبر" را نه تنها یکبار بلکه قسمت های آن را ضبط کرده و بارها می دیدند.

... اما همچنان پس از این سالها ، همان صدای گیرا و تاثیر گذار در ذهنم باقی است که می گفت:

باید خطر کردن، سفرکردن، رسیدن
ننگ است از میدان، رمیدن، آرمیدن

و در اوج آن شعر ، گویی با تمام وجود زمزمه می کرد:

جانان من برخیز و بشنو بانگ چاووش
آنک امام ما علم بگرفته بر دوش

تکبیر زن، لبیک گو، بنشین به رهوار
مقصد، دیار قدس همپای جلودار ...

حالا گویی که اینک  آن شعر در مورد خودش مصداق یافته، مصداقی نه به سوی دیار قدس که به جوار رحمت الهی ، که از نظر او،  رسیدن به قدس هم بخشی از وصال به اقیانوس بی کران لطف الهی بود. حالا که آن شعر را پس از 34 سال گوش می دهم ، به نظرم می آید حاج فرج انگار خسته از همه ناملایمات روزگار و نارفیقی ها برای خودش می خواند:

وقت است تا برگ سفر، بر باره بندیم
دل بر عبور از سد خار و خاره بندیم


خدایش رحمت کند


 
 
نگاهی به اسکار 2016 - بخش آخر
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۳:۳٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ اسفند ۱۳٩٤
 

 

حکایت شبه قهرمان منزوی تک افتاده

یا

چگونه یاد بگیریم اسراییل را دوست داشته باشیم! (3)

 

فیلم های کم شانس تر نیز همان تم را دارند

 

بروکلین

Brooklyn

 

در فیلم "بروکلین"، شبه قهرمان منزوی، دختری مهاجر است که علیرغم همه مخالفت ها و سرزنش ها و تنهایی ها، زندگی در سرزمین به اصطلاح فرصت ها یعنی آمریکا را به وطنش ترجیح داده و از همین روی یک فیلم ساده نه چندان خوش ساخت را به فهرست نامزدهای اسکار سال 2016 وارد می کند.

 "بروکلین" مانند فیلم "دره من چه سرسبز بود" جان فورد، ایرلند را مکانی عقب افتاده و ناامن و بدون آینده تصویر می کند که در آن خانواده ها در حال فروپاشی است و آرزوها و امیدها پرپر شده و از بین می رود و در مقابل، آمریکا جایی است که علیرغم دلتنگی های دوری از وطن و خانواده می توان شغل و عشق و تحصیل را بدست آورد و حتی خانواده های جدید و محکم و پایدار از آدم های مهاجری بوجود می آورد که از سرزمین درحال اضمحلال خود گریخته  و در آنجا عشق و وفاداری را یکجا  بدست می آورند و البته همه اینها را جان کراولی (نویسنده و کارگردان) با قصه ای تقریبا کلیشه ای و تصاویری شعاری نشان می دهد!

ایلیش در وطنش یعنی ایرلند هیچ آینده ای برای خود متصور نیست ولی در آمریکا همه چیز بدست می آورد حتی محبت و مهربانی و ...و دروازه ای از نور که هنگام ورود به آمریکا به رویش گشوده می شود، از گل درشت ترین تصاویر مجموعه این شعر و شعار به نظر می رسد! یا چهره مهربان کشیش مهاجر در کلیسای بروکلین در مقابل صورت سنگی و خشک مادرش در ایرلند، بخشی دیگر از این شعر و شعارهاست!!

خواهر ایلیش با همه امید و آرزو، در ایرلند به بیماری مرموزی فوت می کند و همشهریان دیگرش یا با تحقیر و به هم ریختن زندگی دیگران یا با حسادت و یا غبطه و تقلیدهای کورکورانه زندگی می گذرانند. برعکس بروکلین آمریکا که همه به یکدیگر کمک می کنند!!  "بروکلین" حتی سایه ای از آن غم غربت فیلم "دره من چه سرسبز بود" را نیز نمی تواند نشان دهد و در مقابل فیلم دیگر جان فورد درباره ایرلند یعنی "مرد آرام" (که در قسمتی از فیلم نیز مورد اشاره قرار می گیرد) ، اثری کاملا از دست رفته و نخ نما شده به نظر می رسد که تنها همان تصویر سرزمین رویاها از آمریکا به دادش رسیده و در زمره نامزدهای جایزه اسکار بهترین فیلم قرارش می دهد!!

 

هشت نفرت انگیز

Hateful Eight

 

در تازه ترین و یکی از کثیف ترین فیلم های کویینتین تارانتینو به نام "هشت نفرت انگیز"( یکی از دلائل اطلاق نفرت انگیز از سوی تارانتینو به فیلم تازه اش، نفرتی بوده که از هشتمین فیلم بلند داستانی خود داشته است!) وظیفه "شبه قهرمان منزوی تک افتاده" بر عهده سرگرد مارکیز وارن (با بازی سمیوئل ال جکسون) است که به عنوان یکی از افسران سواره نظام وظیفه دارد تا مرده و زنده گروهی از یاغیان را در قبال جایزه، تحویل کلانتر جدید بدهد. اما در کولاک برف جاده وایومینگ با جایزه بگیر دیگری به نام جان روث (کورت راسل) برخورد می کند که یک زندانی به نام دیزی دامرگ (جنیفر جیسون لی) را برای اعدام به شهر می برد و در همین اثنا با کلانتر جدید شهر و یاغی قدیمی، کریس مانیکس (والتر گاگینز) هم برخورد می کنند و همه آنها از شر طوفان به فروشگاه "مینی هابر داشری" پناه می برند.


 
 
نگاهی به اسکار 2016 - بخش دوم
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ اسفند ۱۳٩٤
 

حکایت شبه قهرمان منزوی تک افتاده

یا

چگونه یاد بگیریم اسراییل را دوست داشته باشیم! (2)

 

اتاق

Room

 

فیلم دیگر، "اتاق" ساخته لنی آبراهامسون، اثر ظاهرا مستقلی به نظر می آید که در سال جاری مورد اقبال لیست های جوایز و برگزیدگان پیرامون اسکار قرار گرفت. اگرچه یونیورسال پیکچرز به عنوان یکی از کمپانی های اصلی هالیوود، در پخش آن حضور فعال داشته است.

ماجرای دختری به نام جوی است که در 17 سالگی ربوده شده و در اتاقی کوچک درون یک باغ ، زندانی می شود. پس از دو سال در همان اتاق بچه دار شده و تا 5 سالگی فرزندش در همان اتاق زندگی می کند. تنها روزنه ارتباط مادر و فرزند با دنیای بیرون، یک پنجره در سقف بوده و یک تلویزیون و فردی که برایشان غذا می آورد. سرانجام جوی با هوشمندی و آموزش فرزندش (جک)، می تواند از آن اتاق خلاص شود و حالا مشکل اصلی اش، سازگاری با محیط بیرون است که قریب 7 سال از آن دور مانده است. محیطی که در آن مادر و پدرش جدا از هم، هر یک زندگی مستقلی پیدا کرده اند.

ماجرای فیلم "اتاق" در واقع نه حکایت دختر اسیر شده بلکه ماجرای پسر بچه ای است به نام جک که در دنیایی بسته متولد و همه جهانش در همان دنیای کوچک خلاصه می گردد. پای نهادن وی به دنیای اصل، در واقع به نوعی گذار از جهانی بسته به جامعه ای باز است که مظهر آن (چنانچه خودش نیز در مونولوگ اواخر فیلم تاکید می نماید) ایالات متحده آمریکاست و آن محیط بسته، چنانکه در یکی دو دیالوگ پلیس شنیده می شود ناشی از یک تفکر بسته مذهبی یا وابسته به کلیسا و یا فرقه ای بوده است که توسط همان پلیس ایزوله و نابود می گردد.


 
 
نگاهی به اسکار 2016 - بخش اول
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٢:۳٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ اسفند ۱۳٩٤
 

 

حکایت شبه قهرمان منزوی تک افتاده

 یا

چگونه یاد بگیریم اسراییل را دوست داشته باشیم!

 

در حالی که یک هفته بیشتر به برگزاری هشتاد و هشتمین مراسم اهدای جوایز آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا (معروف به اسکار) باقی نمانده است، بی مناسبت نیست مانند هر سال نگاهی اجمالی داشته باشیم به برخی فیلم های مطرح و نامزد دریافت جایزه در این مراسم. این مطلب در 3 قسمت پیاپی تقدیم می شود:

فیلم های "the Big Short" (آدام مک کی) ، "پل جاسوسان" (استیون اسپیلبرگ)، "کارول" (تاد هینز) ، "مکس دیوانه:جاده خشم"(جرج میلر)، "از گور برخاسته"(آلخاندرو گونزالس ایناریتو)،"اتاق"(لنی آبراهامسون)، "Spotlight" (تام مک کارتی) و "مریخی" (ریدلی اسکات)، 8 فیلمی هستند که تقریبا می توان گفت 90 درصد لیست های بهترین فیلم های سال 2015  را تشکیل دادند؛ لیست ها و فهرست های نشریات گوناگون و مراسم مختلف اهدای جوایز سینمایی از گلدن گلوب و بافتا گرفته تا اسکار و جوایز فیلم اروپا تا برگزیدگان انجمن ها و اتحادیه های مختلف حرفه های سینمایی همچون اتحادیه تهیه کنندگان، اتحادیه کارگردانان، انجمن بازیگران، کانون تدوین گران و اتحادیه فیلمبرداران و انجمن نویسندگان فیلمنامه و همچنین حلقه ها و انجمن های متعدد نقد فیلم و منتقدان شهرهای مختلف از بوستون و شیکاگو و واشینگتن گرفته تا لس آنجلس و سانفرانسیسکو و حتی لندن و ...

نکته جالب اینکه 6 فیلم از هشت فیلم فوق("پل جاسوسان"، "کارول"، "مکس دیوانه:جاده خشم"، "از گوربرخاسته"، "اتاق"، "مریخی"، "The Big Short" و" “Spotlight) ، تقریبا 5 نامزد اغلب رشته ها را هم در اختیار خود گرفتند؛ یعنی هم نامزد دریافت جوایز بهترین فیلم و کارگردانی و فیلمنامه بودند، هم برای بهترین بازیگری مرد و زن کاندیدا شدند، هم لیست نامزدهای رشته های فنی مانند فیلمبرداری و تدوین و صدا و جلوه های ویژه را اشغال کردند و هم برای مدیریت هنری و طراحی لباس و آرایش مو در انتظار دریافت جایزه ماندند!!