مستغاثی دات کام

 
به مناسبت سالگرد شهادت اختر ششم آسمان امامت و ولایت
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩۳
 

 

امام  تقریب مذاهب اسلامی


 

وقتی مرحوم دکتر علی شریعتی در سخنرانی "علی، تنهاست" قصد داشت از امیرالمومنین علیه السلام سخن بگوید ، در ابتدا عذر خواهی کرد و 2 عذر آورد؛ یکی اینکه گفت سخنران نیست و دوم اینکه می خواهد از حضرت علی (ع) سخن بگوید. نگارنده هم هر گاه می خواهد مطلبی درباره یکی از ائمه معصوم علیهم السلام بنویسد یا بگوید ، همیشه به یاد این سخن مرحوم شریعتی می افتد و البته تنها موضوعی که به حقیر جرات می دهد تا درباره چنین موضوعاتی بنویسم با بگویم ، این است که صرفا به عنوان یک پژوهشگر و محقق از تحقیقات و مطالب و مکتوبات شایستگان و افاضل و فرهیختگان این حوزه بهره می گیرم و از خود هیچ ندارم جز دلبستگی و عشق به خاندان پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله .

آنچه به مناسبت سالگرد شهادت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام در ذیل می آید ، بخشی از متن قسمت یازدهم مجموعه مستند "در مسیر نیل" است که توسط بنده و دیگر همکاران درباره زمینه ها و ریشه های بیداری اسلامی در مصر تولید شد و آذر و دی و بهمن 1391 از شبکه خبر تلویزیون پخش گردید. در این قسمت به سابقه و صبغه تاریخی علاقه و ارادت مردم مسلمان مصر به حضرت امام جعفر صادق علیه السلام و بهره گیری از فقه جعفری پرداخته شد و اینکه هر 4 رییس مذاهب اهل تسنن ، شاگرد آن حضرت بوده و در مکتب امام صادق علیه السلام تلمذ کردند مانند بسیاری دیگر از دانشمندان و فضلاء و علمای تاریخ تمدن اسلامی که در دانشگاه امام صادق علیه السلام و در محضر امام ششم شیعیان ، زانو زده و علم آموختند.در کتب مختلف تاریخی ، اسامی حدود 4000 نفر از آنان آمده که از آن میان می توان به  دانشمندانی همچون جابر بن حیان اشاره کرد که از سوی جرج سارتون (پدر تاریخ علم) به دلیل تاثیر گذاری فوق العاده علمی ، نیمه دوم قرن هشتم میلادی به اسم عصر جابر بن حیان نامگذاری شده است:


 
 
درباره اسکار 2014-بخش دوم
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩۳
 

 

12 سال یک برده


  12Years a Slave

فیلمی از استیو مک کویین (که هیچ ارتباطی با آن بازیگر مشهور تاریخ سینما ندارد!) با کارنامه ای مملو از فیلم کوتاه. تنها آثار بلند سینمایی او، دو فیلم  به نام های "گرسنه" در سال 2008 و "شرم" در سال 2011 است. اما این بار وی از فیلمنامه نویسی به نام جان ریدلی بهره گرفته که حداقل دو اثر مهم "3 پادشاه" ( دیوید او راسل-1999) و "پیچ خطرناک" (الیور استون-1997) را در کارنامه اش دارد. اما در این سالهایی که سینمای هالیوود مملو از فیلم های به اصطلاح سیاه پوستی ترحم برانگیز شده که اغلب هم در مراسم سینمایی مانند اسکار تحویل گرفته می شوند ، به نظر می آید فیلم "12 سال یک برده" در برابر آثاری مانند "خدمتکار" (تد تیلور-2011) و "جنگو رها شده از بند"(کوینتین تارانتینو) که سال گذشته در مراسم اهدای جوایز آکادمی حضور داشت و همچنین فیلم "پیشخدمت لی دانیلز" (لی دانیلز) که امسال به نمایش در آمد ولی به دلائلی که در ادامه خواهد آمد مورد عنایت اعضای آکادمی قرار نگرفت، حرفی برای گفتن نداشته باشد. حتی فیلم "در گرمای شب" (نورمن جویسون) که در سال 1967 جوایز اصلی اسکار را درو کرد و نقطه آغازی برای پرداخت های هالیوود به مقوله سیاه پوستان و نژادپرستی و ... بود (و در همان فیلم "پیشخدمت لی دانیلز" هم با تحقیر از آن صحبت می شود )  نسبت به این فیلم پر سر و صدای آقای مک کویین، یک سر و گردن بالاتر می نمایاند.


 
 
به بهانه 14 مرداد سالگرد مشروطه
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩۳
 

 

آن طرف دیگ های پلوی سفارت انگلیس

 

 

یکی از تعیین کننده ترین و چالش برانگیزترین وقایع مشروطه ، تحصنی است که از سوی برخی تجار تهران در سفارت انگیس صورت گرفت و عده زیادی به آن پیوستند که بعضا جمعیت متحصن را بالغ بر 11 تا 13 هزار نفر دانسته اند.

قضیه از این قرار بود که پس از حمله به تحصن علماء در مسجد شاه که خواستار عدالت خانه بودند ، آنها دست به مهاجرت کبرا به قم زدند که همین موضوع ، شاه را وحشت زده کرد تا به آنها تلگرام بزند و علماء و روحانیون مهاجر نیز در پاسخ آن تلگراف برای نخستین بار تقاضای مجلس مشورتی حکومتی را بکنند . همزمان با مهاجرت علماء به قم ، عده ای از تجار به سرکردگی محمد تقی بنکدار نیز از ترس جانشان با هدایت برخی از کارکنان ایرانی سفارت انگلیس مانند حسینقلی خان نواب ، به این سفارت پناهنده شدند و مدت زمانی به طول نینجامید که حیاط سفارت انگلیس مملو از این گونه افراد شد، چادرهای اصناف برپا گردید، دیگ های پلو بار گذارده شد و خروارها قند و چای توزیع گردید تا به قول یحیی دولت آبادی که گویا در خفا با سفارت در تماس بود، اجزای سفارت هر چه بیشتر بتوانند از واردین دلربایی کنند تا اینکه ناگهان در خواست مردم و سران تحصن از مجلس عدالت یا مشورت به مشروطه خواهی تبدیل گردید.


 
 
به بهانه موضع گیری های جامعه به اصطلاح جهانی درباره نسل کشی غزه
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩۳
 

 

این بازی، خیلی وقت پیش تمام شده

 

 

این مطلب برای کسانی است که هنوز تماشاگر دلقک بازی های سازمان ها و جوامع به اصطلاح جهانی همچون سازمان ملل و شورای امنیت و کمیسیون حقوق بشر و ...و هرآنچه برخود عنوان جامعه جهانی گذاشته ، هستند و امید دارند که این جوامع قلابی ، ترفند دیگری به کار گیرند یا تردستی انجام دهند و یا شعبده ای رو کنند تا آمال شان درمورد شعارهایی همچون لیبرال دمکراسی و حقوق بشر و آزادیخواهی یکسره برباد نرفته و همه آن کاخ آرزوهایشان به یکباره ویران نشود. وگرنه آنها که سالهاست این نمایش برایشان تمام شده ، نیازی به چنین مطالبی ندارند. زیرا از همان زمان تاسیس رژیم صهیونیستی که بر پایه تروریسم و نسل کشی شکل گرفت و آن جامعه به اصطلاح جهانی هم نه تنها عکس العملی نشان نداد ، بلکه آن رژیم نامشروع را به رسمیت شناخت، دریافتند که از این طبله های بی خاصیت، حتی نفیری برنخواهد خواست. هنگامی که در کفرقاسم و دیریاسین و تل زعتر ، زن و مرد و کودک را قتل عام کردند هم اتفاق تاثیرگذاری در آن سازمان ها و کمیسیون ها و شوراها نیفتاد. صبرا و شتیلا سوخت، کودکان قانا پوست کنده شدند و بازهم از این سازمان ها و شوراها و کمیسیون های عریض و طویل، اثری حاصل نشد! اثر به این مفهوم که هیچ اقدام عملی صورت نگرفت .


 
 
عید سعید فطر برهمه مسلمین و آزادیخواهان مبارک
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ امرداد ۱۳٩۳
 


 
 
رمضان خونین غزه همچنان ادامه دارد...
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ امرداد ۱۳٩۳
 

 

واکنش جامعه جهانی به فاجعه غزه!!

 


 
 
نگاهی به عملکرد شبکه های تلویزیونی جهانی در قبال بحران غزه
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۳ امرداد ۱۳٩۳
 

 

جنگ رسانه ها ؛ سوی دیگر میدان غزه

 


 سوگلی ناصرالدین شاه در صحنه ای از فیلم "ناصرالدین شاه ، آکتور سینما" خطاب به ابراهیم خان عکاس باشی در مذمت دختر لر می گوید :"...دختر لر لعبتی نیست. دلربایی از سینماتوگراف است که میمون را مهد علیا نشان می دهد..."

گویا این حکایت رسانه های امروز دنیا است که هوش و گوش جهانیان را در اختیار دارند و روز را شب و شب را روز جلوه می دهند. شبکه های تلویزیونی که به قول ادوارد مورو در فیلم "شب بخیر ، و موفق باشی" :"...اگر پنجاه یا صد سال بعد ، مورخانی باشند و اگر یک هفته از برنامه های ضبط شده هر سه شبکه بزرگ سالم مانده باشد ، آن مورخین با تصاویری سیاه و سفید و شاید هم رنگی رو به رو می شوند که شاهدی است بر انحطاط ، واقع گریزی و جدایی از واقعیات دنیایی که در آن زندگی می کنیم...تلویزیون بیشتر استفاده می شود تا حواس ما پرت بشود ، فریب بخوریم ، سرگرم بشویم و جدا بمانیم..."

شبکه های تلویزیونی امروز دنیا  برای سرگرم کردن مخاطبانشان به هر دنائتی دست می زنند تا به راحتی بتوانند بر حقایق و واقعیاتی که پیرامونشان در جریان است ، سرپوش بگذارند ، تاریخ را تحریف کنند و گرگ را گوسفند بنمایانند. این شبکه های تلویزیونی شومنی مانند "جری اسپرینگر" می خواهند تا در نابسامانی های خانوادگی ، مردم را مثل گلادیاتورهای قرون اولیه به جان یکدیگر بیندازد که دیگران به جنگ تراژیک آنان بخندند. این تلویزیون ها امثال لری کینگ را می خواهند تا در بحث بحران غزه بر یک تاریخ جنایات اسراییل سرپوش بگذارد و مقصر فجایع اخیرش را ، تحریک حماس بداند. نمی دانم چرا هیچ کس از این به اصطلاح ژورنالیست ها  و روسای سیاستمدارشان سوال نمی کند که اگر اسراییل آنقدر وحشی و ددمنش است که با یک تحریک کوچک ، عالمی را به خاک و خون می کشاند ، چرا به سراغ علت نمی روند و فکری به حال عامل اصلی این توحش نمی کنند و همواره مراقبند و از این موضوع در هراسند که نکند کسی یا چیزی این حیوان وحشی را تحریک کند؟!! چرا هیچ کس ، هیچ سازمان و کمیسیون بین المللی چه ازنوع حقوق بشرش و چه از مدل شورای امنیتش نمی تواند این جانور را ولو به زبان محکوم نماید؟

از نگاه این تلویزیون ها ، همه تقصیرها متوجه حماس است. آنها نمی گویند در سال 1948 که حماس وجود نداشت ، چرا گروههای تروریستی صهیونیستی روستاهایی مانند کفرقاسم و دیریاسین را به قبرستانی بدل ساختند و تا همین امروز به جنایات و جوایز نوبلی که به خاطرش دریافت نمودند ، می بالند!

 آنان از 60 سال جنایت اسراییل در حق فلسطینی ها سخنی به میان نمی آورند و برای بحران امروز هم هرگز تحلیل نمی کنند که چرا در موشک باران خاک اسراییل توسط حماس کمترین کشته و آنهم از نظامیان گزارش می شود ، اما در بمباران های اسراییل بیشترین کشته ها آنهم از زنان و کودکان خبر داده می شود. در تحلیل های آنها هیچگاه از این گزارشات ،  نگاه انسانی و اخلاقی  حماس و دیدگاه شیطانی و غیر انسانی اسراییل در جنگ نتیجه گرفته نمی شود. آنها بی شرمانه می گویند البته اسراییل هم نباید اینچنین بمباران می کرد ولی مقصر اصلی حماس است که او را تحریک کرد! آنها نمی گویند که اسراییل بیش از 5 سال است که برخلاف همه مقررات و قوانین و تعهدات بین المللی ، غزه را در محاصره خود گرفته و به قول معترضین در هلند آن را به یک زندان بزرگ تبدیل ساخته است. این تلویزیون ها و رادیوها نمی گویند که بیش از 5 سال است که اسراییل ، همه گذرگاههای غزه را در کنترل خود گرفته و ورود هرگونه مواد غذایی و بهداشتی را منوط به اجازه خود دانسته است! آنها نمی گویند که بیش از 5 سال است نسل کشی در غزه آغاز شده (همچنان که بیش از 60 سال است در سرزمین فلسطین ادامه دارد) و در طول این مدت روزی نبوده که زنان و کودکان فلسطینی به خاطر  کمبود مواد غذایی یا بهداشتی به کام مرگ نرود.

بسیاری از واقعیات دیگر هم در این تلویزیون های بازیچه دست سرمایه داران و صاحبان کمپانی ها و شرکت های بزرگ آمریکایی و اسراییلی پنهان می شود و در پایان آنکه بدهکار می شود ملت فلسطین است !!!

واقعا تلویزیون هایی مثل  شبکه "سی ان ان" و"بی بی سی" دیگر  چگونه می توانند خود را رسانه و تلویزیون معتبر و قابل اطمینانی معرفی کنند ؟ چگونه می توانند دم از دمکراسی و حقوق بشر بزنند ، در حالی که خود آنها و همدستان اسراییلی شان تاکنون حتی یک مورد مرگ کودک و نوجوان اسراییلی را در آمارهای خود در طول جنگ اخیر اعلام نکرده اند، ولی همین آمارهای نصفه و نیمه شان ، حکایت از مرگ مظلومانه صدها زن و کودک بی گناه فلسطینی در اثر بمباران های هواپیماهای اسراییلی دارد؟ چگونه این رسانه ها می توانند از این پس بازهم مقوله شرافت خبرنگاری و اطلاع رسانی آزادانه را مطرح نمایند ، درحالی که همه دنیا ، دست و پاهای کودکان معصوم "غزه " را در زیر آوارهای بمب های هدایت شونده لیزری و فسفری اسراییل (که به تازگی از آمریکا دریافت کرده بود) دیدند ولی تلویزیون هایی مانند "بی بی سی" و  "سی ان ان"  فقط به خاطر  عصبیت جاهلی  روسای خود در هواخواهی صهیونیسم و اسراییل ، بی شرمانه ، ترس  موهوم کودکان اسراییلی را از موشک های  فسطینیان در بوق های تبلیغاتی شان می کنند؟

خوشبختانه در مقابل تبلیغات و پروپاگاندای فوق از سوی رسانه های به اصطلاح معتبر دنیا،برخی شبکه های تلویزیونی مستقل توانسته اند تصاویر نسبتا واقعی از هلوکاست غزه و قساوت و سبوعیت صهیونیست ها ارائه داده و رویه ظالمانه و غیر انسانی مقایسه دو طرف درگیری با یک ملاک و معیار (که شیوه غالب رسانه های امروز جهان در مورد وقایع غزه است) را زیر علامت سوال ببرند. تصویر زنده ، لحظه به لحظه و بدون شرح شبکه المنار از بمباران های بی امان، انفجارات و دودهای غلیظی که از نقطه نقطه شهر غزه به هوا می رفت و فیلم های حیرت انگیز از اصابت موشک های حماس به تانک ها ، ابزار نظامی و سنگرهای صهیونیست ها در مقابل اجساد متلاشی یا پیکرهای سوخته کودکان فلسطینی در اثر بمب های خوشه ای و فسفری صهیونیست ها ، بدون هیچگونه شرح و تفسیری به خوبی افشاگر یک تاریخ جنایت و ددمنشی پدیده ای شوم و فرقه ای شیطانی به نام صهیونیسم است که پول و قدرت نظامی و تکنولوژی را در اختیار خود گرفته ، غافل از آنکه ، قدرت واقعی از آن خداوند و بندگان واقعی اوست و همین قدرت است که امروز با موشک های سبک، همه آن هیمنه نظامی رژیم تا دندان مسلح اسراییل را زمین گیر کرده است . رژیمی که عادت به جنگ های سریع و عملیات ضرب العجلی داشت و آن را در جنگ هایی مثل جنگ 6 روزه ژوئن 1967 و رمضان 1973 تجربه کرده و تمام ارتش های کشورهای عرب را به ذلت کشانده بود اما امروز دربرابر گروه کوچک ولی باایمانی به نام حماس (مثل سال 2006 در برابر حزب الله لبنان و سال 2008 در برابر همین گروه ) ذلیل شده است.


 
 
رمضان خونین غزه ادامه دارد...
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۳
 

 

امروز همه حنجره ها نامردند!

 

مرد غمگینی با آینه ها حرف نزد                  و کسی نیست که بپرسد چرا حرف نزد

در سکوتی که به اندازه یک دلتنگی است       هیچکسی وسعت اندوه مرا حرف نزد

مادرم گفت:چرا وقتی موشک آمد                     آنطرفتر کسی از غربت ما حرف نزد

گفتم: امروز همه حنجره ها نامردند           زین سبب هیچ کسی هیچ کجا حرف نزد

وطنم اما مردی است که هنگام دعا             شکوه را جز که به درگاه خدا حرف نزد

وطنم یکه و تنهاست ، به تنهایی عشق           وطنم سوخت در آتش اما ، حرف نزد

وطنم جلوه بالای غرور است و سکوت               کوه جز لحظه پژواک صدا حرف نزد

وطن این شاعر شوریده زتو می پرسد          می شود بی کسی ات را آیا، حرف نزد؟

 سهیل محمودی