مستغاثی دات کام

 
نگاهی به فیلم های "300" و "300: برآمدن یک امپراتوری"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

 

راویان عصبانی تاریخ


 

 می گویند تاریخ را فاتحین می نویسند. اما قضیه درباره تاریخ مناسبات ایران و یونان باستان ، برعکس بوده است . چراکه این ایرانیان بودند که اغلب در مقابل یونانیان ، پیروز میدان می شدند. اما یونانیان باستان، تاریخ آن جنگ ها و نبردها را نوشتند و چون مغلوب میدان به حساب می آمدند  و بارها در شکست از ایرانیان تحقیر شده بودند،  خیلی با عصبانیت آن را به رشته تحریر درآورده و در واقع حدیث خویش را روایت کردند!  آنها هر آنکس که غیریونانی بود را "بربر"  خواندند. گفته می شود این دیدگاه از زمان ارسطو ، فیلسوف مشهور آتنی ، تئوریزه شد. همین آموزه های ارسطو به اسکندر بود که وی را دارای همان تعصبات و پیشداوری ها کرد تا وقتی ، یک دهه بعد که گفته اند سرزمین پارس را مورد تاخت و تاز قرار داد ، کلمات استاد در ذهنش تازه شود.

حکایت فیلم هایی همچون "300" و "300: برآمدن یک امپراتوری" است که گویا نتیجه شکست های مداوم غربی های سفارش دهنده آن از ایرانیان است و به نوعی یادآور معکوس نویسی تاریخی یونانی ها که امروزه از سوی همان غربی های عصبانی ، اجدادشان به شمار می آیند!


 
 
به بهانه حواشی فیلم مستند"من روحانی هستم"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

 

حکایت سر خوردن تو سربالایی!


 

ضرب المثلی  معروف می گوید وقتی آب سربالا می رود ، قورباغه ابوعطا می خواند! به نظرم ماجراهایی که پیرامون و در حاشیه قضیه فیلم مستند "من روحانی هستم" اتفاق افتاد ، حکایت همین ابوعطا خواندن قورباغه است. در همین ابتدا بگویم که اساسا بحث بنده بر سر خوب یا بد بودن فیلم یاد شده نیست. بر سر قضاوت درباره محتوای آن و درست یا نادرست بودن آن نیز نیستم که به مورخین و تاریخ نگاران و کسانی مربوط می شود که به نحوی دست اندرکار منابع مکتوب یا غیر مکتوب مستند فوق هستند. ضمن اینکه مرجع تشخیص توهین و افترا به ریاست محترم جمهوری و تعقیب و پیگرد قانونی منشاء این توهین و افترا نیز  قوه قضاییه است و بنده از هرنوع جایگاه تعیین مصادیق مجرمانه برکنار هستم. البته طبیعی است که این مستند تاریخی و اثر هنری مانند هر اثر هنری و تاریخی دیگر قابل نقد و تحلیل و اشکال و حتی تخطئه باشد اما همه اینها زمین تا آسمان با آنچه امروز پیرامون آن به راه افتاده فرق می کند. فصل مشترک برخی از حواشی مربوطه را مرور کنیم :

-        مستند " من یک روحانی هستم" در صدد تخریب ریاست محترم جمهوری بوده است

-        این مستند دروغ پردازی کرده و تاریخ را وارونه جلوه داده

-        موسسه تولید و پخش کننده فیلم یاد شده ، موسسه ای ناشناخته و گمنام است که در هیچ لیست دولتی و غیر دولتی ثبت نشده

-        موسسه فوق الذکر و همچنین مرکز مستند سفیر که توزیع کننده فیلم مذکور بوده اند ، اساسا از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز ندارند

-        فیلم "من یک روحانی هستم" دارای پروانه ساخت نبوده است

-        سازندگان فیلم مستند "من روحانی هستم"وجود خارجی ندارند! چرا که نامشان نه در لیست اعضای انجمن مستند سازان یا انجمن تهیه کندگان مستند است!! و نه جزو 2000 نفری که فیلم خود را برای جشنواره سینما حقیقت ارسال کرده اند!!! ضمنا مصاحبه های آنها هم ساختگی است!!!


 
 
سالروز میلاد امیر مومنان ، حضرت علی ابن ابی طالب علیه السلام مبارک باد
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۳
 


 
 
به بهانه پخش سریال تلویزیونی دلیران تنگستان
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

 

...همیشه پای یک خائن  در میان است

 

تماشای مجدد سریال به یادماندنی "دلیران تنگستان" بر صفحه تلویزیون ، سالهای دور را به ذهن می آورد و بالتبع خاطرات بسیاری از آن سالها را زنده می کند. در آن سالهایی که سریال هایی مانند "تلخ و شیرین" و "خانه به دوش" (مراد برقی) و "غریبه" و ...خیل برنامه های سخیف و نامناسب دو کانال تلویزیونی ایران را اشغال کرده و مردم را به خود مشغول می کردند. اما در همان دوران ، دو سریال متفاوت نیز ساخته و پخش شد که قابل تامل بودند و حیرت انگیز . قابل توجه از آن روی که اساسا با سبک و سیاق سریال های معمول آن روز ، هماهنگ نبود و حیرت انگیز از آن جهت که پس از سالها و برای اولین بار در تلویزیون سخن از امیرکبیر می رفت و رییس علی دلواری و مبارزه با استعمار انگلیس و آزادیخواهی و دفاع از استقلال و ...

اینکه چه اتفاقی افتاده بود تلویزیون شاهنشاهی ، ناگهان انقلابی و ضد استعمار شده بود ، در جای خود ، محل تحلیل و بررسی دارد که در این مجال و مقال نمی گنجد. برخی کارشناسان و مورخین ، آن را به ابراز قدرت امپریالیسم آمریکا در برابر استعمار پیر ارتباط می دهند که در آن ایام ، کلیه ارکان قدرت نظامی و اقتصادی و فرهنگی و سیاسی کشور را در قبضه خود داشت و می رفت تا مسیری که پس از کودتای 28 مرداد در پیش گرفته بود را با زدودن آخرین جای پاهای امپراتوری بریتانیا تکمیل نماید ( ماجرای جدایی بحرین از ایران نیز در همان سالها اتفاق افتاد ). این حرکت بدانجا رسید که در همان سالها در یک اقدام شگفت انگیز ، تعدادی از ایرانیان به عنوان جاسوس دولت فخیمه بریتانیا از ایران اخراج شدند که از آن جمله می توان به ابراهیم گلستان اشاره نمود که با قرارداد کنسرسیوم نفتی به نان و نوایی رسید و پس از پایان قرارداد آن در سال 1973 ( 1352) روزگارش به پایان رسید.


 
 
بخش آخر میزگرد سریال تلویزیونی مدار صفر درجه
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

 

فشار رسانه ای بر مدار صفر درجه

 

 

نصرت الله تابش: آقای فتحی ، از بازتاب های رسانه ای سریال "مدار صفر درجه" بگویید. بازتاب‌های منفی هم در وجه هنری و هم در وجه محتوایی ، از جانب چه کسانی بود؟

فتحی: بازتاب‌های منفی در اوایل سریال بیشتر ابراز می شد. در همان اوایل کار می شنیدم که فلانی فلان مطلب را در نقد مجموعه  نوشته است و من می‌گفتم به فلانی بگویید که عجله نکند. این مثل این است که مجله‌ای را که شما سردبیری می کنید یا در آن قلم می‌زنی ، با دیدن روی جلدش  و یا دو صفحه اولش ، کنار بگذارم و شروع به نقدش نمایم. در آن زمان مرتب تذکر می دادم که این سریال 30 قسمت است و من طرح داستانی ام را  با شرکت دهها شخصیت در طول 30 قسمت پرورش داده ام. خواهشم این بود که حوصله کنند و تمام قسمت‌های سریال را ببینند. فرق سریال و سینما همین است. سینما را 90 دقیقه می‌بینی ، همه حواست هم به فیلم استو بعد هر گونه که خوشت آمد یا بدت آمد ، می‌نویسی. درباره سریال را یا باید ننویسی و یا اگر خواستی بنویسی ، خودت را موظف کنی آن را به طور کامل ببینی و بعد بنویسی. این تنها خواهشی است که من از منتقدان مجموعه هایم دارم. بعد می گویم هر چه که دوست دارید ، بنویسید. همان طور که من این حق را دارم به عنوان یک فیلمساز ، در ساختن فیلم ، آزادی داشته باشم ، باید به منتقد هم این حق را داد که آزادانه نظرش را بگوید و این یک تعامل دموکراتیک می‌شود. اما به شرطی که ببینیم و گوش بدهیم و همدیگر را تحمل کنیم. من با نقدهایی برخورد کردم در هنگام پخش همان دو سه قسمت اول سریال که بسیار دستپاچه نوشته شده بود . یعنی هنوز کار به طور کامل شروع نشده و قصه و شخصیت ها جا نیفتاده ، شروع کردند طومار کل کار را پیچیدند.