مستغاثی دات کام

 
بخش دوم میزگرد سریال تلویزیونی مدار صفر درجه
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۳
 

 

نگاهی دیگر به هلوکاست

 

مرحوم ابوالحسن علوی طباطبایی:من می خواستم برگردم به محتوای تحقیقاتی اثر و مسئله تشکیلات صهیونیست ها در ایران ، یعنی همان که آقای یشایایی اشاره کردند ، وجود نداشته و شما هم گفتید که قضیه صهیونیست ها را در تاریخ ایران به این صورت ندیده اید ، اما چنانچه به فیلم "سرب " اشاره کردید ، می خواهم بگویم که آن تشکیلات صهیونی ، در فیلم "سرب" به خوبی و وضوح نشان داده شده است و حتی آن زیرزمین هم که درموردش صحبت شد را می توان در آن فیلم دید. یک دفتری برای هاگانا (تشکیلات تروریستی صهیونیست ها )در نظر گرفته بودند  که نشان می‌دهد که در آن تصمیم می‌گرفتند. این همان واقعیت تاریخ است که نمی توان از آن عبور کرد.

فتحی: همانطور که آقای مستغاثی گفتند ، من هم در تحقیقات خودم به این نکته برخوردم که در همان سالهای حکومت رضا خان و قبل از شهریور 1320 صهیونیست ها در انجمنی به نام انجمن  صهیونیت متشکل بوده اند. این موضوع را در خود سریال هم آورده ام. حتی یادم است در دوبله فیلم که آقای زند بابتش زحمت زیادی هم کشیدند گاه می‌گفتند صهیونیست و من تصحیح می‌کردم و به دوبلور تذکر می دادم که این صهیونیست نیست ، بلکه این انجمن صهیونیت است. انجمنی که به صورت یک سازمان رسمی در ایران شکل گرفت. دلیل آن هم این بود که بعد از جنگ جهانی اول و پس از صدور اعلامیه بالفور ، عثمانی سقوط کرد و فرانسه و انگلستان برندگان واقعی آن جنگ شدند. آن جریان افراطی یعنی صهیونیسم هم احساس کرد که بهترین فرصت فراهم شده  تا در فلسطین حکومت خود را به وجود آورد. چرا؟ چون دیگر فلسطین تحت سیطره عثمانی نبود و تحت سیطره انگلیسی‌هایی در آمده بود که اعلامیه بالفور را صادر کرده بودند. بنابراین یک فرصت طلایی برای آنها پیش آمد. به همین خاطر است که از فاصله پایان جنگ اول جهانی (1919) تا شروع جنگ جهانی دوم (1939) یک فعالیت بسیار وسیعی را آژانس یهود و تشکیلات صهیونیستی برای جلب یهودیان جهت رفتن به فلسطین در اروپا شروع کرد و ...


 
 
به بهانه پخش مجدد مجموعه تلویزیونی مدار صفر درجه
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩۳
 

 

گوشه های پنهان تاریخ معاصر

 

 

"مدار صفر درجه" از جمله مجموعه های تلویزیونی بود که علاوه بر برخورداری از قصه و ماجراهای جذاب و پرکشش ، به مباحثی از تاریخ معاصر ایران و جهان می پرداخت ، که لااقل در تلویزیون ایران برای نخستین بار مطرح می شدند، اگرچه در سایر رسانه ها و اغلب کشورهای جهان نیز موضوعات ناگفته و ناشنیده ای به شمار می آیند. این سریال در مدت پخش خود از سیمای جمهوری اسلامی ایران،  همچنان که مخاطبان بسیاری را جذب کرد ، بحث ها و چالش های متعددی را هم به طور یکسان در میان کارشناسان تاریخی و منتقدان سینمایی و اهل سیاست برانگیخت که علاوه برنشریات و روزنامه ها ، به وبلاگ ها و وب سایت های اینترنتی هم کشید و حتی از مرزها هم عبور کرد و در رسانه های برخی کشورهای اروپایی و آمریکایی و آسیایی مطرح گردید.

 علاوه براینکه ، حسن فتحی نویسنده و کارگردان سریال "مدار صفر درجه" ، فیلمساز خوش سابقه ای به ویژه در تلویزیون و از نگاه مخاطب این رسانه فراگیر به شمار می آید. وی در کارنامه اش حداقل چند سریال پرطرفدار و تماشایی مثل "شب دهم" و "میوه ممنوعه" و همچنین مجموعه های پرمایه فلسفی مانند "روشن تر از خاموشی" را درباره ملاصدرا ، ثبت کرده است. اگرچه 6 فیلم بلند سینمایی هم ساخته است.

همه اینها باعث شد تا در زمستان سال 1386 به دعوت دوست خوبم ، کیوان کثیریان ( که در آن زمان معاون سردبیر ماهنامه فیلم نگار بود) میزگردی درباره سریال تلویزیونی "مدار صفر درجه" در دفتر این ماهنامه با حضور حسن فتحی و چند تن از دست اندرکاران و نویسندگان سینمای ایران تدارک ببینیم . در این میزگرد بنا به اهداف ماهنامه فیلم نگار در تحلیل و بررسی فیلمنامه و متون نوشتاری رسانه های دیداری ، به بحث درباره متن سریال ، محتوای تاریخی و اجتماعی آن ، سیر تحقیقاتی و اسناد و مدارک این محتوای تاریخی ، عناصر و عوامل موثر در فیلمنامه و فراز و نشیب های دراماتیکش ، فضا سازی و پرداخت شخصیت ها و کنش و واکنش آنها در متن فضای مورد بحث و ...پرداخته  شد. برای میزگرد از افراد زیر دعوات شد :

 حسن فتحی ( نویسنده و کارگردان سریال ) ، مینو فرشچی از فیلمنامه نویسان سینمای ایران ، هارون یشایایی ، از تهیه کنندگان این سینما و عضو فعال انجمن کلیمیان ایران که مدتی هم رییس این انجمن بود ، نصرت الله تابش ، سردبیر ماهنامه فیلم نگار و مرحوم ابوالحسن علوی طباطبایی از منتقدان و نویسندگان و مترجمان قدیمی سینما . خود بنده هم در واقع گرداننده میزگرد بودم که گهگاه اظهار نظری می کردم.

به بهانه پخش مجدد سریال مدار صفر درجه ( که هنوز از مجموعه های به یاد ماندنی تلویزیون ایران محسوب می شود ) بی مناسبت نیست که بخش هایی از آن میزگرد بازنشر شود که در 3 بخش به نظرتان می رسد. لازم به ذکر است که متن کامل آن در شماره 65 (بهمن ماه 1386) ماهنامه فیلم نگار به چاپ رسید.

با تشکر از دوست خوب دیگرم ، میثم محمدی که زحمت عکس های آن میزگرد را کشید.


 
 
نگاهی به فیلم"چ"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩۳
 

 

 چمران بازرگان یا چمران خمینی

 

 و یا چمران حاتمی کیا ؟

 

وقتی 5 سال پیش فیلم چه در دو قسمت به کارگردانی استیون سودربرگ به نمایش درآمد ، در انتهای تحلیل و بررسی آن فیلم چنین نوشتم :

 "... اما نکته آخر اینکه پس از دیدن دو قسمت فیلم "چه" ضمن اینکه به یاد دو فیلم امیر قویدل درباره میرزا کوچک خان جنگلی افتادم که در اوایل پیروزی انقلاب با چه تلاش و خون دل خوردن هایی ساخته شد ، اما تاسف خوردم که ... علیرغم در اختیار داشتن اسطوره های زنده و جاوید در تاریخ 30 سال اخیرمان مانند دکتر چمران ( که زندگی اش از بار دراماتیک بسیار بیشتر از چه گوارا برخوردار بوده و به تصویر درآوردن خاطرات مکتوبش در آمریکا و مصر و لبنان و کردستان و ...خصوصا برای مخاطبان امروز به ویژه در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و حتی اروپا و آمریکا به شدت می تواند تاثیر گذار باشد) و یا سید علی اندرزگو ( که در برابر 3-4 سال زندگی چریکی امثال چه گوارا ، بیش از 14 سال این نوع زندگی را در سخت ترین شرایط پلیسی و در کشورهای مختلف تجربه کرد) و یا ...سینمای ایران کمترین حرکتی برای تهیه فیلم از چنین شخصیت هایی نشان نمی دهد...."

 اما واقعا شباهت فیلم "چ" حاتمی کیا با "چه" سودربرگ ، تنها در عنوان است و بس و در دیگر عناصر چه ساختاری و چه محتوایی ، کمترین تشابهی به چشم نمی خورد.


 
 
سالگرد شهادت بانوی دو عالم تسلیت باد
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩۳
 


 
 
مناسبت تاریخی سیزده به در
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩۳
 

 

13 فروردین ؛

 

به در کردن نحسی هلوکاست ایرانیان

 

جشن «پوریم» یکی از سنت‌های قدیمی قوم یهود است که در دهه‌های اخیر و پس از تشکیل رژیم جعلی اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی، رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفته است. این به اصطلاح جشن که همزمان با سیزدهمین روز از سال جدید خورشیدی برگزار می‌شود، در حقیقت جشن و پایکوبی بر خون ده‌ها هزار نفر از مردم ایران است که با توطئه و دسیسه دو یهودی نفوذی در دربار خشایارشاه کشته شدند.




نتانیاهو در جشن پوریم - 1999