مستغاثی دات کام

 
میلاد امام رئوف ، حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) مبارک
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٢
 

هر چند حال و روز زمین و زمان بد است       یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است

حتی اگر به آخر خط هم رسیده باشی            آنجا برای عشق شروعی مجدد است


 
 
به بهانه سالگرد 11 سپتامبر
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٢
 

 

پیشگویی 11 سپتامبر در هالیوود

 

 

کانون های پنهان صهیونی برای آغاز هزاره سوم برنامه ریزی های مفصلی انجام داده بودند. برنامه ریزی هایی که از حدود 10 قرن پیش شروع شده بود و قرار بود در انتهای هزاره دوم ، با تئوری هایی همچون پایان روزها یا پایان دوران، جنگ آخرالزمان بین ارتش مسیح از غرب و سپاه ضد مسیح از شرق دربگیرد و پس از کشتار و خونریزی و خرابی های بسیار ، مسیح موعود این کانون ها نزول اجلال فرموده و حکومت جهانی خویش را به مرکزیت اسراییل برپاسازد. اما به خواست و اراده الهی این اتفاق نیفتاد و همه طرح و نقشه های 10 قرنی سردمداران غرب صلیبی/صهیونی نقش برآب دیده شد. پس لازم بود که کاری صورت بگیرد ، یک عملیات کاتالیزور گونه که به اجرای نقشه های یاد شده کمک نماید. به نظر می آید کانون های پنهان صهیونی از قبل پیش بینی چنین روزهایی را نموده و تمهیدات جایگزین را درنظر گرفته بودند. به هرحال همواره در طرح های نظامی و سیاسی ، تمهیدات جایگزین ضرورت پشتیبانی برای اجرای عملیات بزرگ محسوب شده است.

هنوز زمان زیادی از آغاز قرن بیست و یکم و هزاره سوم میلادی نگذشته بود که در یازدهمین روز از نهمین ماه سال 2001 حادثه ای در نیویورک اتفاق افتاد که گویی همه آنچه در فیلم های آخرالزمانی تا آن هنگام تصویر شده بود را عینیت می بخشید. گویی عملیات تروریستی فیلم هایی همچون "محاصره" ساخته ادوارد زوییک در سال1998 و"جاده ارلینگتن" به کارگردانی مارک پلینگتن در سال 1999 تحقق عینی پیدا کرده بود ، انگار پیش بینی های فیلم "مردی که فردا را می دید" از رابرت ژونه محصول 1981 درباره پیش گویی های نوسترآداموس جامه عمل می پوشانید. فیلمی که 2 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی بر روی پرده رفت و در آن به وضوح نشان داده می شد که موشک مسلمانان ، برج های دوقلوی نیویورکی را به دو نیم می سازد!!


 
 
به بهانه سی و پنجمین سالگرد جمعه سیاه
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٢
 

 

بازخوانی یک راز تاریخی

 

آنچه در زیر می آید بخشی از قسمت دوم مجموعه مستند "آب در هاون" است که درباره آخرین تلاش های نظام سلطه جهانی برای حفظ رژیم شاه ، به نوشته و کارگردانی سعید مستغاثی و تهیه کنندگی رضاجعفریان در ایام دهه فجر سال 1388 از شبکه دوم سیما پخش شد. در این قسمت برای اولین بار اسناد و مدارک معتبر و منتشرنشده ای از حضور سربازان اسراییلی و عناصر صهیونیست داخلی در کشتار 17 شهریور 1357 میدان ژاله تهران در مقابل دوربین قرار می گرفت. آنچه که در همان روزها در میان مردم بر سر زبان ها افتاده بود. به مناسبت فرارسیدن سی و پنجمین سالگرد آن فاجعه ، به بخشی از متن آن برنامه توجه فرمایید:

 

 

تصویر فوق ، عکسی است که در 17 شهریور 1357 توسط آقای عباس ملکی ( همکار گرانقدر و نازنین بنده در سالهای فعالیت مطبوعاتی در هفته نامه سینما ) برداشته شده است. در این عکس به وضوح می توان عمق یک فاجعه انسانی و یک قتل عام تکان دهنده را رویت کرد. قتل عامی که نشان از اوج ددمنشی و سبوعیت رژیم شاه داشت. نظامیان شاه به دستور مستقیم وی ، مردمی را که بی خبر از برقراری حکومت نظامی در میدان ژاله تهران جمع شده بودند را به گلوله بستند و بنا بر آمار بیش از 4000 تن از مردم تهران را به شهادت رساندند. فرمانداری نظامی تهران و متاسفانه همصدا با آن برخی از تاریخ پردازان به اصطلاح اصلاح طلب ، سعی کردند تعداد شهداء را هشتاد و اندی بنمایانند ولی فیلم های مستند باقیمانده و اسناد بهشت زهرا که در برخی از این فیلم ها ثبت شده ، حکایت از انتقال بیش از 4000 تن به این گورستان و همچنین دیگر گورستان های اطراف تهران دارد که بسیاری از این افراد به دلیل عدم شناسایی هویت شان ، در گورهای دسته جمعی دفن شدند و نام آنها هرگز به عنوان شهید ثبت نگردید.


 
 
به بهانه هفتاد و دومین سال اشغال ایران توسط متفقین
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٢
 

 

 

... مانند گلوله برفی ذوب شد!

 


 جنگ جهانی دوم در تابستان 1318 شمسی آغاز شد. این جنگ ابتدا توسط آلمان و با حمله به لهستان آغاز گردید. در آن هنگام عده‌ای حدود هفتصد نفر متخصصان آلمانی در ایران مشغول کار بودند. با آغاز جنگ بین آلمان و روسیه ارتش هیتلر به سرعت در روسیه پیشرفت کرد به طوری که با نزدیک شدن به قفقاز ، بیم آن بود که سریعاً به ایران برسد. از طرف دیگر  انگلیس و امریکا طی نامه‌‌های متعددی از ایران خواستار اخراج آلمانها شدند و سرانجام در 3 شهریور 1320 قوای انگلیس از جنوب و قوای روس از شمال و غرب، خاک  ایران را مورد تجاوز قرار دادند به طوری که در چند ساعت نیروی دریایی ایران منهدم شد و شمال ایران نیز توسط روسها به تصرف درآمد، شهرهای تبریز، رضائیه، اردبیل و غیره بمباران‌ و تصرف شدند. در آن تاریخ ارتش ایران ظاهر 18 لشکر در اختیار داشت دو لشکر و دو تیپ در تهران مستقر بودند که از هر لحاظ کامل بودند ولی سایر لشکر‌ها تکمیل نشده بودند.

ضمن ادای احترام به شهدای آن روز ارتش ایران مانند دریادار بایندر و سربازانی که در مقابل هجوم نیروهای ارتش شوروی به بندر انزلی تا پای جان ایستادگی کردند و چند سرباز جانبازی که در مرز جلفا برای دفاع از میهن به شهادت رسیدند و همچنین افسران دلیر نیروی هوایی آن روز که در مقابل فرمان تسلیم سران ارتش رضاخانی ، مخالفت کرده و بر آن فرماندهان وابسته ، شورش کرده و بعضا نیز جان خود را فدا نمودند ، در اینجا نگاهی به چگونگی فروپاشی ارتش رضاخانی در مقابل هجوم قوای متفقین داریم. این مطلب ، بخشی از متن قسمت های 15 ، 16 ، 17 و 18 مجموعه مستند اشغال ساخته سعید مستغاثی است که در سال 1390 و در آستانه هفتادمین سالگرد هجوم متفقین به خاک ایران ، از شبکه خبر پخش شد.