مستغاثی دات کام

 
حلول ماه رمضان بر همه مسلمین جهان مبارک
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ تیر ۱۳٩۱
 


 
 
گفت و گوی آرش فهیم با سعید مستغاثی
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
 

آن روی سکه هالیوود

 

"...امروز طبق اطلاعات قطعى ثابت شده است که مؤسسه‏ عظیم هالیوود و شرکتهاى بزرگ سینمائى با سیاستهاى استکبارى آمریکا همراهى و همکارى مستمر و باب میل دارند. این مؤسسه‏ بزرگ فیلمسازى و سینمائى که ده‏ها کمپانى بزرگ، فیلمساز از هنرمند و از کارگردان و از بازیگر و از نمایشنامه‏ نویس و فیلمنامه‏ ‏نویس و سرمایه‏گذار در آن گرد هم جمع شدند، در خدمت هدفى دارند حرکت مى‏کنند. آن هدف عبارت است از اهداف سیاست استکبارى‏ که دولت آمریکا را هم همان سیاستها دارد مى‏ چرخاند. این‏ها چیز کوچکى نیست..."

 بیانات مقام معظم رهبری در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن کردستان‏23/ 02/ 1388

 

مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" سعی دارد به تاریخچه هالیوود بپردازد؛ به موسیسن آن ،  زمینه های تاسیس ، گسترش و تکامل ، ژانرهای مختلف و ماهیت ایدئولوژیک این کارخانه به اصطلاح رویا سازی. این دهمین همکاری مشترک سعید مستغاثی(نویسنده و کارگردان)و رضا جعفریان (تهیه کننده) در زمینه ساخت سریال های مستند تلویزیونی است . تولید مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" از شهریور 1389 آغاز شد ، در حالی که گروه سازنده در حال مونتاژ سری چهارم مجموعه مستند " راز آرماگدون" تحت عنوان "پروژه اشباح" بودند و در عین حال تولید مجموعه مستند "اشغال" را نیز در دستور کار داشتند. تدوین و مراحل فنی مجموعه "...و اینک آخرالزمان" در اوایل خردادماه 1391 به پایان رسید و این مجموعه در 30 قسمت از اواسط خردادماه تا میانه تیرماه  روی آنتن شبکه بین المللی خبر رفت. به همین بهانه گفت و گویی با سعید مستغاثی ، نویسنده و کارگردان این مجموعه انجام داده ایم:

 

تا کنون برنامه ها و مستنداتی که درباره سینمای غرب و به خصوص هالیوود ساخته شده ، بیشتر در جهت نمایش و تعریف و تمجید از این کارخانه به اصطلاح رویا سازی بوده است. اما مستند شما گویا برای اولین بار به نقد جدی و تحلیل منتقدانه این سینما می نشیند و گوشه ها و زوایایی را از تاریخ هالیوود نقل می کند که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته بوده است.

 - خب ، دلیل اولش این است که بنده قبل از آن که مستند ساز باشم ، منتقد سینمایی بوده و هستم و کار منتقد سینما هم نگاه و نگرش منتقدانه به آثار سینمایی است و این نگاه منتقدانه ، سینمای ایران و جهان یا هالیوود و کن و جشنواره فجر ندارد، هیچکاک و کوروساوا و فلینی نمی شناسد. آنچه که متاسفانه برخی منتقدان ما نسبت به آن تسامح می ورزند . گویی که نقد فیلم تنها در مورد سینمای ایران و جشنواره فیلم فجر جایز است و آنچه در سینمای جهان به خصوص سینمای کلاسیک یا برخی فیلمسازان به اصطلاح مولف وجود دارد ، اساسا انگار وحی منزل بوده و اصلا قابل نقد ، آن هم از سوی منتقد ایرانی نیست. این عین خودباختگی و ذلت نفس است. گویی ما براساس یک سری قوانین نانوشته بایستی پذیرفته باشیم که سینمای هالیوود و آثار فیلمسازانی همچون جان فورد و هاوارد هاکس و چارلی چاپلین غیرقابل نقد است و تنها منتقد فرنگی می تواند درباره آن نظر منتقدانه داشته باشد و کار منتقد ایرانی ، فقط به به و چه چه کردن است! دوم اینکه نقد یک فیلم تنها به خود آن فیلم بازنمی گردد ، خصوصا اگر شما بخواهید جریانات سینمایی و موج های هنری را مورد بررسی و تحلیل قرار دهید که در آن صورت بسیاری از شرایط فرامتنی و موقعیت های سیاسی و فرهنگی و خاستگاههای اجتماعی هم به میان می آید. چنانچه در خود تاریخ نقد فیلم شاهدیم که از دهه 60 میلادی به این سو( خصوصا از سوی نویسندگان و منتقدان مجله معروف مووی )  ، نقد فیلم با توجه به شرایط و موقعیت گذشته و حال فیلمساز و بسیاری دیگر از شرایط درون متنی و بینامتنی و فرامتنی ، از معیارها و ملاک های نقد فیلم به شمار آمد که البته توضیح مفصل دارد و در این مقال نمی گنجد. سخن کوتاه اینکه بنده در مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" سعی کرده ام آن نگاه منتقدانه و فرامتنی را نسبت به کلیت سینمای غرب و به ویژه هالیوود داشته باشم و این جریان سینمایی مهم در تاریخ سینما را از زوایای مختلف تاریخی و فرهنگی و اجتماعی و تاریخی مورد بازنگری قرار دهم. آنچه که حداقل شخصا در ذهن ندارم که بدین صورت در ایران مورد نقد و تحلیل قرار گرفته باشد.

  یعنی در خارج از ایران مثلا اروپا و آمریکا چنین بررسی انجام شده ؟

 - بله ، فیلم های مستند و داستانی متعددی از سالهای دور تا امروز ساخته شده، از آثار داستانی مانند "دو هفته در شهر دیگر" وینسنت مینه لی در سال 1962 بگیرید تا مثلا فیلم "بارتون فینک" برادران کوئن در سال 1991 و " آنچه اتفاق افتاد" بری لوینسون در سال 2008. در زمینه مستند هم آثار بسیار قوی نوشته و ساخته شده است، مثلا کتاب ارزشمند "یک امپراتوری متعلق به خودشان" نیل گابلر ( که مصاحبه هایی هم با وی در همین مستند خودمان یعنی "...و اینک آخرالزمان" نشان داده می شود) و یا مستند بسیار قوی "هالیوودیسم: یهودی ها ، فیلم ها و رویای آمریکایی " ساخته سیمخا جاکوبوویچی در سال 1998 که از دیدگاه یک مستند ساز یهودی و از طریق مصاحبه با کارشناسان و منتقدان و دست اندرکاران ، به خاستگاههای اجتماعی و تاریخی و سیاسی هالیوود پرداخته بود.

 چرا نام این بررسی و نقد سینمای هالیوود را "...و اینک آخرالزمان" گذاشته اید؟

 - اگر مخاطب حرفه ای امروز سینما ، نگاهی عمیق تر و با فاصله نسبت به مجموعه آثار سینمای غرب به خصوص هالیوود داشته باشد ، متوجه خواهد شد که موج اصلی این سینما در تسخیر موضوع خاصی با ویژگی ها و عناصر مشترک قرار دارد و البته در ژانرهای مختلف در صدد مطرح نمودن یک سوژه واحد است. سوژه ای که مشخصا به آخرالزمان( نه به معنای قیامت و روز رستاخیز بلکه به مفهوم پایان یک دوران و آغاز حکومت جهانی اسطوره ها و افسانه های غرب) و همچنین وقایع آن دوران پرداخته و در این مسیر عوامل معینی از قبیل منجی یا کرایست و آنتی کرایست یا دجال و جنگ آخرالزمان یا آرماگدون مطرح می شوند. این قصه و داستان براساس آمار موجود، تقریبا 70-80 درصد آثار تولیدی سینمای امروز آمریکا و هالیوود را فراگرفته است. اگر نگاهی تحلیلی به سیر تاریخ 100 ساله هالیوود داشته باشیم ( که در این مجموعه سعی شده به آن پرداخته شود ) موج غالب امروز این سینما را در پی یک روند منطقی می یابیم. یعنی موج سینمای آخرالزمانی امروز هالیوود به گونه خلق الساعه و ناگهانی در یکی دو دهه اخیر ایجاد نشده بلکه در واقع از همان روزهای آغازین هالیوود ، بنیادهای آن قابل ردیابی و مشاهده است. گویا امروز پس از گذشت 100 سال از آن ایام و گذر از مقاطع متعدد و فراز و نشیب های مختلف ، سینمای هالیوود به نقطه تکامل خود و مقصد نهایی اش یعنی سینمای مطلق آخرالزمانی دست یافته است. پس ملاحظه می فرمایید که انتخاب عنوان "... و اینک آخرالزمان" برای مجموعه ای که در صدد بررسی و تحلیل تاریخ این سینما از آغاز تا امروز است ، پربیراه و بی مناسبت نیست.

  این نام آشنای فیلم معروف فرانسیس فورد کوپولا هم هست.

 - بله ، به هر حال مناسب است عنوان یک مجموعه مستند که درباره سینمای هالیوود و تاریخ آن است ، به نوعی از همان سینما گرفته شده باشد.

 گفتید که در این مستند ، تاریخ سینمای هالیوود را از زوایای مختلف تاریخی و فرهنگی و اجتماعی و تاریخی مورد بازنگری قرار داده اید ، این به چه مفهومی است؟

 - به این مفهوم که پس زمینه های تاریخی و اجتماعی و سیاسی آن را بررسی کرده و در واقع هالیوود را به عنوان برآیندی از مجموعه ای از شرایط تاریخی ، سیاسی و اجتماعی دیده ام که در قالب رسانه سینما بروز کرده است.

 مصداقی تر صحبت کنید . کدام مجموعه شرایط ؟

 - ببینید غرب امروز به نظر بسیاری از جامعه شناسان و مورخان، ماحصل مجموعه تلاش هایی است ( مثبت و منفی ) که در طول 3-4 قرن اخیر از دوره رنسانس و حتی به نظر برخی کارشناسان، نتیجه و برآیند همه عملکرد اسلاف مدعیان امروز دنیا از زمان جنگ های صلیبی و اقدامات صلیبیون تا دوران انگیزاسیون و پس از آن ، نهضت ظاهرا اصلاح دینی و جنبش به اصطلاح روشنگری و بالاخره فتح قاره نو و تاسیس ایالات متحده آمریکا و ...است. یک نگاه اجمالی به آنچه در سینمای غرب ، به خصوص آمریکا و هالیوود در طول این صد و اندی سال رخ داده ، هر بیننده و تماشاگری که اندک هوش و سرسوزن ذوقی داشته باشد را به فصل مشترک های متعددی مابین آن اتفاقات 10 قرنی و محتوای این صد و اندی سال فیلم های آمریکایی می رساند.

 این فصل مشترک ها چیست؟

 - مثلا تفکر صلیبی که از عمق 10 قرن گذشته و جنگ های صلیبی می آید که از قضا توسط مسیحیان به راه نیفتاد اگرچه ظاهرا با پرچم مسیحیت بود ولی امروزه در کتب مختلف تاریخی می توان نقش کانون های پنهانی را یافت که هزینه آن جنگ ها را پرداختند و پاپ های آن زمان راه اندازی جنگ ها ، تشویق و ترغیب نمودند. هسته اصلی این کانون ها را اشراف یهودی تشکیل می دادند که بعضا در جنبش های مخفی یهودیان به نام "مارانوها" حضور فعال داشتند. شما از ابتدای سینمای هالیوود شاهد حضور چشمگیر جنگ های صلیبی و شوالیه های آن در بسیاری از فیلم های آن هستید. حتی برخی از شخصیت های این جنگ ها مثل رابین هود و شاه آرتور و جنگجویانش را آنچنان نزد تماشاگران سینما محبوب ساختند که فراموش کردیم ، صلیبیون (بنا به نوشته مورخینی همچون ویل دورانت و امروزه به اعتراف خود نویسندگان و هنرمندان غربی ) چه جنایات و فجایع و قتل عام هایی در حق مسلمانان روا داشتند.

 بله در فیلم سال 2010 ریدلی اسکات به نام "رابین هود" نیز به این جنایات اشاره می شد. اشاره به تفکر صلیبی کردید. خب این چه ربطی به امروز دارد ؟ بالاخره جنگ های صلیبی یک موضوع تاریخی است و غرب امروز به قول شما به عنوان اسلاف صلیبیون دیروز حق دارند درباره تاریخ خود فیلم بسازند. این کار خلاف منطق نیست.

 - صد در صد ، اصلا غیر منطقی نیست. آنها کار خودشان را انجام می دهند ، هیچ توطئه ای هم در کار نیست. این ماییم که تعجب می کنیم چرا آنها راجع به تاریخ 10 قرن پیش خود ( که مملو از خون و خونریزی و قتل و غارت بوده ) دهها و صدها فیلم می سازند ولی ما در مورد تاریخ خود که سرشار از تمدن و فرهنگ و هنر است ، فیلم نساخته ایم ! اما تفکر صلیبی منحصر به همان اوایل هزاره دوم باقی نماند. عرض کردم آن تفکر یک اندیشه مسیحی نبود بلکه تنها لوای مسیحیت را داشت و اساسا از کانون های پنهانی نشات می گرفت و اهداف و اغراض دیگری در سر داشتند.

 چه اهداف و اغراضی؟

 - البته توضیح این اهداف و اغراض و ماهیت طراحان آن ، واقعا در این سطور نمی گنجد و بایستی درباره اش کتاب ها نوشت و سخنرانی ها و مصاحبه ها داشت. اما خیلی خلاصه بگویم که گروهی از مورخین و اساتید تاریخ ، سرنخ این کانون ها را به زمان حضرت موسی (ع) و ماجرای سامری و گوساله اش و گروهی از اشراف یهود که گرد آن جمع شده و سپس به جادوگران فرعونی پیوستند ( و البته حضرت موسی علیه السلام هم آنان را نفرین کرد ) می رسانند. اگر این سرنخ را در طول تاریخ بگیریم و جلو بیاییم به انحراف در مسیحیت توسط عناصری همچون پولس به اصطلاح رسول می رسیم که از زمره همان مارانوها بود و بعد از آن به همان به پادارندگان جنگ های صلیبی و تاسیس فرقه های مخوفی مانند کابالا و فراماسونری که در طول تاریخ غرب جدید از نهادهای موثر سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی و حتی نظامی بوده اند.

  از همین روست که نمادها و نشانه های مصر باستان را در علائم و لوگوها و آیین های فراماسونری و کابالیست ها می بینیم ؟

- بله و در فیلم های هالیوود رسوخ یافته . شما یک بار دیگر نگاهی به فیلم هایی مانند "لارا کرافت: مهاجم مقبره" ، " گنجینه ملی " ، "رمز داوینچی" ، "فرشتگان و شیاطین" سری "ارباب حلقه ها" ، "سری " هری پاتر" ، سری فیلم های "ماتریکس" ، همین سریال "LOST" یا "گمشده" و دهها فیلم دیگر از این دست بیندازید تا متوجه شوید که نشانه ها و نمادهای مصر باستان و جادوگران فرعونی در گوشه و کنار همه این فیلم ها به چشم می خورد . حتی مثلا در وسترنی مثل "شهامت واقعی" که برادران کوئن آن را در سال 2010 بازسازی کردند ، در اثاثیه باقی مانده از پدر قهرمان فیلم که همه داستان پیرامون انتقام خون او توسط دخترش طی می شود ، مدالی برجسته ای از این نشانه ها به وضوح در کادر دوربین قرار می گیرد!

آن کانون هایی که اشاره داشتید، پس از جنگ های صلیبی و برپایی فراماسونری ، کجای تاریخ و البته بحث ما قرار گرفتند؟

 - سپس به قضایای انگیزاسیون رسیدند  و چه عجیب که با تفحص در تاریخ متوجه می شویم روسای اغلب دادگاههای تفتیش عقاید در قرون وسطی مارانوها یعنی اشراف یهود مخفی بودند که به کسوت مسیحی و کاردینال و کشیش درآمده بودند و قربانیانشان هم اکثرا مسلمانان بودند. بعد از آن در پشت پرده جنبش پروتستانتیزم و نهضت روشنگری قرار داشتند.

 جنبش پروتستانتیزم که توسط مارتین لوتر بوجود آمد؟

 - بله و نکته مهم اینکه برخلاف آنچه در افواه عمومی وجود دارد،جنبش پروتستانتیزم، یک حرکت مسیحی نبود. اغلب افراد پیرامون مارتین لوتر از همان کانون های مخفی اشراف یهود و مارانوها بودند. در دایره المعارف یهود از قول یک خاخام کابالیست آمده که لوتر از یهودیان مخفی محسوب می شد و تلاش داشت تا مسیحیان را به تدریج به یهودیت متمایل کند. حتی آبراهام فاریسون ( از دانشمندان یهود ) در همین دانشنامه یهود ، لوتر را "یهودی پنهان کار متجدد" می نامد و اقدامات وی را در جهت بازگشت به یهودیت ارزیابی می نماید و اصلا مهمترین عمل لوتر ، نه اصلاح واقعی رسم و راه کلیسا ، بلکه آمیختن آیین مسیحیت به آموزه های یهودی بود. خود مارتین لوتر در برخی کتاب هایش مانند "مسیح یهودی متولد شد" به این آمیزش ، اذعان دارد. پس از آن است که به کتاب مقدس مسیحیان ( که به عهد جدید ) شهرت داشت ، کتب عهد قدیم متعلق به یهودیان اضافه می شود و همین امروز هم شما در اغلب چاپ های کتاب مقدس مسیحیان ، هر دو کتاب عهد قدیم و جدید را در کنار هم و در یک مجلد مشاهده می کنید و شروع این مجلد با عهد قدیم است!

 نتیجه این یهودیزه کردن مسیحیت چه بود؟

 - اولا همه مسیحیت یهودیزه نشد ، بلکه بخشی از آن چنین شد که از درونش فرقه هایی مانند پیوریتانیسم و کالوینیسم و امروزه اوانجلیسم بیرون آمده که اهداف و آرمان هایشان همان است که کانون های برپادارنده جنگ های صلیبی داشتند و پس از فرقه کابالا و تشکیلات فراماسونری .

 بالاخره توضیح ندادید که آن اهداف و آرمان ها چه بودند؟

 - در یک کلام تسخیر کره ارض و برپایی یک حکومت جهانی تحت سلطه اشراف یهود.

 یعنی پروتستان ها و فرقه های ناشی از آنها مانند پیوریتان ها هم همین آرمان ها را داشتند؟

- دقیقا.

 از کجا و برپایه چه اسنادی چنین ادعایی دارید؟

 - براساس کتب و نوشته ها و مکتوبات خودشان .

که چه گفته اند؟

 - که اساسا فرقه ای مانند پیوریتانیسم برای زمینه سازی بازگشت حضرت مسیح شکل گرفت.

 اینکه همواره از آرزوهای مسیحیان بوده و هیچ صبغه یهودی نداشته و ندارد.

 -تا اینجای کار بله ، همین است که شما می گویید ولی اگر به شروط این بازگشت که در کتب خودشان درج شده ، نگاه کنید ، متوجه ربط آن خواهید شد.

 چه شروطی؟

 - دو شرط ؛ اول کوچاندن قوم یهود به سرزمین مقدس فلسطین و برپایی اسراییل بزرگ و دوم به راه انداختن جنگ آخرالزمان یا آرماگدون برای حاکمیت جهانی .

این شروط چه ربطی به بازگشت حضرت مسیح دارد؟

 -بله واقعا چه ربطی دارد. این ها در واقع همان آرمان هایی است که در فرهنگ سیاسی امروز به اهداف صهیونیستی معروف شده  است.

اینها فقط برروی کتاب ها و صفحات کاغذ است و شاید یک سری سخنرانی های بی حاصل.

 - نخیر. بر خلاف نظر شما . آنها برای عملی ساختن این آرمان ها و اهداف به سرعت وارد عمل شدند.

 چه عملی ؟

 -ابتدا به قاره نو یعنی آمریکا تحت عنوان سرزمین موعود مهاجرت کردند و آنجا را اورشلیم نو نامیدند . در دایره المعارف بریتانیکا آمده است که پیوریتن ها چنان خود باخته عهد عتیق شده بودند که می خواستند به جای نیو انگلند، نام نیو اسراییل را به آمریکا بدهند. همین امروز اگربه آوازها و ترانه های به اصطلاح مذهبی همین جماعت دقت کنید براین واژه ها تاکید می کنند. حتی در برخی فیلم هایشان هم هست. مثلا در آخرین فیلم رابرت آلتمن به نام "همراهان خانه ای در علفزار" که ماجرای آوازه خوانی گروههای موسیقی در یک رادیوی محلی است. شعری را مریل استریپ و لیلی تاملین می خوانند که یک بیت تکرار شونده دارد : اجداد ما در این سرزمین یعنی اورشلیم جدید دفن شده اند!

 یعنی به آمریکا رفتند تا زمینه های بازگشت حضرت مسیح را براساس آن دو شرطی که گفتید فراهم آورند؟

- بله ، آنها به آمریکا نرفتند تا سرزمینی نو را کشف کرده و زندگی تازه ای را آغاز کنند. بلکه دقیقا از ابتدا هدفشان از رفتن به قاره نو ، بوجود آوردن پایگاهی برای عملی ساختن اهدا آخرالزمانی بود. آنها از ابتدا برای ایالات متحده آمریکا ، این ماموریت را قائل بودند که این کشور بایستی به خیال خودشان آن زمینه های بازگشت را فراهم آورد.

 یعنی همان دو شرط را؟

 -بله ، آمریکا هم وظیفه داشت ( و البته دارد ) تا قوم یهود را به سرزمین مقدس فلسطین کوچ دهد و اسراییل بزرگ را برپا سازد و هم با جنگ آخرالزمان یا آرماگدون آن حکومت جهانی را برپا سازد.

 ولی کاشف قاره آمریکا که کریستف کلمب بود و از طریق دربار اسپانیا تامین مالی می شد. دربار اسپانیا هم اصلا کاتولیک بودند نه پروتستان.

 - براساس نوشته "اچ اچ بن ساسون" در کتاب "یک تاریخ از مردم یهود " از انتشارات دانشگاه هاروارد در سال 1976 ، کریستف کلمب که مامور سفر به ماوراء بحار و گردآوری پول برای خاندان سلطنتی اسپانیا شد ، از زمره "مارانوها" (یهودیان مخفی) بود که برخی از اسناد تازه بدست آمده در جنوای ایتالیا در تبار یهودی وی ، تردیدی باقی نگذاشته است. گفته می شود که وی از یک خاندان یهودی ایتالیایی به نام کلن بود که در گویش اسپانیولی همان کلمب است. امروزه خاندان یهودی کلمبو (کلن های پیشین) در ایتالیا حضور دارند . کریستف کلمب هماره از پیوند خود با "شاه داوود" سخن می گفت که گویای تبار یهودی اوست و شاهد انتسابش به خاندان "شاهزادگان داوودی" و نیز نزدیکترین پیوندها را با جوامع یهودی و مارانوی ایتالیا و اسپانیا داشت. سفر او به قاره آمریکا به پیشنهاد و با مشارکت مالی و سرمایه گذاری یهودیانی بود که دربار اسپانیا را در قبضه خود داشتند. دایره المعارف یهود از یهودیان ثروتمندی همچون اسحاق آبرابانل و لویی سانتانگل به عنوان سرمایه گذاران اصلی سفر کلمب به آمریکا یاد می نماید. در کتاب فوق آمده است که در واقع سفر کریستف کلمب  به کمک نقشه هایی صوت گرفت که این دو یهودی فراهم آورده بودند و در زمره همراهان او تعدادی از مارانوها حضور داشتند. سفر دوم کلمب نیز با سرمایه یهودیان انجام شد و در آن سفر تعداد زیادی از یهودیان در زمره همراهان کلمب بودند و نخستین اروپایی که به خاک آمریکا گام نهاد ، یک یهودی به نام لویی دو تورس بود.

ویل دورانت (مورخ مشهور) نیز در کتاب تاریخ تمدن خود تامین کننده هزینه های سفر کریستف کلمب را همان ها می داند که یک سال قبل از آن ، هزینه تهاجم به غرناطه(گرانادا) را فراهم آوردند یعنی اشراف یهود دربارهای سلطنتی اروپا. ویل دورانت می نویسد که وقتی ایزابل اسپانیایی به علت بار سنگین طرح کلمب حاضر به تامین هزینه های آن نشد ، در آن لحظه مهم و قاطع، یک یهودی تعمید یافته، چرخ تاریخ را به گردش افکند. او کسی جز لویی دو سانتانگل وزیر مالیه فردیناند نبود که با کمک انجمن برادری (یکی از حلقات سازمان فراماسونری) خزانه داری آن را برای فتح قاره نو اختصاص داد. بنابراین ایالات متحده برای اشراف یهودی مهاجر نیز به منزله پایگاهی برای گسترش آرمان ها و اندیشه های صهیونی بود.

 حالا بعد از همه این صحبت ها و تاریخ و پس زمینه ها و پیش زمینه ها ، سینما در این میان چه می شود؟ هالیوود کجای این تاریخ قرار دارد؟

 - هالیوود را می توان یکی از آخرین حلقه های این زنجیره ای دانست که رشته اش به پیش از جنگ های صلیبی می رسد و تا امروز امتداد یافته است.

 این را برچه اساسی می گویید؟

 -خب، همان فاتحان قاره نو یعنی همان پیوریتن ها با همان آرمان ها و اهداف آخرالزمانی یا بهتر بگوییم ، صلیبی صهیونی ، سینمای آمریکا را و بعدا به کمک اشراف یهود مهاجر از اروپا در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم ، هالیوود را بنیان نهادند. در واقع هالیوود ویترین اندیشه ها و آرمان های همین افراد گردید. استودیوهای هالیوود توسط همین آدم ها تاسیس شد. آدم هایی همچون هری وارنر و برادرانش از جمله جک وارنر که متولد لهستان و از یهودیان شرق اروپا بودند و کمپانی برادران وارنر را تاسیس کردند. ساموئل گلدوین از یهودیان لهستان بود که به همراه لویی بی مه یر (از روستایی یهودی نشین در روسیه) کمپانی متروگلدوین مه یر را بنیان گذارد. کارل لیمه لی از دهکده ای یهودی نشین در آلمان یونیورسال را تاسیس نمود و ویلیام فاکس (موسس فاکس قرن بیستم) و آدلف زوکر ( بنیانگذار پارامونت) هر دو از یهودیان مجارستان بودند. این ها را خود منتقدان و کارشناسان آمریکایی ، مغولان هالیوود نامیدند!!

 آن آرمان های آخرالزمانی پیورتانی ، چه جلوه ای در هالیوود یافت؟

 -دقیقا از همان نخستین روزهای هالیوود و از اولین فیلم ، آن آرمان ها و اهداف ، در تولیدات هالیوود ، نمایش داده شد. مثلا ژانر وسترن از دیرپاترین و اولین ژانرهای سینمای آمریکا و هالیوود است که به طور جعلی ، به عنوان یکی از ژانرهای اصلی سینما ، به ما باورانده شده است. خب ، همین ژانر وسترن ، در واقع اصیلترین ژانر آخرالزمانی محسوب می شود که در آن باورهای پیوریتانی موج می زند. در فیلم وسترن ، وسترنر یا کابوی با آن کلاه مخصوص و هفت تیری به کمر و سوار بر اسب در واقع همان منجی یا کرایست محسوب می شود که برای به سامان کردن جامعه ای در هم ریخته می آید و با آدم های شرور و شیطان صفت که غالبا سرخ پوست ها هستند ، می جنگد. از همین فیلم هاست که شعار "سرخپوست خوب ، سرخپوست مرده است" بیرون می آید. چرا چنین نگرشی را در فیلم های هالیوود نسبت به سرخپوستان بروز می کند؟

شاید واقعا چنان اتفاقاتی افتاده باشد...

 -می دانیم که چنین نبوده و امروزه حتی خود مورخین آمریکایی و منتقدان غربی ، به مظلومیت سرخپوستان و جنایات آمریکایی ها اذعان دارند.

 پس چرا در هالیوود ، چنین نگرشی ترویج می شود؟

 - به دلیل همان دیدگاه و عملکرد پیوریتانی. چون خود مهاجران قاره نو با چنین نگاهی به قتل عام سرخپوستان پرداختند. نوآم چامسکی (نظریه پرداز و اندیشمند یهودی) در کتاب خود با نام "سال 501 : اشغال ادامه دارد" تاریخ انباشته از "پاکسازی های قومی" و فشارهایی که از جانب کریستف کلمب بر بومیان آمریکا وارد آمد را مورد بررسی قرار می دهد و ضمن بیان اینکه پیوریتن ها سرزمین آمریکا را سرزمین موعود نامیدند و بومیان و سرخپوستان آنجا را اشغالگران کنعانی تلقی کردند ، توجیه اعمال وحشیانه آنها را از نوشته هایشان چنین بیان می دارد:

"...آن جماعت بومی ، مورد علاقه خداوند نبودند ، لذا از بهشت روی زمین پاکسازی شدند. حمد و سپاس از اینکه دیگر کسی از بومیان باقی نماند ..."!!

در تواریخ مختلف آمده است که پیوریتن ها، قتل عام ها را به طور مرتب تحت کنترل و نظارت رهبران دینی خود انجام داده و ماموریت مقدس خود به شمار می آوردند.

 دیگر کدام تفکرات و اندیشه های فاتحان آمریکا در فیلم های هالیوود و برپرده های سینمای آمریکا نقش بست؟

 -سایر تفکرات و اندیشه های ایدئولوژی آمریکایی مانند اومانیسم ، سکولاریسم و لیبرال سرمایه داری و ...را نیز به همراه تبلیغ برای افسانه ها و اسطوره های جعلی هم در بسیار از تولیدات هالیوود به چشم می خورد. یعنی در جریان اصلی سینمای آمریکا و هالیوود ، نمی توانید فیلمی را بیابید که از این تفکرات و اندیشه ها و آرمان ها خالی باشد. این را بنده به عنوان یک تماشاگر حرفه ای سینما که بسیاری از آثار دیروز و امروز هالیوود را بارها تماشاکرده است ، به ضرس قاطع عرض می کنم و حاضرم در مورد تک تک فیلم ها صحبت کنم.

 محوری ترین تفکر و باوری که در هالیوود به تصویر کشیده شده ؟

 -نژادپرستی. پیوریتان ها اصلا مردمی نژادپرست بودند ، چرا که اعتقاداتشان به باورهای صهیونی آمیخته بود و باورهای صهیونی هم اساسا بر نژادپرستی استوار است. سمیر امین متفکر و اندیشمند مصری / فرانسوی به خوبی در مقاله ای که در روزنامه الاهرام در اکتبر 2002 نوشت ، این نژاد پرستی را توضیح می دهد . او می نویسد:

"...فرهنگ سیاسی آمریکایی توسط فرقه های افراطیِ پروتستان ( همان پیوریتن ها یا مسیحیان صهیونیست) در نیوانگلند یا شمال شرقی آمریکا شکل گرفت. این فرهنگ سیاسی علاوه بر این جنبه شبه دینی، با این ویژگی ها مشخص می شد: قتل عام بومیانِ قاره آمریکا ، به برده کشیدن آفریقاییان، و ایجاد اجتماعات متعددی از مهاجران که مرحله به مرحله، طی قرن نوزدهم به قاره آمریکا رفتند و میانشان افتراق های قومی وجود داشته است..."

به نظر تامس اف گاست ، جامعه شناس آمریکایی در کتاب خود موسوم به "نژاد: تاریخ یک ایده در امریکا" ، توین بی از این نظریه که"اعتقادات فزاینده کلنی نشینان انگلیسی به عهد عتیق موجب پیدایش این باور در آنها شده بود که آنها به عنوان مردمی انتخاب شده اند تا کافران را نیست و نابود سازند" ، دفاع می کند. گاست سپس می افزاید : "...اسراییلی های ماساچوست ( یعنی همان پیوریتن ها) به همان شیوه ، سرخپوستان را نابود ساختند که اسراییلیان موردنظر کتاب عهد عتیق ، کنعانیان(فلسطینیان) را معدوم نمودند..."

شما می توانید این نژادپرستی را از فیلم مهمی همچون " تولد یک ملت" ساخته دیوید وارک گریفیث در سال 1915 ببینید تا فیلم محبوبی مانند "بربادرفته " و تا همین امروز و اسکار امسال و فیلمی به نام "HELP" که نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم هم بود و بالاخره اینکه  برخی ژانرهای سینمای آمریکا اساسا ماهیت نژادپرستانه دارد، همچون فیلم وسترن که در آن وسترنر سفید پوست ، آدم مثبت و قهرمان و منجی است و سرخپوستان ، همان اشرار کنعانی ( بنا به اعتقادات و باورهای پیوریتانی ) و سمبل شرارت و خباثت که از آن همان شعار نژادپرستانه "سرخپوست خوب ، سرخپوست مرده است" نتیجه می شود.

 و وسترن می شود ژانر نمونه ای سینمای هالیوود و برخی وسترن سازها همواره از معروفترین فیلمسازان این سینما بوده اند، همچون جان فورد و ...

 -و واقعا چنین معروفیتی چندان هم هنری و اتفاقی نبوده است ، اگرچه جان فورد ، فیلمساز قوی و قابلی بوده ، اما معروفیت او به یک سری مسائل فرامتنی بستگی داشته است...

 چه مسائلی؟

 -همان مسائلی که باعث شد ، مثلا هاوارد هاکس علیرغم برخی قابلیت های منحصر به فرد ، موقعیت  فورد را پیدا نکند و حتی برای یک بار هم به خاطر فیلم هایش ، جایزه اسکار نگیرد. در حالی که جان فورد بارها و بارها برروی سن مراسم اسکار حضور یافت و به خاطر فیلم هایش ( اعم از داستانی و مستند ، اسکار دریافت نمود ) .

 توضیح بیشتر می دهید؟

 - شما نگاه کنید ، جان فورد تنها سینماگر آمریکایی است که در سال 1973 به خاطر یک عمر فیلمسازی برای آمریکا و ایدئولوژی آمریکایی از دست ریچارد نیکسون ( رییس جمهوری وقت ایالات متحده آمریکا ) مدال آزادی یعنی بالاترین نشان افتخار آمریکا را دریافت کرد و همان ریجارد نیکسون در همان مراسم وی را به لقب آدمیرال تمامی ( بالاترین درجه نظامی در نیروی دریایی ارتش ایالات متحده ) مفتخر ساخت. ریچارد نیکسونی که در آن زمان به دلیل تداوم اشغالگری ارتش آمریکا در ویتنام و کشتار بیرحمانه مردم آن سرزمین ، به شدت مورد انتقاد و اعتراض حتی محافل آمریکایی بود . این بزرگداشت و اعطای مدال و درجه نظامی هم بی دلیل نبود. چرا که جان فورد رییس شاخه فتوگرافیک سرویس اطلاعاتی / جاسوسی OSS در دوران جنگ جهانی دوم بود. OSS در واقع سازمان مادر CIA محسوب می شود که بعد از جنگ جهانی دوم ، به سازمان تروریستی CIA بدل شد. جان فورد به اتفاق برخی از شناخته شده ترین سینماگران هالیوود همچون مریان سی کوپر ، ویلیام وندر بیلت ، وارد باند ، جان وین ، باد شولبرگ ، گرک تالند و ...در واقع حلقه اتصال هالیوود به سازمان CIA بودند ، به کمک کارشناسان این سازمان همچون ویلیام داناوان و ریچارد هلمز و ...برای سینمای هالیوود پس از جنگ برنامه ریز دقیق کردند تا سینمای هالیوود ، براساس آن شکل گرفته و پیش برود.

 در این زمینه مانیفستی هم تدوین کرده بودند ؟

 -بله، مانیفستی مدون داشتند به نام "جنگ صلیبی برای آزادی" یا ""Crusade For Freedom که به صورت دفترچه ای در اختیار فیلمسازان قرار می دادند تا براساس آن فیلم هایشان را تولید کنند ...

 مثل همین دفترچه سیاست ها که معاونت سینمایی ما در اختیار فیلمسازان می گذارد ...

 - ظاهرا و اسما بله ولی با این تفاوت که فرمول "جنگ صلیبی برای آزادی " لازم الاجرا بود ولی دفترچه ای که معاونت سینمایی ما تهیه کرده اولا فاقد آن ویژگی های ایدئولوژیک است و ثانیا کسی آن را جدی نمی گیرد که اجرا نماید!!

 شما این اطلاعات را از کجا بدست آوردید؟

 -مدارک و اسناد مختلفی که در خارج کشور منتشر شده ، از جمله مجموعه ای که سازمان CIA در شصتمین سالگرد خود انتشار داد و اسناد محرمانه OSS هم جزو آن بود، کتاب "جنگ سرد فرهنگی : سازمان سیا در عرصه فرهنگ و هنر " نوشته فرانسیس ساندرس، گزارشات مختلف بعضی از سینماگران عضو CIA مثل ویلیام وندر بیلت و ترنر شلتون و گوفری شرلوک و کارلتون آلسوپ و سی دی جکسون ، برخی نوشته ها و مکتوبات کارشناسان و منتقدانی همچون جوزف مک براید و گراهام رابی ( پژوهشگر و نویسنده روزنامه گاردین که در سال 1990 در یک پژوهش جنجالی ، از بخش در سازمان CIA به نام "دفتر ارتباط با صنایع سرگرمی ساز " به ریاست جان فورد پرده برداشت و بالاخره مصاحبه و صدای خود جان فورد و گزارش مراسمی که کمتر از آن در تاریخ سینما گفته شده. مجموعه این اسناد و مدارک تاریخی، این واقعیت را برایم مسجل ساخت که هالیوود بسیار فراتر از یک زیر مجموعه ، تحت کنترل و امر و هدایت مراکز امنیتی و استراتژیک ایالات متحده بوده است. قطعا هر ناظر و مخاطب بی طرف و غیر متعصب هم اگر این تصاویر و اسناد و فیلم ها را مشاهده نماید ( که برخی از آنها در 3 قسمت از مجموعه مستند "...واینک آخرالزمان" نمایش داده شد) به همین نتیجه خواهد رسید.

 آیا ماجرای ارتباط هالیوود و سرویس های اطلاعاتی / جاسوسی به جان فورد یا آنهایی که اسم بردید ، ختم می شود ؟

 -متاسفانه خیر ! این موضوع درمورد اغلب فیلمسازان مشهور هالیوود وجود داشته است . مثلا سیسیل ب دومیل ( سازنده فیلم های معروفی همچون "ده فرمان" ) به عنوان مشاور مخصوص دولت در هالیوود برای توزیع آثار سینمایی مورد نظر پنتاگون و CIA ، مرکزی بوجود می آورد به نام MPS که با امکانات 135 پست خدماتی در 87 کشور جهان ، شبکه توزیع عظیمی برای فیلم و سینمای آمریکا ایجاد کرد. مرکز MPS نمادهای مخفی مانند نشان"دفتر هماهنگ سازی عملیاتی" را برروی فیلم ها جهت توزیع جهانی پیشنهاد کرد و در ژوئن 1954 این مرکز 37 فیلم را برای نمایش در پشت به اصطلاح پرده آهنین لیست نمود.

در اسناد منتشره آمده، سی دی جکسون مشاور مخصوص ژنرال آیزنهاور در امور جنگ روانی که یکی از کارآمدترین برنامه ریزان مخفی ایالات متحده به شمار می رفت در جستجوی هم پیمانانی بود که بتوانند به بهترین نحو ، مسایل تبلیغاتی آمریکا را بفهمند و آن را در نوشته ها و حتی حرکات بازیگران خود ، درست با همان ظرافت لحاظ نمایند. او در ژانویه 1954 فهرستی از دوستانی را که انتظار می رفت در این مسیر بتوانند کمک کنند،یادداشت نمود. این فهرست تقریبا تمامی عوامل موثر در هالیوود را در بر می گرفت.

این موضوع درباره بازیگران مشهور نیز وجود داشته ، مثلا جودی گارلند در اواخر دهه 1940 و اوایل دهه 1950 توسط کارلتون آلسوپ عامل کهنه کار CIA و مامور مستقیم این سازمان در کمپانی متروگلدوین مه یر به خدمت گرفته شد تا فیلم های متعددی مانند "ستاره ای متولد می شود" یا "جادوگر از" را بازی کند. جودی گارلندی که در همان زمان با کارگاه جنگ روانی فرانک ویسنر همکاری می کرد. یا کمپانی RKO اساسا یک استودیوی سینمایی اطلاعاتی مانند کمپانی آرگوسی جان فورد یا استودیوی C.V "کورنلیوس وندر بیلت ویتنی" بوده که برای کسانی همچون فرد آستر و جینجر راجرز ( از معروفترین هنرپیشگان فیلم های موزیکال ) کد رمز و رده تشکیلاتی تعیین کرده بوده است. همین کورنلیوس وندر بیلت از عوامل CIA در هالیوود با دیوید سلزنیک ( تهیه کننده معروف ) همکاری دراز مدتی داشت و فیلم هایی مانند "ستاره ای متولد می شود" ، " ربه کا" و "برباد رفته" از تولیدات محصول همان همکاری هاست.

نمونه ها بسیار است که باید مجموعه "...و اینک آخرالزمان" را ببینید و ...

به هرحال علاوه بر کند و کاو هالیوودی ، حتما سینمای آخرالزمانی در این مجموعه مستند ، موضوع محوری است که اصلا نام مجموعه را به خود اختصاص داده است.

 -به هر صورت ، سینمای آخرالزمانی ، حاصل همه این سالها طراحی و کار و تولید و برنامه ریزی در هالیوود است که امروز به این مرحله به قول خودشان پایانی رسیده است. یعنی حد نهایی همه آن تلاش ها و فیلم ها و تولیدات و سبک ها ژانرهای مختلف ، در سینمای آخرالزمانی متبلور شده است. یعنی در واقع سینمای آخرالزمانی ، برآیند و نتیجه همه آن ژانرها و گونه های سینمایی است که در طول این 115 سال برپرده سینماها نقش بسته است و از همین رو می توانید نشانه ها و نمادهای همه آن فیلم ها و ژانرها را در فیلم های آخرالزمانی یا آپوکالیپتیک ببینید و در این مجموعه به طور مشخص یک سوم پایانی آن را در برمی گیرد ، ضمن اینکه در بررسی انواع و اقسام فیلم های آخرالزمانی و عناصر و عوامل ساختاری و فرمیک آن، به مقاطع و تئوری هایی مانند"11 سپتامبر" یا به قول خودشان 9/11 ، "توهم توطئه" ، تفکر صلیبی و امثال آن که از جمله نظریه های آخرالزمانی به حساب می آیند نیز پرداخته می شود.

 و به قول معروف، حرف آخر؟

 -به نظرم این مجموعه می تواند فتح بابی باشد برای شکستن یک تابو ، تابوی شیفتگی و خودباختگی درمقابل سینمای غرب ، آمریکا و هالیوود که ما هم می توانیم با آن نقادانه برخورد کنیم. این مجموعه می تواند فتح بابی باشد برای تصحیح یک نگرش القایی و نادرست که سینمای هالیوود برای سرگرمی و به قول خودشان Entertainment"" یا هنر برای هنر و یا حتی تجارت و پول و گیشه ایجاد نشده ( که البته همه اینها می تواند از آن حاصل شود ) بلکه طرح و برنامه های مفصلی وجود داشته و از طریق آن به اجرا درآمده است. این مجموعه می تواند فتح بابی باشد برای ایجاد یک دیدگاه جدید نسبت به کلیت سینما و به اصطلاح ام القرای آن که آمریکا و هالیوود باشد. دیدگاهی که می تواند ما و سینمای ایران را برای رسیدن به یک سینمای واقعی برای ایران کمک کند. یعنی سینمایی که هم "سینما" باشد و هم متعلق به "ایران" . البته همان ایرانی که ام القرای جهان اسلام به شمار می آید.

 

 


 
 
آخرین قسمت مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ تیر ۱۳٩۱
 

روایت قیام موعود برپرده سینما

 

"قیام موعود برپرده سینما" عنوان سی امین و آخرین قسمت از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" است که ساعات 12/45 ، 19/45 و 22/35 یکشنبه 18 تیرماه از شبکه خبر پخش می شود.

در سالهای اخیر و پس از آغاز هزاره سوم نیز تعداد زیادی از فیلم هایی که  تولید می شوند یا باورهای آخرالزمانی صهیونیست ها راتبلیغ می کنندو یا مردم رااز موعودی دیگر می ترسانند. موعودی حقیقی که به اذن خداوند در مقابل تمامی جنگ و کشتار و خونریزی و به اصطلاح آرماگدونی صهیونیست ها خواهد ایستاد. همچنانکه پیروان و شیعیان او  سالیان سال است در انتظار ظهورش مقاومت و ایستادگی کرده اند.

در خبرها آمده بود که جرج بوش ، هیئتی را متشکل از متخصصان سازمان سیا ، کارشناسان اسلامی در آمریکا و جامعه شناسان و دانشمندان مذاهب دیگر مامور کرده تا درباره حضرت امام زمان (عج) و زمینه های ظهور ایشان تحقیق نمایند. اگرچه سالها بود ،  خبرهایی از گوشه و کنار می رسید مبنی براینکه سرکردگان صهیونیسم ، به خصوص در آمریکا و اسراییل بودجه ای بالغ بر میلیاردها دلار اختصاص داده اند تا چگونگی ظهور حضرت مهدی (عج) را بررسی کرده و راههای جلوگیری از آن را جستجو نمایند ، اما این بار خبر فوق برروی بسیاری از خبرگزاری های معتبر و سایت های اینترنتی نقش بست تا خوش خیالی خیلی ها که اینگونه خبرها را ناشی از همان فرضیه معروف "توهم توطئه " می پنداشتند ، پایان داده و با واقعیتی تکان دهنده مواجه شان گرداند که به لحظه تصمیم بسیار نزدیک شده ایم.

اینک بار دیگر بایستی کارنامه خود را مرور کنیم که هریک از ما برای فراهم آوردن زمینه های ظهور حضرت ( که تکلیف هر مسلمان شیعه است) چه کارهایی انجام داده است . در حالی که چنانچه بخشی کوچک از آن را مشاهده کردیم ، جبهه رقیب از هیچ کوششی فروگذار نکرده و نمی کند.

اما نویسندگان و هنرمندان مسلمان در جهت شناساندن حضرت مهدی موعود (ع) به نسل امروز چه کرده اند؟ تا چه اندازه ایشان و اهداف و آرمان هایشان را به جوانان معرفی کرده اند؟ مگر نه این است که مهمترین وظیفه هر شیعه ، شناخت و شناساندن امام زمان خویش است ؟  به راستی درباره مهمترین موضوع شیعه، یعنی قیام منجی عالم بشریت، حضرت حجت (عج) و شیوه و رسم و راه درست انتظار حضرت، به چه آثار سینمایی اندیشیده شده است؟ درباره شرایط ظهور ایشان و علاماتی که این ظهور مبارک و خجسته در مقابل خواهد داشت، روایات و سخنان بسیار از ائمه اطهار (س) و  شخصیت‌های بزرگ اسلامی نقل شده است. سینمای ایران  تا چه اندازه به این شورانگیزترین  واقعه آینده بشریت، نگاه داشته است؟

دراین باره دکتر مجید شاه حسینی ، پیام فضلی نژاد ، سید محمد حسینی ، سید هاشم قاسمی ، نصرت الله تابش و محمد حسین فرج نژاد به اظهار نظر خواهند پرداخت و بخش هایی از فیلم های "پایان روزها " ، "دروازه نهم" ، " روز استقلال" ، "آرماگدون" ، "ماتریکس" ، "برخورد عمیق" ، " فرمان" ، "راز" و "رمز داوینچی" به نمایش درخواهد آمد.

مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 30 قسمت برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شده بود.


 
 
آرماگدون در "...و اینک آخرالزمان"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ تیر ۱۳٩۱
 

سرمایه گذاری هالیوود برای فاجعه ضد بشری

 

"آرماگدون" عنوان قسمت 29 از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" است که ساعات 12/45 ، 19/45 و 22/35 شنبه 17 تیرماه از شبکه خبر پخش می شود.

در کتب و اسناد منتشره آمده است که بنا بر اعتقاد صهیونیست ها ، با آغاز هزاره جدید و عبور از برج حوت (ماهی) به برج حمل (سطل) ، زمان اقدام برای فراهم آوردن زمینه های ظهور مسیح موعودشان فراهم آمده  است. به عبارت دیگر آنان براین باورند که جهان به آرماگدون و آخرالزمان مورد نظر مسیحیان و یهودیان صهیونست بسیار نزدیک شده و حالا نوبت عمل فرا رسیده است. اگرچه صهیونیست ها ، دیرزمانی است که عملیات خویش را برای روز موعود  "آرماگدون" شروع کرده اند.

اونجلیست‌ها (مسیحیان صهیونیست ) براین باورند که مسیح (ع) دوباره ظهور می‌کند و در آخرالزمان جنگ و ویرانی بزرگی  با نام آرماگدون اتفاق خواهد افتاد و بعد از این ویرانی هزاره خوشبختی برای آنها آغاز خواهد شد.

براساس آمار، چهل درصد از آمریکاییان معتقد به آرماگدون هستند. "رونالد ریگان" یکی از روسای جمهور پیشین ایالات متحده آمریکا درباره‌ی نبرد آرماگدون گفته بود: "آرزو دارم که خداوند به من عنایت کند تا زمینه‌ی نبرد آرماگدون را فراهم سازم تا بدان وسیله در این نبرد شرکت کنم و مشیت و خواست الهی را به صورت اجرا بگذارم و باعث بازگشت دوباره‌ی مسیح بشوم."

و این آرماگدون در بسیاری از فیلم های امروز سینمای هالیوود به وضوح به تصویر کشیده شده است. براساس متون عهد عتیق مثل سفر دانیال و حزقیال نبی و همچنین تحریفاتی که به عهد جدید تحت عنوان مکاشفات یوحنا تحمیل گردید ، درباره نشانه های آخرالزمان ، فیلم های متعددی طراحی شد که یکی از آنها "طالع نحس 666 " بود. فیلمی که در سال 2006 به اکران عمومی درآمد.

همچنین غرب برای توجیه شکست های خود ، ساخت یک سری فیلم های پست آپوکالیپتیک یا پسا آخرالزمانی را در دستور کار هالیوود قرار داد که در این گونه فیلم ها ، گویا فاجعه آخرالزمان اتفاق افتاده و موجودات شرور حاکم هستند اما معدود پیروان مسیح یا منجی برای زمینه سازی ظهور او در تلاش خستگی ناپذیری به سر می برند. از جمله این آثار می توان به فیلم هایی مانند "جاده"ساخته جان هلیکوت اشاره نمود که مسئله حفاظت از آخرین منجی را مطرح می سازد. آخرین منجی که در قد و قواره یک پسربچه ظهور کرده است.

در این قسمت از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" ، بخش هایی از فیلم های "Dune" ( دیوید لینچ- 1984) ، "آگاهی" (الکساندر پرویانس-2009) ، "طالع نحس 666" (جان مور-2006) ، "امگا کد2:مگی دو" (برایان ترانچارد اسمیت-2001) ، "جاده"(جان هلیکوت-2010) و "کتاب ایلای"(برادران هیوز-2010) به نمایش درمی آید.

از جمله تصاویر منحصر به فردی که در این قسمت پخش مس شود ، بخشی از سخنرانی های جنگ طلبانه جری فالول و هال لیندسی ( از رهبران اوانجلیست یعنی مسحیان صهیونیست ) است که صریحا بر طبل جنگ آخرالزمان می گویند و دنیا را به یک جنگ اتمی تهدید می کنند.

مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 30 فسمت برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شده است.


 
 
ایدئولوژیک ترین نبردهای تاریخ در "...و اینک آخرالزمان"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ تیر ۱۳٩۱
 

تصویر جنگ های نوین صلیبی در هالیوود

 

"جنگ های نوین صلیبی " عنوان قسمت 28 از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" است که ساعات 12/45 ، 19/45 و 22/35 جمعه 16 تیرماه 1391 از شبکه خبر پخش می شود.

جنگ های صلیبی به عنوان ایدئولوژیک ترین نبردهای تاریخ غرب ، همواره جایگاه ویژه و محبوبی نزد سیاسیون آن (مانند روسای جمهور ، نمایندگان کنگره ، فرماندهان ارتش و روسای احزاب و جمعیت های سیاسی آمریکا و اروپا) و همچنین عناصرفرهنگی شان از جمله قصه پردازان ، حماسه سرایان و به خصوص هالیوود و فیلمسازانش داشته است. همواره سعی شده که روایت های متعدد از مراحل ، فراز و فرودها و قهرمان های این جنگ ها (البته درکنار داستان ها و اسطوره های کتاب مقدس) در طی قرون متمادی  به صورت ادبیات و هنر عامه پسند درون جامعه غرب تزریق شود تا به نوعی  فرهنگ صلیبی را در میان مردم این جامعه زنده نگاه دارند.

اهمیت جنگ های صلیبی (به عنوان نقطه آغاز برای سرکوب و قتل عام مسلمانان و نخستین زمزمه های حکومت جهانی صهیون) برای غرب صهیونی آنقدر حیاتی و جدی بوده و هست که وقتی پس از گذشت قرن ها، در جنگ جهانی اول ژنرال النبی (فرمانده قشون انگلیس) پس از شکست عثمانی همراه با ارتش خود به فلسطین رسید ، در بالای قبر صلاح الدین ایوبی شمشیر برزمین کوبید و گفت: حالا جنگ های صلیبی به پایان رسید! و داغ این جنگ ها و شکست های سنگین صلیبیون از مسلمانان آنچنان بر دل صهیونیست ها سنگینی کرده و می کند که جرج دبلیو بوش (از سران صلیبیون امروز) ، پس از قضیه 11 سپتامبر و در آستانه حمله به خاورمیانه و اشغال افغانستان ضمن هشدار به مسلمانان گفت که جنگ های نوین صلیبی آغاز شده است !!

به دلائلی که ذکر شد تفریبا از همان روزهای آغازین سینما ، جنگ های صلیبی و اسطوره هایش همواره دستمایه با اهمیتی برای قصه پردازان و فیلمسازان هالیوود به شمار آمده  است. کاراکترهایی همچون شاه آرتور و جنگجویانش (و آن شمشیر معروفش که در سنگ فرو رفته و بایستی فردی برگزیده یا همان منجی آخرالزمانی آن را از سنگ بیرون آورد)، شوالیه های صلیبی و نبردهایشان و بالاخره کاراکتر محبوبی به نام رابین هود ( همراه یکی از مشهورترین و در واقع خونخوارترین شاهان صلیبی با عنوان جعلی ریچارد شیردل) از زمان سینمای صامت محور بسیاری از فیلم های سینمای هالیوود بوده است.(از رابین هودی که آلن داون در سال 1922 ساخت تا رابین هود سال گذشته ریدلی اسکات که پیش از این هم با آثاری همچون "گلادیاتور " و "قلمرو بهشت" دین خود را به جنگ های صلیبی ادا نموده بود).

تصاویر یا بخش هایی از فیلم های "رابین هود" ، "قلمرو بهشت" ، "گلادیاتور" ، "فصل جادوگری" ، "زره پوش" ، "کشیش" ، "9" ، "ارباب حلقه ها" ، "هری پاتر" ، "جنگ های ستاره ای" و "ماتریکس" در این قسمت از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" پخش شده و محمد حسین فرج نژاد ، پیام فضلی نژاد و سعید کریمی درباره آنها به اظهار نظر خواهند پرداخت.

مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 30 قسمت برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شده است.


 
 
سالگرد تولد حضرت امام زمان (عج) برهمه منتظرانش تهنیت باد
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩۱
 


 
 
سالروز میلاد مهدی موعود (عج) برهمه آزادگان جهان مبارک
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩۱
 


 
 
تئوری توطئه در "...و اینک آخرالزمان"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩۱
 

هالیوودی کردن یک تئوری کهنه  

 

"تئوری توطئه" عنوان قسمت 27 از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" است که ساعات 12/45 ، 19/45 و 22/35 پنجشنبه 15 تیرماه از شبکه خبر پخش می شود.

 مفهوم توهم توطئه یا تئوری توطئه (Theory  Conspiracy) از جمله ابعاد ایدئولوژیک سینمای غرب امروز است که به کرات در فیلم ها با داستان ها و قصه های مختلف به تصویر کشیده شده است.

سِر کارل رایموند پوپر احتمالاً نخستین اندیشه‎ پرداز دنیای غرب است که مفهومی به‌نام "توهّم توطئه" را به حربه‌ای نظری علیه کسانی بدل کرد که بر نقش دسیسه‌های کانون های پنهان سلطه ‎گر در تحولات دنیای امروزین تأکید دارند. اما "تئوری توطئه" مانند هر یک از اجزای ایدئولوژی غرب صلیبی/صهیونی  از تئوری بافی های امثال کارل پوپر به فرهنگ و ادبیات و سپس سینمای غرب و آمریکا راه یافت.

اگرچه مفهوم "تئوری توطئه" بیشتر کاربرد ژورنالیستی دارد تا علمی. به‌عبارت دیگر، نوعی حربه تبلیغاتی است برای بستن دهان کسانی که به پژوهش در لایه‌های پنهان سیاست و تاریخ علاقمندند؛ یعنی به عرصه‌ای که از آن با ‌عنوان فراسیاست Para politics یاد می‌شود. در واقع مفهوم "تئوری توطئه" ، فاقد هرگونه تعریف و ارزش علمی است ، دامنه کاربرد آن روشن نیست و لاجرم کسی را که در این زمینه قلم می‌زند به سطحی‌نگری و تناقضات جدّی وادار می‌کند. توجه کنیم که این امر به "تئوری توطئه" محدود نیست بلکه در مورد برخی دیگر از مفاهیم نظری در عرصه اندیشه سیاسی نیز صادق است.

علیرغم این ضعف جدی تئوریک اما "تئوری توطئه" بخش قابل توجهی از فیلم های مهم دهه نخست هزاره سوم میلادی را دربرگرفت . فیلم هایی که به انحآء مختلف هرگونه اعتقاد به طرح های پنهان و دست های پشت پرده را توهم توطئه تلقی کرده و در واقع باور به طرح های استعماری و امپریالیستی را به سخره و مضحکه می گرفتند.

فیلم هایی مانند "بعد از خواندن، بسوزان" ساخته برادران کوئن  در سال 2008 که جاسوسی و رد و بدل شدن اطلاعات در جنگ سرد را به سخره می گرفت و یا فیلم "شاتر آیلند" به کارگردانی مارتین اسکورسیزی در سال 2010 که همه ماجرای فرار یک بیمار روانی خطرناک از تیمارستانی در جزیره شاتر و همچنین برعهده گرفتن تحقیقات آن را ناشی از توهمات یکی از همان بیماران نشان می داد که ظاهرا خود را یک کاراگاه پلیس می دانست.

نمایش تصاویر یا بخش هایی از فیلم های "هرکول" ، " تئوری توطئه" ، "حشره" ،  "یک ذهن زیبا" ، "شاتر آیلند" و "بعد از خواندن ، بسوزان" از جمله بخش های این قسمت از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" است.

مجموعه مستند "...واینک آخرالزمان" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 30 قسمت برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شده است.


 
 
اسرار 11 سپتامبر در "...و اینک آخرالزمان"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۳٩۱
 

سانسور زیر پرچم آزادی در هالیوود

 

"اسرار 11 سپتامبر" عنوان قسمت 26 از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" است که ساعات 12/45 ، 19/45 و 22/35 چهارشنبه 14 تیرماه از شبکه خبر پخش می شود.

آنچه درمورد حادثه 11 سپتامبر برای برخی شگفت انگیز به نظر رسید، سکوت و خاموشی معنا دار هالیوود در مقابل این حادثه بود. تنها تصمیمی که فاش شد این بود که در جلسه مشترک کاخ سفید با سردمداران هالیوود قرار شد تا این کارخانه به اصطلاح رویا سازی به کمک سیاستمداران  ونظامیان ایالات متحده آمده و در جنگ علیه تروریسم  آنها را یاری رساند. از آن پس بود که خیل فیلم های ضد تروریستی، استودیوهای هالیوود را  تسخیر کرد. اما فیلمی درباره اصل حادثه ساخته نشد! این سکوت و خاموشی 5 سال به طول انجامید تا در سال 2006 ، 3 فیلم سفارشی و تبلیغاتی با عناوین "مرکز تجارت جهانی " ( الیور استون) ، " یونایتد 93" ( پال گرین گراس ) و "پرواز 93" ( پیتر مارکل ) همزمان برروی پرده سینماها و شبکه های تلویزیونی به نمایش درآمدند و البته همان سناریوی تکراری کاخ سفید را بی کم و کاست ، به تصویر کشیدند.

اما مستندهای متعددی حقایق و گوشه های پنهان آن حادثه را بازخوانی کردند از جمله فیلم "تغییر بی قاعده" که در سال 2005 ساخته شد. فیلمی که هرگز در هیچ سینمای آمریکا یا اروپا به نمایش در نیامد!

مجله تایم در گزارشی درباره "تغییر بی‌قاعده"، آن را یکی از افشاگرترین فیلم‌هایی معرفی نمود که درباره  11 سپتامبر ساخته شده است. در ادامه گزارش مجله تایم آمده بود که:

"... فیلم یاد شده پر از آمار، تصاویر، مدارک و گفته‌های شاهدان عینی است. متخصصان در مصاحبه هایشان  دلایل خود را ارائه می دهند و  نوای موسیقی هیپ‌هاپ در سرتاسر فیلم به گوش می‌رسد. آنها یازدهم سپتامبر را از نو بازسازی کرده‌اند. نقطه به نقطه و فریم به فریم. یک گوینده لحظه به لحظه ماجرا را شرح می‌دهد. ‌آماتورها، شماری از انسان‌های سخت کوش (که بعضی‌ حتی 20 ساله‌اند) با سرمایه شخصی ولپ‌تاپ‌هایشان وتصاویری که در اینترنت موجود بوده ، این فیلم را ساخته‌اند ..."

کوری رووه، یکی از سازندگان فیلم که تنها 23 سال داشت، در مصاحبه با همان شماره مجله تایم گفت: :" دولت در این فیلمنامه(11 سپتامبر) نقش وطن‌پرستی تحسین‌آمیزش را به خوبی بازی کرد. اگر می‌خواهید سلاح‌های کشتار جمعی ساختگی را در یک کشور دیگر ریشه‌کن کنید، بهترین کار راه انداختن چنین حملات تروریستی ساختگی به کشورتان است. "!! او به حمله آمریکا به عراق به بهانه در اختیار داشتن سلاح‌های کشتار جمعی اشاره می‌کرد که  در عراق هیچگاه چنین سلاح‌هایی کشف نشد.

بخش هایی از فیلم های "آرماگدون" ، "یونایتد 93" ، "پرواز 93" ، "11/09/01" ، "جعبه سیاه" ، "تغییر بی قاعده" ، "Loose Change" ، "Who Kill John o'nel" و "اسرار یازده سپتامبر" در این قسمت از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" به نمایش درآمده و دکتر مجید شاه حسینی ، سعید کریمی درباره اآنها صحبت خواهند کرد . ضمن اینکه پرفسور استیون جونز از اعضای گروه حقیقت یاب حادثه 11 سپتامبر نیز درباره کیفیت حادثه به اظهار نظر خواهد پرداخت.

پرفسور استیون جونز، استاد فیزیک یکی از دانشگاه‌های ایالت اوتاوا و یکی از اعضای گروه حقیقت یاب می‌گوید: "امکان نداشت برج‌های دوقلو با برخورد دو هواپیمای مسافربری به این شکلی که دیدیم فرو بریزند... سوختن سوخت هواپیماهای جت ، دمای کافی برای ذوب کردن فولاد را تامین نمی‌کند و دود سفیدی که در اطراف این ساختمان‌ها دیده شد نیز نشانه انفجار‌های کنترل شده برای فروریختن آنها است. بررسی ساختار این ساختمان‌ها نشان داد آنها بر اثر مواد آتش‌زا که منجر به ذوب شدن فولادها شده است، ضعیف شده و سپس سقوط کرده‌اند."

مجموعه مستند "... واینک آخرالزمان" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 30 قسمت برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شده است.


 
 
زمینه سازی عملیات بزرگ در "...و اینک آخرالزمان"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۳٩۱
 

 

 هالیوود در تدارک 11 سپتامبر

 

هشدار 11 سپتامبر ( 9/11) در صحنه ای از فیلم "ترمیناتور2: روز داوری" ساخته جیمز کامرون در سال 1991(یعنی 10 سال پیش از حادثه 11 سپتامبر!)

 

"زمینه سازی عملیات بزرگ" عنوان قسمت 25 از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" است که ساعات 12/45 ، 19/45 و 22/35 سه شنبه 13 تیرماه از شبکه خبر پخش می شود.

در این قسمت به عملیات زمینه سازی حادثه 11 سپتامبر در هالیوود پرداخته می شود که امروزه براساس تحقیقات مستقل و اسناد منتشر شده ، یکی از اقدامات محوری غرب صلیبی / صهیونی جهت تدارک جنگ آخرالزمان یا آرماگدون ارزیابی شده است.

کانون های پنهان صهیونی برای آغاز هزاره سوم برنامه ریزی های مفصلی انجام داده بودند. برنامه ریزی هایی که از حدود 10 قرن پیش شروع شده بود و قرار بود در انتهای هزاره دوم ، با تئوری هایی همچون پایان روزها یا پایان دوران، جنگ آخرالزمان بین ارتش مسیح از غرب و سپاه ضد مسیح از شرق دربگیرد و پس از کشتار و خونریزی و خرابی های بسیار ، مسیح موعود این کانون ها نزول اجلال فرموده و حکومت جهانی خویش را به مرکزیت اسراییل برپاسازد. اما به خواست و اراده الهی این اتفاق نیفتاد و همه طرح و نقشه های 10 قرنی سردمداران غرب صلیبی/صهیونی نقش برآب دیده شد. پس لازم بود که کاری صورت بگیرد ، یک عملیات کاتالیزور گونه که به اجرای نقشه های یاد شده کمک نماید. به نظر می آید کانون های پنهان صهیونی از قبل پیش بینی چنین روزهایی را نموده و تمهیدات جایگزین را درنظر گرفته بودند. به هرحال همواره در طرح های نظامی و سیاسی ، تمهیدات جایگزین ضرورت پشتیبانی برای اجرای عملیات بزرگ محسوب شده است.

هنوز زمان زیادی از آغاز قرن بیست و یکم و هزاره سوم میلادی نگذشته بود که در یازدهمین روز از نهمین ماه سال 2001 حادثه ای در نیویورک اتفاق افتاد که گویی همه آنچه در فیلم های آخرالزمانی تا آن هنگام تصویر شده بود را عینیت می بخشید. گویی عملیات تروریستی فیلم هایی همچون "محاصره" ساخته ادوارد زوییک در سال1998 و"جاده ارلینگتن" به کارگردانی مارک پلینگتن در سال 1999 تحقق عینی پیدا کرده بود ، انگار پیش بینی های فیلم "مردی که فردا را می دید" از رابرت ژونه محصول 1981 درباره پیش گویی های نوسترآداموس جامه عمل می پوشانید. فیلمی که 2 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی بر روی پرده رفت و در آن به وضوح نشان داده می شد که موشک مسلمانان ، برج های دوقلوی نیویورکی را به دو نیم می سازد!!

به جز این ها طی سالهای پیش از 2001 ، حداقل در بیش از 18 فیلم دیگر به نوعی نابودی برج های دوقلوی تجارت جهانی در نیویورک به تصویر کشیده شد و در واقع نیویورک (که در فرهنگ پیوریتن ها و اوانجلیست ها "یهودیه" هم نامیده شده) یک شهر آخرالزمانی نمایش داده شد.

در حقیقت حادثه 11 سپتامبر 2001 در نیویورک ، پیش از رویداد واقعی اش ، بارها در تولیدات هالیوود به نمایش گذارده شده و زمینه های ذهنی آن در افکار عمومی جهانیان به خصوص آمریکایی ها ، بوجود آمده بود. این یکی از وظایف هالیوود بوده که همواره در طول حضور 115 ساله خود ، به عنوان پیش قراول و خط مقدم جبهه صلیبیون امروز ، به خوبی انجام داده و پیش از هر عمل بزرگ یا حرکت تعیین کننده و استراتژیک از سوی جبهه های نظامی یا سیاسی و یا اقتصادی ایالات متحده ، در واقع این هالیوود بوده که با پرچم تهاجم به صفوف مقابل حمله برده است. زمینه سازی عملیات 11 سپتامبر 2001 در محصولات سینمایی هالیوود ، یکی از مهمترین نقاط عطف در کارنامه این به اصطلاح کارخانه رویا سازی محسوب می شود.

تصاویریابخش هایی ازفیلم های"محاصره"،"جاده آرلینگتن"،"مردی که فردا را می دید"،"نوسترآداموس" ، "نوسترآداموس چنین گفت"، "هکرز"، "ترمیناتور 2: روز داوری"، "برادران سوپر ماریو"، "جان سخت 2" ، "جعبه سیاه" ، "جن گیر 2000" ، "جاسوس بازی" ، "آخرین قلعه" ، "سقوط بلک هاوک" ، "پشت خطوط دشمن"، "خسارت جانبی"، "گزارش اقلیت"، "Reign Over me" و "من خان هستم" جهت مصادیق مباحث مطرح شده در این قسمت به نمایش درآمده و سید هاشم قاسمی ، سید محمد حسینی ، نصرت الله تابش ، محمد رضا اسلاملو ، دکتر مجید شاه حسینی و ویلیام فرید کین درباره آنها به اظهار نظر خواهند پرداخت.

مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 30 قسمت برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شده است.

 

بعد التحریر :
لینک دانلود این قسمت برروی وب سایت شبکه خبر موجود است.
http://www.irinn.ir/web/guest/home


 
 
وعده های هزاره سوم در "...و اینک آخرالزمان"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩۱
 

آرایش آخرالزمانی هالیوود

 

صحنه ای از فیلم "اسپایدرمن" که در آن شخصیت اصلی برای تارتنیدن ، دست های خود را به صورت علامت شیطان پرستی ( کله شاخدار ) در آورده است

 

"آرایش آخرالزمانی هالیوود" عنوان قسمت 24 از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" است که ساعات 12/45 ، 19/45 و 22/35 دوشنبه 12 تیرماه از شبکه خبر پخش می شود.

 آغاز هزاره سوم برای تئوری پردازان غرب صلیبی/صهیونی از اهمیت خاصی برخوردار بود. قرار بود آغاز این هزاره با تحولات مهم و اساسی برای امپراتوری جهانی صهیونیسم همراه باشد ، قرار بود جنگ آخرالزمانی که حدود 10 قرن برایش برنامه ریزی شده بود ، در این آغاز اتفاق بیفتد ، قرار بود ارتش صلیبی برسپاهیان ضد مسیح ( که در واقع همان مسلمانان معرفی شده بودند) پیروز شده و هزاره به اصطلاح خوشبختی آنها با ظهور مسیح موعودشان شروع شود ، قرار بود ...

اما نشد آنچه می خواستند ، چرا که خواست و تقدیر الهی نبود ، چرا که اراده الهی بر پیروزی مستضعفان و ظهور امام عصر (عج) و برقراری دولت کریمه استوار است. اما به هرحال کانون های صهیونی همه تلاش خود را به کار بستند و در راس آنها این هالیوود بودکه درعرصه آماده سازی اذهان برای نبرد آرماگدون می تاخت و پی در پی اقسام رنگارنگی از منجی را در قالب قهرمان و مسیح و کرایست در فیلم هایش به مخاطبان خود القاء می نمود.

این سیر شگفت انگیز تولید آثار آخرالزمانی در هالیوود بدان حد بود که در همان سالها یکی از منتقدین سینمایی این تعبیر را به کار گرفت که : "سینمای غرب آرایش اخرالزمانی گرفته است" و فیلمساز شناخته شده ای مانند تیم برتن به عنوان تهیه کننده انیمیشن "9" در مصاحبه ای به مناسبت نمایش عمومی آن به طعنه گفت که این فیلم از صدهزار فیلم آخرالزمانی که در هالیوود ساخته شده، بهتراست! این طعنه تیم برتن بیش از هر موضوعی به خیل آثار آخرالزمانی اشاره داشت که محصولات کمپانی های هالیوودی را دربرگرفته است بدان حد که دیگر نمی توان به سان برخی ، چشم های خود را بست و همه چیز را به سرگرمی و اقتصاد و گیشه و فروش این فیلم ها نسبت داد، در حالی که براساس آمار موجود ، کمتر از 10 درصد این گونه فیلم ها از فروش قابل توجهی در جدول اکران آمریکا برخوردارند!!

تصاویر یابخش هایی ازفیلم های"مردان ایکس"،"بچه های جاسوس"،"قطب نمای طلایی"، "ترانسفورمرز"، "دزدان دریای کاراییب"،"هل بوی" ،"شیطان ساکن"، "اسپایدرمن"، "مرد آهنی"، "4 شگفت انگیز" ،"سوپرمن"، "بتمن آغاز می کند"، "شوالیه تاریکی" ،"کازینو رویال"،"کوانتوم آرامش"، "سرباز جهانی" ، "دروازه ستاره ای"، "روز استقلال"، "گودزیلا" ، "روز بعد از فردا" ، "10000 سال قبل از میلاد"  و بالاخره "2012" همچنین انیمیشن های "وال ای"، "9"، "هورتون"،"پاندای کونگ فو کار"، "ماداگاسکار" و ...در این قسمت از مجموعه "...و اینک آخرالزمان" به عنوان مصداق بحث های انجام شده ، پخش می شود و سید محمد حسینی ، سید هاشم قاسمی و پیام فضلی نژاد هم به اظهار نظر می پردازند.

مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 30 قسمت برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شده است.


 
 
منجی های آخرالزمانی در "...و اینک آخرالزمان"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ تیر ۱۳٩۱
 

 

آخرالزمان در هالیوود جدید

 

"منجی های آخرالزمانی" عنوان قسمت بیست و سوم از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" است که ساعات 12/45 ، 19/45 و 22/35 یکشنبه 11 تیرماه از شبکه خبر پخش می شود.

در این قسمت به کاراکترها و قصه ها و ماجراهایی پرداخته می شود که دستمایه هالیوود  پس از آغاز هزاره سوم ، برای عرضه در عرصه سینمای آخرالزمانی قرار گرفت..

در واقع روند ساخت فیلم های متعلق به  سینمای آخرالزمانی با ورود به قرن بیست و یکم و هزاره سوم میلادی بخش اعظم تولیدات سینمای غرب و به خصوص هالیوود را در برگرفت.خیل عظیمی از فیلم ها در ژانرها و سبک های مختلف اعم از علمی/تخیلی، ملودرام، هراس، حادثه ای، پلیسی و حتی انیمیشن به نمایش آخرالزمان و آپوکالیپس پرداختند.

برخی از این کاراکترها و داستان ها در سالهای پیش از شروع هزاره ، در قالب فیلم ها و محصولاتی برپرده سینماها رفته بودند ، همچون ماتریکس ، جنگ های ستاره ای ، ترمیناتور ، مومیایی و ...که قسمت های بعدی آنها به صورت مسلسل وار جلوی دوربین رفت و پرده سینماها را به اشغال خود درآورد. اما دراین غوغای سینمای آخرالزمانی، مجموعه ها وکاراکترهای تازه ای نیز به میدان آمدند که در سطح وسیعی  سالن های سینما را در طول دهه نخست هزاره سوم میلادی اشغال کردند و اندیشه های آخرالزمانی و منجی گرایی غرب را در سطح وسیعی بسط دادند ، مانند "هری پاتر " ، "ارباب حلقه ها" ، "نارنیا" و ...

در این قسمت از مجموعه مستند "...واینک آخرالزمان" شاهد نمایش بخش هایی از فیلم های "ماتریکس" ، "جنگ های ستاره ای" ، ترمیناتور 4" ، "مومیایی 3" ، "بیگانه" ، "هرکول" ، "ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین" ، "هالک" ، " اسپایدرمن" ، "ارباب حلقه ها" ، سری "هری پاتر" و "نارنیا" خواهیم بود و کارشناسانی مثل نصرت الله تابش ، فرانچسکو کاندونی ، پیام فضلی نژاد ، سید محمد حسینی ، محمد حسین فرج نژاد و دکتر مجید شاه حسینی به اظهار نظر خواهند پرداخت.

مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 30 قسمت برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شده است.

 


 
 
برآستانه هزاره در "...و اینک آخرالزمان"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ تیر ۱۳٩۱
 

 

فراخوان هالیوود برای همه فیلمسازان

 

صحنه ای از فیلم "رمز داوینچی"

"برآستانه هزاره" عنوان قسمت 22 از مجموعه "...واینک آخرالزمان" است که ساعات 12/45 ، 19/45 و 22/35 شنبه 10 تیرماه از شبکه خبر پخش می شود.

در این قسمت به شتاب فزاینده روند ساخت فیلم های آخرالزمانی در هالیوود و در آستانه هزاره سوم پرداخته می شود و علت آن در باورها و اعتقادات جعلی صهیونیست های مسیحی جستجو می گردد.

در کتب و اسناد منتشره آمده است که بنا بر اعتقاد اوانجلیست ها (اخلاف همان پیوریتن های مهاجر که امروزه عمده مراکز سیاسی و اقتصادی و نظامی و فرهنگی آمریکا را در دست دارند)، با آغاز هزاره جدید و عبور از برج حوت (ماهی) به برج حمل (سطل) ، زمان اقدام برای فراهم آوردن زمینه های ظهور مسیح موعودشان فراهم آمده است. این اعتقاد، صریح و بی پرده در صحنه ای از کتاب و فیلم "رمز داوینچی"نیز به وضوح از جانب سر لی تیبینگ انگلیسی خطاب به پرفسور لنگدون و سوفی بیان می شود، در حالیکه آنها را برای گشودن کریپتکس حاوی راز مکان دفن جام مقدس به گروگان گرفته است ، از عدم افشای راز کلیسا توسط خانقاه صهیون متعجب است.

به عبارت دیگر اوانجلیست ها(که در فرهنگ سیاسی امروز مسیحیان صهیونیست خوانده می شوند)براین باورند که جهان به آرماگدون وآخرالزمان مورد نظر مسیحیان و یهودیان صهیونست بسیار نزدیک شده و حالا نوبت عمل فرا رسیده است.

از همین روست که از سال 2001 تولید آثار عظیم تاریخی که تقریبا از دهه 60 تعطیل شده بود ، مجددا رونق گرفت. فیلم های شبه مذهبی باردیگر با رویکرد تاریخ اسطوره های یهود جلوی دوربین رفتند. دیگر از فیلم های رئال کمتر نشانی به چشم خورد. از فیلم های مکتب نیویورک و آثار معترض دهه 70 چه خبر؟!  فیلم های افشاگر اجتماعی کجا رفتند؟!!

در این مسیربسیاری ازفیلمسازان ظاهرا سرگرمی ساز وحتی مولف و شبه مولف غرب(که اساسا مدعی بودند به هیچوجه با فیلم های ایدئولوژیک سازگاری ندارد) هم به ساخت آثار آخرالزمانی کشانده شدند. از لارس فن تریر دانمارکی و از مبدعان نظریه هنری دگما 95 که فیلم آخرالزمانی"ضد مسیح" را در سال 2009 ساخت تا  متیو کاسوویتس از سینمای فرانسه که پس از ساخت آثار شبه هنری همچون"نفرت" و "رودخانه های سرخ"، در سال 2008 به ساخت فیلم آخرالزمانی"بابل پس از میلاد" وادار شد یا برادران هیوز (سازنده فیلم هایی مانند "از جهنم" و "رییس جمهور مرده" ) در سال 2010 فیلم "کتاب ایلای" را جلوی دوربین بردند یا جان هلیکوت کارگردان وسترن "پیشنهاد" که در سال 2010، یک فیلم پست آپوکالیپتکی ساخت به نام "جاده" درباره شرایط طاقت فرسای پدر و پسری پس از جنگ آخرالزمان درحالی که پسر نشانه هایی از منجی دارد و پدر تا پای جان از وی محافظت می نماید ویا  الکساندر پرویاس، کارگردان فیلم "من، روبات"، فیلمی درباره مسیحیان نوتولد یافته آخرالزمان ساخت به نام "آگاهی"(2009) که براساس اخبار منتشره، ریچارد کلی(سازنده فیلم های آخرالزمانی مانند "دانی دارکو" و "قصه های سرزمین جنوبی") اصل آن را نوشته و کارگردانی کرده بود.

بخش هایی از فیلم های "رمز داوینچی" ، "کنستانتین" ، "تحت تعقیب" ، "هل بوی" ، "کوانتوم آرامش" ، "بابل پس از میلاد" ، "کتاب ایلای" ، " جاده" ، "آگاهی" و "آواتار"  از جمله نمونه هایی هستند که برای ارائه مصادیق بحث های مطرح شده ، در این قسمت از مجموعه مستند "... و اینک آخرالزمان" پخش می شوند.

مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 30 قسمت برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شده است.


 
 
فیلم های کابالایی در "...و اینک آخرالزمان"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ تیر ۱۳٩۱
 

 

پایان روزها در سینمای هالیوود

 

"پایان روزها در سینمای هالیوود" عنوان قسمت 21 از مجموعه مستند "... و. اینک آخرالزمان" است که ساعات 12/45 ، 19/45 و 22/35 جمعه 9 تیرماه از شبکه خبرپخش می شود.

در این قسمت به بروز تفکرات کابالایی در سینمای آخرالزمانی و فیلم های شاخص آن پرداخته می شود. مهمترین ظهور تفکرات آخرالزمانی کابالایی را در دو فیلم رمز داوینچی (2005) و فرشتگان و شیاطین (2009) هر دو نوشته دن براون با فیلمنامه هایی از آکیوا گلدزمن و دیوید کوئپ و با کارگردانی ران هاوارد می توان رویت کرد. در فیلم "رمز داوینچی" در واقع کد رمز بسیاری از تولیدات هالیوود برای مخاطب گشوده می شود. در این فیلم ضمن روایت تحریف گرانه و مظلوم نمایانه ای از چگونگی رخداد جنگ های صلیبی و ماجرای شوالیه های معبد و شکل گیری فرقه های مخوف کابالا و فراماسونری ، خانقاه صهیون و انجمن برادری فراماسونی را حافظ جام مقدس و نسل عیسی مسیح و مریم مجدلیه دانسته که از همان نسل، منجی آخرالزمان بیرون خواهد آمد. منجی که درفیلم "رمز داوینچی" همان سوفی دخترخوانده سونیه، از مسئولین موزه لوور پاریس بود.

در این نوع تفکر که امروزه بر اندیشه های آخرالزمانی غرب صلیبی/صهیونی غالب است، منجی آخرالزمان و مسیح موعود، لزوما حضرت عیسی بن مریم (ع) نیست . چنانچه آن حضرت را در این تفکر عیسای بشارت دهنده خوانده اند و عیسی مسیح یا همان مسیح موعود را عیسی بن داوود می دانند که از نسل عیسی بن مریم و مریم مجدلیه است که این نگرش را به آثار آخرالزمانی سینمای غرب نیز منتقل کرده اند، از همین رو در برخی فیلم ها، مسیح موعود یک زن(مثل فیلم"رمز داوینچی") است یا مانند فیلم "قطب نمای طلایی" دختری نوجوان است یا امثال هری پاتر یا فرودو ( در فیلم"ارباب حلقه ها") یا لوک اسکای واکر ( در فیلم"جنگ های ستاره ای") و یا اصلان ( در سری فیلم های "نارنیا") است و یا اصلا این منجی ، خود رییس جمهور آمریکا است آنچنان که در فیلم " امگا کد2: مگیدو" با آنتی کرایست یا ضد مسیح (دجال) می جنگد و پیروز می شود.

تولید این گونه فیلم ها هرچه که به پایان قرن بیستم و انتهای هزاره دوم میلادی نزدیک شدیم ، روند افزون تری به خود گرفت و به شکل صریح تر و روشن تر موضوع خویش را به نمایش گذارد. از جمله اینکه مستقیما به ماجرایی تحت عنوان "پایان روزها" پرداخت که پایان هزاره را مصادف با وقایعی تعیین کننده در سرنوشت بشریت می دانست. وقایعی که در آستانه غلبه شر بر کلیت جهان ، ناگهان توسط یک منجی تغییر جهت پیدا کرده و به نابودی شر و حاکمیت خیر می انجامید. فیلم هایی همچون "ماتریکس"(برادران واچفسکی-1999)که انسان را به حس تکنولوژی تبدیل می نمود، یعنی یک نیمه انسان / نیمه ربات بایستی بر علیه حاکمیت شبکه ضد بشری اقدام کرده و جهان را به مرکزیت تنها مکان باقیمانده برای بشر آزادیخواه (که در فیلم صهیون نام داشت!) نجات می بخشید .

در این قسمت از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان " شاهد تصاویر و بخش هایی از فیلم های ذیل هستیم:

"رمز داوینچی"، "فرشتگان و شیاطین"، "ترمیناتور 2: روز داوری"، "ماتریکس"، "جنگ های ستاره ای"، "نارنیا"، "قطب نمای طلایی"،"هری پاتر"،"ارباب حلقه ها"،"امگا کد 2: مگی دو"،"لوتر"،" روز استقلال" ، " مریخ حمله می کند" ، "هل بوی" ، "بت من" ، "اسپایدرمن" ، "نبرد: لس آنجلس" ، "تایتانیک". همچنین بخشی از مصاحبه جیمز کامرون پس از نمایش فیلم "تایتانیک" پخش می شود که کامرون در آن ، صراحتا فیلم خود را یک فیلم آخرالزمانی خوانده است.

مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 30 قسمت برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شده است.


 
 
تدارک برای هزاره سوم در "...و اینک آخرالزمان"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ تیر ۱۳٩۱
 

 

هالیوود بر آستانه قرن بیست و یکم

 

 

"تدارک برای هزاره سوم" عنوان بیستمین قسمت از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" است که ساعات 12/45 ، 19/45 و 22/35 پنجشنبه 8 تیرماه از شبکه خبر پخش می شود.

در این قسمت تدارک کمپانی های هالیوود برای ورود به هزاره سوم مورد توجه قرار می گیرد، با این توضیح که پایان هزاره دوم و آغاز هزاره سوم برای آنها معنی و مفهوم دیگری داشت. معنی و مفهومی که از باورها و اعتقادات پیوریتن ها و اوانجلیست ها یعنی فاتحان قاره آمریکا می آمد. همان باورهای آخرالزمانی و آرماگدونی .

هانا راسین پژوهشگر، ژورنالیست و یکی از نویسندگان معروف واشینگتن پست،مدت ها برروی کتابی درباره نخبگان اوانجلیست(همان  صهیونیست های مسیحی که خاستگاه آیینی حاکمان امروز آمریکا هستند)کار می‌کرد. او در مقاله ای که در دسامبر 2005 در  ماهنامه آتلانتیس، شماره296 به چاپ رساند، تدارک هزاره سومی  بنیادگرایان انجیلی برای  سینما و فیلمسازی را به تفضیل توضیح داد .اگرچه در واقع نگرش اوانجلیستی از خیلی پیشتر در ساختارهای سیاسی حاکم و بافت سنت‌گرای جامعه آمریکا و در نتیجه فقرات نظام سینمایی غرب حضوری پرقدرت داشته، اما مقاله راسین علاوه براینکه دیدگاه یک نویسنده و کارشناس یهودی غربی را به این مسئله بیان می سازد، حکایت از آن دارد که امروزه این رابطه در هالیوود و سینمای آمریکا تا چه حد روشن و ملموس است.

بسیاری از کارشناسان سینما در غرب براین باور بودند که کلیسای انجیلی با رویکردهای صهیونی نومحافظه‌کاران در حال دامن‌زدن به موج جدیدی از تهاجمات عقیدتی است که در نهایت به همان نبرد آرماگدون ختم می شود . نبردی که براساس باورهای اوانجلیست ها یا صهیونیست های مسیحی ، بیش از دو سوم مردم جهان را نابود ساخته و دنیا را برای حکومت هزار ساله مسیح موعودشان و یهودیانی که به وی می گروند ، آماده می سازد. در واقع هدف نهایی باورها و اعتقادات آنان ، برچنین فاجعه ای استوار است و آن را تقریبا بدون کم و کاست در تمامی عملکردشان نمایش می دهند.

تاسیس استودیوها و کمپانی هایی برای ساخت فیلم ها و سریال هایی در خصوص همین وقایع آخرالزمانی، از جمله برنامه های هالیوود برای آغاز هزاره سوم بود. از جمله کمپانی های فوق می توان به "Act One" اشاره کرد که توسط راهبه ای به نام باربارا نیکولاسی تاسیس شد(بخش هایی از نظرات وی را در همین قسمت مشاهده خواهید کرد) و در کنار آن مراکز آموزش فیلمنامه نویسی و کارگردانی و تهیه کنندگی  برای تربیت فیلمسازانی شکل گرفت که بتوانند فیلم هایی در جهت همان آرمان های آخرالزمانی هالیوود بسازند. مراکزی مانند دانشگاه پت رابرتسون و پروژه هایی مثل مجموعه فیلم های نارنیا.

تصاویر یا بخش هایی از  فیلم های زیر برای ارائه مصادیق بحث های فوق در این قسمت از مجموعه "...و اینک آخرالزمان" ارائه می شود:

"فرشتگان چارلی" ، "ماموریت :غیرممکن" ، "جعبه سیاه" ، "گلادیاتور" ، "ارباب حلقه ها : بازگشت پادشاه" ، "محبوب میلیون دلاری" ، "مردگان" ، "کشیش" ، "بافی ؛ قاتل خون آشام" ، "افسونگر" ، "هالک" ، "امگا کد 2: مگی دو" ، "طالع نحس : 666" ، "وقایع نگاری نارنیا : شاهزاده کاسپین" ، "مردان ایکس" ، "چهار شگفت انگیز" ، " بروس قدرتمند" ، "پچ آدامز" ، " جن گیری امیلی رز" و ...

مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 30 قسمت برای شبکه خبر تهیه شده است.


 
 
آخرالزمان شبه دینی در "...و اینک آخرالزمان"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ تیر ۱۳٩۱
 

 

شیطان پرستی زیر پوست هالیوود

 

رومن پولانسکی ومیافارو پشت صحنه فیلم "بچه رزماری"

 

"آخرالزمان شبه دینی" عنوان نوزدهمین قسمت از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" است که ساعات 12/45 ، 19/45 و 22/35 چهارشنبه 7 تیرماه از شبکه خبر پخش می شود.

در این قسمت سابقه ورود فیلم های شیطان پرستانه به هالیوود و تولیداتی که به جن گیری و نمایش ارواح می پرداختند ، مورد بررسی و بازنگری قرار می گیرد.

هنگامی در سال 1969 فیلم "بچه رزماری" رومن پولانسکی برپرده سینماها رفت ، در واقع به نوعی نیمه پنهان ماه نمایان شد! یعنی در حالی که تا آن تاریخ کسی از شیطان پرستی و شیطان پرستان و فرقه منسوب به آنها خبری نداشت ، ناگهان جامعه آمریکا و هالیوود با پدیده ای تکان دهنده مواجه شدند که مثل موجود سری فیلم های "بیگانه" درون آنها رشد کرده و بزرگ شده بود و حالا با شکل و شمایلی کریه ، خود را نشان داده و از درون آن جامعه بیرون می زد. هالیوودی که تا آن روز به حضور اخلاقیات و نمادهای مذهبی در آثارش  تظاهر می کرد و به عنوان ویترین جامعه دینی آمریکا، خود را در مقابل سینمای ضد اخلاقی اروپا ، حافظ معنویت و کرامت انسانی می دانست ، اینک در برابر یک پرده دری ضد دینی قرار گرفته بود. اما به راستی در سال 1969 چه اتفاقی افتاده بود که موضوع شیطان پرستی و شیطان پرستان را به سینمای هالیوود آورد و درواقع پرده از یک سری مکنونات جامعه آمریکایی برداشت؟

واقعیت این بود که سال 1969 در تقویم ماسونی آمریکا ، یک سال سرنوشت (قرن) محسوب شده بود ، مثل 1999 یا 1966 (که رمان شیطانی "طالع نحس" در همین تاریخ نوشته شد) که همگی از اعداد و نمادهای عددی شیطان پرستانه و فراماسونی استفاده کرده بودند. در همین سال 1969 فیلمی به نام "هگزان" ساخته  بنیامین کریستن سن به نمایش درآمد که تاریخچه مصوری از رشد و توسعه علوم غریبه ارائه می داد. جالب اینکه تولید فیلم مذکور در سال 1919 آغاز شد ولی پس از مدتی به دلائل نامشخص به آرشیو رفته و نمایش آن در همان سال 1969 رونمایی گردید که فیلم "بچه رزماری" ، شیطان پرستی را به هالیوود آورد!!در واقع از این تاریخ ، ساخت نوعی از فیلم های آخرالزمانی در دستور کار کمپانی های هالیوود قرار گرفت(یا درواقع نوزایی شد) که بعدا به فیلم های آخرالزمانی دینی مشهور شدند.

در این گونه فیلم ها ، یک مفهوم ظاهرا دینی در جدال دیرپای خیر و شر ، سر برمی داشت و در این نبرد کهن ، فرجامی شبه دینی را برای بشریت رقم می زد. فرجامی که در کتب تحریف شده عهد عتیق آمده ، به مسیحیت پروتستانی سرایت نموده و به خصوص در کتب فرقه های منشعب از آن مانند پیوریتن ها و اوانجلیست ها  تحت عناوینی همچون مکاشفات یوحنا به منصه ظهور رسیده است.

نمونه هایی از سینمای آخرالزمانی شبه دینی که در این قسمت از مجموعه "...و اینک آخرالزمان" شاهد بخش هایی از آن هستیم ، عبارتند از :

"بچه رزماری" ( رومن پولانسکی- 1969) ، "دره من چه سرسبز بود" ( جان فورد – 1941) ، "به راه خود می روم"( لئو مک کاری) ، " تعطیلات از دست رفته"( بیلی وایلدر ) ، "بهترین سالهای زندگی ما" ( ویلیام وایلر-1946) ، "هملت" ( سر لارنس اولیویه – 1948) ، "همه مردان شاه" ، "طالع نحس:666" ، "هگزان" ، "پایان روزها "( پیتر هایمز-1999) ، "نشان هفتم" ، " دروازه نهم"( رومن پولانسکی-1999) ، "آیین مذهبی" و ...

مجموعه مستند"...و اینک آخرالزمان" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 30 قسمت برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شده است.

 


 
 
تاریخچه فیلم های آخرالزمانی در "...و اینک آخرالزمان"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ تیر ۱۳٩۱
 

 

 

هراس از پایان دنیا

 

"هراس از پایان دنیا" عنوان هجدهمین قسمت از مجموعه "...و اینک آخرالزمان" است که ساعات 12/45 ، 19/45 و 22/35 سه شنبه 6 تیرماه از شبکه خبر پخش می شود.

در این قسمت ، شاهد سیری در تاریخچه ساخت فیلم های آخرالزمانی در هالیوود از آغاز هستیم. به این مفهوم که اگرچه سینمای آخرالزمانی ماحصل همه آن طراحی کمپانی ها و ژانرها و فیلم هایی است  که در طی این بیش از 100 سال در هالیوود تولید شده اما خود موضوعات آخرالزمانی از همان دوران سینمای صامت با همین ویژگی ها و خصوصیات امروزی در فیلم ها به تصویر کشیده شد و برپرده سینماها رفت.

به‌طور مشخص اولین داستان آخرالزمانی در سال 1910 و در فیلمی به نام "ستاره دنباله دار"  نمود پیدا کرد  که قسمت دوم آن در سال 1916 ساخته شد . در سال 1913 فیلم "پایان دنیا" به روی پرده رفت و آثار دیگری درباره پایان دنیا در سال های 1916 و 1922 ساخته شدند ، مثل فیلم تجربی "مرگ خورشید" ساخته ژرمن دولاک در سال 1920 یا "کشتی نوح" به کارگردانی مایکل کورتیز در سال 1929 و یا فیلم "حبرئیل برفراز کاخ سفید" در سال 1933 که در آن جبرییل به کمک رییس جمهوری آمریکا می شتافت.

نسخه ای هم در باره پایان دنیا و آخرالزمان به کارگردانی "ابل گانس" (فیلمساز مشهور فرانسوی) در سال 1931 تولید گردید. در همان سالها سریال های سینمایی مانند "فلاش گوردون "یا "صاعقه" ، "شزم" و یا "باک راجرز " و مانند آن  به مقوله تهدیدهای جهانی از سوی موجودات شرور زمینی و غیر زمینی پرداختند و جنگی که توسط یک قهرمان یا منجی در مقابل آنها برپا می شد را در کادر دوربین خود قرار دادند.

البته در آن سالها ، بیشتر سینمای آخرالزمانی علمی تخیلی رواج داشت که در آنها یا از حملات بیگانه های فضایی گفته می شد یا از جنگ هسته ای و آزمایشات اتمی که طبیعت را برعلیه انسان می شوراند و یا از آدم های خبیثی که بوسیله تکنولوژی مهیب خود قصد تصرف یا نابودی دنیا را داشتند. یکی از مهمترین فیلم های این  دوران "متروپلیس" ساخته فریتس لانگ بود و پس از آن "چیزهای آینده" به کارگردانی ویلیام کامرون منزیه و تهیه کنندگی الکساندر کوردا براساس کتاب از هربرت جرج ولز که در سال 1936 برپرده سینماها نقش بست.

در این قسمت از مجموعه مستند"...و اینک آخرالزمان"شاهد پخش، بخش ها یا تصاویری از فیلم های زیر هستیم:

قسمت اول و دوم "ستاره دنباله دار" ( 1910- 1916) ، "پایان دنیا "(1913) ، "جبرییل برفراز کاخ سفید" (1933) ، "شزم" ، "فلاش گوردون" ، "متروپلیس" "چیزهای آینده" ، "پنج" ( 1951) ، "وقتی دنیاها با هم تصادف می کنند"(1951) ، " آنها" ( 1954) ، "هیولایی از عمق 36 هزار متری" (1954) ، "روزی که دنیا به پایان می رسد"(1955) ، "بیست و هفت روز"(1957) ، " درساحل" (1959) ، "موجودی از مرداب سیاه" ، "گودزیلا" ، "سفر به قعر دریا" (1961) ، "موشک های به آمریکا حمله می کنند"(1961) ، "روزی که دنیا آتش گرفت" (1961) ، "وحشت در سال صفر" (1962) ، "نبرد: لس آنجلس" (2011) ، "دکتر استرنج لاو" ( 1962) ، "پرندگان" ( 1963) و دو نسخه "سیاره میمون ها" ساخته فرانکلین جی شافنر به سال 1968 و تیم برتن تولید سال 2001 .

مجموعه مستند"...واینک آخرالزمان" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 30 قسمت برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شده است.


 
 
سینمای آپوکالیپتیک در "...و اینک آخرالزمان"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ تیر ۱۳٩۱
 

 

 تبلور هالیوود دیروز و امروز

 

"سینمای آپوکالیپتیک" عنوان هفدهمین قسمت از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان " است که ساعات 12/45 ، 19/45 و 22/35 دوشنبه 5 تیرماه از شبکه خبر پخش می شود.

در این قسمت به عصاره و تبلور همه آنچه از ابتدا در هالیوود انجام گرفت و اساسا از آغاز طراحی شده بود ، یعنی سینمای آخرالزمانی پرداخته می شود.

عوامل مشترک روایتی ، عناصر ساختاری ، نشانه های تصویری ، کاراکترهای آرمانی و ...این نوع سینما با توجه به مصادیق و نمونه های مهم آن در طی سالهای گذشته خصوصا در یکی دو دهه اخیر توسط کارشناسان برنامه همچون حجت الاسلام سعید ارجمند فر ، سید محمد حسینی ، سید هاشم قاسمی ، پیام فضلی نژاد ، مجید شاه حسینی و مرحوم سید ابوالحسن علوی طباطبایی مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد . نمونه هایی مانند : " امگاکد 2 : مگی دو " ، " جنگ های ستاره ای " ، "اسپایدرمن " ، "متروپلیس " ، " جنگ دنیاها" ، "10 هزار سال قبل از میلاد " ، "ترمیناتور 2 : روز داوری" ، "2012" ، "جن گیر" و ... از مصادیقی هستند که بخش هایی از آنها در این قسمت از مجموعه مستند " ... واینک آخرالزمان " به نمایش درمی آید.

5 گونه سینمای آخرالزمانی با عناوین "آخرالزمان تکنولوژیک" ، "آخرالزمان طبیعی" ، "آخرالزمان شبه دینی" و "آخرالزمان علمی – تخیلی " انواع این سینما هستند که با نمایش بخش هایی از فیلم های مربوطه معرفی می شوند. محتوای تمام این فیلم‌ها برگرفته از آموزه های مسیحیت صهیونی است و در آن‌ها نشانه‌های فراوان از این آموزه ها به چشم می‌خورد. در ۹۵ درصد این فیلم‌ها منجی یک آمریکایی خوب است که یا مسیحی است یا یهودی. آدم‌های بد یا بدمن های ماجرا هم یا شرقی هستند یا مسلمان، یا یک شرقی مسلمان و عمدتاً هم از نژاد عرب. 

مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 30 قسمت برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شده است.


 
 
فرمول CIA برای هالیوود در "...و اینک آخرالزمان"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ تیر ۱۳٩۱
 

 

 پیچیده ترین سیستم پروپاگاندای جهان

 

"فرمول CIA  برای هالیوود" عنوان شانزدهمین قسمت از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" است که ساعات 12/45 ، 19/45 و 22/35 یکشنبه 4 تیرماه از شبکه خبر پخش می شود.

در این قسمت به تماشای ادامه اسناد و تصاویر و فیلم های مستندی می نشینیم که حکایت از تسلط سیستم اطلاعاتی و امنیتی ایالات متحده بر کلیت هالیوود دارد. تاسیس مراکزی همچون MPS توسط سیسیل ب دومیل ( فیلمساز معروف تاریخ سینما و سازنده فیلم هایی همچون "سامسون و دلیله " و دو نسخه "ده فرمان" در سال های 1919 و 1956 ) که آوریل 1953 به عنوان مشاور مخصوص دولت در هالیوود منصوب شده بود، از نمونه تسلط یاد شده است. مرکز MPS با امکانات 135 پست خدماتی در 87 کشور جهان ، شبکه توزیع عظیمی برای فیلم و سینمای آمریکا ایجاد کرد تا آثار مطلوب نظر پنتاگون و CIA در سراسر جهان برپرده سینماها نقش ببندد.

گزارشات مخفی منتشر شده از سوی ماموران برجسته ای همچون سی دی جکسون ، کارلتون آلسوپ و ترنر شلتون  به خوبی نشان می دهد که CIA علیرغم همه ادعاهای دمکراسی آمریکایی و سینمای سرگرمی، تا چه اندازه نفوذ خود را بر صنعت فیلم و سینمای آمریکا گسترانده بود . این گزارشات حکایت از آن دارد که چگونه کار پیچیده ای دنبال شد تا تهیه کنندگان و استودیوها وادار شوند ، فرمولی را که سازمان CIA آن را "فرمول هالیوود" می خواند، بپذیرند. امروز این فرمول و نحوه القاء آن به کمپانی ها و تهیه کنندگان هالیوودی از اسناد افشاء شده بخش "ارجاع به نقشه هالیوود سازمان CIA"  و  براساس یادداشت های به عمل آمده سی دی جکسون در تاریخ 15 مه 1953 بدست آمده است. علیرغم سانسورهای شدیدی که کارشناسان طبقه بندی CIA در این مورد اعمال  کرده اند ، این مدخل تنها مدرک مستند شناخته شده ای است که نشان می دهد سازمان CIA برای رخنه در صنعت سینما، طرحی جامع و حساب شده ای در دست داشته است.

نقل قول هایی از کتاب فرانسیس ساندرس و دیوید ال راب ، نویسندگان و پژوهشگران معروف آمریکایی درباره هالیوود و سیستم کنترل آن از سوی مراکز اطلاعاتی و جاسوسی و نمایش اسناد مربوط به آن از دیگر بخش های قسمت شانزدهم از مجموعه "...و اینک آخرالزمان" است.

مجموعه "...و اینک آخرالزمان" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 30 قسمت برای شبکه خبر تهیه شده است.


 
 
ماموران CIA هالیوود در "...و اینک آخرالزمان"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ تیر ۱۳٩۱
 

 

جنگ صلیبی برای آزادی

 

 

"جنگ صلیبی برای آزادی " عنوان پانزدهمین قسمت از مجموعه مستند "... و اینک آخرالزمان" است که ساعات 12/45 ، 19/45 و 22/35 شنبه 3 تیرماه از شبکه خبر پخش می شود.

جنگ صلیبی برای آزادی  یا Crusade for Freedom ، فرمولی بود که از سوی مراکز امنیتی و سرویس های اطلاعاتی و جاسوسی برای تولیدات هالیوود طراحی و از سالهای پس از خاتمه جنگ جهانی دوم به اجرا درآمد.

در یک گزارش فوق محرمانه از ستاد مشترک ارتش آمریکا به فرماندهی عملیات دریایی در معرفی "آزاداندیشی نظامی" که در 16 دسامبر 1955 ارائه شده بود، "جنگ صلیبی برای آزادی" چنین تعریف شده بود:

"... جنگ صلیبی برای آزادی برای این منظور طراحی شده بود تا اصولی را روش زندگی آمریکایی براساس آن در مقابل سیستم ضدآمریکایی قرار می گیرد را توضیح دهد و غربی ها را برای فهم و درک مخاطره ای که دنیای آنان را تهدید می کند ، بیدار نماید و انگیزه و محرکی برای مبارزه با این تهدید در آنها ایجاد نماید..."

در ادامه این گزارش فوق محرمانه آمده بود که برای چنین ایده ای یک شعار طراحی کردند : "جنگ صلیبی برای آزادی".

سرانجام در ژوئن و ژوییه 1956 نمایندگان ستاد مشترک ارتش آمریکا در کالیفرنیا با گروهی از شخصیت های هالیوود ، چندین نشست تحت عنوان "کنفرانس کالیفرنیا" برگزار کردند . نمایندگان هالیوود در این نشست ها عبارت بودند از :

جان فورد(کارگردان)، مریان سی کوپر(تهیه کننده)، جان وین(بازیگر) ، وارد باند(بازیگر)  و کورنلیوس وندر بیلت.

کورنلیوس وندربیلت ویتنی که گزارش فوق را ترتیب داده بود ، خود از تهیه کنندگان مشهور بود که در دهه 1930 با دیوید سلزنیک کارهای مشترک متعددی داشت از جمله فیلم های "ستاره ای متولد می شود"، "ربکا"و "برباد رفته" و در سال 1954 موسسه سینمایی ویتنی C.V. را دایر نمود و اظهار داشت برای آنچه که باید به عنوان یک سری فیلم آمریکایی با ایده "جنگ صلیبی برای آزادی" تهیه کنم  ، قصد دارم  ویژگی های آمریکا را به مردم نشان دهم تا مخاطبان ما در سراسر جهان تحت تاثیر این ویژگی ها قرار بگیرند و آن را تنها راه وصول به آزادی بینگارند.

تاسیس بخشی به نام "دفتر ارتباط با صنایع سرگرمی ساز"در CIA به ریاست جان فورد از دیگر فعالیت های اطلاعاتی-امنیتی در  هالیوود بود که بعدها و در دهه 1990 پژوهشگران روزنامه گاردین تاریخچه این دفتر را افشاء نموده و نتایج جالب توجهی از آن تاریخچه حاصل کردند. دفتری که بسیاری از نهادهای هالیوودی از جمله آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا و مراسم اسکار را تحت تاثیر خود قرار داد.

در این قسمت از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" ، همچنین گزارشات محرمانه ماموران CIA در هالیوود از جلسات مشترک سینماگران هالیوودی با کمیته های سرویس اطلاعاتی جاسوسی CIA نشان داده می شود و برخی آثار که براساس فرمول "جنگ صلیبی برای آزادی" تولید شدند مانند فیلم "جویندگان" جان فورد ، مورد بررسی قرار می گیرند.

مجموعه " ... و اینک آخرالزمان" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 30 قسمت برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شده است.


 
 
آثار فوق سری جان فورد در "...و اینک آخرالزمان"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢ تیر ۱۳٩۱
 

 

 

آموزش جاسوسی و خرابکاری در هالیوود

 

"آثار فوق سری فورد" عنوان چهاردهمین قسمت از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" است که ساعات 12/45 ، 19/45 و 22/35 جمعه 2 تیرماه از شبکه خبر پخش می شود.

آنچه در قسمت پیشین هم از سوی فرانسیس ساندرس ، نویسنده ، روزنامه نگار و پژوهشگر معروف آمریکایی ، هم در اسناد منتشره سازمان CIA و هم از قول خود جان فورد ، روشن شد ، ساخت یک سری فیلم های محرمانه و فوق سری توسط این فیلمساز معروف تاریخ سینما برای سرویس جاسوسی OSS بود. فیلم هایی که اسم و رسم آنها در هیچ کتاب و تاریخ سینمایی نیامده است. فیلم هایی که براساس اسناد افشاء شده آرشیو OSS به عنوان یکی سری فیلم های آموزشی – جاسوسی ، تهیه اش از سوی OSS به جان فورد محول شده بود. 4 فیلم از این سری از آرشیو OSS بیرون آمده که عبارتند از :

1-     حمله با بمب ( آموزش روش های خرابکاری)

2-     چگونه از زندانیان بازجویی کنیم ؟

3-     زندگی جاسوسی در خاک دشمن

4-     چگونه در پشت جبهه دشمن عملیات کنیم؟

 

و این علاوه بر فیلم های مستند پرخرجی بود(مثل "نبرد میدوی" ، "گروه اژدر" ، "هفتم دسامبر" و ...) که فورد برای ارتش و نیروی دریایی ایالات متحده ساخت و برای آنها جایزه اسکار هم هدیه گرفت!

به دنبال این فیلمسازی آموزشی / اطلاعاتی بود که فورد،  کمپانی سینمایی خود به نام "آرگوسی" را در سال 1946 با مشارکت عده ای از مسئولین سازمان OSS ( که در آن زمان از سوی ترومن منحل شده بود ) همچون ویلیام داناوان ، مریان سی کوپر ، اولی دورینگ و ویلیام وندر بیلت تاسیس کرد که هدفش تزریق تئوری امپریالیستی "جنگ صلیبی برای آزادی" بود.

فرانسیس ساندرس در کتاب "جنگ سرد فرهنگی: سازمان سیا در عرصه فرهنگ و هنر "درباره این استودیوی فیلمسازی فورد می نویسد :

"... فورد کاملا با این ایده موافق بود که سرویس های اطلاعاتی همچون OSS یا CIA باید برای مخاطبان هالیوود پیام القاء نمایند و از آنها خواست تا تعداد متنابهی  نسخه از کتابچه "جنگ صلیبی برای آزادی" را در اختیارش قرار دهند تا بتواند آنها را به فیلمنامه نویس ها بدهد و آنان را با اصطلاحات و مفاهیم مورد نظر سرویس های اطلاعاتی آشنا نمایند. علاوه براین وی پیشنهاد کرد که نماینده ای از ستاد مشترک ارتش سر صحنه فیلم "بال های عقاب "حاضر باشد تا عناصر و اجزای تئوری"جنگ صلیبی برای آزادی" را با کمک آنها در فیلم ها وارد نمایند..."

علاوه بر فیلم های اطلاعاتی – جاسوسی ( که از آنها نام برده شد ) نخستین فیلم های درباره افسانه جعلی هلوکاست مانند "کارخانه های جنگ " نیز از درون همین کمپانی سینمایی / اطلاعاتی بیرون آمد که بعدا کلیت تبلیغات صهیونی درباره افسانه هلوکاست براساس یافته های جعلی همین فیلم استوار گردید.

بخش هایی از برخی فیلم های یاد شده همچون "نبرد میدوی" ، "گروه اژدر" ، "هفتم دسامبر" و تصاویری از سایر فیلم های تبلیغاتی جان فورد برای ارتش آمریکا مانند "نیمه شب سفر می کنیم" ، "آنها قابل چشم پوشی بودند" ، "اینجا کره است" در این قسمت از مجموعه نمایش داده می شود.

همچنین فیلم دیدار جان فورد جوان با کاپیتان سیمارد ، فرمانده نیروهای آمریکایی در جزیره میدوی و در شب 3 ژوئن 1942 و در آستانه حمله ژاپنی ها که براساس اسناد و مدارک موجود در آرشیو پنتاگون،بازسازی شده است،از دیگر تصاویر منحصر به فردی است که در قسمت چهاردهم از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" مشاهده خواهید نمود.

مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 30 قسمت برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شده است.