مستغاثی دات کام

 
به بهانه روز جهانی حقوق بشر
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٥:۳۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٦
 

 

نژادپرستی پدران اعلامیه جهانی حقوق بشر

روز 10 دسامبر 1948 بیانیه ای موسوم به اعلامیه جهانی حقوق بشر در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید. براساس اظهارات نویسندگان اعلامیه فوق مبنای حقوقی آن، مکتوبات جامعه شناسی و انسان شناسی متفکران و فیلسوفان دوران روشنگری و عصر رنسانس  از جمله اصحاب دائره المعارف فرانسه و امثال دالامبر و دیدرو و ولتر و به خصوص شارل دو منتسکیو و کتاب معروف "روح القوانین" وی بوده است.

اما امروزه در اجرای اعلامیه جهانی حقوق بشر به ویژه در کشورهایی که مدعی آن بوده و هستند، انتقادات و اعتراضاتی وجود دارد. اینکه آیا این نقائص در اجرای اعلامیه یاد شده به مجریان آن باز می گردد و یا به اصل و ریشه هایش، یعنی همان متفکران عصر روشنگری و رنسانس که نام برده شد، نیاز است، جستجویی در مکتوبات آنها به عمل آوریم.

برای اینکه دریابیم نویسندگان و نظریه پردازان رنسانس اعم از دست اندرکاران جنبش روشنگری و نهضت خرد گرایی مانند اصحاب دایره المعارف فرانسه (که از تدوین گران اولین بیانیه و اعلامیه حقوق بشر هم بودند) با نژادپرستی و برده داری چه نسبتی داشتند، نگاهی می اندازیم به نظریات یکی از صاحب نام ترین آنها یعنی "مونتسکیو" که نویسنده یکی از محوری ترین کتب به اصطلاح علمی و عقلانی درباره آزادی و برادری و برابری و حقوق بشر و ... بوده به نام "روح القوانین" .

نزدیک به نیمه های سده 18 میلادی بود که مونتسکیو کتاب معروف "روح القوانین" را به پایان رسانید و در آن کتاب پیرامون حقوق طبیعی، لزوم آزادی و برابری  و برادری، جدایی قوا، قانون اساسی، حکومت مشروطه و پارلمانی داد سخن داد و بدینوسیله نام خویش را در تاریخ اندیشه های نو سیاسی پایدار ساخت.

ویل و آریل دورانت آمریکایی در یک جا از قول ولتر، مونتسکیو را ضد بردگی نشان می دهند و در جای دیگر مستقیما یا اشاره به فصل پنجم از کتاب پانزدهم "روح القوانین" ادعا می کنند که مونتسکیو بردگی را سخت محکوم ساخته است. دایره المعارف آمریکا هم به خوانندگان خود اینگونه می آموزد که یکی از علت های جنبش های ستیز با بردگی، نوشته ها و آموزش های فیلسوفان عصر روشنگری مانند مونتسکیو بود.


 
 
میلاد پیامبر خاتم و امام جعفر صادق (علیهم السلام) بر همه آزادگان مبارک باد
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۳:۳۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٦
 


 
 
برآستانه بیست و یکمین سالگرد درگذشت علی حاتمی
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٢:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٦
 

 

سبک زندگی از حسن کچل تا دلشدگان

 

 

 

"...آسمون آبیه همه جا ، اما آسمون اونوقتها آبی تر بود ، رو بوما همیشه کفتر بود ، حیاطها باغ بودن ، آدمها سر دماغ بودن ، بچه ها چاق بودن ، جوونا قلچماق بودن ، دخترا با حیا بودن ، مردما با صفا بودن ، حوض پر آبی بود ، مرد میرابی بود ، شبا مهتابی بود ، روزا آفتابی بود ، حالی بود ، حالی بود ، نونی بود ، آبی بود . چی بگم ، نون گندم مال مردم اگه بود ، نمی رفت از گلو پایین به خدا ، اگرم مشکلی بود ، آجیل مشکل گشا حلش می کرد، بچه ها بازی می کردن تو کوچه ، جمجمک برگ خزون ، حمومک مورچه داره ، بازی مرد خدا ، کو ، کجاست مرد خدا ؟ سلامی بود ، علیکی بود ، حال جواب سلامی بود ...خروسا خروس بودن ، حال آواز داشتن ، روغنا روغن بود ،...برکت داشت پولا ، پول به جون بسته نبود ، آدم از دست خودش خسته نبود..."

 

این بخشی از بحر طویل آغازین فیلم حسن کچل ، نخستین فیلم مرحوم علی حاتمی است که نزدیک به 27 سال پیش در نوروز 1349 برپرده سینماها نقش بست. در روزهایی که تجدد وارداتی رژیم طاغوت در ایران بیداد می کرد و زندگی سنتی ایرانی-اسلامی در زیر هجوم فرهنگ غربی در محاق قرار گرفته بود ، در ایامی که تب داغ بیتل ها و الویس پریسلی و شب ژانویه و موزیک های جاز و راک و فیلم های جیمزباند و تارزان و شزم در جامعه شهری بیداد می کرد و انواع و اقسام تزیینات غربی اعم از لوکسافلکس و کف پوش های پلاستر و پاراوان های لوردراپه و آشپزخانه های پیش ساخته و اوپن فضای خانه های آپارتمانی را در برگرفته بود و همچنین خیل مدل موهای بیگودی و توییگی و فرح فاوست و مد های ماکسی و مینی و ...جوانان را در دریایی از زرق و برق و فریب غرق کرده بود و علاوه بر همه اینها تلویزیون هم با انوع و اقسام شوها و سریال ها ، این گونه های پوشش و تزیینات و تفریح را بیش از پیش در روح و جان مردم تزریق می کردند، علی حاتمی از روزگاری می گفت که سبک زندگی سنتی ایرانی-اسلامی آدم هایی باحیا و باصفا و باحال پرورش می داد که نان حلال می خوردند و قناعت می کردند و هوای همدیگر را داشتند.


 
 
به بهانه روز جهانی ایدز
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٧:۳٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٠ آذر ۱۳٩٦
 

 

ویروس ایدز چگونه وارد ایران شد؟

 

شاید امروز دیگر وحشت از نام ایدز و بیماری خطرناکش مانند سالهای اولیه افشا شدن آن نباشد اما همچنان ایدز برای کسانی که در معرض آن قرار نگرفته اند، هراس آور و تکان دهنده است اگرچه هنوز بسیاری ابعاد آن، راههای انتقال و جلوگیری از گسترشش  را نمی دانند!

در جشنواره فیلم فجر سال گذشته، فیلمی ساخته مسعود جعفری جوزانی به نام "پشت دیوار سکوت" به نمایش درآمد که هنوز فرصت اکران عمومی پیدا نکرده است. در این فیلم ضمن روایت داستانی درباره یک مددکار اجتماعی که پایش به یک انجمن بیماری ایدزی باز می شود، برای نخستین بار در یک فیلم سینمایی داستانی به چگونگی ورود ویروس کشنده ایدز به کشور ما پرداخته شده است. آنچه که شاید امروز برای ما چندان باور کردنی نباشد. آن هم وقتی دریابیم این ورود اتفاقی نبوده و براساس طرح و برنامه ای صورت پذیرفته است.

براساس اعلام کمیته کشوری ایدز، آمار مبتلایان به ویروس ایدز در ایران در خرداد ۱۳۹۵ برابر ۳۲۶۷۰ نفر گزارش شده است. از این تعداد ۸۳۱۱ نفر فوت کرده و ۱۱۹۶۴ نفر نیز به مرحله آخر بیماری یعنی ایدز وارد شده‌اند.

قبل از فیلم "پشت دیوار سکوت" نیز چند فیلم مستند از جمله "چند قطره خون"، "داروی مرگبار، سوغات فرانسوی" و همینطور فیلمی که توسط کارگردان فرانسوی "ماری آنژ پوایه" ساخته شد  و در سال 2013 از کانال پلاس پخش شد، به عامل اصلی صدور خون های آلوده به ویروس ایدز پرداخته بود.

عاملی که همواره در زیر خروارها تبلیغات از جلوه های پر زرق و برق تمدن و تجدد و پیشرفت و شعارهای آزادی و حقوق بشر و پروپاگاندای سرسام آور از ظواهر زیبا و انسانی و ... خود را پنهان ساخته و متاسفانه همواره دهشتناک ترین جنایات را در حق ملت های دیگر روا داشته است یعنی دولت فرانسه!


 
 
به بهانه روز جهانی توالت!
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٦
 

 

اروپاییان توالت رفتن را هم نمی دانستند!


 

سازمان ملل متحد (UN)امروز (19 نوامبر) را روز جهانی توالت (World Toilet Day) نام‌گذاری کرده است! و می گوید هدف از انتخاب یک روز در سال برای این مناسبت نمادین، بالابردن سطح آگاهی جوامع درخصوص آسیب‌هایی است که عدم استفاده از سرویس های بهداشتی برای انسان و کره زمین ایجاد می‌کند و نیز تأکید بر حق برابر همه انسان‌ها در دسترسی به سرویس بهداشتی است!! این درحالی است که هنوز و در قرن بیست و یکم (بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی در سال گذشته)، ۲.۴ میلیارد انسان در شرایط بهداشتی نامناسب زندگی می‌کنند. همچنین ۴۰ درصد از مردم دنیا هنوز به سرویس بهداشتی تمیز و حتی اصل سرویس بهداشتی دسترسی ندارند.

اما برای اینکه از سابقه تاریخی بهداشت در شرق و غرب عالم مطلع شویم، بد نیست کتاب ها و منابع معتبر تاریخی را ورق بزنیم:

موزه مَرموتان مونه (Musée Marmottan Monet) ـ واقع شده در محله شانزدهم پاریس در سال 2015 نمایشگاه تازه ای ترتیب داد به نام "نظافت، تولد [فضای] خصوصی" (La toilette، la naissance de l intime). در این نمایشگاه آثار بصری و تصویری به نمایش درآمد که نشان می داد در اروپای قرن هفدهم آب اصلا ماده‌ای نگران کننده تلقی می شد که می‌توانست ناقل بیماری‌ها باشد و حتی سلامت دندان‌ها را هدف قرار دهد. پس، دوران «نظافت خشک» آغاز شد. توصیه می‌شد که هر روز صبح صورت را با پارچه‌ای سفید و نه با آب، پاک کنند. استفاده از مرهم‌ها جایگزین استفاده از آب شد و به این ترتیب واژه «توالت کردن»، برای توصیف استفاده از این مرهم‌ها و نه آب، توسط فردی که در مقابل آینه‌ای قرار گرفته در یک اتاق ابداع شد! آن‌چه جایگزین شست‌وشو شد، در واقع ژست‌های مشخصی بود که به آرایش مو‌ها، استفاده از پودر‌ها و پرداختن به لباس‌ها اختصاص می‌یافت. محلی که این اعمال در آن انجام می‌شد اتاقی بود که مشخصا میزی برای «توالت» در آن قرار داشت، و بر آن آینه و پودر و غیره قرار داده می‌شد.


 
 
 
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٦
 

تسلیت به همه هموطنان کرمانشاه و سرپل ذهاب و قصرشیرین و ...


 
 
به بهانه راهپیمایی عظیم اربعین
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٦
 

تحلیل هافینگتن پست از پیاده روی اربعین

بزرگترین راهپیمایی جهان در حال انجام است،

چرا تا کنون چیزی از آن نشنیدید؟

در 24 نوامبر 2014 (4 آذرماه 1393) روزنامه معروف آمریکایی "هافینگتن پست" که اینک "هاف پست" خوانده می شود، در مقاله ای به سانسور راهپیمایی عظیم اربعین در رسانه های غربی معترض شده و به طور مفصل به جزییات این راهپیمایی پرداخت. بی مناسبت نیست در این روزهایی که راهپیمایی فوق با عظمت بسیار گسترده تر در حال برگزاری است و البته رسانه های غربی، همچنان برخلاف تمامی استانداردهای حرفه ای خبررسانی اخبار آن را سانسور می کنند، به بازخوانی آن مقاله مفصل بپردازیم که از نگاه یک نشریه غربی به بزرگترین اجتماع بشری تاریخ معاصر پرداخته است:

این واقعه حج مسلمانان و یا کومبه میلای (یک فستیوال هندی) نیست. واقعه ای است که به نام اربعین شناخته می‌شود. این واقعه بزرگ‌ترین گردهمایی جهان است و با این وجود،احتمالاً شما تا کنون چیزی در مورد آن نشنیده‌اید. نه تنها شرکت کنندگان در این مراسم بیش از تعداد شرکت کنندگان در مراسم حج مکه است (با نسبت 5 برابر) حتی از کومبه میلای که هر سه سال یک بار برگزار می‌شود هم گسترده تر است. خلاصه اینکه، اربعین هر تجمع دیگری را در نظر کوچک می‌کند و در سال گذشته جمعیت آن به مرز 20 میلیون شرکت کننده رسید. این رقم حدود 60% کل جمعیت عراق است.
 
ورای همه این‌ها، اربعین رخدادی منحصر به فرد است، چرا که علیرغم همه هرج و مرج ها و شرایط خطرناک عراق اتفاق میافتد. داعش به شیعیان به چشم دشمن قسم خورده نگاه می‌کند، و به همین دلیل هیچ چیز بدتر از دیدن تجمع عظیم زائران شیعه، برای نشان دادن ایمانشان، گروه‌های تروریستی را خشمگین نمی‌کند.

 
 
به مناسبت 13 آبان
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳٩٦
 

 

با آرگو در سفارت آمریکا

 

برای 13 آبان و تسخیر لانه جاسوسی آمریکا هم مانند بسیاری دیگر از فراز و نشیب های تاریخ این سرزمین، در سینمای ایران فیلمی وجود ندارد! این اصلا عجیب نیست!! برخلاف آنچه در غرب و سینمای آمریکا اتفاق افتاده و می افتد و تقریبا هیچ مناسبت و بزنگاه تاریخی یا شخصیت واقعی و یا افسانه ای این تاریخ از زیر دست سینمایشان در نمی رود، اما اغلب بزنگاههای تاریخ ایران و شخصیت ها و مفاخر و قهرمان های آن، نشانی در سینمای ما ندارند. طرفه آنکه به راست یا دروغ نشان آنها در سینمای غرب پر رنگ تر است. مثلا سینمای هالیوود 60 سال پیش در سال 1957، فیلمی درباره "حکیم عمر خیام" ساخت و در سال 2011 نیز فیلمی درباره ابن سینا به نام "طبیب" برپرده سینماها برد و گفته می شود چندی است که فیلمی درباره مولوی در دست تولید دارند.

متاسفانه درباره تسخیر لانه جاسوسی آمریکا نیز بازهم هالیوود فیلم ساخت و سینمای ما از این فقره هم که از بزنگاههای مهم تاریخ سالهای پس از انقلاب محسوب می شود، محروم ماند! احتمال زیاد دارد که اگر چنین واقعه ای در آمریکا اتفاق افتاده بود، تاکنون چندین فیلم قدرتمند در هالیوود راجع به آن ساخته شده بود و پروپاگاندای عظیمی درباره اش به راه افتاده بود. چنانچه درباره وقایعی همچون 11 سپتامبر و مرگ بن لادن و کشته شدن سفیر آمریکا در لیبی و امثال آن فیلم های متعددی ساخته و اکران شد.

اما فیلمی که هالیوود درباره تسخیر لانه جاسوسی آمریکا ساخت، "آرگو" نام داشت که در سال 2012 اکران شد و بخشی از ماجرای لانه جاسوسی آمریکا را در قاب دوربین داد که قضیه فراری دادن چند آمریکایی پناهنده شده به سفارت کانادا را روایت می کرد. روایتی جعلی و مغلوط و تحریف شده که حتی سفیر کانادا در ان روزها را به اعتراض واداشت! فیلم به دلائل مختلف از جمله ساختار ضعیف و تحریف روشن تاریخ و البته جوایز بسیاری که دریافت کرد (از جمله اسکار بهترین فیلم سال)، بسیار جنجال آفرین شد.

پس ناگزیر نقد و تحلیلی  که در همان سال در نشریه سینما رسانه و به مناسبت دریافت اسکار بهترین فیلم سال 2012 درباره آن نوشتم، را مجددا بازنشر می دهم:


 
 
به بهانه روز کوروش کبیر
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ آبان ۱۳٩٦
 

 

آیا مقبره کوروش در پاسارگاد است؟

 

مقبره ای که امروز به آرامگاه کوروش کبیر معروف است و پاسارگاد نامیده می شود، سالیان سال (برخی نوشته اند از قرن پنجم هجری) به قبر مادر سلیمان شهرت داشت. حتی اگر همین امروز هم گذارتان به مکان فوق در حدود 120 کیلومتری شیراز بیفتد، پیش از رسیدن به پاسارگاد از روستایی عبور می کنید که هنوز به نام "مادر سلیمان" نامیده می شود.

برخی براین باورند که منظور از سلیمان، چهاردهمین خلیفه پس از حضرت علی (علیه السلام) بوده و برخی دیگر وی را از بزرگان یهود دانسته و عده ای هم آن را به مادر حضرت سلیمان نبی نسبت می دهند.

نخستین کسی که نظریه آرامگاه کوروش برای این بنا را اظهار داشت، جیمز موریه (جهانگرد و فراماسون بریتانیایی و سفیر این کشور در دربار فتحعلی شاه) بود که دو بار در سال‌های 1808 و 1811 میلادی به منطقه مرغاب (پاسارگاد امروزی) سفر کرد. نظریه فوق را جیمز موریه براساس مکتوبات و نوشته های مورخین یونانی ابراز داشته بود. چراکه متاسفانه تنها منابع مکتوب موجود برای مطالعه در زمینه تاریخ ایران باستان به خصوص دوران هخامنشیان، کتب یونانی بوده و هیچ نوشته یا مکتوب ایرانی از آن دوران به خط میخی و یا پهلوی که توصیف چگونگی حکومت یا نحوه حکمرانی و یا کیفیت جنگ ها و مکان زندگی و دفن شاهان هخامنشی یا اشکانی و ساسانی باشد، وجود ندارد. آنچه بر سنگ نبشته ها و بردیواره کوهها و صخره ها باقی مانده، تنها توصیفاتی حماسی و خطابه ای هستند تا منابعی برای تاریخ نگاری.


 
 
به بهانه خودکشی دو دختر نوجوان در بازی چالش نهنگ آبی
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱ آبان ۱۳٩٦
 

 

آنقدر بازی کن تا بمیری !

 

بازی رایانه ای چالش "نهنگ آبی" که به خودکشی دلخراش دو دختر نوجوان در اصفهان انجامید، بار دیگر جامعه ما را در مقابل تاثیر این دسته از بازی های کامپیوتری یا ویدئوگیم دچار بهت و حیرت کرد. بهت و حیرتی که نتیجه عدم توجه متولیان امر و البته خانواده های مربوطه به ابعاد دهشتناک روحی و روانی این گونه بازی ها برروی نسل جوان و نوجوان است. 11 سال پیش فیلمی ساخته و برپرده سینماهای جهان رفت به نام زنده بمان یا Still Alive که در آن گروهی از جوانان به نوعی درگیر یک بازی آنلاین کامپیوتری می شدند که  براساس قصه ای که آن بازی دنبال می کرد، به ترتیب هریک به کام مرگ فرو رفته و گریزی از آن نداشتند. در همان روزها (30 آبان 1385) نقدی براین فیلم در روزنامه همشهری منتشر کردم که در 4 آذرماه همان سال در همین وبلاگ نیز درج شد با عنوان "آنقدر بازی کن تا بمیری!"

 آن نقد براساس برخی بازی هایی که در آن روزها رایج شده بود و همچنین برخی اسناد منتشره به مخرب بودن بازی های فوق و بعضا بازی تا سرحد مرگ پرداخته بود. خطرناک بودن برخی از بازی های یاد شده در آن حد بود که بعضا شعارها و نوشته های روی جلد سی دی آنها، کاربرانش را  به مرگ  در انتهای بازی فرمی خواند. ترکیب این بازی ها با بازی های تهیه شده در ارتش آمریکا که بازیگران خود را به حضور در این ارتش و جنگ و اشغال عراق و افغانستان دعوت می کردند، ملغمه ای از مرگ و نیستی و کشتار در مجموعه این ویدئوگیم ها ایجاد می کرد که به صورت هشداری در مطلب یاد شده، مورد اشاره قرار گرفت. بی مناسبت نیست در این روزها که بازهم اذهان درگیر بازی های واقعی و مرگبار شده، نگاهی به آن مطلب بیاندازیم.

از جمله وسائل سرگرمی امروز بازی های کامپیوتری یا به قولی ویدئو گیم است  که به طور عجیبی بسیاری از خانه ها و اتاق های کودکان و نوجوانان و کافی نت ها و کامپیوترهایشان را به تسخیر خود درآورده است.

 بازی هایی که اغلب از آن سوی آب ها می آید و تبلیغ بی واسطه فرهنگ خشونت و تجاوز برای جهان سومی هاست. بازی هایی اکثرا با موضوعات جنگی و جنایی آن هم از نوع آمریکایی که  کاراکترهایش برای تسخیر مکان ها و سرزمین های مختلف به پیش می تازند و می کشند و غارت می کنند.متاسفانه کاربران این نوع بازی ها در کشورهایی مانند کشور ما ، بی محابا سرنخ این بازی ها را توسط دسته ها و یا اهرم های کامپیوتری در اختیار می گیرند ( یا  در واقع ، سرنخ و اختیار ذهن خویش را بدست آنها می سپارند؟!) و خود را در امواج آن گرفتار می کنند تا هر آنجا که طراحانش خواسته اند ، کشانده شوند. نگاهی به موضوع برخی از این بازی ها برای اثبات ادعای فوق ، جالب توجه است :


 
 
به بهانه رسوایی های اخیر هالیوود
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱:٠۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ مهر ۱۳٩٦
 

 

نگاهی به فیلم کوکب سیاه ساخته براین دی پالما

 

هالیوود در خانه های بدنام متولد شد ...

 

رسوایی های اخیر هالیوود که بیش از هر زمان رسانه ای شد و افشای ماجرای تعرضات جنسی امثال هاروی واینشتاین و بن افلک و الیور استون و ... این سوال را برای مخاطب این کارخانه به اصطلاح رویا سازی پیش آورد که آیا اینها فقط نمونه های معدود بوده است؟ چرا با یک افشاگری درباره مثلا رسوایی جنسی یک تهیه کننده، پرده های دیگر هم برافتاد؟ ایا بازهم نمونه های دیگری ممکن است موجود باشد؟

این درحالی است که در زمان های متعدد، بازهم هنرپیشگان و عوامل فیلم های هالیوود، مکررا به فساد در این بزرگترین مرکز فیلمسازی دنیا اشاره کرده اند از جمله چندماه پیش که جین فاندا، هنرپیشه معروف، پرده از تعرضات جنسی نسبت به خود در زمان کودکی و در مورد مادرش برداشت که مورد اخیر موجب خودکشی مادر وی شده بود.

خود فیلمسازان هالیوود بعضا به مسئله فساد جنسی در این مهد سینمای غرب پرداخته و البته جسارتشان نیز بی پاسخ نمانده است که از جمله آنها، براین دی پالما با فیلم "کوکب سیاه"  بود که تقریبا بیش از یک دهه قبل این موضوع را مورد توجه قرار داد و همانطور که گفته شد، این افشاگری اش بی جواب نماند و مورد غضب هالیوود قرار گرفت و او که یکی از پنج غول هالیوود نوین محسوب می شد با فیلم بعدی اش یعنی Redacted تیر خلاص را به خود زد و برای همیشه از خانه خود اخراج شد.

مطلب زیر نقدی است که نگارنده حدود 11 سال پیش به مناسبت نمایش فیلم "کوکب سیاه" در ماهنامه "فیلم نگار" نوشت و در همین وبلاگ نیز انتشار داد. به بهانه رسوایی های اخیر هالیوود، بازخوانی آن مقاله بی مناسبت نیست:

نمی دانم آیا می توان فیلم "کوکب سیاه" را از جمله آثاری دانست که به ریشه های پیدایش و رشد پدیده ای که جندین دهه است ، تحت عنوان "هالیوود" بر سینمای دنیا حاکم شده ، می پردازد؟ همچنانکه فرضا مارتین اسکورسیزی در مجموعه آثارش درباره نیویورک ، علی الخصوص فیلم "دار و دسته نیویورکی" به زمینه و پس زمینه های شکل گیری و توسعه شهری پرداخت که امروزه آن را در هیبت کلان شهر بی در و پیکری با نام "نیویورک" می شناسیم.

فیلم های متعددی در تاریخ سینما حتی توسط خود کمپانی های هالیوود ساخته شده که دوربین را برگردانده اند و به نوعی سرگذشت خویش را در قاب آن قرار داده اند. از "سانست بولوارد" بیلی وایلدر در 1950 تا "بد وزیبا"ی وینسنت مینه لی  در 1953 که هالیوود را عریان و به دور از زرق و برق همیشگی آن سالها ، همچون چشم اندازی از انحطاط و دلمردگی نشان می داد تا دنباله همین فیلم به نام "دو هفته در شهری دیگر" در سال 1962 که حمله ای تند به نظام فیلمسازی هالیوود و تصویری سیاه از تلخ کامی های آن بود و تا "مالهالند درایو" دیوید لینچ در سال 2001 که نمایی تکان دهنده از سیستم مسخ کننده و مخوف تولید در این مرکز سینمای غرب  را خصوصا برای آنها که هوای ستاره شدن در سر دارند و داشتند ، برپرده سینما برد


 
 
به مناسب فرارسیدن عاشورای حسینی
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٩ مهر ۱۳٩٦
 

طرح های آمریکایی برای مراسم عاشورا

 "...ان‌الحیاة عقیده و جهاد. سخنم را با گفته‌ای از مولاحسین شهید بزرگ خلق‌های خاورمیانه آغاز می‌کنم. من که یک مارکسیست-لنینیست هستم برای نخستین بار عدالت اجتماعی را در مکتب اسلام جستم و آنگاه به سوسیالیسم رسیدم... از اسلام سخنم را آغاز کردم اسلام حقیقی در ایران همواره دین خود را به جنبش‌های رهایی‌بخش ایران پرداخته است... زندگی مولاحسین نمودار زندگی کنونی ماست که جان بر کف برای خلق‌های محروم میهن خود در این دادگاه محاکمه می‌شویم. او در اقلیت بود و یزید، بارگاه، قشون، حکومت و قدرت داشت. او ایستاد و شهید شد هر چند یزید گوشه‌ای از تاریخ را اشغال کرد ولی آن‌چه که در تداوم تاریخ تکرار شد راه مولا حسین و پایداری او بود، ‌نه حکومت یزید. آن‌چه را خلق‌ها تکرار کردند و می‌کنند راه مولا حسین است..."

این بخشی از دفاعیات خسرو گلسرخی (از مبارزین دوران طاغوت) در بیدادگاههای رژیم شاه است که علیرغم اعتقاد به مارکسیسم ، نمی تواند به حقانیت حماسه جاودان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) در عاشورای سال 61 هجری قمری اعتراف نکند و آن حماسه انکار ناپذیر را الگو و الهام بخش مبارزات آزادیبخش طول تاریخ انقلابات بشریت نداند. اینچنین است که نام مبارک و مقدس حسین بن علی (ع) به عنوان سالار شهیدان و سرور آزادگان جهان بر تارک برگ برگ صفحات تاریخ ظلم ستیزی و عدالت خواهی می درخشد.

تحسین و تعظیم در مقابل حماسه حسینی قرن هاست که مرزها و سرزمین ها را درنوردیده و به قلب های تمامی انسان های مبارز و آزاده راه یافته است ، گویا که این سخن حضرت حسین بن علی (ع) در دل و جان همه آنها نفوذ کرده بود که :"اگر دین ندارید ، آزاده باشید"

چنین نفوذ عمیقی موجب شد ، موتور محرک و مغز متفکر امروز هسته مرکزی غرب صهیونی  ( با محوریت آمریکا )  که رویکردی بنیادگرایانه برای پایان تاریخ در پیش گرفته ، در مقابل جریان خیزش اسلامی ( با محوریت قیام کربلا) سر بلند نماید


 
 
به بهانه نسل کشی در میانمار و بی اعتباری جایزه نوبل
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٦
 

زمینه چینی هالیوود برای جلاد میانمار

 

مطلبی که در پی می آید حدود 5 سال پیش به مناسبت نمایش فیلم "بانو" که لوک بسون (فیلمساز شناخته شده فرانسوی مقیم هالیوود) درباره آنگ سان سوچی، رهبر آن زمان مخالفان میانمار (و رهبر امروز این کشور) ساخته بود، در نشریه "سینما رسانه" و سپس در همین وبلاگ منتشر شد. فیلم "بانو" زمانی ساخته شد که کشتار و قتل عام مسلمانان میانمار هنوز چندان گسترش نیافته یود. این فیلم،  آنگ سان سوچی و پیروانش را آنچنان مظلوم و مبارز و آزادیخواه نشان می داد که در پایان فیلم، مخاطب و تماشاگر بی خبر از همه جا، نه تنها جایزه نوبل را شایسته وی دانسته بلکه هرگونه مخالفتی با وی را عین مخالفت با آزادی و کرامت بشریت به حساب می آورد!

فیلم "بانو"، از جنایاتی که پیروان سوچی و حامیانشان نسبت به  مسلمانان انجام می دهند، صحنه ای را نشان نمی دهد و از آتش زدن ها و سربریدن ها و تجاوزات و جنایاتی که گروهی از بوداییان به ظاهر آرام و بی آزار در حق مسلمانان روهنگیا روا می دارند، تصویری به نمایش نمی گذارد.

 "بانو"  نمونه ای دیگر از زمینه چینی های فکری و فرهنگی است که هالیوود برای یکی دیگر از جنایات علیه بشریت انجام داده است. حال که پس از گذشت 5 سال از آن تاریخ، جنایات فوق بی پرده تر و عیان تر شده تا جایی که بالاخره صدای محافل به اصطلاح حقوق بشری را هم درآورده، بی مناسبت نیست نقد فیلم "بانو" که در همان زمان نوشته شده را بار دیگر از نظر بگذرانیم تا حداقل تصویر مجعول و واژگونه ای که هالیوود با به کارگیری فیلمسازان ظاهرا خوش نام برای زمینه سازی جنایات سردمداران خود و مزدورانشان نمایش می دهد را مرور کرده باشیم:


 
 
← صفحه بعد