مستغاثی دات کام

 
به بهانه فیلم ماجرای نیمروز
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٦
 

 

در یکشب اتفاق نیفتاد

 

پس از گذشت 35 سال، اینک سینمای ایران به یکی از مهمترین برهه های تاریخ معاصر این سرزمین پرداخته که با سوء استفاده تاریخ پردازان فرمایشی و سفارشی از آن سوی آب ها، در رسانه های وابسته و در برخی اذهان به تدریج به کیفرخواستی علیه انقلاب و نظام اسلامی و همچنین ملت ایران و سربازان گمنامش تبدیل شد و مجرمان آن روزگار کم کم به مظلومان آن کیفرخواست بدل گردیدند! این در حالی است که سینمای غرب برای آمریکا مدام تاریخ و قهرمان و منجی می تراشد، اما متاسفانه سینمای ما تاریخ قهرمانی ها و رشادت ها و مظلومیت های این مردم و انقلاب را نادیده گرفته و بعضا آن را تحریف کرده است!!

اما فیلمساز جوانی به نام محمد حسین مهدویان که پیش از این، سریال تلویزیونی "آخرین روزهای زمستان" (درباره سردار شهید حسن باقری) و فیلم سینمایی"ایستاده در غبار" (درباره سردار جاوید الاثر احمد متوسلیان) را ساخته بود اینک   دوربین خود را به روی مقطعی از تاریخ ایران باز کرده که در آن مهیب ترین تجربه تروریستی تاریخ خود و بلکه جهان را پشت سر گذارد. روزگاری که مردم در جبهه ای گسترده با صدام و حامیان جهانی اش (که هزاران کیلومتر مربع از خاک این کشور را اشغال کرده و مردم را با بمب و موشک تکه تکه می کردند)، درگیر بودند و گروهک تروریستی مجاهدین خلق با پشتیبانی اربابان غربی خود، در این سوی جبهه هم بر روی زن و مرد و بچه، آتش گشود و آنها را از این طرف خاکریز نیز به خاک و خون کشید. در آن شرایط سخت،  گروهی گمنام و پاکباز میان نبرد رو در رو و مستقیم در جبهه علیه دشمن بعثی با جنگ دشوار و حساس در کوچه و پس کوچه های تهران علیه دشمن منافق ، دومی را انتخاب کرده و در شرایطی که دشمن داخلی تا بیخ گوش امن ترین نقاط شهر و در میان امین ترین نیروها،  نفوذ کرده بود، به مقابله ای نابرابر و به جنگ در یک میدان نامشخص رفتند.


 
 
به بهانه نظر سنجی اخیر در دانشگاه هاروارد
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٤:۱٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٦
 

دانشگاه هاروارد؛ برترین مرکز علمی

یا رکورد دار تعرض جنسی ؟!

 

"اگر دانشگاه هاروارد به تعداد جرایم تجاوزی که در آن محیط آن صورت می‌گیرد اعتراف کند، درب‌هایش بسته می‌شود و روسایش خودکشی می کنند"

این نتیجه ای بود که فیلم مستند "زمین شکار" ساخته کربی دیک گرفت. فیلم مستندی که سال گذشته درباره تجاوزات و تعرضات جنسی در دانشگاههای آمریکا ساخته شد. فیلم "زمین شکار" به خاطر ترانه اش به نام "وقتی برای تو اتفاق بیفتد"  به مراسم اسکار هم راه یافت و آن را "لیدی گاگا" برروی صحنه هشتاد و هشتمین مراسم اهدای جوایز آکادمی علوم و هنرهای سینمای آمریکا اجرا کرد، در حالی که گروهی از دانشجویان مورد تعرض جنسی قرارگرفته با شعار "تقصیر من نبود" گرد او را گرفته بودند. قبل از اجرای این ترانه بود که در اقدامی بیسابقه جو بایدن معاون اول اوباما، رییس جمهوری وقت آمریکا به روی صحنه رفت و ضمن دعوت همه مردم آمریکا به حضور در کمپینی برای اعتراض به تجاوزات جنسی به ویژه در محیط های دانشگاهی، عاجزانه درخواست کرد که "فرهنگ خود را تغییر دهیم تا دیگر کسی قربانی این گونه فجایع قرار نگیرد"!

در آوریل 2015 دانشگاه هاروارد یک نظر سنجی درمیان دانشجویان خود انجام داد که بخشی از پروژه پژوهشی بزرگی بود که در 64 دانشگاه معتبر آمریکا و در میان 150 هزار دانشجوی آنها (اعم از فارغ التحصیل ویا مشغول به تحصیل) درباره تعرضات جنسی صورت می گرفت. نتیجه این پژوهش که در سپتامبر 2015 منتشر شد، بسیار تکان دهنده بود. نظر سنجی فوق نشان می داد که ۷۲.۲ درصد از دانشجویان دختر حاضر در این آمارگیری، در زمان حضورشان در دانشگاه هاروارد مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته‌اند. این آمار رتبه دانشگاه هاروارد (به عنوان رتبه اول علمی دانشگاههای جهان) را در زمینه تعرضات و تجاوزات جنسی نیز بالاتر از سایر دانشگاهها قرار داد! این درحالی است که طبق همان گزارش حدود 80 درصد از دانشجویان دختر مورد تعرض قرار گرفته، هیچ گزارشی به مقامات دانشگاه ارائه نکرده اند.


 
 
به بهانه سالگرد شهادت سید مرتضی آوینی
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٦
 

 

آوینی و روشنفکران

 

 شهید سید مرتضی آوینی ، زبان صریح و بدون رودربایستی داشت و همین صراحت و تاکید بر اصول ، موجب شده بود که از سوی جناح های مختلف فرهنگی و هنری مورد حمله و هجوم قرار گیرد. اما این هجوم بیشتر و به صورت جدی تر از سوی طیفی بود که ریشه های خود را در تاریخ به اصطلاح روشنفکری این دیار جستجو می کرد و خویش را مدعی تجدد و آزاد اندیشی و انواع و اقسام "ایسم" ها می دانست.

یکی از پرچالش ترین و بی پرده ترین این هجمه ها در همایشی صورت گرفت که پس از دهمین جشنواره فیلم فجر در بهمن 1370 ، تحت عنوان "سمینار بررسی سینمای پس از انقلاب" در دانشکده سینما و تئاتر برگزار شد. در آن سمینار ، تقریبا همه آنهایی که ادعای سینمای روشنفکری و شبه روشنفکری داشتند و خود را اخلاف موج نو اواخر دهه 40 و اوایل دهه 50 می دانستند ، سید مرتضی آوینی را به قول خودش به محاکمه کشیدند.

بد نیست دوستان شبه روشنفکر یا آنان که به اصطلاح ، نو آوانگارد هستند و پس از انقراض سلسله روشنفکری در غرب ، تازه باد این تفکر منسوخ به آنها رسیده تا از قبلش خود را خنک  کنند ، این مطلب را بخوانند. آیا واقعا سید مرتضی آوینی که سنگش را به سینه می زنند ، همین آوینی است؟!


 
 
 
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٦:٢٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ فروردین ۱۳٩٦
 


 
 
برآستانه بهار 1396
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٦:۳۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٥
 

 

بهار سرزمینم ریشه در خاک خدا دارد ...

 

بهارهای کودکی در بی خبری طی می شد ، از مدتها قبل شوق عید را داشتیم و به قول  فرهاد مهراد با نشانه هایش، زمستان را طی می کردیم . وقتی که می خواند :

"...بوی عیدی ، بوی توپ ، بوی کاغذ رنگی ، بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو  ..."

 وقتی مدرسه تعطیل می شد، دوچرخه را برمی داشتیم و راهی کوچه ها می شدیم تا ویژه نامه نوروزی مجله تماشا را بخریم و ببینیم که تلویزیون در روزهای تعطیلی چه فیلم های سینمایی پخش می کند تا برای آن روزها از زیر دید و بازدیدها فرار کنیم!

اما آن بهارهای کودکی و نوجوانی خیلی زود تمام  شد، از همان عیدی که گفتندامام فتوا داده امسال عید نداریم و در عزای شهداء می نشینیم. سال بعد، بهار خیلی زودتر رسید، زمستان بود که شعار می دادیم :"به کوری چشم شاه ، زمستونم بهاره " و هنوز بهمن به آخر نرسیده بود که این سرود از رادیو پخش شد :

"هوا دلپذیر شد ، گل ازخاک بردمید ، پرستو به بازگشت زد نغمه امید ، به جوش آمده خون درون رگ گیاه  ، بهار خجسته باز خرامان رسد ز راه "


 
 
گفت و گوی آرش فهیم با سعید مستغاثی درباره اسکار 2017
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٢:۳٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٥
 

 

مگر گل به خودی تبریک هم دارد؟!


مراسم اسکار 2017 پرحاشیه‌تر از همیشه و باز هم با جایزه به فیلمی درباره «ایران» برگزار شد. شاید کمتر کسی فکرش را می‌کرد که طی پنج سال، نام ایران سه بار در اسکار مطرح شود؛ «جدایی نادر از سیمین»، «آرگو» و این بار هم «فروشنده» فیلم‌هایی با محوریت ایران -یا شاید هم علیه ایران- هستند که جایزه اسکار گرفتند. دیگر کمتر کسی در جهان پیدا می‌شود که اسکار را یک جشن صرفا سینمایی بداند. حتی رسانه‌های غربی هم از سیاسی و ایدئولوژیک بودن این مراسم صحبت می‌کنند. اما نمودهای ایدئولوژیک هشتاد و نهمین مراسم اسکار چه بود؟

برای تحلیل محتوای فیلم‌های نامزد و برگزیده شده این دوره از اسکار، با سعید مستغاثی، رئیس ‌اسبق انجمن منتقدان و کارگردان مجموعه مستندهایی چون «راز آرماگدون» و «تمدن آسمانی» گفت‌وگو کردیم.


- معمول است که هر سال، فیلم‌های برگزیده اسکار دارای یک موضوع یا مسئله محوری هستند. آیا امسال هم چنین بود؟
چیزی که هر سال اتفاق می‌افتد این است که یک محور، هدف ارزیابی مراسم اسکار و حلقه‌های متصل به آن قرار می‌گیرد. یعنی ورای همه تم‌ها و ژانرها، یک موضوع مشترک همه نامزدها و برگزیده‌های این جوایز را به هم پیوند می‌دهد. مثلا در دوره قبل، قهرمان تک افتاده منزوی محور بود. یا سه دوره قبل، جوایز اسکار علیه جنبش وال‌استریت بود. دوره قبل از آن هم موضوع محوری «میراث پدران» برجسته بود. این موضوع براساس اتفاقاتی که در عرصه جهانی پیش روی آمریکا قرار می‌گیرد تعیین می‌شود. به هر حال هالیوود ویترین سیاست‌های آمریکاست و مراسم اسکار هم به عنوان پروپاگاندای آن عمل می‌کند. به همین دلیل هم هست که از میان 800-900 فیلمی که در طول سال در هالیوود تولید می‌شود، حداکثر 20 فیلم در تمام مراسم و جوایز سینمایی آمریکایی ارزیابی می‌شود.


 
 
سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر - 2
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٥
 

 

جشنواره سوپر دولتی و داوری ماقبل تاریخ!

 

نقل است که سالها پیش در یکی از مراسم سینمایی فرانسه وقتی یک مقام دست چندم دولتی آن کشور به عنوان مهمان دعوت شده بود، لوییس بونوئل (فیلمساز معروف فرانسوی) که در آن مراسم حضور داشت و قرار بود مورد تجلیل هم قرار گیرد، مراسم یاد شده را ترک کرد و بعدا علت این عمل را توهین به سینما و سینماگر نامید. این روایت، سالیان دراز مورد استفاده جماعت سینمایی داخل خصوصا از جنس شبه روشنفکرشان بود و همواره نسبت به مراسم سینمایی که شخصیتی دولتی در آن حضور داشت، ابراز نارضایتی می‌کردند. با این حال حضور مقامات دولتی در جشنواره فیلم فجر به دلیل اساس دولتی آن، نهایتا تا حد یک وزیر ارشاد و معاون سینمایی ایشان، پذیرفته شده بود.
اما آنچه روز پنجشنبه در مراسم اختتامیه سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر اتفاق افتاد مانند سایر رویدادهای ریز و درشت این جشنواره یک رکورد محسوب می‌شود. حضور دستیار ارشد و یک معاون رئیس جمهوری، به علاوه 3 وزیر و مقادیر معتنابهی معاون و مشاور و مدیر دولتی باعث شد تا جشنواره سی و پنجم رکورد حضور مقامات دولتی (اکثرا بی‌ربط با سینما) را در یک مراسم سینمایی به ثبت برساند.


 
 
سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٥
 

 

جشنواره امید برای سینمایی ناامید!

 

علیرغم اینکه سالهاست امید چندانی به سینمای رایج نداریم اما سخنان جناب معاونت سینمایی یا همان رییس سازمان سینمایی در مراسم افتتاحیه سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر بازهم خوش بینی درمورد این جشنواره را به ما بازگرداند که شاید امسال اتفاق خاصی رخ دهد و به قول معروف فیلی به هوا برود! خصوصا آنجا که جناب رییس گفت: "...جشنواره امسال جشنواره سینمای امید است و سینمای امید تحقق پیدا کرده است..."

اگرچه از همان روزهای نخست حضور رییس سازمان سینمایی دولت یازدهم و از همان جشنواره اول که ایشان تولیتش را برعهده داشتند(یعنی سی و دومین دوره)، وعده امید و فیلم های امیدوارانه و معتدل و از این قسم شعارها به کررات سر داده شد و حتی از سوی ریاست محترم جمهوری نیز وعده جایزه ویژه ای برای فیلم هایی که امید را در دل مردم زنده کرده و بتوانند آنها را با سینمای فرهنگی آشتی دهند، داده شد. همچنین برخی سینماگران جوگیر شده در همان جشنواره مدام وعده می دادند که گویا دوره رنج و حرمان گذشته و از این پس کاری خواهند کرد کارستان!  اما  نشان به آن نشان که نه برای جایزه ویژه رییس جمهوری، در طول این 4 سال فیلمی شایسته دانسته شد (گویا هرچه متولیان سینمای امید و اعتدال نیز کاویدند اما در میان این همه فیلم حتی یک اثر که بتواند هم امید بخش باشد و هم مردم را با سینمای فرهنگی آشتی دهد یافت نشد!) و نه آن سینماگران شاخ غولی را شکستند و قله قاف را فتح کردند و همچنان آش همان آش است و کاسه همان کاسه!!


 
 
واکاوی تاریخ سینمای ایران (حکایت سینماتوگراف) - قسمت 40 و پایانی
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩٥
 

 

کانون فیلم در سفارتخانه های بیگانه

 

 

فرخ غفاری در تاسیس نخستین کانون های فیلم در ایران نیز نقش عمده ای داشت. کانون های فیلم که در مراکز مختلف و به خصوص برای نخستین بار در کنار سفارتخانه های خارجی شکل گرفت تا مقصود اصلی اش یعنی نفوذ فرهنگی از طریق نمایش فیلم های مربوط به همان کشور را سرلوحه کارش قرار دهد. فیلم هایی که بیش از هر موضوعی به تبلیغ و پروپاگاندا درباره سیاست و فرهنگ و جامعه کشور مذکور می پرداخت. از همین روی انجمن فرهنگی ایران و آمریکا (چنانچه شرحش رفت)، انجمن فرهنگی ایران و انگلیس و انجمن فرهنگی ایران و شوروی از جمله نخستین مراکزی بودند که کانون فیلم دائر کرده، عضو گرفتند و فیلم های مورد نظر خود را به نمایش درآوردند.

یکی از نخستین کانون های فیلم در سال 1328 توسط فرخ غفاری و با همکاری مجید رهنما (از سفیران دائم شاه در کشورهای مختلف از جمله شوروی سابق و آمریکا و سوییس و همچنین وزیر کابینه هویدا) و عبدالله حبیبی و البته پشتیبانی سفارت های انگلیس و فرانسه تاسیس شد.


 
 
به یاد آتش نشانان قهرمان
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱ بهمن ۱۳٩٥
 

 

حتی جراثقال های سنگین نیز در برابر پایمردی تان سر فرود آوردند و در سوگ شما خمیدند

 


 
 
به بهانه فیلم مستند شب نامه
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ دی ۱۳٩٥
 

 

# 10 میلیارد پیامک که از ایران به آمریکا رفت!

 

 

بعد از فیلم های مستند قابل بحثی  مانند "میراث آلبرتا"، "یزدان تفنگ ندارد"، "فاکتور صوری"، "کدام انحراف"، "نبرد خاموش" و ... از مرکز مستند سازی"سفیرفیلم"  (معلوم نیست چرا این گونه فیلم های مستند که طرحی نو در فضای خموده و سطحی و تقلیدی مستندسازی ایران درانداخته اند، اغلب در هیچ یک از فضاهای رسمی کشور مانند جشنواره فیلم فجر یا جشنواره سینما حقیقت نمایش داده نمی شوند؟!) اینک مستند غافلگیرکننده و در عین حال تکان دهنده دیگری از این مرکز مستند سازی بیرون آمده که آن را اگر نه بالاتر اما در حد مستندهای افشاگرانه برجسته یکی دو دهه اخیر سینما جهان مانند : غبار جنگ (ارول موریس)، روزهای صفر (الکس گیبنی) ، دانسته های ناشناخته (ارول موریس) و شهروند چهارم (لارا پویتراس) و ... می توان دانست.

فیلم مستند "شب نامه" با ساختار Docu-Drama (مستند داستانی) به یکی از پنهان ترین موضوعات جاسوسی معاصر پرداخته که شاید از آنچه ادوارد اسنودن در سال 2013 افشاء کرد و بعدا در فیلم های مستند "شهروند چهارم" و فیلم "اسنودن" ساخته الیور استون به تصویر کشیده شد، قابل بحث تر و به روزتر باشد.


 
 
← صفحه بعد