مستغاثی دات کام

 
به بهانه کلیپ"ما ایستاده ایم تا آخرین قطره خون"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ شهریور ۱۳٩٥
 

 

چند گام به پس

 

یا اسطوره گرایی در حد جام جهانی!

وقتی برای نخستین بار کلیپ "ما ایستاده ایم" را تماشا کردیم، از آن آمیختگی ظریف هنر و باور و اندیشه در بستر سینما و موسیقی و معماری دچار شعف و غرور شدیم. حرف های قابل درک روز در قالب یک داستانک جذاب و غافلگیر کننده (که عناصر تصویری انقلاب اسلامی بدون هیچ نمای گل درشت و یا شعاری در میان تصاویرش جای می گرفتند) با پرداخت خوش ریتم و ساختاری قابل قبول و شعر و موسیقی گویا و خاطره انگیز و ... تقریبا خیلی هایی که حتی با اینگونه فضاها و نمادها و شعرها بیگانه بودند را جذب کرد. نوعی تلاش  که بعدا در کلیپ هایی از قبیل شهدای غواص تکرار شد و نوید یک حرکت و جریان جوان وتازه نفس و پویا در عرصه هنرهای تصویری این سرزمین داشت.

وقتی خبر یافتیم که گویا همان تیم سازنده کلیپ "ما ایستاده ایم" با بودجه ای مناسب تر مشغول ساخت محصولی جدید با همان حال و هوا هستند، بی صبرانه در انتظار بودیم که نتیجه کار را ببینیم تا به قول معروف بازهم حظ بصری برده و در این زمانه ترکتازی آثار تلخ و سیاه شبه روشنفکری، هوایی تازه کنیم. اما متاسفانه آنچه ماحصل کار به عنوان کلیپ یا نماهنگ "ما ایستاده ایم تا آخرین قطره خون" به نمایش درآمد، اگر نگوییم در حد فاجعه که خیلی غم انگیز بود.


 
 
واکاوی تاریخ سینمای ایران (حکایت سینماتوگراف) - 13
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ شهریور ۱۳٩٥
 

 

استودیوی آمریکایی برای آموزش ماموران دولت

 

گام بعدی اداره اطلاعات آمریکا و استفن نایمن برای در اختیار گرفتن رسمی فضای سینمای ایران، در تاریخ 10 آبان 1327 و بوسیله طرح مفصلی که به عبدالحسین هژیر، نخست وزیر وقت، ارائه گردید، برداشته شد که در آن تاسیس یک شرکت فیلمبرداری در ایران پیش بینی شده بود تا فیلم های آموزشی مورد نیاز وزارتخانه ها و موسسات و سازمان های دولتی را تامین نماید. شبیه به آنچه موسسه انتشاراتی فرانکلین در زمینه چاپ و نشر کتاب و نشریه انجام داد و فضای آموزش و نشر کشور را در اختیار موسسات آمریکایی قرار داد تا آنچه را که مدنظر دارند در این فضا ترویج نمایند.

نکته قابل توجه اینکه شخص شاه در طرح مورد نظر استفان نایمن، قول همکاری و حمایت داده بود. بخشی از مکاتبات استفن نایمن و مراکز مربوطه در رژیم شاه برای تاسیس شرکت فیلمبرداری یاد شده به شرح زیر است.


 
 
واکاوی تاریخ سینمای ایران (حکایت سینماتوگراف) - 12
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٥
 

 

ماموران اداره اطلاعات آمریکا در سینمای ایران

 

از سال 1321، سفارت و شورای فرهنگ بریتانیا در تهران، به نمایش فیلم در سینماها اقدام کردند. کپی اخبار "بریتیش مووی تون" توسط گلچین و ابوالقاسم طاهری در انگلستان به فارسی دوبله شده و در سینماهای ایران به نمایش درمی آمد. موسسه"بریتیش مووی تون"با علامت اختصاری بی ام تی BMT تعدادی ریوهای ارتشی را تجهیز کرد تا این فیلم ها را به دیگر شهرهای ایران برده و در قالب سینماهای سیار برای مردم نمایش دهند. روستاها نیز از قلم نیفتادند و تعدادی واحد سیار نمایش فیلم نیز توسط سفارت به روستاها اعزام شدند تا اندیشه ایرانیان روستایی را نیز در تسخیر خود درآورند. [1]

از جمله عوامل این برنامه نمایش فیلم، محمد علی ایثاری بود که کارش را در سال 1322 و دوران اشغال ایران توسط متفقین به عنوان منشی شخصی و مترجم حضوری دستیار وابسته سفارت انگلیس در تهران آغاز کرد و عهده دار اداره فیلم مشترک بین سفارت و شورای فرهنگی بریتانیا در ایران شد و در همین دوره فستیوالی از فیلم های انگلیسی و نمایشنامه های انگلیسی برای جذب نیروهای جوان در تهران برگزار کرد.


 
 
به بهانه رونمایی از مستند"آقای نخست وزیر"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ شهریور ۱۳٩٥
 

 

اشتباه مشترک مصدق و کاشانی و فیلم "آقای نخست وزیر"!

 

بازگویی تاریخ برای استفاده امروز، مهمترین بهره ای است که می توان از تاریخ بدست آورد. از همین روست که کلام الهی در قرآن مجید مکرر بر پند گرفتن از سرگذشت پیشینیان و غور و بررسی در آن توصیه دارد و از همین روست که حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام) تاریخ را مایه عبرت می دانند.

قطعا دقت به این نکته که "مطالعه تاریخ بدون آنکه به کار امروز بیاید، تنها به درد حفظ کردن در کلاس های مدرسه و دانشگاه می خورد" باعث شده که نگاه سازندگان فیلم مستند "آقای نخست وزیر" به مقطع تاریخی و مهم اوایل دهه 1330 ، به درستی در ارتباط با انطباق مسائل امروز و دیروز ایران و جهان قرار گرفته و این مستند را اثری به روز و کاربردی گرداند. نشان دادن نتایج فاجعه بار اعتماد به آمریکا و غرب، یک کاسه بودن قدرت های استکباری غرب مانند انگلیس و آمریکا در مقابله با ملل آزادیخواه و مستقل، تفکر نادرست تکیه و اعتماد به یک قدرت غربی مانند آمریکا برای مقابله با قدرت دیگر استعماری همچون انگلیس  و همچنین تاکید بر جملات و عبارات مشابه امروز با روزگار پیش از مرداد 1332 مانند "گزینه های روی میز" و ... از جمله همین به روز بودن نگاه تاریخی فیلم مستند "آقای نخست وزیر" است. ضمن اینکه مستند فوق از یک ساختار معمولی مستندهای آرشیوی با مصاحبه هایی نسبتا جدید و بکر برخوردار بوده که نریتور آن (به دلیل تکرار صدایش در مستندهای اینچنین) از نقاط ضعف ساختاری اش محسوب می شود.


 
 
واکاوی تاریخ سینمای ایران (حکایت سینماتوگراف) - 11
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٥
 

 

رضاخان در جلسه نمایش فیلمی درباره نفت ایران:

 

... افسوس که به ایران پول کم می دهند!

 

چگونه می توان تبیین کرد که یکی از نخستین تولیدات این سینما، اثری ضد اسلامی به نام "حاجی آقا،آکتور سینما"(آوانس اوگانیانس) بوده که مصادیق دین و مذهب را در جامعه به سخره گرفته و سنت های اجتماعی را مضحکه کرده تا بتواند در کنار اقدامات ضد دینی  همچون "کشف حجاب" و " مقابله با روحانیت و شعائر مذهبی" رضاخان، القائات محافل وابسته به صهیونیسم را در اذهان توده های مردم حقنه نماید. آنگاه می توان دریافت که چرا همین آوانس اوگانیانس با فیلمبردار خاص دربار به نام "خان بابا معتضدی" موسسه ای تحت عنوان "پرس فیلم" تاسیس کرد تا از همان سال 1311 به تهیه فیلم های خبری و مستند از دربار رضاخانی و اقدامات فرمایشی او بپردازند.[1]

در تاریخ نوشته آنها نمی توان یافت که چرا ناگهان الیگارشی پارسیان مقیم هند و کسانی همچون اردشیر ایرانی و کمپانی امپریال فیلم بمبئی، متولی ساخت فیلم برای سینمای ایران شدند. همان الیگارشی معروفی که با افشای بخشی از خاطرات معروف "اردشیر جی ریپورتر" و همچنین دست نوشته های "سر پیتر رایت" مامور مهم MI6 معلوم گشت که عامل اجرایی امپراتوری صهیونیستی "روچیلد ها" برای بوجود آوردن ارض موعود اسراییل در خاورمیانه بوده اند.[2] از همین الیگارشی است که امثال اردشیر ایرانی بیرون می آیند[3] و نخستین دوران سینمای ایران مابین سالهای 1312 تا 1316 را شکل می دهند.


 
 
واکاوی تاریخ سینمای ایران (حکایت سینماتوگراف) - 10
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٥
 

 

کمپانی هند شرقی وارد می شود!

 

پس از نمایش فیلم ناطق "دختر لر" ، تقریبا سرنخ تولید و نمایش فیلم در ایران به دست همان پارسیان مقیم هند یعنی اردشیر ایرانی و دار و دسته اش و عبدالحسین سپنتا افتاد و به دنبال آن فیلم های "فردوسی" (به مناسبت هزاره فردوسی در ششم فروردین 1314 هجری شمسی)، "شیرین و فرهاد" (از 22 خرداد 1314 )، " چشم های سیاه" (از 12 خرداد 1315) و بالاخره "لیلی و مجنون" (در فروردین 1316) به نمایش عمومی درآمدند. فیلم هایی که همگی در هندوستان و توسط کمپانی های هندی – انگلیسی جلوی دوربین رفته و  بیشتر در جهت همان باستان گرایی یا آرکاییسم مورد نظر فراماسون ها تهیه و تولید شده بودند.


 
 
واکاوی تاریخ سینمای ایران (حکایت سینماتوگراف) - 9
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٥
 

 

"دختر لر" و رضاخان

 

سازندگان فیلم "حاجی آقا، آکتور سینما" سعی داشتند که نوعی سبک زندگی غربی و مغایر با ارزش ها و اعتقادات و سبک زندگی ایرانی/ اسلامی را به مخاطبانشان ارائه دهند. آنچه که تقریبا سینمای ایران از نخستین روزهای آغازینش، سعی در القای آن داشت.

حمید رضا صدر یکی از منتقدین و کارشناسان سینمای ایران در کتاب "تاریخ سیاسی سینمای ایران" درباره سبک زندگی که در فیلم "حاجی آقا، آکتور سینما"، ارائه می شود ، می نویسد:

"...دختر او (منظور حاجی آقا) با بازی آسیا قسطانیان از ارامنه گرجستان، بدون حجاب و به عنوان زن متجددی معرفی شد که غمزه‏کنان دلربایی می کرد و همراه با موسیقی گرامافون (سوغات دیگری از فرنگ با عملکردی مشابه سینما)می‏رقصید.


 
 
واکاوی تاریخ سینمای ایران (حکایت سینماتوگراف) - 8
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٤:٠٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٥
 

 

حاجی آقایی که آکتور سینما شد!

 

اولین محصول "مدرسه آرتیستی سینما" که در واقع نخستین فیلم تاریخ سینمای ایران نیز لقب گرفت، فیلمی به نام "آبی و رابی" بود که توسط آوانس اوگانیانس (مدیر مدرسه) ساخته شد و در آن از دانش آموزان مدرسه آرتیستی سینما، استفاده گردید. فیلم "آبی و رابی"، کپی مستقیم از یک کمدی دانمارکی به نام "پات و پاتاشون" بود که برای نخستین بار در ساعت 2 بعدازظهر روز جمعه 12 آبان سال 1309 در سینما مایاک به نمایش در آمد.

اگرچه "آبی و رابی" نتوانسته بود، شوخی ها و مزاح های کمدین های دانمارکی را به خوبی تکرار کند اما به هرحال سعی کرده بود که دقیقا از روی دست آنها کپی نماید! مثلا:

"...آبی با شیلنگی آب می نوشد و زیاد هم، ولی شکم رابی بالا می آید... رابی زیر بوغلتانی می رفت و دراز می شد و آبی با پتکی به سرش می زد و او دوباره کوتاه و پهن می شد... "[1]


 


 
 
واکاوی تاریخ سینمای ایران (حکایت سینماتوگراف) - 7
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٥
 

 

به میدان آمدن آرتیست های ورزشگاه سینما

 

از دیگر محصولات سازمان پرورش افکار،تاسیس رادیو محسوب می شود که به قول همایون کاتوزیان همان وسیله ای بود که دولت رضا خانی کم داشت تا در نابودی هرگونه نهاد اجتماعی و مجرای همبستگی و ارتباط عمومی مستقل بکوشد.[1]

رادیو در آن سالها از بلندگوهای متعددی بر سر چهارراه ها و گذرها و میادین اصلی شهر با صدای بلند موسیقی و   حرف های حکومت و دولت را به گوش همگان می رساند و کسی از شنیدن بیانیه ها و خطاب ها و عتاب های دولت، گریزی نداشت.



 
 
به بهانه فیلم مستند "قدیس"
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ امرداد ۱۳٩٥
 

 

سرگذشت یک قدیس قلابی

 

کارشناسان تاریخ براین باورند، آنچه بیش از هر موضوعی می تواند تاریخ را تحت تاثیر تحریفات و وارونه نمایی قرار دهد، فراروایت هاست. به این معنی که ناگهان از یک شخصیت تاریخی (بدون تاکید و یا اشاره بر اسناد و شواهد متقن) قدیس یا هیولایی ساخته می شود که پس از آن تمامی  رویدادهای وابسته و حتی اتفاقاتی که اندک تماسی با این شخصیت داشته را تحت تاثیر قرار می دهد. یعنی مخاطب، رویداد فوق را براساس فراروایتی که درباره شخصیت مذکور وجود داشته، تحلیل و بررسی می کند. از آنجا که بخش عظیمی از تاریخ مکتوب کشور ما تحت تاثیر فراروایات تاریخ پردازان فراماسون قرار داشته و دارد، از این نوع  شخصیت هایی که براساس فراروایت ها ساخته و پرداخته شده، به شکل اسطوره ای درآمده و یا کاملا تخریب شده اند، بسیار یافت می شود. از آن جمله شاعری به نام احمد شاملوست که برمبنای همان فراروایت های تاریخی، بدون آنکه طی یک پژوهش و تحقیق علمی مورد بررسی و نقد قرار گیرد، در افواه جماعت شبه روشنفکر ما و البته آنان که تحت تاثیر این جماعت واقع می شوند، به صورت یک اسطوره و یا قدیس در آمده است:

"شاعری دست نیافتنی و صاحب سبک، مبارزی سترگ، نویسنده و ژورنالیستی قهار که بخش مهمی از تاریخ ادبیات معاصر ما مدیون اوست"!


 
 
← صفحه بعد