مستغاثی دات کام

 
به بهانه عملیات تروریستی داعش در تهران
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۳:٥٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩٦
 

 

روزگاری که داعش در این کشور جولان می داد!

 

تصویری از عملیات تروریستی داعش های دیروز (مجاهدین خلق) در ایران

 

عملیات تروریستی امروز (17 خرداد 1396) تهران که گروهک تروریستی داعش مسئولیت آن را برعهده گرفت، خیلی ها را غافلگیر کرد. گویی در این گوشه دنیا فراموش کرده بودند که چندی است عملیات تروریستی دیگر تقریبا اغلب نقاط امن دنیا را هم دربرگرفته است. امروز دیگر در این موضوع فرقی مابین کابل و حله و حلب و حمص با پاریس و منچستر و اشتوتگارت و لندن وجود ندارد و همه این مناطق در معرض تهدید تروریسم قرار گرفته است. اینک بیش از یک سال است در پاریس (پایتخت فرانسه و شهر رویایی بسیار از شیفتگان غرب) وضعیت اضطراری ضد تروریسم در سطح حکومت نظامی برقرار است. امروز کن فرانسه برای برگزاری جشنواره اش، مانند یک دژ نظامی با بلوک های بتنی و سنگرهای ضد بمب، دیوارکشی می شود. امروز پلیس لندن به شهروندانش هشدار می دهد از خیابان ها خارج شوید و پناه بگیرید. امروز دیگر هتل های استانبول به خاطر فضای ناامن این شهر خالی شده و قیمت تورهای سیاحتی آن به کمترین مقدار در حد حراجی رسیده است.

اما برخی از ما در این گوشه دنیا، گویی در خواب و خبالی به سر می بردیم و همه آنچه از وحشت و توحش تروریسم داعشی می شنیدیم، انگار تعریف داستان یک فیلم سینمایی بود! در آسایش و امنیت، لم داده بودیم و عید و تولدمان را جشن می گرفتیم و مسافرتمان ترک نمی شد و توی کانال ها و شبکه های مختلف به اصطلاح اجتماعی هم چرخ می زدیم و شایعه می پراکندیم و لایک می کردیم.  

سرخوش از این امنیت گسترده، ساده لوحانه و تحت تاثیر رسانه های خارجی، معترض هم بودیم! به مدافعان حرم معترض بودیم که چرا با تروریست ها در عراق و سوریه درگیر هستند!! به آنها که همه زندگی و دار و ندار خویش را برای همین آسایش و امنیت ما به خطر انداخته اند، معترض بودیم!!! معترض بودیم که چرا با موشک هایمان، سرکرده های تروریست های منطقه را ترسانده ایم!! غافل از آنکه همین ترس و وحشت آنها از همین موشک ها باعث شده تا جانورهایشان را به جان مردم ما نیندازند که می ترسند با لو رفتنشان، از دست همین موشک ها جان سالم به در نبرند.


 
 
حکایتی دیگر از خرداد 1342
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٦
 

 

وای از آن تندباد نیمه خرداد ...

 

آنچه در زیر می خوانید ، بخشی از متن قسمت های 10 و 11 مجموعه مستند "راز یک نقش"است که درباره رهبری حضرت امام خمینی در طول نهضت اسلامی مردم ایران به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی و تهیه کنندگی رضا جعفریان سال 1388 در چنین روزهایی از شبکه خبر سیما پخش شد.آنچه این متن را با نمونه های مشابه متفاوت می سازد این است که برای نخستین بار از زاویه نگاه دشمن و بر پایه اسناد ارگان ها و نهادهای امنیتی و پلیسی رژیم شاه به قیام پانزده خرداد ١٣۴٢ و رهبری حضرت امام پرداخته شده است.علاوه بر فیلم ها و تصاویر  مستندی که کمتر بر صفحه تلویزیون رویت شده، برخی از اسنادی که در این مجموعه در برابر دوربین قرار گرفت،برای اولین بار به تصویر کشیده می شد و ابعاد تازه ای از نهضت اسلامی مردم ایران را در برابر محققان و پژوهشگران تاریخ معاصر ایران گشود که بعضی از آنها را در متن زیر ملاحظه خواهید نمود:


 
 
نگاهی به جشنواره کن هفتادم
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٤:٢۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ خرداد ۱۳٩٦
 

 

همجنس گرایی، نژادپرستی و اسراییل در رقابتی تنگاتنگ!

 

میری رگیو، وزیر فرهنگ و ورزش اسراییل برروی فرش قرمز مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم کن 2017

 

وقتی یکشنبه شب گذشته، پدرو آلمودوار (رییس هیئت داوران بخش مسابقه اصلی هفتادمین جشنواره فیلم کن) برای جایزه بزرگ هیئت داوران نام فیلم "120 تپش در دقیقه" ساخته فیلمساز مراکشی تبار، روبن کامپیلو را قرائت کرد، در واقع یکی از پیش بینی شده ترین اتفاقات هفتاد دوره این جشنواره رخ داد. چراکه تقریبا کمتر کسی در میان کارشناسان و منتقدان و سینماگران حاضر در جشنواره بود که برروی جایزه بزرگ هیئت داوران یا نخل طلا برای فیلم یاد شده، اتفاق نظر نداشت. البته نه از آن جهت که فیلم یاد شده، شایسته دریافت این جایزه بود بلکه از نظر ترکیب و رویکرد ایدئولوژیکی که سالهاست براین جشنواره و سایر جشنواره های مشابه حکمفرماست.

اما دلیل این اتفاق نظر فقط در نظر آوردن رویکرد این نگرش ایدئولوژیک به آثاری درباره تعرضات جنسی یا همجنس گرایی و دگرباش بودن، به نظر نمی رسید (مانند جایزه اسکار که در دو سال متوالی به فیلم هایی از این دست مانند  "Spot Light" و ""Moon Light تعلق گرفت)  بلکه شاید از آن رو بود که خود آلمودوار همجنس گراست. اگر چه سال گذشته نیز جایزه بزرگ هیئت داوران به فیلم همجنس گرایانه دیگری به نام "اینجا ته دنیاست" ساخته خاویر دولان تعلق گرفت.

اما از طرفی هم برخی ناظران سینمایی براین باورند که جایزه بزرگ هیئت داوران حتی اهمیتی بیش از نخل طلا داشته و برخلاف نخل طلا که به هر حال برای برنده اش، سیاست های کلی جشنواره را نیز در نظر گرفته می شود اما این یکی یعنی جایزه بزرگ هیئت داوران در واقع جایزه اختصاصی و نظر اصلی هیئت داوران به شمار می رود. از همین روست که حداقل طی سالهای اخیر برندگان جایزه بزرگ هیئت داوران توفیق بیشتری نسبت به برگزیدگان نخل طلا در عرصه جهانی داشتند. مثلا دو سال پیش نخل طلا به فیلمی فرانسوی به نام "دیپان" ساخته ژاک اودیار رسید که پس از جشنواره کن دیگر در کمتر جشنواره و فستیوالی حتی نامش عنوان شد اما برنده جایزه بزرگ هیئت داوران در همان سال، فیلم هلوکاستی "پسر شائول" از لازلو نمس بود که تقریبا در سال 2015 و اوایل 2016 در کمتر فستیوال و مراسم سینمایی بود که مطرح نشده و جایزه ای نگرفت تا اینکه بالاخره اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان آن سال را هم دریافت کرد.


 
 
حلول ماه رمضان مبارک باد
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ خرداد ۱۳٩٦
 


 
 
نگاهی به انتخابات در انگلیس و آمریکا و کانادا
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٦
 

 

 سیستم های قرون وسطایی انتخابات

 

 دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری در ایران همراه پنجمین انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا برگزار شد. 39 انتخابات در طول قریب به 39 سال عمر نظام جمهوری اسلامی که می توان آن را یک رکورد در میان تمامی کشورهای جهان دانست. چه آنها که مدعی دمکراسی هستند و چه آنان که چنین ادعایی ندارند. یعنی به طور متوسط هر سال، یک انتخابات در این مملکت برگزار شده و با هر کم و کاستی و عیب و نقص، مردم را به پای صندوق های رای کشانده است.

این در حالی است که به هر حال پس از گذشت 2500 سال پادشاهی و دیکتاتوری و دوری از هرگونه رای و رای گیری، نظامی در این سرزمین حاکم شد که به اعتراف دوست و دشمن برروی رای مردم حساب کرده و براساس آن حرکت می کند و گرنه چه نیازی به این همه صرف وقت و هزینه و بودجه بود؟ آیا ترس از افکار جهانی، نظام جمهوری اسلامی را وادار به برگزاری این تعداد انتخابات کرده است؟ مگر در آن 2500 سال و یا حداقل 200 سال اخیرترش، افکار عمومی جهان یا بهتر بگوییم حکام سیاسی و رسانه ای دنیا، از استبدادهای وحشتناک حاکم بر ایران، ککشان هم گزید؟!! مگر همین حاکمان مدعی جامعه جهانی از سرمایه داری و امپریالیستش گرفته تا کمونیستی و سوسیالیستی اش، برای بزرگداشت همان 2500 سال دیکتاتوری و استبداد، در سال 1350 تمام قد مایه نگذاشتند و همه سرمایه های خود را در گوشه و کنار جهان برای تبلیغش بسیج نکردند؟!!!  مگر همین ها از بدوی ترین و مستبدترین و نژادپرست ترین رژیم های دنیا همچون عربستان و اردن و اسراییل و ... حمایت نمی کنند و همه امکانات را برای بقایشان فراهم نکرده اند؟

یپس چه نیازی بود که برای راضی کردن این حضرات استبداد مدار و دیکتاتور پرور، حتی برای پیروزی انقلاب نیز رفراندوم برگزار گردد؟ انتخاباتی که در هیچ گوشه این کره خاکی و در هیچ کدام از نظام های مدعی دمکراسی و حقوق بشر  سابقه ندارد که انقلابی با فداکاری ها و رشادت های 15ساله ملتی به پیروزی برسد و بعد، برقراری نظام برآمده از آن انقلاب را به رفراندوم بگذارند.


 
 
بازخوانی یک تجربه تاریخی
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٦
 

 

طراحی کودتای گازانبری علیه انتخابات

 

"کمیته خطر جاری" The committee on the present danger" که اعضای آن را برجسته ترین عناصر سیاسی و نظامی آمریکا تشکیل می دهند، در مهمترین تصمیم خود در مهرماه 1384 بعد از شکست های پیاپی سال های گذشته، جنگ سخت و مستقیم را بی فایده دانسته و خواستار توجه بیشتر دولت ایالات متحده به پروژه نرم افزاری "براندازی از درون" شد. [1]

"مارک پالمر"، از اعضای برجسته این کمیته و چهره بانفوذ دستگاه سیاست خارجی آمریکا، در گفتگویی با "دبوراسالومود"، خبرنگار روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز، صراحتاً با ایده تهاجم نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران مخالفت کرده و اعلام نمود:

"...ایران به لحاظ وسعت سرزمینی، کمیّت جمعیت، کیفیت نیروی انسانی، امکانات نظامی، منابع طبیعی سرشار و موقعیت جغرافیایی ممتاز در منطقه خاورمیانه و هارتلند نظام بین الملل به قدرتی کم بدیل تبدیل گردیده که دیگر نمی توان با یورش نظامی آن را سرنگون کرد..."

در گزارش "کمیته خطر جاری" که توسط مارک پالمر جمع بندی و تدوین شد، براندازی نظام جمهوری اسلامی در سه محور توصیه شده بود : مهار انقلاب ، نبرد رسانه ای و ساماندهی نافرمانی مدنی .

در این گزارش تحت عنوان "ایران و آمریکا، رهیافت جدید" ، 15 محور کلی وجود داشت که از مهمترین آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

"استفاده از ضعف سیاست های اقتصادی و اختلافات درونی "، " دامن زدن به نافرمانی مدنی در تشکل های دانشجویی و نهادهای غیر دولتی و صنفی به عنوان ابزار فشار"، "افزایش فشار سیاسی /اقتصادی در پرونده هسته ای و کشاندن آن به شورای امنیت"، " دعوت فعالان جوان ایرانی به خارج برای شرکت در سمینارهای کوچک" و" از میان بردن قدرت بسیج و سپاه و ایجاد تغییرات اساسی در وزارت اطلاعات "[2]

براساس همین محورها ، دومین گام برداشته شد و آن، تربیت نیروهای کارآمد برای روز موعود بود.



[1] - وب سایت کمیته خطر جاری و وب سایت بنیاد دفاع از دمکراسی – اکتبر 2005

[2] - انتقال 2005: سیاست ایالات متحده به سوی ایران –  گزارش میزگرد شورای روابط خارجی به ریاست ری تاکیه عضو ارشد مطالعات خاورمیانه شورای روابط خارجی با حضور کنت ام پولاک، عضو ارشد انستیتو بروکینگز، مارک پالمر رییس و عضو ارشد کمیته خطر جاری و دیوید کی محقق ارشد انستیتو مطالعات سیاسی  - وب سایت شورای روابط خارجی آمریکا – 12 ژانویه 2005


 
 
55 سالگی کاندیدای منچوری
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٦
 

 

کاندیداهایی که مغزشویی می شوند!

 

سینمای موسوم به سینمای سیاسی تا پیش از مکارتیسم محدود به اعتراض نسبت به  تلقی‌های نادرست از آزادی و انسانیت و مفاهیم اجتماعی مانند عدالت و تفوق بشری از سوی سیاستمداران حاکم می‌گشت و اینکه تا چه اندازه بعضی حاکمان سیاسی با کج اندیشی و ظاهرسازی و الینه شدن در برخی اندیشه‌های بی‌پایه و سطحی، جامعه را به کژراهه سوق می‌دهند.

آنجا که در سکانس نخست «روشنایی‌های شهر» چارلی چاپلین با مضحکه کردن بنای آزادی و عدالت، برداشت سطحی  از این دو مقوله ارزشمند  را  نزد مسئولین یک شهر مورد انتقاد قرار می‌دهد و یا در «عصرجدید» وقتی برداشتن پرچم قرمز هشداردهنده یک کامیون حمل آهن توسط ولگرد به مثابه رهبری تظاهرات کارگری تلقی می‌گردد و یا هجو شخصیت هیتلر در فیلم «دیکتاتور بزرگ» (که در اوج حاکمیت آدولف هیتلر و جنگ افروزیش ساخته شد) نمونه‌هایی از پرداخت منتقدانه سیاسی در آن سالهاست .

انتقاد ژان رنوار از مرزبندی‌های سیاسی در «توهم بزرگ»، تمسخر حکومت‌های آریستوکرات توسط رنه‌کلر در «آخرین میلیاردر»، کاریکاتور رژیم‌های بی‌کفایت دیکتاتوری و جنگ طلب در «سوپ اردک» لئومک کاری و ... و همچنین برخی آثار جوزف لوزی و مارتین ریت و ... نیز از جمله دیگر آثار سیاسی تا قبل از دهه 50 است.

اما مکارتیسم عمده جهت‌گیری فیلم‌های سیاسی را متوجه جنگ سرد مابین دوبلوک شرق و غرب کرد. اگرچه در بین خیل فیلم‌های ضد کمونیستی در این دوران ، فیلمسازان اندیشمندی  مانند استنلی کوبریک به نوعی به تمسخر جنگ سرد (در «دکتر استرنج لاو») پرداختند. درواقع شدت چالش‌های سیاسی و نظامی بین دو بلوک در دهه‌های 60 و 70 مجال دیگری هم به فیلمسازان نمی‌داد: ترور کندی، بحران موشکی کوبا، دیوار برلین، جنگ ویتنام، مساله فلسطین و ...

در همان زمان جان فرانکن هایمر و جرج اکسلراد براساس رمانی از ریچارد کاندان فیلم «کاندیدای منچوری» را می‌سازند که برای نخستین بار تلنگری می‌زند به اهرم‌های اصلی قدرت در آمریکا و نفوذ کمونیست‌ها در نقاط حساس این اهرم‌ها. فیلم غافلگیر‌کننده است ولی همچنان وفادار به چرخه تولید فیلم‌های جنگ سرد و ضد کمونیستی به شمار می آید  خصوصا که فرانک سیناترا (یک آمریکا پرست افراطی) از سرمایه گذاران فیلم بود.

اگر چه از ورای آن لحن ضدکمونیستی، نگاه‌های تند وتیزی هم به رفتارهای ضد اخلاقی و حتی شارلاتانیستی جناح‌های حامی نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا بارز است.


 
 
انتظار
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٥:٥٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٦
 

کوچه های شهر ما ویران نمی ماند عزیز
کار و بار عشق بی سامان نمی ماند عزیز
یک نفر فردا زمین را نور باران می کند
مهدی ما تا ابد پنهان نمی ماند عزیز


 
 
موعود
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٦
 

 

تمام خاک را گشتم به دنبال صدای تو
ببین باقی است روی لحظه هایم جای پای تو

اگر مومن اگر کافر به دنبال تو می گردم
چرا دست از سر من بر نمی دارد هوای تو


صدایم از تو خواهد بود اگر برگردی ای موعود
پر از داغ شقایق هاست آوازم برای تو

تو را من با تمام انتظارم جستجو کردم
کدامین جاده امشب می گذارد سر به پای تو ؟

نشان خانه ات را از تمام شهر پرسیدم
مگر آن سو تر است از این تمدن روستای تو ؟

 

 

یوسفعلی میرشکاک


 
 
سالگرد میلاد خجسته حضرت مهدی صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه) مبارک باد
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٦
 


 
 
به بهانه جشنواره فیلم فجر
نویسنده : سعید مستغاثی - ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٦
 

 

در جستجوی اعتبار و هویت از دست رفته!

در حالی برای سومین سال پیاپی فیلم‌های خارجی جشنواره فیلم فجر به صورت مستقل از جشنواره اصلی (که در بهمن ماه و در ایام مبارک دهه فجر انقلاب اسلامی برگزار می‌شود) تحت عنوان جشنواره جهانی فیلم فجر به نمایش درآمد که علی‌رغم توصیه‌های خیرخواهانه و کارشناسانه بسیاری از دوستداران و منتقدین سینمای ایران، همچنان متولیان و مدیران این سینما بر برگزاری به هر صورت و شکل و با هر وسیله این به اصطلاح جشنواره ، اصرار می‌ورزند! گویی این لجاجت و پافشاری غیرعقلانی که از برخی دولت‌های قبلی به میراث گذارده شده، اینک به صورت یک افتخار و فضیلت درآمده و با وجود منفی بودن نتیجه تمام تجاربی از این دست و از جمله همین جشنواره به اصطلاح جهانی فیلم فجر، در پایان حضرات برگزار‌کننده برای خود دست زده و کلی شیشه نوشابه باز کرده و دست مریزاد هم می‌گویند. بی‌خیال همه انتقادات و اعتراضات و نوشته‌ها و شواهد و ... به قول آن ضرب المثل معروف: تو خود گویی و خود خندی! عجب مرد هنرمندی!!


 
 
← صفحه بعد